داستان پارازیت ها بحث امروز و دیروز نیست ، ماههای زیادی است که رسانه های مستقل کم و بیش به آن پرداخته اند و کارشناسان مستقل تا آنجا که در توانشان بوده و اسیر خودسانسوری نشده اند در این باره هشدار داده اند.
مخالفان از اثرات وحشتناک پارازیت ها بر کودکان و زنان می گویند ( + و + و + ) و موافقان در بهترین حالت تنها بر این نکته اصرار دارند که نقش مخرب پارازیت ها هنوز اثبات نشده است . در این شرایط عقل حکم می کند که با این مساله بسیار محتاطانه برخورد کرد و سیاست و سیاسی بازی را وارد مقوله ای به این مهمی نکرد. اگر ادعاهای مخالفان پارازیت ها واقعیت داشته باشد در آینده ای نه چندان دور باید شاهد اثرات فاجعه بار پارازیت های ماهواره ای باشیم.
چطور اثرات زیانبار آنتن های تلفن همراه ثابت شده است و در رسانه ها خبرهای زیادی در مورد آنها منتشر می شود اما در مورد پارازیت ها سکوت می شود؟!

در این میان ساعتی پیش در خبرها خواندم که سردار کوثری از نمایندگان مجلس هشتم گفته اند که ارسال پارازیت از توانمندی های نظام است و باید از این توانمندی استفاده کرد .
کشور ما توانمندی های بسیاری دارد ، ایران زمین با سابقه چندین هزار ساله آنقدر توانا و برخوردار است که نیازی به اینگونه توانمندیها نداشته باشد. برای مبارزه با هجوم فرهنگی غرب ، بجای استفاده از پارازیت می توان از فرهنگ با شکوه ایرانی استفاده کرد. چرا باید با ابزاری که می تواند برای شهروندان ایرانی مضر باشد به جنگ رسانه های خارجی رفت ، مگر نه اینکه برای مبارزه در حوزه فرهنگی باید از ابزار فرهنگی استفاده کرد؟!
سردار کوثری ، من از جنگ جز خاطرات ملال آوری از صدای موشک و غرش هواپیماهای دشمن بر فراز شهرمان در اهواز و وحشت هر روزه از مرگ چیز بیشتری به خاطر ندارم . اما شما سردار هستید و آشنا به علوم نظامی و جنگی و به همین خاطر بهتر از هر کس می دانید که فجایعی همچون هیروشیما و یا حلبچه زائیده توانمندی دولتهای آمریکا و عراق در استفاده از ابزارهای نوین دفاعی بودند . استفاده از هر توانمندی به هر شکل و به هر قیمتی الزاماً نمی تواند مفید باشد حتی اگر این توانمندی بر علیه بزرگترین دشمنان کشور یا ملتی استفاده شود.






