
در میان کشورها و فرهنگ ها شاید در هیچ کجای دنیا مانند ایران باستان و در میان ادیان آسمانی هیچ دینی مانند اسلام توصیه به خوش رفتاری با حیوانات ندارد. با این حال این پدیده همچنان در جامعه احساس می شود .
اینکه چرا این پدیده در جامعه وجود دارد و عده ای نیز به ترویج آن می پردازند را باید از زوایای گوناگونی نگریست ولی نکته ای به نظرم رسید که تا بحال جایی ندیده بودم ، شاید بشود این نکته را نیز جزو دلایل پنهان ولی تاثیر گذار حیوان آزاری در کشور به حساب آورد؛
متاسفانه تفکری این روزها در میان ما ایرانیان وجود دارد که می گوید : ما بر حق هستیم ، می گوید کسی جز من و همفکران من حق حیات و پیشرفت ندارد ، می گوید فقط ما خوبیم و هر کس با ما نیست دشمن است . این تفکر را بخوبی در میان گروه های سیاسی ، علمی و حتی سازمانهای غیردولتی می توان مشاهده کرد . همیشه گروهی در هر جمعیتی خود را برتر می بینند و از آن جمعیت جدا می شوند و جالب اینجاست که در میان همان گروه نیز انشعابات فراوان ایجاد می شود و این داستان همچنان ادامه پیدا می کند. حال اگر یکی از این انشعابات در اداره ای ، دستگاهی و یا دولتی به قدرت برسند فقط و فقط خودش را محق می بیند و دیگران را به چشم غریبه و فاقد هرگونه حق و حقوقی نگاه می کند .
این داستان در ابعاد بزرگتر در مورد برخورد ما با حیوانات نیز وجود دارد ، فراموش کرده ایم که ریشه ما یکی است. اگر نگاهی به دیگر کشورهای جهان بیندازیم متوجه خواهیم شد که میان حیوان آزاری و میزان دموکراسی رابطه معنا داری وجود دارد بعبارتی جوامعی که طاقت تحمل حرف و عقاید مخالف را دارند همزیستی بهتری با حیوانات دارند .
پی نوشت :
+ آقای ضرغامی با شما هستم ، نوشتاری از خانم مینو صابری درباره پایان دادن به حیوان آزاری در رسانه ملی
+ "زیست محیطی کوچک" ، یک وبلاگ زیست محیطی جدید






