دوستداران حیوانات و محیط زیست
(حیوانات، محیط زیست و میراث فرهنگی)
کوه سیاه تالاب گاوخونی آزاد شد ؛ کارناوال شادی در ورزنه
نویسنده: سپهر سلیمی - پنجشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٧



با مقاومت مردم و یاری مسئولین پس از 2 ماه دستور توقف عملیات تخریب کوه سیاه تالاب بین المللی گاوخونی صادر شد.
همزمان با میلاد مسعود مولود کعبه و ایام البیض آزاد شدن کوه سیاه و بازگشت آن به دامان طبیعت را مردم ورزنه جشن گرفتند و از سوی جوانان کارناول شادی راه انداختند این مراسم که در روز چهارشنبه همزمان با میلاد مولی الموحدین انجام شد مردم به صورت خود جوش با دادن شرینی و شربت این دو عید را جشن گرفتند و با نوشتن پرچم وپلاکارد و شعارهای زیست محیطی از حضور مردم ، نمایندگان محترم مردم شهرستان اصفهان ، سازمان محیط زیست استان اصفهان، مسئولین استان ، بخش و شهر ورزنه تقدیر و تشکر کردند .
لازم به ذکر است در نخستین روزهای سال 1378 جمعی از دوستداران محیط زیست ورزنه با شنیدن خبر واگذاری امتیاز بهره برداری از تنها کوه منفرد جنب تالاب گاوخونی به مخالفت پرداختند و ابتدا مخالفت خود را از طریق مقامات رسمی و جراید و مطبوعات و مسئولین محلی به گوش صادر کنندگان مجوز رساندند ولی با مقاومت زیاد آنها مواجه شدند که این امر موجب افزایش حساسیت مردم گردید و با حضور جمعیت 1000 نفری در 27 اردیبهشت ماه درمحل تالاب گاوخونی خواستار توقف سریع تخریب کوه شدند و با قرائت بیانیه 15 ماده ای خواسته های خود را مطرح کردند ولی همچنان عملیات متوقف نگردید و مواردی درگیری هایی بین افراد و وسایل نقلیه حمل کننده سنگ کوه صورت گرفته و روز به روز بر نارضایتی مردم افزوده شده که بالاخره با گزارشات مکرر بر ایجاد ناامنی در شهر ورزنه و درگیری بین مردم بر اثر توجه نکردن به خواسته های مردم و پیگیری های نمایندگان از سوی ریاست محترم سازمان صنایع و معادن استان دستور توقف عملیات بهره برداری از کوه سیاه بازالتی در کنار تالاب صادر گردید .
قابل توجه است که این کوه در کنار تالاب بین المللی گاوخونی واقع گردیده از جنس بازالت می باشد و در اثر فوران آتشفشان در زیر دریای عصر سوم زمین شناسی حاصل شده است و تنها چشم انداز کنار تالاب است که از فراز ارتفاع حدود 1700 متر آن ( از سطح دریا) می توان فواید زیادی در نظر گرفت از جمله :چشم انداز زیبای تالاب ، آب نمای تالاب ، مشاهده نیزار و گزستان واقع در مصب رودخانه زاینده رود، غروب دل انگیز تالاب ، کوه نوردی در کنار کویر نوردی ، دیدن سنگ فرش بیابان و آتشفشان خاموش ، جلوگیری از فرسایش بادهایی که از شمال شرقی به سمت شهر ورزنه می ورزند و در صورت نابودی کوه گرد و غبار ناشی از آن شهر ورزنه را فرا می گیرد و موجب بیماریهای تنفسی می گردد، محل امنی برای لانه گذاری بعضی از انوع غاز محسوب می شود و فواید بیشماردیگری را برای این کوه می توان در نظر گرفت از جمله مطالعه دانشجویان رشته های زمین شناسی، خاک شناسی ، مرتعداری، منابع طبیعی ، نجوم و اکوتوریسم و غیره را می توان نام برد.

این خبر خوش زیست محیطی را آقای رضا خلیلی ورزنه رئیس انجمن دوستداران میراث فرهنگی ورزنه امروز برایم فرستادند. خبر آزادی کوه سیاه تالاب گاوخونی از دو جنبه می تواند مسرت بخش و شادی آفرین باشد ، نخست آنکه عرصه ای از منابع طبیعی این سرزمین از شر توسعه ناپایدار در امان مانده و دیگر و مهمتر آنکه نشان داد اگر مردم محلی اراده کنند می توانند در برابر هجوم تخریب گران محیط زیست مقاومت کنند.
آزادی کوه سیاه را به مردم با فرهنگ و دانای ورزنه تبریک می گویم همچنین بی شک نقش رسانه ها و بویژه خبرنگاران زیست محیطی در این اتفاق خوشایند بسیار اثرگذار و تعیین کننده بوده است.
لینک مرتبط:
+ پرونده "گاوخونی " در این وبلاگ
اشتراک این مطلب در :
مبارک است ! رشد جمعیت کشور افزایش یافت
نویسنده: سپهر سلیمی - دوشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٧
معاون سلامت وزارت بهداشت میگوید: رشد جمعیت کشور ما که تا چند سال گذشته به حدود 4/1 درصد کاهش یافته بود در سالهای اخیر به حدود 2 درصد افزایش یافته است و با توجه به ورود متولدان 2 دهه گذشته به سن باروری باید منتظر افزایش بیشتر رشد جمعیت هم باشیم.(ادامه خبر)
لینک های با ربط و بی ربط:
- دستهای بسیار سر سفره خالی نفت!
- طرح دولت برای افزایش شدید جمعیت!
- مسائل جنسی، ریشه نیمی از طلاقها در ایران
- تحریکات جنسی در جوانان ایرانی هزار برابر شده است
- تغییر ویژگی های روسپیگری در تهران
موج سبز:
برای دیدن موضوعات پیشنهادی موج سبز و ارائه نظر لطفاً به اینجا بروید.
اشتراک این مطلب در :
فراخوان برنامه ریزی برای موج های سبز آینده
نویسنده: سپهر سلیمی - شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٧

موج سبز دوم تلاش برای حفظ محیط زیست در وبلاگستان فارسی پایان یافت . شاید روزی که محسن تیزهوش عزیز پیشنهاد ایجاد موج دوم را داد کمتر کسی فکر می کرد با توجه زمان محدودی که برای تبلیغات وجود داشت این موج بتواند همانند موج اول فراگیر شود ولی خوشبختانه همانطور که استاد درویش عزیز بخوبی شرح داده اند ، موج سبز دوم بازتاب خیلی خوبی داشت.
موج سبز اول با هفته محیط زیست همراه شده بود و از اینرو تشخیص این مسئله که اخبار زیست محیطی مخابره شده توسط خبرگزاریها و رسانه ها بدلیل هفته محیط زیست است یا در حمایت از موج سبز تولید شده بسیار سخت بود ولی خوشبختانه در موج سبز دوم بسیاری از خبرگزاریها و رسانه ها به موضوع تالابها پرداختند و این نشان از آن دامنه گسترش موج سبز دارد .
نوشتن 68 مطلب در وبلاگها ، 15 مطلب در سایتهای اطلاع رسانی و توجه ویژه رسانه ها به موضع تالابها از دستاوردهای موج سبز دوم می باشد ، در کنار اینها باید مطالب نوشته شده در فراخوان پرشین بلاگ را نیز افزود و با این شرایط باید عملکرد موج سبز دوم را با توجه به شرایط زمانی مطلوب ارزیابی کرد.
موج سبز (موج های سبز اول و دوم) نشان داد فضای مجازی فارسی ظرفیت بسیار بالایی برای پذیرش موضوع محیط زیست دارد ، همچنین توجه به نظرات خوانندگان ثابت می کند که متاسفانه بسیاری از هموطنانمان اطلاعات کامل و درستی نسبت به وضعیت محیط زیست کشور ندارند و از بسیاری از فجایع ریز و درشت زیست محیطی که در گوشه و کنار کشور رخ می دهد بی اطلاع هستند . بنابراین موج سبز باید ادامه داشته باشد و بهتر از گذشته در جهت حفظ محیط زیست در فضای مجازی فاسی زبانان تلاش کند ، پیش از این مدیران سبز اندیش بزرگترین جامعه اینترنتی ایرانیان (پرشین بلاگ) قول همکاری و مساعدت داده بودند و بسیاری از دوستان نیز موافقت خود را با ادامه این حرکت اعلام کرده بودند پس شایسته است در پاسخ به دعوت نخستین وبلاگ نویس زیست محیطی کشور جهت ادامه موج سبز تدبیری اندیشیده شود .
به همین منظور از دوستان سبز اندیش دعوت می شود از بین موضوعات مهم محیط زیست کشور موضوعاتی را برای موج های سبز بعدی پیشنهاد دهند. همچنین پیشنهاد دهید که موج های سبز با چه فاصله زمانی ( هر ماه ، هر 2 ماه ، هر 3 ماه یا ...) برگزار شود . داشتن برنامه ای مشخص برای این مسئله می تواند با استقبال بیشتر کاربران اینترنتی مواجه شود و از طرفی بر کیفیت مطالب تاثیر مطلوب بگذارد.
دیدنی ها :
+ عکسهای زیبا و تابستانی از چشمه نازی بی بی سیدان
اشتراک این مطلب در :
ما کجا ، آنها کجا !
نویسنده: سپهر سلیمی - پنجشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٧

دیشب مطلبی با عنوان " ایالات متحده با زباله های هسته ای چه می کند؟ " که در مجله "شهروند امروز" این هفته چاپ شده خواندم . یک بخشی از آن بسیار برایم جالب بود و به معنای واقعی پس از خواندن آن سرم سوت کشید ! بخشی کوتاهی از آنرا انتخاب کرده ام تا آنهایی که نخوانده اند بخوانند:
" ایالات متحده قصد دارد انبار مرکزی زباله های هسته ای را در کوهستان یوکا در بیابان نوادا ایجاد کند و اخیراً دولت بوش با تقاضای کمیسیون فدرال نظارت هسته ای (NRC) برای مجوز ساخت و ساز و توسعه این مرکز موافقت کرده است .
وزیر انرژی ایالات متحده گفت تضمین داده شده است این ساختمان قادر است "در برابر هر چالشی در هر جا مقاومت کند " و گفته که رعابت نکات مربوط به امنیت بهداشتی در تمامی مراحل آن اجرا خواهد شد .
دفتر حفاظت از محیط زیست بوش به این نتیجه رسیده است که این ساختمان باید طوری ساخته شود که تا 10 هزار سال آینده مانع از نشت پرتوهای رادیواکتیو شود . اما یک قاضی فدرال حکم صادر کرد که این مقدار کافی نیست و به حکومت دستور داد که این مقدار باید تا یک میلیون سال افزایش یابد."
(شهروند امروز شماره 53 صفحه 35)
اشتراک این مطلب در :
از گرین بلاگ تا گرین کانتری !
نویسنده: سپهر سلیمی - سهشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸٧
گرین بلاگ تولدت مبارک و مهدی اشراقی عزیز سپاس .
از خوبی های گرین بلاگ و کمکهای که به وبلاگهای زیست محیطی کرده است بارها صحبت کرده ایم و نیازی به توضیح بیشتری نیست اما اینکه تعداد وبلاگهای زیست محیطی از حدود 30 وبلاگ به 163 وبلاگ رسیده ، اتفاق بسیار خوشایندی است که جای تامل و تفکر دارد.
در 3 سال گذشته اکثر سازمانهای غیر دولتی زیست محیطی نه تنها رشدی نداشته اند بلکه از بعد کمی و کیفی ضعیف شده اند ولی در عوض تعداد وبلاگهای زیست محیطی تنها طی یکسال 5 برابر شده و از لحاظ کیفی نیز رشد داشته اند . فکر می کنم همانطور که فضای مجازی می تواند تحت تاثیر فضای حقیقی قرار بگیرد می توان با استفاده از تجربیات فضای مجازی بر فضای حقیقی نیز تاثیر گذاشت . از الگوی گرین بلاگ ، از تجربه گرین بلاگ و از یاران سبز گرین بلاگ باید برای تاثیرگذاری بیش از پیش بر فضای حقیقی استفاده کرد .
اندیشه ها و موج های سبز مجازی باید بیش از پیش به فضای حقیقی منتقل شود ، از الگوی گرین بلاگ می توان به گرین سیتی و گرین کانتری رسید ...
اشتراک این مطلب در :
استفاده از آب کانالی که به گاوخونی می ریزد بجای سم کش
نویسنده: سپهر سلیمی - دوشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٧

کشاورزان منطقه ورزنه در اقدامی نوآورانه در حالیکه قیمت بعضی از سموم علف کش تا لیتری 30000 تومان افزایش داشته است از آب زهکش سگزی که از شهر ورزنه می گذرد و به گاوخونی می ریزد برای از بین بردن علف های هرز مزارع پنبه خود استفاده می کنند که نتیجه این اقدام بسیار مثبت بوده است و علف های هرز به بهترین نحو ممکن از بین رفته اند.
تصور کنید آبی که به این راحتی علف های هرز را از بین می برد و قوی تر از هر سم کشی عمل می کند چه بر سر تالاب گاوخونی و موجودات زنده آن می آورد ؟!
لینک های مرتبط و غیر مرتبط :
- گزارش حرکت وبلاگی موج سبز (16 تا 22 خرداد)
- موج سبز دوم و هفته تالاب نویسی
- یخچال گنبدی میبد سازه ای سازگار با زیست بوم
- درخواست انجمن حمایت از حیوانات اصفهان از رئیس قوه قضائیه برای نجات پارک ملی گلستان
- پرشین بلاگ از موج سبز دوم برای نجات تالاب های کشور حمایت میکند
اشتراک این مطلب در :
تالاب های کشور در سراشیبی نابودی
نویسنده: سپهر سلیمی - جمعه ۱٤ تیر ۱۳۸٧
دوستان سبز اندیش با توجه به وضعیت بحرانی تالابهای کشور بیائید هفته آینده(15 تا 22 تیر) یکی از نوشته های خود را به موضوع " تالاب های کشور در سراشیبی نابودی " اختصاص دهیم . سرکار خانم پولادزاده مدیر محترم روابط عمومی پرشین بلاگ نیز وعده داده اند که پرشین بلاگ همچون گذشته از این موج سبز اندیشی حمایت خواهد کرد.

تالاب های کشور در سراشیبی نابودی
تالابها در زمره غنی ترین اکوسیستمهایی قرار دارند که در حفاظت از تنوع زیستی و رفاه جامعه بشری اهمیت فوقالعاده ای دارند اما عدم توجه به اهمیت بالای این منابع طبیعی در کشور باعث شده تا از 22 تالاب ثبت شده در کنواسیون رامسر 7 تالاب در وضعیت قرمز قرار گیرند.
شاید شنیدن نام تالاب، نیزاری که اطراف آن را آب کمی فراگرفته است به ذهن خطور می کند. جایی که هیچ خاصیتی ندارد و حتی می تواند ترسناک و خطرآفرین هم باشد اما باید دانست که وجود تالاب ها در زندگی انسانی از اهمیت بسیاری برخوردار است، شاخص با اهمیتی که با از بین رفتن آن بافت انسانی منطقه ای نیز دچار دگرگونی می شد .
آیا باور کردن این موضوع سخت نیست که به خاطر نابودی یک تالاب، دولت متحمل ضرر چندین میلیارد تومانی می شود و آیا می توان پذیرفت که نبودن یک تالاب موجب شده بخش کشاورزی یک منطقه ضرر بسیاری ببیند؟
ارزش اکولوژیک تالاب ها ۱۰ برابر جنگل ها و۲۰۰ برابر زمین های زراعی است اما متاسفانه علیرغم اهمیت بالا کمتر مورد توجه قرار گرفته اند.
مرکز نظارت محیط زیست جهانی میزان تالاب های جهان را ۵۷۰ میلیون هکتار برآورد کرده که یک میلیون و ۴۸۱ هزار و ۱۴۷ هکتار از آن در ایران قرار دارد در واقع در کشور ما ۸۴ تالاب مهم بین المللی شناسایی شده که از میان آنها تاکنون ۳۳ تالاب در چارچوب ۲۲ عنوان به ثبت رسیده است.
تولید و ذخیره سازی آب، حفظ و توسعه تنوع زیستی گیاهی و جانوری، مهار سیل و فرسایش، پالایش آب، کانون های گردشگری، تثبیت آب وهوای محلی بویژه تعدیل درجه حرارت، تامین غذا و تولید فرآورده های شیلاتی و پرندگان، از ارزش های اکولوژیک و اقتصادی تالاب ما به حساب می آید.
به لحاظ اهمیت بالای تالاب ها ، کنوانسیون رامسر یا کنوانسیون تالابها در دوم ماه فوریه ۱۹۷۱ بهمن ماه ۱۳۴۹ در رامسر به امضاء رسید.این کنوانسیون اولین پیمان بین الدولی جهانی است که نگاهی تازه به حفاظت و بهرهبرداری پایدار از منابع طبیعی داشته، اما با این وجود در مقایسه با پیمانهای مشابه بعدی، مقرراتی کلی و ساده دارد و بر حفاظت و بهره برداری معقول از تالاب ها به خصوص در جهت فراهم ساختن زیستگاهی برای پرندگان آبزی تاکید میکند.
این کنوانسیون طی گذشت سالها گستره دید خود را چنان افزایش داده که تمام ابعاد حفاظت و بهره برداری معقول از تالابها را در بر میگیرد و تالابها را در زمره اکوسیستمهایی می داند که در حفاظت از تنوع زیستی و رفاه جامعه بشری اهمیت فوقالعاده ای دارد اما این اهمیت در ارتباط با تالاب های ایران تا کنون وجود نداشته است .
کنوانسیون رامسر در سال ۱۹۷۵جنبه قانونی یافت و هم اکنون ۱۴۷ کشور عضو رسمی دارد و یکهزار و ۴۵۹ تالاب با اهمیت بینالمللی با مجموع مساحت حدود ۱۲۵میلیون هکتار را در سطح جهان به ثبت رسانده است.
متاسفانه با وجود اینکه کشور ما با ثبت 22 تالاب بین المللی دربین 140کشور درمقام و رتبه 25 کشورهای عضو کنوانسیون رامسر قرار دارد و با توجه به آن که ایران زادگاه این معاهده بسیار مهم است و همین نکته می تواند انگیزة بزرگی برای حفظ و ارتقاء جایگاه خود در بین کشور های جهان باشد ولی تا کنون دولتمردان ایرانی آن گونه که باید و شاید نتوانسته اند در حفظ همین تالاب ها موفق باشند.
هامون یکی از تالاب هایی است که سالها بی توجهی به اهمیت آن منتهی به حرکت آن به سمت نابودی شده است به گونه ای که در سال ۱۳۴۲ ای تالاب به علت خشکسالی از بین رفت. و این امر باعث شد تا برخی از مردم زابل، شهرستان گرگان را برای ادامه زندگی انتخاب کردند چرا که زندگی در اطراف تالاب هامون غیرممکن شده بود و مردم با بیل از خانه خود، شن خارج می کردند.همین امر موجب شد بسیاری از مردم به شهرستان گرگان کوچ کنند و بافت این شهر را تا درصد بسیاری تحت تأثیر قرار دهند.
تالاب هامون در سال ۱۳۷۹ نیز برای چندمین بار دچار خشکسالی شد و از بین رفت. دولت ایران نیز برای این که بار دیگر تغییری در بافت انسانی رخ ندهد، بودجه فراوانی را برای این کار در نظر گرفت البته در این شهرستان باز هم مردم برای خارج کردن شن از خانه شان مجبور شدند که متحمل زحمات فراوانی شوند در حالی که اگر تالاب هامون دچار خشکسالی نمی شد، این اتفاق رخ نمی داد.
دریاچه ارومیه نیز متاسفانه به همین وضعیت دچار شده است ، چندین هکتار از دریاچه ارومیه دچار خشکسالی شده و با خشک شدن این دریاچه به علت شور بودن، نمک های اطراف آن به وسیله باد به سوی محصولات کشاورزی روانه می شد و آنها را از بین می برد .
تالاب انزلی یکی از همان تالاب های مهم و در آستانه نابودی محسوب می شود تالابی که زیستگاه مناسب برای پرندگان مهاجر است ، از این رو دارای اهمیت بین المللی است و در سال 1354 در سایت رامسر به ثبت رسید اما طی سال های گذشته به دلایل متعددی از جمله ورود فاضلاب و زباله جامد از مناطق اطراف و آلودگی حاصل از فعالیت ها ی کشاورزی ، کیفیت آب آن کاهش یافته است.
زباله های جامد حوزه آبخیز در تالاب انباشته می شود و ورود رسوبات حاصل از فرسایش در تالاب سبب کم شدن عمق تالاب می گردد .و این در حالی است که جذر و مد دریای خزر نیز این مشکل را بغرنج تر می کند
ماکروفیت هایی چون سرخص آبی (آزولا) در تالاب به صورت غیر قابل کنترل در حال گسترش هستند و اخیراحدود 25 درصد از کل منطقه را پوشانده است و این امر زیستگاه پرندگان آبی را در معرض خطر قرار داده است .
از سوی دیگر فقط مناطق حفاظت شده به طور قانونی حفاظت می شوند. در حالی که سایر مناطق تالاب تحت حفاظت نیستند و باید گفت تا زمانی که محدوده قانونی تالاب مشخص نباشد، مشکلاتی از قبیل تصرف اراضی جهت فعالیت های کشاورزی و سایر موارد مشابه وجود دارد.
همچنین استفاده از تورهای غیر قانونی ماهیگیری ، شکار در منطقه شکار ممنوع و دیگر فعالیت های غیر قانونی نیز به روند نابودی تالاب انزلی سرعت بخشیده است.
تالاب بین المللی شادگان نیزبه دلیل برهم خوردن سلامت اکوسیستم آن به دلیل ورود دهها میلیون متر معکب فاضلاب شهری و صنعتی و ضایعات کارخانجات کشت نیشکر در این لیست سیاه قرار گرفته است .
در حالی که خطر خشک شدن بخش های وسیعی از تالاب نی ریز و کمجان نیز وجود دارد که تالاب خور خوران نیز به دلیل آلودگی های نفتی و تخریب جنگل های حرا در حال نابودی است .
در حالی با خطر نابودی تالاب ها و دریاچه ها مواجه هستیم که سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان متولی اصلی در نظارت و حفظ این منابع طبیعی تا کنون در اجرای تکلیف فانونی بدرستی وارد عمل نشده و این امر روند نابودی را تشدید کرده است .
از سوی دیگر بودجه هایی که تا کنون به امر رسیدگی به تالاب های کشور تخصیص داده می شود فقط محدود به امور پژوهشی درارتباط با تالاب ها شده است.
به گفته کار شناسان محیط زیست ، از ۲۲ عنوان تالاب ثبت شده در کنوانسیون تالاب های ایران، ۷ تالاب در وضع قرمز قرار دارند و این در حالی است که اگر به این تالاب ها توجه نکنیم باید منتظر تغییرات اساسی در محیط زیست کشورمان باشیم که می تواند در زندگی ما نیز نقش اساسی ایفا کند.
طی چند سال گذشته زیان های سنگینی بر تالاب های کشور تحمیل شده است و به طور حتم با روندی که در حال حاضر در ارتباط با حفظ منابع طبیعی و محیط زیست در پیش گرفته شده خروج تالاب ها از وضعیت قرمز امری بعید به نظر می رسد.
اعمال سیاست های غلط آبرسانی ، پروژه های نفتی، احداث سدهای متعدد ، جاده سازی ، هدایت فاضلاب ها و پسماند های شهری و صنعتی و معرفی گونه های غیر بومی تقریبا تمام تالاب های بین المللی ایران را در آستانه نابودی قرار داده است.
بررسی های کارشناسان محیط زیست نشان می دهد که بخش زیادی از تالاب های بین المللی ایران به واسطه سوء مدیریت در آستانه نابودی قرار گرفته اند.
عدم وجود برنامه آمایش سرزمین و پیاده کردن برنامه های بخشی ، سد سازی بدون توجه به اثرات مخرب آنها بر تالاب ها؛ توسعه برنامه های نفت محور در حساس ترین و شکننده ترین مناطق ساحلی – دریایی ؛ خطر نابودی پرندگان نادر و در معرض انقراض به دلیل صدور مجوز های قانوی شکار که در تناقض آشکار معیار های لازم وجودی یک تالاب بین المللی است و اجرای سیاست های آبرسانی از مناطق پرآب به کم آب کشور بدون توجه به اثرات سوء زیست محیطی بر روی تالاب ها عواملی محسوب می شوند به روند افزایش تخریب تالاب های کشور سرعت بخشیده است.
منبع: خبرگزاری مهر
اشتراک این مطلب در :
بخاطر قطع مکرر برق از مردم عذرخواهی می کنم
نویسنده: سپهر سلیمی - سهشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٧
دیروز در خبرها و به نقل از وزیر نیرو آمده بود که:رئیس جمهور دستور داده است تا برای صرفه جویی در مصرف برق، در جلسات هیئت دولت نیمی از لامپ ها خاموش بمانند که در سه جلسه گذشته این امر اجرایی شده است.
نمی دانم آیا خاموش کردن لامپ های اضافه جزو وظایف دولت است یا برنامه ریزی برای قطع نشدن برق در سراسر کشور ؟!
عادل فردوسی پور در ابتدای مسابقه فینال جام ملتهای اروپا بر اساس اطلاعات غلطی که به او داده بودند چنان از برق دار بودن مردم سراسر کشور می گفت که انگار واقعه ای بس بزرگ و حماسه ای عظیم خلق شده است ! و البته اطلاعات او غلط بود و بی برقی وجود داشت .
راستش را بخواهید از بی برقی متنفرم . هر وقت برق می رود اضطراب و استرسی عمیق عذابم می دهد و این ترس و اضطراب نه بخاطر خاموشی بلکه ریشه در زمانی دارد که هر وقت برق می رفت صدای آژیر قرمز فضای خانه و محله را پر می کرد ، ضربان قلبم را لمس می کردم و برای زنده ماندن به همراه خانواده به زیرزمین یا زیر پله ها می رفتیم ... بی برقی مرا به زمان جنگ می برد .
چند سالی بود که برق ها نمی رفت و این احساس را نداشتم ولی در ماههای اخیر و همزمان با شعارهایی همچون "مدیریت جهانی " و در روزهای نفت 144 دلاری بی برقی باز برگشته است !!
چند روزیست که سایتها را می گردم و البته روزنامه ها را که روزانه مرور می کنم تا شاید جمله ای یا کلمه ای از مسئولی که برای خدمت به مردم حقوق می گیرد پیدا کنم که بخاطر بی برقی و قطع مکرر برق از مردم عذرخواهی کرده باشد ولی افسوس که هر چه گشتم نیافتم ولی از آنجائیکه من یک نفر از هفتاد میلیون نفر مردم ایران هستم و احتمالاً به همین اندازه در سرنوشت کشورم سهیم و تاثیرگذار هستم از اینرو از هموطنان عزیزم برای قطع مکرر برق عذرخواهی می کنم.
شاید اگر همه ی چراغهای دولت نهم خاموش شود باز هم مثل چند سال گذشته هیچوقت برق نرود ....
مطلب مرتبط :
نقش دولت در قطع مکرر برق
اشتراک این مطلب در :
هشدار ؛ ایرانیان و جهانیان پاسارگاد را دریابید
نویسنده: سپهر سلیمی - جمعه ٧ تیر ۱۳۸٧

هشدارنامه دکترمحمدعلی دادخواه
به ایرانیان و جهانیان برای نجات پاسارگاد
پاسارگاد را دریابید
ایران نامه : چند سالی است که از احداث و آبگیری سد سیوند گفت و گو می شود. در این میان تحلیل گران و اندیشمندان با شناخت دقیق و نگاه عمیق، حذف این طرح را توصیه و با مباحث علمی و کارشناسی، خسارت آن را به محیط زیست، از جمله دریاچه بختگان و آسیب های غیرقابل جبران به مجموعه پاسارگاد، به مسئولان گوشزد کردند.حدود یک سال پیش، در شرایطی که مسئولان وقعی به این توصیه های ارزشمند نمی نهادند و خسارت های مادی و معنوی به پاسارگاد در شرف وقوع بود، به ناچار و برای اولین بار در تاریخ دادگستری ایران، 4350 نفر از فرهیختگان ایرانی شکواییه ای به مجتمع قضایی کارکنان دولت ارائه کردند و خواستند دستور موقت برای جلوگیری از آبگیری سد سیوند صادر شود که البته در کمال تأسف، هیچ اقدامی تاکنون در این زمینه انجام نشده است.
اخیراً مقامات رسمی کشور اعلام داشته اند آثار مخرب آبگیری سد بر میراث ارزشمند فرهنگی پاسارگاد مشخص شده است و این خود تأییدی است بر عملکرد انفعالی مدیران و مسئولان بی توجهی که موجب ورود خسارت به میراث فرهنگی و تاریخی ایران شده اند. باید به یاد داشته باشیم که هویت، استقلال و پیوند به این سرزمین و تمدن، حرکت همه جامعه را می طلبد و می دانیم هر حرکتی، محرک می خواهد.
هویت ایران در بسیاری از جهات به میراث فرهنگی آن بستگی دارد. دست شستن از این محرک ها یعنی پذیرش بی هویتی، بی پیشینگی و فقدان شناسنامه فرهنگی. بر این پایه و اساس، وظیفه هر ایرانی است که در پی حفظ و نگه داری از این میراث ارزشمند با جدیت و پشتکار اقدام کند.
از طرف دیگر با توجه به کنوانسیون های متعدد و نگرش بین المللی و توجه به ماده 27 اعلامیه جهانی حقوق بشر بر دست اندرکاران است که از محفوظ ماندن این آثار گرانقدر و منحصر به فرد تمدن انسانی دفاع کنند. نوآوری و شکوفایی هم ایجاب می کند با به کارگیری روش ها و ابزارهای مناسب، شرایط ارتقای فرهنگی و اعتلای تمدن و هویت ایرانی را فراهم کنیم. تاریخ و نسل های آینده بشری هیچ یک از ما را نخواهد بخشید که این سان به ستم با امتیازات و افتخارات و آثار ملی خود رفتار کرده ایم.
در این میان آن چه مایه تأسف است این است که نهادهای بین المللی عهده دار پاسداری از میراث فرهنگی و به طور مشخص سازمان یونسکو، با سکوتی معنادار به تماشای تخریب پاسارگاد نشسته اند.
ما بار دیگر ضمن هشدار به یونسکو برای پرهیز از بی اعتنایی به وضعیت پاسارگاد، از همه صاحبان این میراث، یعنی تمامی انسان ها فارغ از تعلقات ملی، برای واداشتن یونسکو به عمل به تعهدات خود استمداد می جوییم. پاسارگاد نهاد تمدن پارسی است که در تکامل معرفت بشری سهم عمده ای داشته است. برای پاسداری از این میراث مشترک، بشریت را به یاری می طلبیم.
اشتراک این مطلب در :
این چیه ؟!
نویسنده: سپهر سلیمی - سهشنبه ٤ تیر ۱۳۸٧

مدیر عامل شرکت آب و فاضلاب شهر بهارستان ( همان جایی که فاضلابش یکراست وارد زاینده رود می شود ) امروز در روزنامه "اصفهان امروز " در پاسخ به مرگ و میز بالای ماهی ها و آلوده شدن آب با فاضلاب فرمایش فرموده اند که :" در آن مناطق به هیچ وجه ماهی وجود ندارد و اصلاً جز یک جوی کوچک رودخانه ای در آن منطقه نیست " !!!
راستش را بخواهید تا چند ساعت پس از خواندن این مطلب کله مبارک بنده داغ کرده بود و در بی برقی سر ظهر با روزنامه مشغول عمل خنک سازی بودم و پس از تشریف فرمایی برق سری به تقویم های موجود در خانه زدم تا ببینیم احیاناً امروز بنا به روایاتی روز 13 فروردین نباشد و پس از اطمینان از اینکه روایتی مبنی بر 13 فروردین بودن امروز وجود ندارد در شکی عظیم فرو رفته و با خود اندیشیدم چگونه است که پس از عمری حیوان دوستی و نیز شش، هفت سالی کسب فیض در محضر اساتید دامپزشکی و دامپروری هنوز اسم این چیز را نمی دانم .
از آنجائیکه در صداقت و دانش هیچ مدیر عزیزی شکی نیست لذا برای کشف نام آن چیزهایی که در عکس بالا می بینید ساعتی سرگردان و حیران بودم و نهایتاً به 4 نام رسیدم ! از سروران گرامی استدعا دارم جواب درست را به من اعلام فرمایند و بنده ای را از ناراحتی و گیجی نجات دهند.
اسم اون چیز ها که در بالا عکسش آمده چیست ؟
الف) سیب زمینی
ب) پلنگ صورتی
ج) زیر دریایی
د) سهام عدالت ویژه حیوانات
اشتراک این مطلب در :
ما از GreenBlog حمایت می کنیم...
نویسنده: سپهر سلیمی - دوشنبه ۳ تیر ۱۳۸٧
GreenBlog خانه وبلاگهای سبز فارسی است و حمایت از گرین بلاگ حمایت از اندیشه سبز در وبلاگستان فارسی است . اکنون پس از گذشت یکسال از تولد گرین بلاگ ، ضمن سپاس فراوان از آقای مهدی اشراقی عزیز لازم است برای حمایت از خانه وبلاگهای فارسی دست بکار شویم تا ضمن مشارکت در تامین هزینه های این سایت کمک کنیم این خانه آبادتر و پربارتر از گذشته شود .
می دانم مهدی عزیز طرحهای جدیدی برای گرین بلاگ دارد و حمایت مادی و معنوی ما از GreenBlog باعث دلگرمی او و همه ی طرفداران گرین بلاگ خواهد شد.
برای حمایت از گرین بلاگ اینجا را بخوانید .
همچنین به آقای اشراقی پیشنهاد دادم دوستانی که از گرین بلاگ حمایت کردند صاحب "ساب دامینی " از گرین بلاگ شوند تا با این کار انسجام وبلاگهای زیست محیطی بیش از پیش در وبلاگستان فارسی آشکار شود و خوشبختانه این پیشنهاد مورد موافقت ایشان قرار گرفت ، پس با اجازه مهدی عزیز پیشاپیش آدرس جدید وبلاگم را اعلام می کنم : www.animal.greenblog.ir
لینکهای مرتبط:
+ ما از GreenBlog حمایت می کنیم...
+ از خانه وبلاگهای سبز فارسی حمایت کنیم
اشتراک این مطلب در :