دوستداران حیوانات و محیط زیست
(حیوانات، محیط زیست و میراث فرهنگی)
ما را چه می شود ؟ وبلاگ نویسان سبز زیست محیطی چه گفتند ؟
نویسنده: سپهر سلیمی - دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸
در پاسخ به مطلب " ما را چه می شود ؟ محیط زیست نویس ها چه می کنند؟ " ، برخی از دوستان عزیز وبلاگستان سبز مطالبی در وبلاگهایشان نوشتند و البته تعداد خیلی زیادی نیز مطلبی ننوشتند ! در اینجا جمع بندی مختصر و ساده ای دارم از آنچه که تا کنون گفته شده :
محسن تیزهوش گفته برای بالا بردن سطح کمی و کیفی وبلاگستان سبز ، برگزاری یک هم اندیشی و هم فکری جامع و دقیق را به شدت لازم می دانم.
هومان خاکپور معتقد است که علیرغم شرایط خاص اجتماعی امروز ، طرفداران محیط زیست باید توجه و فعالیت بیشتری داشته باشند و بدانند آن اندک صداهای دیروز در نجواهای بی شمار مردمان گم شده است . او در مطلب دیگری این روزها را روز یارگیری می داند و معتقد است باید قدر بودن و با هم بودن را بدانیم و بدانیم می توانیم با تلنگری هر چند نرم ، خواب طبیعت ستیزان را آشفته کنیم.
فرشید فاریابی معتقد است اولویت ها به دلیل شرایط اجتماعی تغییر کرده است ولی باید چراغ وبلاگستان سبز روشن بماند .
پاسدار طبیعت ایران در کامنت بلند بالایی برای یکی از مطالب این وبلاگ ، غرور کاذب برخی از وبلاگ نویسان محیط زیستی را دلیل بی توجهی آنها به محیط زیست می داند و معتقد است برخی از آنها نوشتن در مورد فوتبال و موضوعات بی ربط را به محیط زیست ترجیح می دهند.
امیر سررشته داری شرایط را بد نمی داند و معتقد است هنوز محیط زیست محلی از اعراب در بین عوام ندارد و سیستم آموزشی کشورمان در سه دهه گذشته نتوانسته توجه مردم به این بخش را جلب کند. او بخشی از کم کاری این روزهای وبلاگ نویسان را ناشی از شرایط اجتماعی و ترس از کباب شدن می داند. او در دو پاراگراف از مطلبش گفته :
" فقط یک راه بیشتر نداریم ؛ بدون اینکه ناامید شویم بنویسیم و آگاه کنیم حتی اگر بدانیم فقط یک یا دو نفر از گفته های ما طبیعت دوست می شوند و آنها هم آگاهانه حفظ طبیعت و محیط زیست را تبلیغ می کنند برای ما باید کافی باشد"
" درد سبز نویسان کم حوصلگی ، خستگی مفرط از تکرار دانسته ها و عدم تمکین و گوش دادن مسئولین به حرفهای آنهاست و درد مردم عادی ناآگاهی. دست به دست هم دهیم تا این دو درد را تسکین دهیم "
صفورا زواران حسینی نیز نوشته : "بیشترین افرادی که در حال حاضر از محیطزیست مینویسند از فعالان این حوزه یعنی Activist هستند نه آکادمیک. مطالبی که نوشته میشود سوژههایش از فعالیتهای روزانه این افراد میآید. مدتی است فعالیتهای گروههای غیردولتی و فعالان زیستمحیطی به دلایل مختلف کم شده است، پس در نتیجه سوژه و انرژی کمتری نیز برای نوشتن وجود دارد. "
اینها مطالبی است که تا به امروز نوشته شده . سام خسروی فرد ، فرهاد و محسن ادیب نیز وعده داده اند که بزودی مطلبی بنویسند . می دانم همچون همیشه مهندس درویش عزیز مطلبی آماده دارند و لازم است که دیگر دوستان سبز نیز بنویسند تا از همه ی نظرات استفاده شود.
نظر شخصی نگارنده در واقع مجموعه ای از نظرات دوستان است . شرایط اجتماعی امروز بر کم کاری فعالان محیط زیست و وبلاگ نویسان سبز موثر بوده است اما به گمانم بسیاری از این دوستان نمی دانند در این شرایط چه باید کرد ! همانطور که در اکثر مطالب دوستان بیان شده است باید بدانیم که در شرایط فعلی وظیفه طرفداران محیط زیست بیش از هر زمانی حیاتی است و باید پرتوان تر از همیشه برای نجات محیط زیست رنجور وطن کاری کرد. نا امیدی فایده ای ندارد و نباید در انتظار معجزه نشست .
اعتراف می کنم ترس از کباب شدن اندکی دست و پایم را بسته ! اصلا ًبهتر است اینگونه بگویم : حفظ محیط زیست در هر سرزمینی وابسته به فعالیت داوطلبانه طرفداران محیط زیست است . حتی در کشورهایی که قوی ترین متخصصان و بهترین سیستم های آموزشی را دارند و دموکراسی و آزادی های مدنی در عالی ترین سطح وجود دارد ، در نهایت این NGOها و فعالان محیط زیست هستند که چشمان همیشه بیدار محیط زیست وطنشان هستند ... بنابراین طرفداران محیط زیست همیشه و در هر شرایط اجتماعی و سیاسی باید فعالانه در صحنه باشند ، خواه این کشور سوئیس باشد یا شیلی !
و دیگر آنکه :
یادمان باشد که ما بی شماریم ! اگر در موج سبز اول بیش از 500 وبلاگ و سایت از محیط زیست نوشتند ، امروز هم بر تعداد وبلاگ ها افزوده شده و هم دانش زیست محیطی مردم ، اندک تغییر مثبتی داشته است .
عکس بالا را که یادمان هست ؟! روزی که در پاسخ به دعوت تعدادی از وبلاگهای زیست محیطی و در اعتراض به مرگ و میر فلامینگوها در بختگان ، ده ها نفر از دوستداران محیط زیست برای نشان دادن اعتراضشان در یک روز میان هفته به پردیسان آمدند .
پی نوشت :
وبلاگم برای نمایش در اینترنت اکسپلور مشکل پیدا کرده ولی با موزیلا و اپرا مشکلی ندارد. هر چه کردم تا کنون مشکلش حل نشده برای همین از این به بعد می توانید مطالب این وبلاگ را همزمان در وبلاگ دیگرم در بلاگفا بخوانید .
اشتراک این مطلب در :
برنامهی پنجم، ۴ مادهی زیستمحیطی و دهها انتقاد
نویسنده: سپهر سلیمی - شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸

گفتگوی دویچه وله با مهندس محمد درویش در خصوص نقش کمرنگ محیط زیست در برنامه پنجم را می توانید در اینجا بخوانید و از آنجائیکه این سایت فی لتر است . متن این گفتگو در ادامه آمده :
یک برنامه و دهها انتقاد
تا کنون انتقادهای زیادی از سوی کارشناسان محیط زیست نسبت به این برنامهابراز شده است. کارشناسان میگویند برنامهی پنجم توسعه نه تنها مواد کمتری را به حوزهی محیط زیست اختصاص داده بلکه به لحاظ کیفی نیز این مواد با برنامههای پیشین و به خصوص برنامهی چهارم تفاوت دارد.
آنها میگویند، مادامی که مشکلات مربوط به محیط زیست و راهحلهای اجرایی آن در برنامههای کشور نگنجد نمیتوان به بهبود حفاظت از محیط زیست ایران دل بست.
با محمد درویش، یکی از کارشناسان زیستمحیطی منتقد این برنامه، در این زمینه گفتوگو کردهایم.
آقای درویش، در لایحهی پنجم توسعه از نظر زیستمحیطی چه نقاط ضعف و قوتی میبینید؟
این لایحه به دلیل اینکه چند بند از مواد ۲۰۱گانهی خود را به محیط زیست اختصاص داده نسبت به برنامههای اول و دوم مثبتتر است، ولی نسبت به برنامههای سوم و چهارم نه تنها گامی به جلو نیست بلکه چند گام عقبتر است. بخصوص با توجه به اینکه ما در برنامهی پنجسالهی چهارم یک فصل مجزا و اختصاصی را به محیط زیست اختصاص داده بودیم و در بسیاری از فصول دیگر به صورت غیر مستقیم ملاحظات زیستمحیطی را تلاش کردیم، رعایت کنیم به نطر میرسد که این برنامهی پنجم توجه کمتری را به محیط زیست کرده. از نظر کمی هم فقط ۴ ماده از مجموع ۲۰۱ ماده یعنی کمتر از دودهم درصد از مواد این برنامه به محیط زیست اختصاص داده شده که اصلا سزاوار یک چنین مقولهی مهمی نیست. از یاد نبریم که یکی از اصول قانون اساسی به محیط زیست اختصاص داده شده و در سند چشمانداز ۲۰ ساله شرط رفاه ملی را برخورداری از محیط زیست مطلوب عنوان کردیم.
چه نواقصی در این برنامه میبینید؟
مهمترین ضعف این برنامه در حوزهی محیط زیست، جزیرهنگری آن است. من فکر میکنم هر کدام از نویسندگان این برنامه از ظن خویش یار این برنامه شدند. یعنی ما یک تعامل فرارشتهای را در برنامهی محیط زیستی نداشتیم. نمیشود اینگونه به محیط زیست نگاه کرد که وظایف جدایی را در حد ۴ بند برای سازمان محیط زیست ببینیم، بعد وزارت نیرو کار خودش را بکند، وزارت کشاورزی کار خودش را بکند و بقیهی وزارتخانهها هم کار خودشان را بکنند. اگر قرار است که ما از این وضعیت نگرانکنندهای که الان درگیر آن هستیم در بیاییم که الان در دنیا از نطر پایداری محیط زیستی در رتبهی ۱۳۵ هستیم، اگر قرار است که از نظر انتشار گازهای گلخانهای از این وضعیت در بیاییم و به قول رئیس سازمان محیط زیست، در شمار ۱۰ کشور تخریبکنندهی محیط زیست نباشیم به یک عزم فراسازمانی نیاز داریم و با گنجاندن فقط ۴ بند نمیتوانیم مشکل بیابانزایی را حل کنیم، مشکل فرونشست زمین وافت سطح آب زیرزمینی را حل کنیم، مشکل افت حاصلخیزی خاک را حل کنیم، مشکل تغییر کاربری روزافزون زمین و تصرفات غیر قانونی عرصههای منابع طبیعی را حل کنیم و برخی مشکلات ریزتری که در این قانون هم به آن اشاره شده مثل تجاوز به سواحل یا معضل افزایش بیرویهی زبالهها و عدم بازیافت جدی آنها.
آیا در تدوین برنامهی پنجم به تجارب برنامهی چهارم دقت شده یا این برنامه آزمون و خطایی جدید است؟
شاید تلاشهای کوچکی شده و ما از برخی کلیگوییها و شعارهای خیلی بزرگ غیر قابل اجرا به سمت واقعیت تمایل پیدا کردهایم، بخصوص در اشاره به اینکه دولت باید هر نوع دخل و تصرف غیر قانونی را در سواحل از بین ببرد و ضربالعجلهایی را برای آن قرار داده و یا اینکه شهرداریها را موظف کرده که سالانه ۱۰ درصد از پسماندهای خود را بازیافت کنند، ولی ما در برنامهی پنجسالهی چهارم مادهی خیلی پیشرویی داشتیم به نام مادهی ۵۹ که دولت را موظف کرده بود برود به سمت ارزشگذاری اقتصادی مواهب طبیعی سرزمین.
اگر این اتفاق میافتاد و همهی عرصههای منابع طبیعی، اعم از درخت و خاک و تنوع زیستی ارزشگذاری دقیق میشد شاید بسیاری از این تخریبها و هجمههایی که الان علیه محیط زیست اتفاق میافتد و بسیاری از این جادههایی که الان راحت میکشیم، حتی به قیمت از دست رفتن رویشگاههای کمنظیری مثل جنگل ابر یا منطقهی حفاطتشدهی دنا، دیگر محلی از اعراب نداشت. ولی ما این کار را نکردیم و حتی در برنامهی پنجم اشارهای هم به پیگیری این بند مهم نداشتیم.
آیا اهداف برنامهی چهارم تحقق پیدا کرد؟
نه. به نطر من و خیلی از کارشناسان تحقق پیدا نکرد و جالب این است که یکی از منتقدان برنامهی پنجسالهی چهارم خود دولت نهم و دهم بودند که بسیاری از کارگزاران آن صراحتا اعلام کردند که برنامهی پنج سالهی چهارم را اصولا قبول هم ندارند که بخواهند پیادهاش بکنند.
به چه دلیل تحقق پیدا نکرد؟
آنها اعتقادشان این بود که برنامهی چهارم در دولتی تدوین شده که خواستها و استراتژیهایش با دولت نهم در تضاد بوده، یعنی همین مشکل مهمی که ما در کشورمان داریم که با تغییر آدمها، سیاستها و برنامهها هم تغییر میکند. به جای اینکه برنامهها همواره اصل باشند و آدمها مجری اجرای برنامهها باشند، این آدمها هستند که تعیین میکنند چه برنامهای اجرا شود یا نشود.
پیشبینی شما از نتایج برنامهی پنجم چیست؟
برنامهی پنجسالهی پنجم اولا خیلی محدود نوشته شده و دوما دست دولت را باز گذاشته است. یعنی در بسیاری از موارد هیچ هدف مشخص و کمی را تعیین نکرده که بعدا بشود دولت را مورد بازخواست قرار داد که چرا به این اهداف نرسیدی. شاید تنها درسی که از چهار برنامهی قبلی گرفتند این است که دولتها به این نتیجه رسیدهاند که برای اینکه خودشان زیر سئوال نروند بیخود برای خودشان اهدافی را تعیین نکنند که بعدا نتوانند پاسخگو باشند.
اشتراک این مطلب در :
اصفهان ، پایتخت فرهنگی ایران ؛ عنوانی که نداده پس گرفتند !
نویسنده: سپهر سلیمی - چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۸
چندی پیش و در سومین دور از سیر و سفرهای استانی محمود احمدی نژاد و هیئت همراه به استان اصفهان ، در خبرها عنوان شد که شهر اصفهان به عنوان " پایتخت فرهنگی ایران " انتخاب شده است . این خبر باعث ذوق زدگی مدیران شهری اصفهان شد بطوریکه ساعتی پس از اعلام این خبر بنرهای بی شمار تبریک این عنوان از سوی شهرداری و شورای شهر در سطح شهر اصفهان نصب شد و این انتخاب فرخنده را به اصفهانیان تبریک گفتند .
اصفهان پیش از این تجربه کسب عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام برای یک سال را داشت و البته در آن سال هیچ اتفاق خاصی نیفتاد جز چند همایش بی خاصیت و چندین سمیناهار ! اما این بار و در سومین مرحله سیر و سفرهای استانی ، انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی ایران از سوی رسانه های دولتی بسیار مورد توجه قرار گرفت و بسیاری از رسانه ها آن را در صدر دستاوردهای! سفر استانی مطرح کردند ، گویی قرار است این عنوان برای اصفهان کار خاصی انجام دهد و زاینده رود، سی و سه پل ، چهارباغ و دیگر میراث در حال ویرانی اصفهان را نجات دهد .
در حالیکه رسانه های حکومتی به بهانه های مختلف حاتم بخشی دولت را در اخبار منعکس می کردند و استاندار اصفهان خبر از تاسیس دبیرخانه دائمی پایتخت فرهنگی در اصفهان داده بود ، احمدی نژاد در سفر به استان فارس انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی ایران را تکذیب کرد و گفت : هیچ شهری را به عنوان پایتخت فرهنگی انتخاب نکرده ایم !!
بی شک اعطای عناوین و حتی مصوبات کیلویی اگر بدون پشتوانه مدیریتی ، مالی ، فرهنگی و علمی باشد هیچ فایده ای برای هیچ شهری ندارد اما برخوردهای اینچنین با شهروندان به دور از ادب است. آباد کردن اصفهان پیشکش ، لطف کنید میراث گذشتگان را نابود نکنید و به شعور مردم احترام بگذارید .
پی نوشت :
وبلاگ " دوستداران حیوانات و طبیعت " به تازگی به جمع وبلاگهای سبز پیوسته است. برای این همشهری گرامی آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم در آینده ای نزدیک بتوانیم اخبار زیست محیطی اهواز را در وبلاگ ایشان بخوانیم.
پی نوشت 2:
وبلاگم برای نمایش در اینترنت اکسپلور مشکل پیدا کرده ولی با موزیلا و اپرا مشکلی ندارد. هر چه کردم تا کنون مشکلش حل نشده برای همین از این به بعد می توانید مطالب این وبلاگ را همزمان در وبلاگ دیگرم در بلاگفا بخوانید .
اشتراک این مطلب در :
چرا به خبر مرگمان بی توجهیم ؟!
نویسنده: سپهر سلیمی - سهشنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸
این روزها در میان خبرهای گوناگون سیاسی و گرفتاریهای اقتصادی ، اخبار مربوط به سلامت و محیط زیست آسانتر از گذشته گم می شوند. مثلاً چه کسی به خبر افزایش شیوع 300 درصدی سرطان و 200 درصدی دیابت طی 10 سال آینده در کشور توجه کرد؟! کدام روزنامه ای آنرا تیتر یک خود کرد ؟! رسانه میلی چه واکنشی نسبت به آن نشان داد؟!
این مساله در مورد بسیاری از بیماریهای دیگر نظیر بیماریهای قلبی ، ژنتیکی ، آسم و آلرژی ، روانی و ... صدق می کند.
اینها خبرهای کوچک و بی ارزشی نیست ، اینها خبر مرگمان است.ریشه بسیاری از این مشکلات در بی توجهی به محیط زیست و افزایش آلاینده های زیست محیطی است و افزایش حساسیت عمومی نسبت به حفظ محیط زیست در گرو افزایش توجهات عمومی به اخبار سلامتی است.
در این باره پیش از این مطالبی در اینجا نوشته بودم :
- پس از آلوده شدن آب آشامیدنی اصفهان با نفت ، سه ترکیب خطرناک هرگز اندازه گیری نشد !
- ما ملت "دیر بمب شناس" !
- پل خواجو و منارجنبان عوامل گسترش بیماری "ام اس" در اصفهان هستند !
- تلفات جانی شهروندان اصفهانی ، جنایت صهیونیست ها در غزه را ثابت کرد !
پی نوشت :
وبلاگم برای نمایش در اینترنت اکسپلور مشکل پیدا کرده ولی با موزیلا و اپرا مشکلی ندارد. هر چه کردم تا کنون مشکلش حل نشده برای همین از این به بعد می توانید مطالب این وبلاگ را همزمان در وبلاگ دیگرم در بلاگفا بخوانید.
اشتراک این مطلب در :
ای کاش "سی و سه پل ایران " ، سی وسه یار عاشق در ایران داشت
نویسنده: سپهر سلیمی - شنبه ۱٩ دی ۱۳۸۸
چند سالیست که مرض "عبور مترو از بافت تاریخی اصفهان " سی و سه پل ایران و دیگر میراث گرانبهای فرهنگی اصفهان را مورد تهدید قرار می دهد. قانون گریزان و متخلفان هر غلطی که خواسته اند کرده اند. در سالهای گذشته سازمانهای غیر دولتی و در یکی دو سال گذشته فعالان مدنی تلاش زیادی برای اطلاع رسانی و نجات این میراث بی نظیر جهانی کرده اند و نتیجه آن شده که این پل هنوز زنده مانده ، هر چند که در کماست و حال و روز خوشی ندارد.
آیا این بار سی و سه پل از کما خارج می شود یا برای همیشه می میرد. در کنار "ائتلاف ملی حامیان میراث اصفهان " این بار گروهی دیگر از دوستانمان دستان سبز شما را به یاری می طلبند. برای عضویت در گروه SAVE 33POL در فیسبوک به اینجا بروید.
این هم آخرین خبر از سی و سه پل ؛ خبری که امیدها را دوباره زنده کرد.
در اینجا نیز می توانید " مطالب مرتبط با متروی اصفهان " در این وبلاگ را بخوانید.
پی نوشت:
وبلاگم برای نمایش در اینترنت اکسپلور مشکل پیدا کرده ولی با موزیلا و اپرا مشکلی ندارد. هر چه کردم تا کنون مشکلش حل نشده برای همین از این به بعد می توانید مطالب این وبلاگ را همزمان در وبلاگ دیگرم در بلاگفا بخوانید .
اشتراک این مطلب در :
ما را چه می شود ؟ محیط زیست نویس ها چه می کنند؟
نویسنده: سپهر سلیمی - شنبه ۱٩ دی ۱۳۸۸
مهندس درویش گرامی ، مرد همیشه بیدار وبلاگستان سبز برای چندمین بار در هفته های گذشته از افت کمی و کیفی در وبلاگستان سبز زیست محیطی و نویسندگان وبلاگها و سایتهای زیست محیطی گلایه کرده و پرسیده : چرا محیط زیست نویس ها دارند ریزش می کنند ؟!
و البته این ریزش نه تنها برای وبلاگستان سبز ، که شامل حال فعالان زیست محیطی و NGO های زیست محیطی و شبکه های سبز هم می شود. اما چرا؟!
بی شک شرایط خاص اجتماعی و سیاسی کشور می تواند یکی از دلایل اصلی این مساله باشد. اما این مساله نیاز به کنکاش و همفکری دارد. شخصاً معتقدم که علاقه به محیط زیست در بین کسانی که این روزها کم کار شده اند نه تنها کمتر نشده که بیشتر هم شده ، اما علت این کم کاری یا ریزش چیست ؟
عدم امیدواری به تغییر و نا امیدی؟ درگیر شدن در فعالیتهای اجتماعی و یا سیاسی دیگر؟
اصلاً این روزها نوشتن و فعال بودن در زمینه محیط زیست فایده ای دارد؟ اولویت دارد؟ به چه مسائلی در این حوزه باید پرداخت؟ چطوری میشه تجدید قوا کرد؟ آنها که کم کار شده اند دلیلش چیست ؟
بهتر است این سوال کلی را بپرسم : در این روزها سبزهای زیست محیطی چه استراتژی ای را برای پیشبرد اهداف زیست محیطی باید در پیش بگیرند؟
می توان روی این مطلب و سوال ها بیشتر کار کرد. سوالات جدید و یا نظرات جدید مطرح کرد و از وبلاگ نویسان سبز زیست محیطی خواست که در این بحث شرکت کنند ( یه جورایی یه موج برای وبلاگهای زیست محیطی ). در این روزهایی که متاسفانه گرین بلاگ به بازداشت موقتی رفته باید چراغ وبلاگستان سبز رو روشن نگه داشت.
از این دوستان عزیزم دعوت می کنم که در این بحث شرکت کنند و دوستانی که در اینجا نامشان نیامده را هم به این بحث دعوت کنند: محمد درویش – محسن تیزهوش – مژگان جمشیدی – شاهین سپنتا- معصومه ابتکار – الهه موسوی - هومان خاکپور - نرگس صفار- مزدک دُربیکی - فاطمه متین فر- فرزاد ویسانلو-خانم ژاله - وحید نوروزی- سیدمحمد مجابی -مهدی اشراقی- سام خسرویفرد - محسن ادیب - مریم نظری- فرزند ایران- باران سبز شفیعی- عمویی- رویای سبز من - مهرگان ابراهیمی-کیومرث سفیدی-فرهاد خاکساریان -خانم مهشید- شهر سالم- فرشید فاریابی- مونا قاسمیان- حمید رضا میرزاده – حسام الدین نراقی – محمد بهشتی – مهندس فرهاد – مجتبی کنعانی- جمال علینقیان ... لطفاً بقیه را شما دعوت کنید
پی نوشت:
وبلاگم برای نمایش در اینترنت اکسپلور مشکل پیدا کرده ولی با موزیلا و اپرا مشکلی ندارد. هر چه کردم تا کنون مشکلش حل نشده برای همین از این به بعد می توانید مطالب این وبلاگ را همزمان در وبلاگ دیگرم در بلاگفا بخوانید
اشتراک این مطلب در :
کلاهی که بر سر نصف جهان گذاشتند ؛ پالایشگاه در 5 کیلومتری اصفهان
نویسنده: سپهر سلیمی - پنجشنبه ۱٧ دی ۱۳۸۸
پیش از این درباره طرح توسعه پالایشگاه اصفهان نوشته بودم ، طرح توسعه پالایشگاه اصفهان در واقع طرح ایجاد پالایشگاه جدیدی در کنار پالایشگاه قدیمی اصفهان است و این در حالیست که پالایشگاه اصفهان در فاصله حدوداً 5 کیلومتری شهر اصفهان قرار دارد .
توسعه دیوانه وار صنایع در استان اصفهان و به خصوص در مجاورت شهر تاریخی اصفهان این شهر را به یکی از آلوده ترین شهرهای صنعتی کشور تبدیل کرده است بطوریکه این شهر سال گذشته در داشتن تعداد روزهای هوای ناسالم گوی سبقت را از تهران را ربود ، علاوه بر آن اصفهانی ها در بسیاری از بیماریهای ناشی از آلودگی محیط زیست نظیر MS ، انواع سرطانها و بیماریهای ژنتیکی دارای رکوردهای ملی و گاهاً جهانی هستند !
در حالیکه طبق قانون توسعه یا ایجاد صنایع در شعاع 50 کیلومتری شهرهای بزرگ ممنوع است مراحل آغازین احداث پالایشگاه جدید در فاصله 5 کیلومتری شهر اصفهان در روزهای پایانی سال گذشته آغاز شد ولی پس از خبردار شدن اداره کل محیط زیست اصفهان و شهرداری و شورای شهر اصفهان اعتراضات فراوانی نسبت به این امر صورت گرفت ، در کنار سازمانهای دولتی ، تشکلهای غیر دولتی و شبکه سازمانهای غیردولتی زیست محیطی اصفهان نیز اعتراضات فراوانی نسبت به احداث پالایشگاهی جدید در نزدیکی شهر اصفهان داشتند.
از ابتدای امر مشخص بود که اعتراضات سازمانهای غیردولتی راه به جایی نمی برد و مدیران دولتی همچون همیشه از کنار این اعتراضات عبور خواهند کرد و در این میان تنها دلخوشی دوستداران محیط زیست شکایت اداراه کل محیط زیست استان اصفهان و همچنین شکایت شورای شهر و شهرداری اصفهان بود . البته در همان روزهایی که مسئولان شهری اصفهان و بویژه حاج عباس حاج رسولیها ، رئیس شورای شهر اصفهان شدیدترین مصاحبه ها و موضع گیری ها را در مخالفت با احداث پالایشگاه اصفهان داشت ، بسیاری از فعالان محیط زیست و روزنامه نگاران مستقل مخالفت شورای شهر و بویژه حاج رسولیها را با احداث پالایشگاه مشکوک می دانستند و این مخالفت ها را جدی نمی گرفتند زیرا که تجربه متروی اصفهان ثابت کرده بود که مدیران شهری اصفهان اساساً هیچ اعتقادی به حفظ میراث فرهنگی و طبیعی ندارند ...
در میانه های تابستان به نقل از مدیر کل محیط زیست اصفهان خبر توقف روند ساخت پالایشگاه اصفهان تا بررسی نهایی کارشناسان در رسانه ها مطرح شد و این امیدواری بوجود آمد که ساخت پالایشگاه جدید متوقف خواهد شد. اما با توجه به موارد مشابه همچنان نگرانی هایی در این خصوص داشت .
اما متاسفانه نهایتاً دست های پنهانی بر همه نظرات کارشناسی فائق آمد و علیرغم مخالفت شدید اداره کل محیط زیست اصفهان و هشدارهای کارشناسان در خصوص خطرات زیست محیطی احداث پالایشگاه جدید برای محیط زیست اصفهان ، روند احداث پالایشگاه آغاز و توافقات نهایی در این خصوص صورت گرفت. جالب اینجاست که همه پیش بینی ها درست از آب در آمد و مخالفت سرسختانه شهرداری و شورای شهر و بویژه رئیس شورای شهر اصفهان با احداث پالایشگاه در عوض گرفتن وعده کمک مالی از پالایشگاه اصفهان برای کمک به احداث تونل بهشت آباد رنگ باخت و مصالحه آقایانی که تا پبش از این احداث پالایشگاه را ظلم و خیانت به شهروندان اصفهانی و شهر اصفهان می دانستند باعث احداث پالایشگاهی جدید بیخ گوش شهر آلوده اصفهان شد.
تونل بهشت آباد قرار است بخشی از آب زاینده رود خشک شده را تامین کند . با سوء مدیریت زاینده رود را به خشکی می کشانند و آنوقت برای تامین آب به فکر تونل هستند و تامین آب سرنوشتش با احداث پالایشگاه گره می خورد ! عجب تسلسلی !
می بینید چه داستان قشنگی بود ، چه سناریوی جالبی بود ! دیدید چه کلاه گشادی سر نصف جهان گذاشتند ! مدیران می روند ، برخی نیز چون شهردار اصفهان فرزندانشان را برای زندگی به شهرهای خوش و آب و هوای اروپایی می فرستند و آنوقت اصفهانی ها می مانند و نصف جهانی که روز به روز کثیف تر و آلوده تر می شود.
پی نوشت :
- در این مورد قبلاً این مطالب را نوشته بودم : اسلحه پالایشگاه روی شقیقه اصفهان – نکته جالبی از مصوبات دومین سفر استانی در حوزه محیط زیست – بیانیه مهم سازمانهای مردم نهاد زیست محیطی اصفهان در مخالفت با احداث پالایشگاه – خبر خوش سبز ؛ توسعه پالایشگاه اصفهان متوقف شد
- اعضای شورای شهر اصفهان رامی توانید اینجا ببینید ، این هم شهردار اصفهان و ایشان هم استاندار وقت بودند
- مهندس فرهاد مطلبی در این مورد نوشته : اصفهانی ها را فروختند ! مهندس عزیزمان از کارشناسان دوست داشتنی محیط زیست در اصفهان هستند .
وبلاگم برای نمایش در اینترنت اکسپلور مشکل پیدا کرده ولی با موزیلا و اپرا مشکلی ندارد. هر چه کردم تا کنون مشکلش حل نشده برای همین از این به بعد می توانید مطالب این وبلاگ را همزمان در وبلاگ دیگرم در بلاگفا بخوانید .
اشتراک این مطلب در :
نویسنده: سپهر سلیمی - دوشنبه ۱٤ دی ۱۳۸۸
دوست بی نامی در پاسخ به مطلب " آقای احمدی نژاد کپنهاک خوش گذشت ؟! " مطلبی را در وبلاگ دانشکده سبز مرقوم فرموده اند. ایشان برای تیتر مطلبشان نوشته اند : توهینی بزرگ به خانواده محیط زیست ایران !
اصولاً اعتقادی به جواب دادن به افرادی که بی نام ، نظر می گذارند ندارم ولی از آنجائیکه این دوست ناشناس ! این نظر را در وبلاگشان نوشته اند و مطلبشان علاوه بر اینکه تیتر خفنی دارد پر است از مطالب خلاف واقع ، شاید توضیح مختصری لازم باشد. امیدوارم به این پاسخ در ذیل همان مطلب لینک دهند .
دوست گرامی این وبلاگ تنها برای حرف زدن نیست ، اکثر وبلاگ نویسان و یا خبرنگاران زیست محیطی از اعضای سازمانهای غیر دولتی زیست محیطی بوده و هستند . در این سالها همیشه به دنبال عمل بوده و هستم.
آنچه که در آن مطلب آمده را بارها پیش از این در شکل های مختلف از نامه ، بیانیه ، تجمع ، حضوراً و ... به گوش حضرات رسانده ایم و اصولاً حرف جدیدی نبوده . کافیست نگاهی به آرشیو یکی از وبلاگها یا سایتهای زیست محیطی بیندازید تا متوجه شوید.
در مورد خشک شدن زاینده رود هم علاوه بر سند مکتوب با کمی جستجو در همین وبلاگ و اینترنت می توانید هزاران مطلب پیدا کنید که در آنها مشخص می کند یکی از دلایل بی آبی و خشکی زاینده رود بی تدبیری مدیران و مسئولان محترم است . آش خشکی زاینده رود آنقدر شور است که نمایندگان استان و مدیران شهری اصفهان علیرغم همه ی ملاحظات سیاسی بارها و بارها به این مساله تاکید کرده اند. (اینجا – اینجا و اینجا )
دوست گرامی از اینکه کسی یقه مرا برای نوشته هایم بگیرد نمی ترسم و به آنچه می نویسم اعتقاد دارم ، اگر می ترسیدم حتماً مثل شما با نام مستعار می نوشتم و اتفاقاً من هم مثل بسیاری از ایرانیان این روزها دعا می کنم که روزی در این دنیا حساب و کتابی در کار باشد و هر کس خلافی کرده مجازاتش را ببیند ! آن فعالیتهای زیست محیطی هم که به آن اشاره کرده اید را سالهای سال است که انجام داده و خواهم داد و همانطور که در آن مطلب هم اشاره کرده ام اگر بی مهری های دولت مهرورز نبود آن فعالیتها امروز گسترده تر انجام می شد ؛ اگر خانه تشکلها را تعطیل نمی کردند ، اگر مجوز انجمن ها زیست محیطی را باطل نمی کردند ، اگر اموال خانه تشکلها را غصب نمی کردند و ...
در آخر باز هم باید اعتراف کنم که مطلبتان برایم مهم نیست چون پر واضح است که آنچه که نوشته اید بخاطر عدم آگاهی و عدم شناخت است ، ولی تیتر آن سنگین است و می تواند موجب ایجاد سوتفاهم برای افرادی شود که اطلاعتشان مختصر است .
پی نوشت :
وبلاگم برای نمایش در اینترنت اکسپلور مشکل پیدا کرده ولی با موزیلا و اپرا مشکلی ندارد. هر چه کردم تا کنون مشکلش حل نشده برای همین از این به بعد می توانید مطالب این وبلاگ را همزمان در وبلاگ دیگرم در بلاگفا بخوانید .
اشتراک این مطلب در :