
در ماههای گذشته شاهد اتفاقات ناگوار زیادی
برای محیط زیست یتیم کشورمان بوده
ایم و تقریباً هفته ای نبوده که در آن
فاجعه ای زیست محیطی رخ ندهد ! متاسفانه حجم مصائب گریبانگیر محیط زیست کشورمان
آنقدر زیاد است که بسیاری از دوستداران محیط زیست به شنیدن خبرهایی از قبیل تعرض
به مناطق حفاظت شده ، آلوده سازی صنایع بزرگ ، بیماریهای ناشی از توسعه ناپایدار و
امثالهم عادت کرده اند ! نگاهی گذرا به وبلاگهای زیست محیطی شاهدی بر این ادعاست ؛
تا یکی دو سال پیش بسیاری از فجایع این روزهای محیط زیست بهانه ای می شد برای
اعتراض و نوشتن ولی در حال حاضر از کنار بسیاری از اخبار عبور می کنیم و حتی یک
لینک ساده هم داده نمی شود.
هر کدام از اتفاقاتی که امروزه برایمان تکراری
شده و از کنار آنها می گذریم ، اگر در بسیاری از دیگر کشورهای جهان رخ دهد می تواند مدیران و وزرای بسیاری را اخراج
یا مجبور به استعفا کند و روزهای زیادی در صدر خبرهای آن کشور بماند .
اگر به تاثیرات مشکلات محیط زیست ما بر سرنوشت
آدمیان نگاهی بیندازیم و آنرا در مقیاسی جهانی بنگریم به نظر من محیط زیست ما
بسیار خبرسازتر از اخبار سیاسی ، فوتبال و یا هالیوود می تواند باشد !
متاسفانه اخبار ناگوار محیط زیستی آنقدر بزرگ و
تکاندهنده است که ناخودآگاه پس از شنیدن
آنها اعصابی خرد و روانی پریشان برایمان می ماند و کمتر به دنبال عوامل ایجاد آنها
می گردیم .عواملی که معمولاً به چشم نمی آیند و مسبب همیشگی بلاهای زیست محیطی
هستند . به زبان ریاضی آنکه ؛ فجایعی که بسیار بزرگ و حل ناپذیر نشان می دهد در
حکم معادلاتی چند مجهولی هستند که از توابعی بسیار ساده و آسان تشکیل شده اند و برای بدست آوردن « ریشه ها » باید آنها را
ساده کرد.
نگاهی دوباره به فاجعه بختگان ، مصاحبه خانم
جوادی در سیما، سیرک پردیسان و دیگر اخبار زیست محیطی بیندازید ، «ریشه های »
بسیار خوبی برایمان آشکار می کند که عبارتند از :
* بعضی از مدیران محیط زیست
اعتقادی به حفظ محیط زیست ندارند و بعبارت ساده تر دلشان برای محیط زیست نمی سوزد!
* بعضی از مدیران محیط زیست
دانشی درباره محیط زیست ندارند!
* بعضی از مدیران محیط زیست تصور می کنند سطح اطلاعات زیست محیطی
مردم بسیار پائین است و |ببخشید| آنها را ا ح م ق تصور می کنند!
* بعضی از مدیران محیط زیست از سوی مدیران قویتر تحت فشار هستند!
* مردم اهمیتی به محیط زیست نمی دهند و بالطبع مدیران هم توجهی به
این مسئله ندارند!
* مردم اهمیت می دهند ولی مدیران توجهی به مردم ندارند!
* عدم پاسخگویی مدیران سابق
و فرافکنی مدیران شاغل در حوزه محیط زیست!
* اوضاع محیط زیست بسیار خوب است و محیط زیستی ها بیخودی شلوغ می کنند!
*بعضی از مدیران کشور، محیط
زیست را پدیده ای فانتزی می دانند و طرفداران محیط زیست را آدمهایی بیکار و بعضاً
اجنبی می دانند که به دنبال حفظ چند درخت و گربه هستند!
* بعضی از مدیران کشور معتقدند نیرویی وجود دارد که مردم و کشور را
در برابر بلاهای ناشی از تخریب محیط زیست حفظ خواهد کرد!
* بعضی از مدیران کشور
معتقدند فعلاً باید مشکلات جهان را حل کرد و مجالی برای پرداختن به محیط زیست
نیست!
* بعضی از مدیران نگاهی تک بعدی به توسعه دارند و به فکر حفظ میز
خود در دوران کوتاه مدیریت هستند!
* اتفاقات پیش آمده عادی است و با توجه به رشد جمعیت چاره ای جز
این نیست!
* این اتفاقات بدلیل ضعف
فعالان محیط زیست ، سازمانهای غیر دولتی ، رسانه ها و ... در رویارویی و مقابله با
مشکلات ایجاد شده!
از دل این «ریشه ها» کودکانی ناقص الخلقه زاده
می شوند، سرطان گسترش می یابد، میراث طبیعی ما نابود می شود، مخلوقات الهی شکار و
شکنجه می شوند و ...





