دوستداران حیوانات و محیط زیست
(حیوانات، محیط زیست و میراث فرهنگی)
بیانیه مهم سازمانهای مردم نهاد زیست محیطی اصفهان درباره توسعه پالایشگاه اصفهان
نویسنده: سپهر سلیمی - چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸۸

پایگاه آگاهی رسانی محیط زیست ایران (زیستا): با توجه به اخبار توسعه پالایشگاه اصفهان،سازمانهای مردمنهاد زیستمحیطی اصفهان بهمنظور آگاهسازی و اطلاعرسانی به جامعه و مسئولان نظرات خود در این زمینه را بهشرح زیر اعلام میدارند:
1- قرارگیری پالایشگاه اصفهان در داخل محدوده شعاع 50کیلومتری اصفهان به این معنی است که توسعه این واحد، قانون شکنی آشکار بوده و درنتیجه جلوگیری از اجرای آن را از هرگونه توضیح و استدلال بینیاز مینماید.با اینوجود، بهمنظور روشن شدن افکار عمومی توضیحات لازم درباره جنبههای گوناگون این تصمیم ارایه میشود.
2- استفاده مصلحتی از عنوان بهینه سازی برای طرح توسعه پالایشگاه اصفهان به منظور منحرف ساختن افکار عمومی از ماهیت واقعی طرح پالایشگاه که توسعه با چندبرابر ظرفیت موجود می باشد صورت می گیرد و اصل و ماهیت طرح را تغییر نمی دهد.
3- پالایشگاه اصفهان نه تنها در داخل محدوده شعاع 50کیلومتری اصفهان،که در مجاورت این شهر قرار دارد و این نزدیکی مشکلات زیستمحیطی ناشی از فعالیت و توسعه آن را افزایش میدهد.
4- طبق قانون مجریان کلیه پروژههای عمرانی مشمول انجام ارزیابی زیستمحیطی،که پالایشگاهها نیز یکی از آنها میباشند،موظف به ارایه گزارش ارزیابی اثرات زیستمحیطی در مرحله امکانسنجی و مکانیابی میباشند.این در حالی است که تصمیم به توسعه این پالایشگاه و تلاشها برای تامین اعتبار چند صد میلیون یورویی آن بدون ارایه این گزارش صورت میگیرد. بدیهی است گزارشهای ارزیابی اثراتی که پس از اجرای پروژههای توسعه توسط برخی مجریان ارایه می گردد هیچگونه ارزش علمی ،قانونی و اجرایی ندارد.
5- با توجه به عواقب وخیم و پرهزینه توسعه پالایشگاه، ادارهکل حفاظتمحیطزیست استان اصفهان و مرکز بهداشت استان مخالفت شدید خود را با آن اعلام کردهاند.
6- پالایشگاه اصفهان و مکان درنظرگرفته شده برای توسعه آن در شمالغرب شهر اصفهان و جنوب غرب شاهین شهر و درجهت وزش باد غالب قرار گرفته و در نتیجه هوای این شهرها تحت تاثیر آلایندههای آن قرار خواهد گرفت.
7- آلایندههای موجود در شهر اصفهان هماکنون نیز از ظرفیت تحمل محیط فراتر رفته و آثار زیانبار آن مشخص گردیده است. گواه این امر نیز آمار بالای بیماریهای مختلف از جمله ام.اس،سرطان وبیمارهای قلبی و عروقی است که علاوه بر خسارات انسانی و اجتماعی، هزینههای اقتصادی زیادی را به جامعه و دولت تحمیل میکند.
8- در سالهای اخیر طرح جامع کاهش آلودگی هوای شهر اصفهان به تصویب رسیده و اجرای آن نیازمند صرف زمان زیاد و اعتبارات هنگفت میباشد بهطوریکه تنها اجرای بخشی از پروژههای پایش آن با استقراض از بانک جهانی و بدهکار شدن کشور در حال انجام است. بدیهی است در این طرح همه پیش بینی ها و تمهیدات درجهت کاهش و رفع آلاینده ها است و نه درجهت افزایش آن.بنابراین توسعه پالایشگاه در جهت مخالف طرح جامع کاهش آلودگی هوا و به معنی دهن کجی به برنامه های خود دولت و بر باد دادن سرمایه های ملی است.
9- تهدید امنیت منابع آبی یکی دیگر از پیامدهای بسیار جدی توسعه پالایشگاه است. درحالی که اکثر نقاط استان اصفهان با کم آبی مواجه هستند و خشکسالی ها امنیت اقتصادی،اجتماعی و حتی سیاسی استان را با تهدید مواجه کرده است و پیامدهای منفی ربشه دار ناشی از آن همه شئون حیات مردم را تحت تاثیر قرار می دهد، توسعه پالایشگاه آن هم در ابعاد وسیعی که توسط بعضی مسئولان اعلام شده،نیاز آبی زیادی را در پی خواهد داشت و موجب دامن زدن به بحران آب در منطقه خواهد شد.بعلاوه افزایش آلودگیهای منابع آب از اثرات دیگر توسعه پالایشگاه خواهد بود.در چنین وضعیتی نیت و هدف کسانی که درصدد توسعه پالایشگاه اصفهان هستند جای شک و تردید بسیار دارد.
10- ماهیت فعالیت پالایشگاه، موجب رها شدن مقادیر زیادی از انواع آلاینده های مولد بارانهای اسیدی به هوا شده و درنتیجه تهدیدی جدی برای آثار تاریخی منحصربه فرد اصفهان به شمار می آید.
11- چندسالی است که بهانه اشتغال تبدیل به ابزار فشار و اهرمی در دست سفسطه گرانی شده که قصد دارند با استفاده از رانتهای گوناگون و نادیده گرفتن منافع جمعی اقدام به تامین منافع شخصی و گروهی نمایند. پروژه هایی مانند پالایشگاه اصفهان با عواقب وخیمی که برای سلامت مردم به دنبال خواهد داشت،نقش عمده خود در زمینه اشتغال را برای مشاغل پزشکی،پرستاری، داروسازی و کفن و دفن ایفا خواهدکرد.آیا تولید و اشتغال را برای جامعه می خواهیم یا قرار است جامعه را قربانی تولید کنیم؟! بدیهی است که با اندک توجهی به مشاغل سازگار با ویژگیهای شهر اصفهان می توان دهها برابر اشتغال عنوان شده برای توسعه پالایشگاه، اشتغال ایجاد کرد.
12- توسعه کلانشهرها یکی از معضلاتی است که دولتمردان در دوره های مختلف و بویژه در سالهای اخیر درصدد مقابله با آن بوده اند چراکه موجب رشد تصاعدی مشکلات و افزایش نجومی هزینه های اداره شهرها می شود. تجربه،مشاهدات و آمار همه موید تاثیر پروژه های صنعتی بزرگ در رشد سرطانی شهرهای بزرگ و افزایش مهاجرت به آنهاست.بنابراین توسعه پالایشگاه اصفهان با برنامه های دولت برای کنترل مهاجرت به کلانشهرها نیز مغایرت دارد.
13- سازمانهای مردم نهاد زیست محیطی اصفهان به عنوان نمایندگان واقعی جامعه و نهادهایی که دغدغه پایداری توسعه و سلامت جامعه و محیط را دارند تاکنون در نامه ها،بیانیه ها و قطعنامه های متعدد ضرورت توقف روند توسعه افسارگسیخته در منطقه مرکزی اصفهان را تبیین نموده و خواستار مدیریت مبتنی بر دانایی،کل نگر و آینده نگر بر منابع استان شده اند. توسعه پالایشگاه اصفهان به معنی بی اهمیت بودن نظرات مردم نزد تصمیم گیران و پشتوانه نداشتن شعارهای مردم گرای آنان است.
نظر به موارد عنوان شده، سازمانهای مردم نهاد اصفهان با خواسته های خود را به شرح زیر اعلام می دارند.
الف- با توجه به اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در زمینه حفاظت محیط زیست و اصول 19 و 20 این قانون که همگان را دربرابر قانون یکسان اعلام می دارند، برخورد جدی و قاطع با اشخاص حقیقی و حقوقی که در راستای طرح موجود توسعه پالایشگاه اصفهان گام بردارند- در هر مقام و موقعیتی که باشند- لازمالاجرا میباشد.
ب- انتظار می رود استانداری محترم اصفهان به عنوان مرجع هماهنگ کننده برنامه ها و طرحهای توسعه در استان با توجه به فشارهای از حد گذشته بر محدوده شعاع 50کیلومتری اصفهان و تهدیدهای موجود و فزاینده برای سلامت مردم اصفهان هر چه سریعتر لغو طرح توسعه پالایشگاه اصفهان را پیگیری و اعلام نماید.
ب- از سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان مرجع متولی قانون ممنوعیت توسعه صنعت در داخل شعاع 50 کیلومتری اصفهان انتظار می رود در اجرای وظیفه خود با قاطعیت و جدیت عمل نموده و تسلیم فشارهای احتمالی نشود.
ج- از آنجا که اثرات منفی توسعه پالایشگاه به محیط زیست ختم نمی شود، لازم است کلیه دستگاههای دولتی که به نحوی زمینه فعالیتشان از این طرح تاثیر می پذیرد(از جمله سازمان آب منطقه ای،مرکز بهداشت استان، سازمان جهاد کشاورزی،سازمان میراث فرهنگی،سازمان صنایع و معادن،شهرداریهای مستقر در مجاورت پالایشگاه) به کم کاری یا سکوت خود در این زمینه پایان داده و سازمان حفاظت محیط زیست را در مقابله با این تصمیم نابخردانه یاری رسانند.
د- سازمانهای مردم نهاد، عملکرد مسئولان در این زمینه را به عنوان آزمونی برای صحت ادعاهایشان درباره اهمیت به مصالح مردم و تعلق خاطرشان به پایداری توسعه کشور به دقت زیر نظر خواهند گرفت.
اشتراک این مطلب در :
گنبد چروک خورده مسجد جامع عباسی
نویسنده: سپهر سلیمی - یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸۸

امروز به اتفاق دوست بسیار عزیزی ، گشتی در بافت تاریخی اطراف میدان نقش جهان داشتیم. شاید برخی تصور کنند که میراث فرهنگی و تاریخی اصفهان بخوبی از سوی مدیران شهر مورد توجه و پاسداری قرار می گیرد اما واقعیت چیز دیگری است . دیدن ترکهای مسجد جامع عباسی و گنبد چروک خورده آن حسی در من بوجود آورد که پیش از این با دیدن تخت جمشید و پاسارگاد آنرا تجربه کرده بودم . پیش از این دوست دیگری خبر از ورشکستگی چند نفر از بزرگ ترین تولید کنندگان پارچه قلمکار داده بود . اگر چرخی در میدان نقش جهان بزنید می بینید که صنایع دستی چینی و هندی کم کم جایگزین مینا ، مینیاتور، پارچه قلمکار و دیگر صنایع دستی اصفهان می شود.
داستان عبور تونل مترو از محور خیابان چهارباغ عباسی و نزدیکی سی و سه پل نیز همچنان ادامه دارد.
نامگذاری امسال به نام سال میراث فرهنگی و طبیعی اصفهان از سوی بنیاد جهانی پاسارگاد فرصت شایسته ای برای پرداختن به مشکلات نصف جهان خواهد بود . در این مورد در روزهای آینده بیشتر خواهم نوشت.
پی نوشت مرتبط :
جمعی از خبرنگاران دوستدار میراث فرهنگی : آقای احمدی نژاد گوش متخلفان را بپیچانید
گنبد مدرسه چهارباغ در وضعیت نگران کننده قرار گرفت
پی نوشت بی ربط :
عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس : سیب زمینی های رایگان حتی برای استفاده در خوراک دام بهداشتی و مطلوب نیست
سیب زمینی دات کام ؛ وبلاگی جدید در مورد اخبار سیب زمینی
اشتراک این مطلب در :
نکته جالبی از مصوبات دومین سفر استانی اصفهان در حوزه محیط زیست !
نویسنده: سپهر سلیمی - جمعه ٢۱ فروردین ۱۳۸۸
دقایقی پیش بصورت گذرا مصوبات دومین سفر استانی دولت به اصفهان را می خواندم . بعد از نخستین سفر برای تهیه گزارشی به دیدار مدیر کل محترم محیط زیست اصفهان رفتم که می توانید گزارش آنرا اینجا بخوانید . همانطور که در مصاحبه مشخص است در آن گفتگو متوجه شدم که برخی از مصوبات ، بویژه در مورد احداث سد ها و ساختن شهرکهای صنعتی از نظر زیست محیطی کارشناسی نشده اند و ظاهراً قرار بود بعد از تصویب کارشناسی شوند !
نمی دانم از مصوبات دوره پیش ، آنهایی که در جهت حفظ محیط زیست اصفهان بوده تا چه حد اجرایی و عملیاتی شده اند اما در میان مصوبات ، مصوبه جالبی دیدم :
" تغییر سوخت مصرفی دو نیروگاه اصفهان از مازوت به گاز در راستای کاهش آلودگی شهر اصفهان "
مصوبه خوبی است اما راست اینست که مدیر کل محترم محیط زیست اصفهان در جلسه ای پیش از نوروز گفته بود:
"در دولت قبل تصمیم گرفته شد برای کاهش آلودگی هوای اصفهان نیروگاه شهید منتظری از حالت مازوت سوز به گازسوز تبدیل شود . در سالهای 82 و 83 و 84 کلاً گاز جایگزین مازوت شد ولی در سال 85 یکی دو ماه و در سال 86 سه تا پنج ماه از مازوت استفاده شد و در سال 87 از تابستان مازوت سوزی شد . " اینجا و اینجا
به عبارت ساده تر می توان گفت آنچه که در دولت آقای خاتمی تصویب و اجرایی شده بود و اجرای آن در دولت آقای احمدی نژاد متوقف شده بود در دومین سفر استانی ایشان جهت اجرا – در آینده – مورد تصویب قرار گرفته است !!
اشتراک این مطلب در :
اسلحه پالایشگاه روی شقیقه اصفهان !
نویسنده: سپهر سلیمی - دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸۸

روزهای پایانی سال گذشته بحث توسعه پالایشگاه اصفهان در رسانه های محلی اصفهان داغ شده بود ، به همین منظور جلسه ای هم در اداره کل محیط زیست اصفهان برگزار شده بود . با توجه به تعطیل شدن رسانه ها و عدم پیگیری اخبار توسط آنها ، این مطلب را الان نوشتم.
جلسه ای که با حضور مدیر کل محترم سازمان محیط زیست اصفهان آقای مهندس لاهیجان زاده برگزار شد، اختصاص داشت به ارائه گزارش عملکرد آن اداره در سال 87 . البته استنباط شخصی من اینست که مدیر کل محیط زیست اصفهان قصد داشت در حضور رسانه بار دیگر بر با احداث پالایشگاه مخالفت کند.
عملکرد مدیریت فعلی محیط زیست با توجه به بی توجهی مدیران استانی به محیط زیست انصافاً رضایت بخش است و از معدود اداراتی است که نسبت به قبل بهتر شده است ، هر چند که گرفتاریها بسیار است و آلودگی ها فراوان. بخش هایی از نشست مطبوعاتی در رسانه ها منعکس شده و آن چیزی که در ادامه خواهم نوشت بخش هایی است که مربوط به پالایشگاه و نیروگاههای اصفهان است ، این موارد در بخش های جداگانه آمده و عذر مرا از اینکه آنرا بصورت مصاحبه در نیاوردم بپذیرید:
- در دولت قبل تصمیم گرفته شد برای کاهش آلودگی هوای اصفهان نیروگاه شهید منتظری ( در مجاورت پالایشگاه اصفهان و حدوداً 5 کیلومتری شهر اصفهان) از حالت مازوت سوز به گازسوز تبدیل شود . در سالهای 82 و 83 و 84 کلاً گاز جایگزین مایع شد ولی در سال 85 یکی دو ماه و در سال 86 سه تا پنج ماه از مازوت استفاده شد و در سال 87 از تابستان مازوت سوزی کرد . نیروگاه شهید منتظری 10500 تن مازوت در روز می سوزاند.
- نیروگاه شهید منتظری در حالت مازوت سوز روزانه 900 تن دی اکسید گوگرد وارد هوای اصفهان می کند.
- دیگر نیروگاه اصفهان ، نیروگاه جنوب غرب است که روزانه 5000 تن مازوت سوزی دارد و 450 تن گوگرد وارد هوای اصفهان می کند.
- در سال 83 پروژه بهینه سازی پالایشگاه اصفهان تصویب شد و قرار شد فرایند قدیمی تولید در پالایشگاه اصلاح شود ولی اخیراً بازرسان اداره کل محیط زیست اصفهان متوجه شده اند پالایشگاه اصفهان قصد دارد به بهانه بهینه سازی روند تولید در زمینی به وسعت 220 هکتار و در مجاورت پالایشگاه ( حدوداً پنج کیلومتری شهر اصفهان ) پالایشگاه جدیدی احداث کند . مدیر کل محیط زیست اصفهان اعلام کرد که آن اداره کل صد در صد با احداث پالایشگاه جدید مخالف است و آنرا بر خلاف مصالح شهر و مردم می داند.
توضیحات نگارنده :
این چند خط بخوبی عمق فاجعه آلودگی هوای شهر اصفهان را نشان می دهد . نکته جالب و تاسف بر انگیز این است که در دولت نهم بجای افزایش تولید گاز ، پسرفت داشته ایم و هزینه بی کفایتی مدیران دولتی در این بخش را مردم داده اند . سوختن این مقدار مازوت در دو نیروگاه نزدیک به شهر اصفهان فاجعه است . البته برای دانستن پسرفت در تولید گاز نیازی به این آمار نیست ، بی برقی های تابستانه و قطعی گاز در زمستان 86 بخوبی این مساله را گواهی می دهد.
احداث صنایع در شعاع پنجاه کیلومتری شهرهای بزرگ ممنوع است. تصور کنید خدای نکرده اگر این پالایشگاه در پنج کیلومتری شهر احداث شود چه بلایی سر محیط زیست شهر اصفهان خواهد آمد.
در میان مدیران شهری ، شهردار و رئیس شورای شهر اصفهان هم به شدت در برابر احداث پالایشگاه جدید موضع گرفته اند و مخالفتشان را ابراز کرده اند ولی شخصاً مثل خیلی های دیگر معتقدم نباید این موضع گیری ها را به دلایلی جدی گرفت !!!
خدا کند اداره کل محیط زیست اصفهان بر موضعش پای فشاری کند . خدا کند خانم جوادی این بار نگویند پالایشگاه لازم است . سفر استانی هیئت دولت نزدیک است ، خدا کند در حوزه محیط زیست تصمیمات کارشناسانه ای اتخاد شود ... خدایا به امید تو .
پی نوشت :
این هم خبری که امروز منتشر شد و بخشی از صحبتهای بالا را تائید می کند ؛ عقب ماندگی 11 ساله ایران از قطر در برداشت گاز
اشتراک این مطلب در :
کجایند مردان بی ادعا ؟
نویسنده: سپهر سلیمی - پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸۸
قصدم اینست در اینجا مطلبی که رنگ و بوی سیاسی بدهد ننویسم . اما دقایقی پیش چشمم به این عکس ها افتاد ! نمی توانم ننویسم .

اینها عکس های بازدید روز گذشته آقای احمدی نژاد از مناطق جنگی خوزستان است و همانطور که در عکس ها پیداست آقای احمدی نژاد در جمع بازدید کنندگان حاضر شده و برخی از بازدید کنندگان چفیه های خود را احتمالاً برای تبرک یا همچین چیزی به ایشان می رسانند ...

با دیدن این عکس ها برق از سرم پرید . خدایا ما را چه می شود ؟! آیا آنچه می بینم حقیقت دارد ؟
کجایند مردان بی ادعا ؟ کجایند همت ها و خرازی ها و فهمیده ها ؟ کجایند جوانان و نوجوانانی که عاشقانه و بی ادعا برای پاسداری از وطن و آئین شان مرد و مردانه جنگیدند و مظلومانه و غریبانه شهید شدند ؟
چرا در زمینی که وجب به وجب آن یادگاری از مردان آسمانی دارد از بنده هایی زمینی تبرک را جستجو می کنیم ؟ ما را چه می شود؟! بندگان زمینی اگر برکت دارند فکری به حال خوزستان عزیز بکنند. چرا در سرزمینی که مهد تمدن خاورمیانه بوده و ثروت فراوان ذخایر نفتی در آن وجود دارد و دارای بیشترین منابع آب شیرین در کشور است مردم باید با مشکل آب شیرین مواجه باشند ؟ چرا در آبادان شهر ایران و خرم شهر ایران آبهای لوله کشی شهری غیر قابل استفاده شده و مردم سختی کشیده و جنگ زده آن سرزمین از داشتن آب سالم و شیرین محروم هستند؟!
اشتراک این مطلب در :
اعترافات سبز من ؛ بازی وبلاگی
نویسنده: سپهر سلیمی - چهارشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸۸

در این روزهای بهاری وبلاگستان فارسی بازی جدیدی را تجربه می کند که سبزتر از همه بازیهای وبلاگی است . « اعترافات سبز» بازی جدیدی است که به ابتکار نویسنده وبلاگ شهر سالم راه افتاده و مهندس درویش دوست داشتنی مرا به بازی دعوت کرده اند. آئین بازی این است که حداقل 5 کار بد و 5 کار خوبی را که در ارتباط با محیط زیست انجام داده ای باید بنویسی .
اعترافات سبز من :
- از کودکی علاقه زیادی به حیوانات داشتم ، در عالم کودکی دوست داشتن حیوانات برایم کاملاً یکطرفه بود یعنی تنها لذتی که از بودن با حیوانات می بردم برایم مهم بود و سرنوشت آنها ارزشی برایم نداشت و این مساله باعث شده بود که نادانسته و ناخواسته کمی تا حدودی حیوانات زیادی را اذیت کرده باشم . تابستان برایم معنی خریدن جوجه رنگی می داد و عید ها ماهی قرمز ، چه بسیار حیواناتی که در این سالها مردند .
- در تابستان سالهایی که دبستانی بودم صبح ها به کلاسهای تابستانی (شنا ، زبان ، خط و ...) می رفتم . این کلاسها در محل کار مادرم بود و بعد از کلاس ها تقریباً از ساعت 12 تا 30/2 بیکار بودم و در این ساعات بیکاری به همراه یکی از دوستانم برای گرفتن ماهی جویی ( جوبی) به جویی که در آن نزدیکی بود می رفتیم . هر بار بین 10 تا 20 ماهی و بچه ماهی و گاهی بچه قورباغه می گرفتیم . این ماهی ها حداکثر بعد از یکهفته می مردند ، حساب کنید در این سالها چند ماهی گرفتم و مردند؟!
- در دوران دبیرستان و زمانی که گرفتن ماهی جوبی سالها بود از سرم پریده بود همزمان با خواندن درس زیست شناسی رشته تجربی علاقه مندی جدیدی پیدا کردم و آن تشریح قورباغه و وزغ بود. البته آن موقع ها فکر می کردم دارم کار علمی ! می کنم و این کارم باعث خدمت به حیوانات می شود ! خدا شکر این آخرین برگ از پرونده حیوان آزاری من بود.
- کلاً حمام هایم طولانی است . البته تازگی ها خوب شده ولی آب و آب گرم زیادی هدر می رود.
- خیلی کم و شاید سالی چند بار سوار اتوبوس و مینی بوس می شوم . بیشتر سوار تاکسی می شوم که این اصلاً زیست محیطی نیست . با این وضعی که متروی اصفهان دارد اگر بعد از 1000 سال ساخته شود رسماً شخصاً آنرا تحریم خواهم نمود.
- در این 28 سال تنها 3 خودکار را تا وقتی که جوهرش تمام شده داشته ام !
- این روزها ساعات زیادی را بی هدف و الکی به وبگردی می پردازم .
کارهای خوبی که برای محیط زیست کرده ام :
خوشبختانه کارهای خوبی که برای محیط زیست کرده ام را بسیار دوست دارم . یکجورایی فکر می کنم این کارها در زندگی شخصی و اجتماعی به من خیلی کمک کرده اند و این انگیزه مرا برای انجام کارهای بیشتر بالا می برد. این کارها شاید کوچک باشد ولی برای من خیلی ارزشمند است.
- تقریباً از 9-8 سال پیش وارد فضای ان جی او های زیست محیطی شدم . فکر می کنم در این مدت توانسته ام کمی سبز باشم و در خدمت محیط زیست. همچنین در این سالها افرادی را نیز با خودم همراه کرده ام که امروز از دوستان سبز من هستند. بیشتر فعالیتهایم در انجمن حمایت از حیوانات اصفهان بوده ، امیدوارم با حیوانات بی حساب شده باشم !
- سعی دارم در این وبلاگ تا آنجا که در توانم هست کمکی باشم برای محیط زیست شهر ، کشور و زمینم . وبلاگم که 5 ماه دیگر 6 سالش تمام می شود را بسیار دوست دارم.
- از سالهای دور به روشن بودن لامپ های اضافی و چکه کردن شیر آب حساس بوده ام و همیشه لامپ ها را خاموش و شیرها را سفت بسته ام.
- خدا را شکر با سیگار و قلیان میانه ای ندارم و در این زمینه در طی سالهای گذشته تنها چند نخ هوا را آلوده کره ام !
- عادت دارم از نیمه های مهر ماه تا نیمه های فروردین شلوار گرم زیر شلوار بیرونم بپوشم ، اینطوری کمتر به بخاری نیاز دارم. از دیگر عادات پوشاکی من اینست که در خانه هر چه لباسی کهنه تر شود برایم دوست داشتنی تر می شود ، اگر زیر شلواری ها و زیرپوش هایم را اهل منزل معدوم نکنند تا آخرین ذره تار و پود از دستشان نخواهم داد .
- زیستا آخرین دسته گل سبزم است که به همراه جمعی از دوستان گل سبزم راه انداخته ایم ، خوابهای سبز زیادی برایش دیده ام ...
باید اعتراف کنم بازی سختی است ولی لذت بخش . این عزیزان سبز اندیش را به این بازی دعوت می کنم : شاهین سپنتا ، مژگان جمشیدی ، مریم خزائلی ، ژاله فتوره چی ، داریوش ، مجتبی کنعانی ، مهدی اشراقی ، فاطمه متین فر ، نگین کوتاه زاده و محسن تیزهوش .
اشتراک این مطلب در :
« زیستا » در سالی که گذشت
نویسنده: سپهر سلیمی - یکشنبه ٢ فروردین ۱۳۸۸

نوروز سال گذشته بود که ایده ایجاد پایگاهی برای گردآوری و انتشار اخبار میراث طبیعی رسانه های فارسی زبان در ذهن بنیانگذاران زیستا بوجود آمد. پایگاه آگاهی رسانی محیط زیست ایران در شرایطی آغاز بکار کرد که پیش از آن سایتی که بطور اختصاصی به اخبار زیست محیطی بپردازد وجود نداشت و میزان استقبال کاربران اینترنتی از چنین رسانه ای مشخص نبود.
خوشبختانه با یاری پروردگار و همراهی جمعی محدود اما کوشا مراحل فنی و طراحی سایت در ماههای نخست سال انجام شد . نبودن الگویی برای طراحی سایت ، کار را کمی دشوار کرده بود ولی خوشبختانه قالب نهایی سایت توانست الگویی باشد برای سایتهای مشابه .
زیستا در مرحله نخست با هدف جمع آوری اخبار و مطالب زیست محیطی رسانه های فارسی زبان در پنجم شهریور ماه آغاز بکار کرد. در هفت ماه گذشته بیش از 670 خبر و مقاله در بخش های مختلف سایت منتشر شده است . به مرور زمان حجم اخبار تولیدی زیستا افزایش یافت و حدوداً به 20% کل خبرهای ارسالی رسیده است.
علیرغم بی مهری روزنامه های سراسری نسبت به اخبار تولیدی زیستا ، خوشبختانه با پشتیبانی و حمایت سایتهایی نظیر کمیته نجات پاسارگاد ( که پربازدید ترین سایت فارسی در حوزه اخبار میراث فرهنگی و طبیعی است) و برخی دیگر از سایتهای خبری کشور تا به امروز بیش از 185هزار نفر از زیستا بازدید کرده اند.
اگر تلاشهای صادقانه و بی چشمداشت همراهان زیستا نبود این موفقیت حاصل نمی شد. شخصاً قدردان زحمات و حمایتهای این عزیزان هستم :آقای دکتر شاهین سپنتا و خانم مریم خزائلی از بنیانگذاران و همراهان همیشگی سایت . آقای رضا عظیمی از کوشاترین همراهان سایت . آقای مجتبی کنعانی و آقای محسن تیزهوش از نخستین همراهان سایت. خانم فاطمه متین فر از همکاران تلاشگر سایت و آقایان جمال علینقیان ، احسان رعنایی ، علیرضا روحانی و خانم ها ستاره فرح و باران امیری و دوستانی از خوزستان ، یزد ، گیلان ، آذربایجان غربی ، خراسان رضوی و اصفهان. همچنین حمایت آقای مهدی اشراقی عزیز و تلاشهای فنی گروه دل ایران.
بی شک حضور زیستا در جمع برترین رسانه های فارسی در سال 1387- به انتخاب بنیاد جهانی پاسارگاد - مدیون تلاشهای همه این دوستان گرامی است.
اشتراک این مطلب در :