
وزیر صنایع به عنوان "وزیر سبز" انتخاب شد !!

وزیر صنایع به عنوان "وزیر سبز" انتخاب شد !!
چندی پیش دکتر ناصر کرمی مطلبی با عنوان "نصف مناطق حفاظت شده کشور باید منحل شوند؟" در وبلاگشان و روزنامه همشهری منتشر کردند . در گام اول مهندس درویش در مطلبی کامل و روشن پاسخی به این ادعا دادند ، همچنین روز گذشته دوست عزیزم ، سرباز زمین نیز در این بحث شرکت کردند .
آنچه که گفته شده و پاسخهای آن همه از منظری علمی به این بحث نگاه کرده اند و خوشبختانه اکثر مطالب بر ضرورت حفظ و تقویت این مناطق صحه گذاشته اند .
اما آیا بر فرض اینکه در منطقه ای سالها حتی یک شغال هم دیده نشده باشد ، باید آنرا منحل کرد؟!
معتقدم باید به مناطق حفاظت شده از دو دیدگاه نگریست . نخست از دید ساکنان آن و دیگر از دید انسانهای خارج از آن مناطق . از دید ساکنان آن که همانا حیوانات و گیاهان هستند ، منطقه حفاظت شده منطقه ای است که می توانند راحت تر از دیگر مناطق در آنجا زندگی کنند . از دید آنها مرز مشخصی برای منطقه وجود ندارد و هر کجا که بهتر و راحت تر بتوانند زندگی کنند به آنجا کوچ خواهند کرد . اما از دید ما انسانها و اصولاً از دیدگاه انسانی مناطق حفاظت شده مناطقی هستند که به احترام دیگر زیستمندان این کره خاکی به وجود آورده ایم تا بتوانند براحتی در آن زندگی کنند.
حال اگر روزی گله های چند ده هزارتایی در منطقه ای زیست می کرده و امروز حتا شغال نیز وجود ندارد نشان بی عرضگی و بی لیاقتی ما انسانهاست.
خوشبختانه یا متاسفانه اکثر دفعاتی که به مناطق حفاظت شده رفته ام همسفرانی داشته ام و این مسئله باعث شده حیوانات وحشی بخوبی متوجه حضور ما شوند و از نظرها پنهان شوند اما با این حال با حضور در این مناطق احساس ویژه ای به من دست می دهد ، وقتی بدانی به خانه این حیوانات بی پناه آمده ای سعی می کنی بیش از پیش احترام صاحب خانه را نگه داری ، با چشم خود دیده ام که چگونه همسفرانم به خارهای بیابان احترام می گذارند ، دیده ام چگونه زمان بازدید را کوتاه می کنند تا صاحب خانه ها بتواند به موقع بر سر آبشخورها بیایند ، حتی دیده ام که عطر و ادکلن نمی زنند تا مبادا باعث آزار و اضطراب حیوانات منطقه نشوند.
نگاه علمی به مسئله محیط زیست واجب است اما کافی نیست . نمی توان با دو دو تا کردن و بر اساس تعداد شغال و روباه حکم به تعطیلی منطقه ای داد ، باید بحث های انسانی ، اجتماعی و حتی رومانتیک و سانتیمانتالیستی مرتبط با محیط زیست کاملن مورد توجه قرار گیرد . مناطق حفاظت شده بزرگترین نماد احترام به حقوق گونه های گیاهی و جانوری در هر کشوری هستند و هر چه این نماد ها بیشتر و بهتر باشد قطعن فرهنگ احترام به طبیعت و محیط زیست در آن کشور بیشتر خواهد بود و خوب می دانیم که همه ی خوبی ها و بدی های ما آدمیان ریشه در فرهنگ دارد.
کوتاه سخن آنکه حتی اگر یک بوته خار خشک شده هم در منطقه ای نباشد ، باید آن منطقه به عنوان نماد احترام به طبیعت حفظ شود و بماند . همانطوریکه قبر عزیزانمان را که حتی بعد از سالها خالی از استخوان و کفن شده احترام می کنیم و البته همه می دانیم اگر کسی احترام همین قبر خالی را نداشته باشد نمی توان انتظار داشت که برای زنده ها حرمتی قائل شود.
و سخن آخر آنکه در حالیکه اوضاع محیط زیست کشورمان هر روز بدتر از دیروز می شود دوستداران محیط زیست باید مراقب اینگونه اظهار نظر ها باشند تا خدای نکرده به سربازان گمنام طبیعت ستیزان وطن تبدیل نشویم.

این قبر نمادین بخشی از غرفه انجمن حمایت از حیوانات اصفهان در نمایشگاه جوان است که تابستان چند سال پیش و به مناسبت چهلمین روز مرگ چند یوزپلنگ ایجاد شده بود

"پایگاه اطلاع رسانی محیط زیست ایران" ( زیستا) از بعد ازظهر دیروز بصورت آزمایشی شروع بکار کرده است و همانطوریکه مشاهده می کنید اخبار و مطالب بخش های مختلف آن از سایت انجمن حمایت از حیوانات اصفهان برداشته شده است.
لذا از دوستان عزیز خواهش می کنم اگر پیشنهادی در مورد بخش های مختلف سایت دارند ، بفرمایند تا اعمال شود . همچنین مشتاقانه منتظر همکاری و همراهی دوستداران محیط زیست برای اداره هر چه بهتر این سایت هستیم.
معالجه امراض دست و پا توسط نوعی ماهی کپور به نام garra rufa" " یا "ماهی دکتر"

ایمیل رسیده :
فراخوان «ائتلاف فعالان و گروهای مختلف جنبش زنان» علیه لایحه «حمایت از خانواده»
امروز سرنوشت خانواده های ایرانی، وارد مرحله حساس و تعیین کننده ای شده است. مجلس هشتم، تصمیم دارد تا لایحه ای را به نام «لایحه حمایت از خانواده» (که در میان فعالان جنبش زنان به «لایحه ضدخانواده» شهرت یافته) در مجلس شورای اسلامی به تصویب برساند. این لایحه که در شهریورماه سال گذشته (1386) از سوی دولت نهم به مجلس ارائه شد، در 18 تیرماه امسال (1387) به تصویب کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس رسید و هر روز بیم آن می رود که در صحن علنی مجلس به تصویب قطعی برسد.
- در لایحه «ضدخانواده» بر «بی حقوقی» زن ایرانی در قوانین موجود صحه گذاشته شده است و نه تنها به لغو کامل قانون تعدد زوجات و تاکید بر «تک همسری» صحه نگذاشته، بلکه ازدواج مجدد مردان را صرفا به شرط تمکن مالی (و تعهدی بدون ضمانت اجرایی) تشویق می کند.
- در لایحه «ضدخانواده» نه تنها بر مسئله «بی حقوقی کامل زنان در امر طلاق» تاکید کرده بلکه با طولانی کردن روند طلاق آنان را با دشواری های بیشتری مواجه ساخته است.
- در لایحه «ضدخانواده» نه تنها ازدواج موقت (صیغه) برای مردان متاهل را منع نکرده، بلکه حتا لزوم ثبت این ازدواج را نیز منتفی دانسته است.
- در لایحه «ضدخانواده» نه تنها حق بدون قید و شرط زنان برای اشتغال را به رسمیت نشناخته، بلکه بر ای تنها «پشتوانه» (از سر ناگزیری شان) یعنی «مهریه» نیز پیش از دریافت آن، مالیات تعیین کرده است.
- در لایحه «ضدخانواده»، نه تنها هیچ اثری از «حمایت از خانواده» دیده نمی شود، بلکه با تایید قوانین عقب مانده و غیرانسانی، کانون خانواده های امروز را به سمت «تزلزل» و «ناپایداری» هرچه بیشتر سوق می دهد.
- با توجه به موارد بالا، به روشنی می بینیم که در این لایحه، به جای «حمایت» از کیان خانواده، متاسفانه «ضدیت» با زندگی انسانی بین زن و مرد در خانواده ها موج می زند.
مفاد غیرانسانی «لایحه ضدخانواده» مذکور، درحالی از سوی دولت به طرزی «غیرمسئولانه» به مجلس ارائه شده، که ما هر روز شاهد فجایع انسانی ناشی از حضور قوانین نابرابر موجود بر زندگی میلیون ها خانواده ایرانی، افزایش حیرت انگیز جنایت و «خشونت» علیه زنان و کودکان، و روند تصاعدی افزایش انواع آسیب های اجتماعی (از جمله افزایش همسرکشی به واسطه نبود حق طلاق) در این کشور پهناور هستیم. دادگاه های خانواده مملو از پرونده زندگی های به بست رسیده ای است که اگر قوانین نابرابر موجود، تغییر می یافت، به یقین، رو به کاهش می گذاشت.
از این روست که ما امضاء کنندگان این فراخوان که سال هاست با تعهد و دلسوزی برای جلوگیری و کاهش فجایع انسانی ناشی از این قوانین تلاش کرده ایم، اکنون گرد هم آمده ایم تا در این مقطع سرنوشت ساز زندگی زن ایرانی، با شکل دهی به یک ائتلاف بزرگ بتوانیم با یاری گرفتن از هر روش ممکن و با اتکاء به هر آن چه در توان داریم و به پشتوانه همدلی و نیروی جمعی مان، از تصویب این لایحه ضدخانواده در مجلس جلوگیری به عمل آوریم.
به این سبب، دست یاری به سوی تمامی هموطنانمان دراز می کنیم، به سوی ایرانیان آزاده ای که به سرنوشت زنان کشورشان و نیز به زندگی عادلانه بین زن و مرد در خانواده ای بر مبنای انسانیت و عطوفت می اندیشند، از همه هم وطنان از هر گروه و دسته، و با هر ایدئولوژی و مرام و از هر قوم و مذهب و جنسیتی، در هر کجای عالم که زندگی می کنند تقاضا داریم با پیوستن به این ائتلاف و به کارگیری تجربه و توان شان، برای جلوگیری از تصویب این لایحه، زنان هموطن خود را یاری دهند.
- برای پیوستن به این ائتلاف و نیز دادن پیشنهادات خود به منظور جلوگیری از تصویب این لایحه می توانید با ایمیل ما تماس بگیرید. آدرس ایمیل ائتلاف :Layehe.zedekhanevade@gmail.com
لینک مرتبط:
- متن کامل لایحه حمایت از خانواده
سرمایه : دو مجسمه شیر و خورشید که زمان انقلاب از سردر مجلس حذف و قطعه قطعه شده بود. روز پنجشنبه 17 مردادماه در سکوت خبری به جایگاه قبلی خود بازگشت. یکی از کارمندان کتابخانه مجلس با اعلام این خبر از حذف نشان خورشید از پشت مجسمه های شیر می گوید: «شیرهای شمشیر به دست بعد از مرمت به جایگاه اولیه خود بازگشته اند ولی در عملیات مرمت جای خالی خورشید در این مجسمه حذف شده است.»
این کارشناس قدیمی کتابخانه مجلس معتقد است: «به احتمال زیاد تصور شده که شیر و خورشید، نماد رژیم پهلوی است و به همین دلیل از بدنه مجسمه جدا شده است.»
در مجلس هفتم نصب این مجسمه ها به نظر هیات رئیسه مجلس وابسته بود و سال گذشته نیز غلامعلی حداد عادل رئیس پیشین مجلس با نصب مجسمه ها موافقت کرد اما نصب مجسمه ها امسال اتفاق افتاد.مجسمه شیر های مجلس 99 سال قدمت دارند و به عنوان نماد قاجاریه و نشانه میانه پرچم در سال 1285 شمسی همزمان با انتقال نمایندگان مجلس از عمارت مدرسه نظام به ساختمان بهارستان در دو طرف لوحه ماده تاریخ مشروطه (عدل مظفر) بر سردر اصلی نصب شدند. این دو شیر به صورت حجمی سه بعدی در اندازه هایی بزرگ تر از حد طبیعی روبه روی هم قرار داشتند. در دست هر یک شمشیری فلزی و بر پشتشان علامت خورشید قرار داشت.
این مجسمه ها طی 72 سال حضورشان در دروازه اصلی خانه مشروطه شاهد حوادث بزرگ و عظیم و حضور نمایندگان ملت در این سردر بودند. در جریان به توپ بستن مجلس آسیبی به آنها نرسید. از حوادث مهمی که در پای این دو شیر رخ داد، می توان به حضور زنان ایران برای اعتراض به اولتیماتوم روس ها در مجلس دوم، سخنرانی دکتر محمد مصدق بر دوش مردم در 30 تیر 1331 شمسی، ترور حسنعلی منصور نخست وزیر رژیم پهلوی به دست محمد بخارایی زیر سردر مجلس اشاره کرد.
حالا بعد از 30 سال غیبت این مجسمه ها بار دیگر شیرها به مقر اصلی شان بازگشته اند هر چند بدون نشان خورشید در پشت سرشان.


بیانیه احزاب در دفاع از محیط زیست و لزوم پیگیری اصل پنجاهم قانون اساسی اتفاق خوشایندی است که می تواند سرآغاز نگاه جدید سیاسیون به محیط زیست و لزوم حفاظت از آن باشد.
طرفداران محیط زیست در کشور ما سالهاست که از بی توجهی سیاسیون نسبت به محیط زیست گلایه می کنند و تصمیمات نادرست اتخاد شده توسط اینان را برخلاف مصالح کشور و مردم می دانند. اما واقعیت اینست که گناه بخش زیادی از بی توجهی سیاسیون و مدیران نسبت به محیط زیست بر گردن طرفداران محیط زیست است.مگر قرار است سیاسیون نسبت به همه مسائل آگاهی داشته باشند ؟!
علیرغم همه کم لطفی های صورت گرفته نسبت به محیط زیست در دولت ها مجلس ها ولی طرفداران محیط زیست باید بپذیرند که متاسفانه از همه ی توان و ظرفیت خود برای آشنا کردن و از آن مهمتر قانع کردن سیاسیون برای حفظ محیط زیست استفاده نکرده اند.
تجربه چند سال حضور و آشنایی با سازمانهای غیر دولتی زیست محیطی به من ثابت کرده که بسیاری از دوستداران محیط زیست حاضرند روزها برای آموزش در مدارس و مهد کودک ها وقت بگذارند اما در سال حتی نیم ساعت زمان برای صحبت در مورد مسائل زیست محیطی با نماینده مجلس و دیگر مقامات سیاسی شهرشان نمی گذارند.
مهمترین وظیفه طرفداران محیط زیست در کشورمان ایجاد علاقه و آموزش شهروندان در جهت حفظ محیط زیست است ، شهروندان شامل همه ی افراد می شود ؛ از سیاسیون و اساتید دانشگاه تا کودکان و سالخوردگان . نباید از مدیری که با محیط زیست آشنایی ندارد انتظار حفاظت از محیط زیست را داشت . همچنین نباید به امید بیانیه ها و نامه ها ماند ، حتی خبرهای داغ و تکان دهنده زیست محیطی نیز نمی تواند تاثیر چندانی داشته باشد ، زیرا معمولاً این اخبار وقتی منتشر می شود که کار از کار گذشته و مدیران در صدد توجیه عملکرد خود بر می آیند . باید رایزنی ، گفتگو و آموزش مدیران وسیاسیون در خصوص محیط زیست بطور مستمر باشد .تجربه آزادی کوه سیاه در ورزنه نشان داد که اراده مردم محلی و گفتگو با مسئولان می تواند راهگشا باشد .
در مجلس هفتم فراکسیون محیط زیست در حد یک نام وجود داشت البته در مجلس فعلی همین هم وجود ندارد ولی طرفداران محیط زیست باید در این خصوص چاره ای بیندیشند . شاید دوستداران محیط زیست در سراسر کشور بتوانند با همراهمی و هماهنگی موافقت نمایندگان شهر خود را برای ایجاد فراکسیون محیط زیست جلب کنند . اگر بخواهیم می توانیم .
کار زیاد سختی نیست ، جزوه ای از وضعیت کنونی محیط زیست تهیه می کنیم و به دیدار نماینده شهرستانمان می رویم و در حد اطلاعات و توان خود اوضاع را تشریح می کنیم . کافیست در هر شهر دو سه نفر با همکاری هم این جلسات را بصورت دوره ای ادامه دهند . مطمئنم نتیجه این جلسات می تواند به ایجاد گروه نمایندگان دوستدار محیط زیست در مجلس منتج شود .
این یک ایده کلی است و می تواند کامل تر و پخته تر شود . نظر شما چیست ؟

آماندا برد کاپیتان تیم شنای امریکا و دارنده دو مدال طلای المپیک ، پوستری را که در جهت حمایت از حیوانات و با شعار "در پوستتان راحت باشید ، نه در پوست حیوانات" تهیه کرده را در دهکده المپیک 2008 چین در معرض نمایش گذاشته است .(منبع خبر)
توضیح: جهت حفظ امنیت اخلاقی ! مجبور شدم تغییراتی در پوستر ایجاد کنم . ولی تغییرات باعث شده این طور به نظر بیاد که لباسی از پوست گورخر پوشیده ! شما اینطور تصور کنید که نیست.
در نشست فصلی خانه احزاب ایران، شماری از احزاب ضمن تشریح روند تخریب محیط زیست ایران و با اشاره به عواملی همچون ضعف مسؤولان سازمان حفاظت از محیط زیست ، بیانیهای را در دفاع از محیط زیست صادر کردند. متن کامل بیانیه اعتراضی احزاب به شرح زیر است:
شوربختانه ضعف مسؤولان سازمان حفاظت از محیط زیست از سویی، و نیرومندی پیمانکارانی که از طریق وزارتخانهها اهداف سودجویانهشان را در قالب طرحهایی به ظاهر عمرانی پی میگیرند، کار را به جایی رسانده که ایران از نظر شاخصهای پایداری محیط زیست در میان 146 کشور جهان رتبهی 132 را بهدست آورد. همچنین براساس شاخصهای جهانی عملکرد زیستمحیطی سال 2008 که در مجمع جهانی اقتصاد – داووس منتشر شد و بر دو هدف اصلی حفاظت از محیط زیست و مدیریت صحیح منابع طبیعی استوار است، ایران در مقایسه با سال 2006 میلادی با 14 پله نزول به رتبه 67 رسیده است.
به راستی سازمان حفاظت محیطزیست که دیر زمانی است وظایف خود را از حفاظت از حیات وحش به مفهوم کلیتر بستر حیات ارتقا داده است در این چرخه رو بهزوال چه نقشی را ایفا میکند؟! گرچه ضرورت وظایف محوله و حجم تشکیلاتی، سازمان حفاظت محیطزیست را میتواند در قامت یک وزارتخانه قرار دهد اما به لحاظ اینکه در حال حاضر رییس آن از معاونان رییسجمهور است، عملا به جای پاسخگویی به مجلس، تنها توسط مقام مافوق خود حسابرسی میشود. این در حالی است که در شرایط کنونی، سیاستهای حفاظت از محیط زیست در دولت کاملا نادیده گرفته شده و در اکثر مواقع و با وجودی که از لحاظ قانونی و به پشتوانه اصل پنجاهم قانون اساسی، سازمان حفاظت محیطزیست میتوانسته از اقدامات مخرّب وزارتخانهها و سازمانهای دیگر جلوگیری کند، اما در نهایت ناباوری تفاهمنامههایی را امضا کرده است که در آنها حق محیط زیست نادیده گرفته شده است.
جنگلزدایی، تخریب مراتع و توسعه بیضابطه اراضی کشاورزی، تخلیه پسابهای آلوده صنایع و زهکشهای کشاورزی به رودخانهها و تالابها، آلودگی سفرههای آب زیرزمینی با انواع آلودگیهای صنعتی و شهری بهویژه دفع زبالههای بیمارستانی، سدسازیهای بیرویه، جادهسازیهای غیراصولی، انقراض گونههای جانوری، کمرونق شدن و از بین رفتن مزارع کشاورزی و افزایش بیماریهای ناشی از آلودگی هوا، آب و خاک و... همه و همه نگرانیهای جامعهی مدنی کشور را افزایش داده است؛ نگرانیهایی که متأسفانه پاسخِ وزیران و مدیران مربوطه را هم در پی نداشته است.
هر جا که پوشش گیاهی در نتیجه بهرهبرداری بیرویه و یا آلودگیهای زیستمحیطی و یا جادهسازی و سدسازی و تغییر کاربری اراضی جنگلی و مرتعی از بین رفت، بیابان با سرعتی هر چه تمامتر جایگزین میشود. وقتی سدهایی ساخته میشود که دِبی دریاچه ارومیه را به صفر میرساند تا 150 هزار هکتار از دریاچه به شورهزار تبدیل شود، وقتی بهرهبرداری بیرویه از سفرههای آب زیرزمینی، ۶۰۰ دشت کشور را با بیلان منفی مواجه میکند، وقتی در شیب ۴۰ درجه و در قلب جنگلهای زاگرس، زمین را شخم میزنند و یا مجوز ساخت شهرکها و ویلاها صادر میشود،... در واقع به رشد بیابانهای کشور کمک کردهایم. روند تخریب جنگلها و از بین بردن منابع آب و خاک (که با ادامهی آن تا کمتر از 20 سال دیگر خاک مرغوبی برای کشاورزی و نزدیک به 60 سال دیگر جنگلی نخواهیم داشت) و روند ویران شدن مناطق حفاظتشده، پارکهای ملی و تالابها و دریاچهها، به اندازهای سهمگین است که برای کاستن از شتاب اُفت کارایی سرزمین مادریمان، ایران، تنها عزمی ملی را نیازمندیم.
احداث بزرگراه در ذخیرهگاه زیستکره و پارک ملی گلستان، احداث جاده در تالاب انزلی، احداث جاده در جنگل ابر شاهرود، احداث نیروگاه در پناهگاه حیاتوحش کیامکی، واگذاری 7500 هکتار از اراضی تالاب هورالعظیم به وزرات نفت، خشک شدن تالابهای بینالمللی ایران – نه بهخاطر خشکسالی، بلکه بهخاطر قطع حقآبه حیاتی آنان همچون دریاچههای ارومیه، بختگان،... – احداث صنایع آلاینده نفت و پتروشیمی در جنگلهای گیلان و تالابهای گلستان، واگذاری اراضی پارکهای ملی و مناطق برای عبور خطوط لوله نفت و گاز، و موارد بیشمار دیگر که شوربختانه در بیشتر مواقع، موافقت و یا سکوت پرسشبرانگیز سازمان محیط زیست را هم بهدنبال دارد ما احزاب سیاسی بهعنوان بخشی از بدنهی فعالان جوامع مدنی کشور را بر آن داشت تا خواهان تغییرِ ریاست سازمان مربوطه، و خواستار پیگیری مجدانه اصل پنجاهم قانون اساسی باشیم.
احزاب امضاکننده این بیانیه عبارتند از: حزب آزادی، حزب اتحاد ملی ایران، حزب اراده ملّت ایران، حزب اسلامی رفاه کارگران، حزب اعتماد ملی، حزب پاک ایران، حزب ترقی ایران، حزب جامعه مدنی استان همدان، حزب فرزندان ایران، حزب مردم، حزب وحدت ملی، کانون مهستان، کانون دانشجویان و دانشآموختگان استان ایلام، کانون فارغالتحصیلان و دانشآموختگان استان آذربایجان غربی، کانون همبستگی دانشجویان و فارغالتحصیلان، مجمع فرهنگیان ایران ، مجمع دانشجویان و دانشآموختگان استان گلستان، سازمان رهروان فردا، جمعیت اسلامی وکلای دادگستری.
پی نوشت:
مهندس درویش عزیز در اینجا از جای خالی احزاب سبز در نظام سیاسی ایران نوشته اند. آرزوی سبزی که امید است هر چه زودتر محقق شود . البته بیش از آنکه به احزاب سبز نیازمند باشیم به اندیشه های سبز در بین سیاسیون کشورمان نیازمندیم.
شخصاً آرزو می کنم روزی عضو اولین حزب سبز ایران باشم . آرزو بر جوانان عیب نیست ، شاید من هم روزی به این آرزویم برسم ...
لزوم اطلاع رسانی در حوزه محیط زیست و اهمیت آن بر کسی پوشیده نیست و شاید به جرات بتوان ادعا کرد که آگاهی رسانی به مردم در این حوزه از بسیاری از مسائل دیگر لازم است زیرا مثلاً مشکلات اقتصادی و یا سیاسی ، اجتماعی به سرعت در جامعه خودنمایی می کند ولی تاثیر رفتارهای نادرست زیست محیطی زمانی آشکار می گردد که بسیار دیر شده است و کار از کار گذشته است و بر این اساس اکثر مردم جامعه از آنچه که بر سر محیط زیست می آید نا آگاهند و مدیران نیز یا نمی دانند و یا نمی خواهند بدانند.
متاسفانه علیرغم اهمیت بسیار زیاد حفظ محیط زیست و منابع طبیعی ولی متاسفانه در رسانه های گروهی بسیار به این مسئله کم لطفی می شود . آن اندک خبری هم که از محیط زیست بر صفحات جراید و سایتها نقش می بندد محدود به چند استان می شود و از بقیه مناطق و استانهای کشور خبری نیست که نیست ، حال تصور کنید وقتی که درپایتخت رسانه های کشور و در چند صد متری سازمان محیط زیست کشور آن اتفاقات عجیب و غریب می افتد در بقیه جاهای کشور چه خبر می تواند باشد.
بر این اساس قصد داریم به همراه عده ای از علاقه مندان به محیط زیست "پایگاه اطلاع رسانی محیط زیست" را ایجاد کنیم."پایگاه اطلاع رسانی محیط زیست" در گام اول اخبار زیست محیطی استان اصفهان را پوشش خواهد داد و به خواست پروردگار و در صورت یاری دوستان در مراحل بعدی به صورت استان به استان گسترش خواهد یافت .
امیدواریم با کمک همه علاقه مندان محیط زیست ، خبرنگاران ، کارشناسان و بویژه اعضای سازمانهای غیردولتی زیست محیطی استان بتوانیم الگوی خوبی را برای ایجاد و گسترش پایگاهی مردمی جهت اطلاع رسانی در حوزه محیط زیست ایجاد کنیم . دستان سبز همه ی دوستان سبز اندیش را به گرمی می فشاریم . همکاری مردم محلی ، دوستداران محیط زیست و اعضای سازمانهای غیر دولتی زیست محیطی باعث ایحاد هم افزایی در این جمع می شود و در این صورت این پایگاه می تواند از توان تشکیلاتی عده زیادی سود ببرد . مهم این است که بتوانیم علاقه و همراهی مردم را برای اطلاع رسانی زیست محیطی جهت دهی کنیم تا بتوانیم با حداقل هزینه و بدون هیچ وابستگی قوی ترین شبکه اطلاع رسانی زیست محیطی را ایجاد کنیم.
جهت پوشش اخبار در تمامی شهرستانهای استان حداقل یک همکار خواهیم داشت ، از علاقه مندان دعوت می شود جهت کسب اطلاعات بیشتر ، ثبت نام در دوره های کوتاه مدت آموزشی و همکاری به آدرس greennews.ir@gmail.com ایمیل بزنند. فقط کافیست علاقه مند و معتقد به حفظ محیط زیست و منابع طبیعی باشید .
سایت پایگاه اطلاع رسانی محیط زیست (زیستا) در حال آماده سازی است و بزودی در آدرس www.greennews.ir قابل دسترسی خواهد بود.
بی شک انتقادات ، پیشنهادات و نظرات دوستان عزیز می تواند چراغ راه ما در این مسیر دشوار باشد.
نمیدونم چرا اشتباهاً بجای 9 مرداد تصور می کردم روز تولد وبلاگم 14 مرداده ! در هر صورت فرقی هم نمی کنه . این پست رو نوشتم که حداقل یادم باشه یک سال دیگه هم گذشت .
روزگار عجیبیه برای من ؛ نا امیدی در اوج امیدواری ! سن زیادی ندارم و شرایط زیادی را تجربه نکردم ولی در همین چند ساله به خوبی عقب گرد و بد تر شدن اوضاع نسبت به دو سه سال پیش رو کاملن حس می کنم ، برای همینه که میگم در عین امیدواری ، نا امیدم . البته منظورم از امیدواری و نا امیدی جنبه شخصی اون نیست بلکه از اونجائیکه همیشه سعی می کنم خودم رو عضوی از جامعه و کشورم بدونم و منافع شخصی خودم را در کنار منافع جمع ببینم نسبت به اوضاع اطرافم این حس رو دارم.امیدوارم به پیشرفت و بهتر شدن و هراسانم از ادامه وضع موجود و پسرفت.
بسیاری از ما ها اینگونه ایم ، بخصوص اگر وبلاگی با موضوع محیط زیست داشته باشی ؛ معجونی تلخ و شیرین ! شیرینی وبلاگ نویسی همراه با تلخی ویرانی محیط زیست ، درست مثل یک فنجان قهوه ترک با شکر زیاد .
اصلاً نمی خواستم اینها رو بنویسم ، بی اختیار آمد . نمیدونم چرا اینطوریم ؟! همیشه روزهای تولدم و یا موقع سال تحویل این حس نا امیدی همراه با امیدواری سراغم میاد .
در هر حال در سال گذشته تجربیات شیرین وبلاگی خوبی داشتم و این شیرینی و حضور دوستان سبزم مرا همچنان به حضور در کافه وبلاگستان تشویق می کند .
نمی دانم صفحه اول روزنامه های امروز کشور را دیده اید یا نه ؟!
تیتر اول روزنامه کارگزاران اینست: عقب گرد داشتیم

تیتر اول اعتماد ملی هم اینست: در سه سال گذشته عقب رفتهایم
تیتر این دو روزنامه بر اساس صحبتهای آیه ا... هاشمی رفسنجانی در مورد عقب افتادن ایران از سند بیست ساله طی سه سال گذشته است .
آقای هاشمی رفسنجانی گفته: در سند چشمانداز 20 ساله باید تبدیل به مقام اول در منطقه شویم که متاسفانه در دو سه سال گذشته نه تنها جلو نرفتیم، بلکه در مقاطعی هم عقبگرد کردیم. رئیس مجلس خبرگان رهبری با تاکید بر اینکه «باید محور حرکت دانایی باشد، نه نفت و منابع طبیعی»، تاکید کرد: آنچه کمبود داشتهایم و تا به حال درست استفاده نشده بهرهوری از سطوح انسانی است. ما امروز کمبود سرمایه نداریم؛ زمانی ما برای تهیه حتی یک دلار میدویدیم اما امروز دولت به این فکر است که از دلارها چگونه استفاده کند. درعین حال همواره محاصره خارجی را داشتهایم و هیچ گاه دستمان باز نبوده اما به هر حال با تکیه بر منابع انسانی و خصوصیسازی در سال 1404 در میان 27 کشور منطقه باید اول باشیم.

اما تیتر اول روزنامه دولتی ایران اینست: تأکید رئیس جمهور بر پیگیرى یک تخلف
جریان از این قرار است که آقای احمدی نژاد در جمع ساکنان مجتمعی مسکونی در محله خانی آباد تهران حاضر شده اند و به تخلاف صورت گرفته در این مجتمع مسکونی رسیدگی کرده اند.
همچنین در این دیدار آقاى احمدى نژاد با اشاره به مخالفت ها و دشمنى هاى زورگوها و قلدرهاى جهان با ملت ایران و انقلاب اسلامى گفت: براى آنها مسائلى نظیر موضوع هسته اى بهانه است و مسئله درجه اول و علت اصلى دشمنى هاى آنها با این ملت در 30 سال اخیر این است که ملت ایران را به عقب نشینى وادار کنند و به دیگر ملت ها بگویند ملت ایران را وادار به تسلیم کردیم. احمدى نژاد افزود:عزت ملت ایران موجب اقتدار و استقلال و سبب تضعیف قدرتها و دشمنانش شده است و آنها تلاش مى کنند حتى با دروغ پردازى بگویند ملت ایران در برابر ما کوتاه آمده است. این سخنان رئیس جمهور با استقبال شدید حضار که حدود 700 نفر بودند، روبه رو شد.


در وبگردی شبانه چشمم به این تیتر افتاد : کلاس یوگا برای سگ ها
قطعاً خواندن این خبر برای همه جالب است ، عده ای از خواندن آن خوشحال می شوند و آنرا نشانه احترام به بخشی از موجودات زنده می دانند و عده ای با خواندن این خبر ناراحت خواهند شد و آنرا نشانه بی دردی و شکم سیری مردمان آن سرزمین می دانند و شاید بگویند سگ چنین است و چنان است .
ولی آیا تا بحال با خود اندیشیده ایم که سگ بودن بد است یا مانند سگ زندگی کردن ؟! عذر مرا پذیرا باشید اگر اینگونه نوشته ام ، تعارف را کنار بگذاریم و واقعیت ها را ببینیم . متاسفانه بسیاری از هموطنانمان به سختی روزگار می گذرانند و کمرشان زیر فقر خرد شده است ، خط فقر هر روز گستره تر از دیروز می شود. +
سگ و آدم هر دو آفریده پروردگار هستند و از این نظر تفاوتی با هم ندارند ولی وقتی وارد دنیا می شوند شرایط می تواند سرنوشت متفاوتی برای آنها خلق کند ؛ عده ای به کلاس یوگا بروند و عده ای برای سیر کردن شکم خود در میان زباله ها پرسه بزنند.
شاید بهتر بود تیتر این مطلب را اینگونه می نوشتم: برای سگ ها زندگی انسانی ایجاد کردن بد است یا زندگی سگی برای انسانها ساختن؟!!!!
این عکس را چند روز پیش گرفتم . طنز تلخی در این عکس نهفته است ...
چند روزی نبودم و از طریق کافی نت وارد فضای مجازی می شدم. همیشه که نباید برق ، گاز یا آب قطع شود ! گاهی برای تنوع بخشیدن به زندگی مردم می توان تلفن را هم قطع کرد !