
خوانندگان قدیمی این وبلاگ حتماً ماجرای عقابی که بهمن ماه سال 86 توسط کشاورز نادانی مورد حمله قرار گرفته بود و بالهایش را از دست داده بود به خاطر می آورند. آن عقاب در حالیکه در شرایط بسیار بدی به سر می برد و دامپزشکان از درمان آن ناامید شده بودند و اظهار کرده بودند که در اثر جراحات وارده و عفونت چند روزی بیشتر زنده نخواهد بود توسط هموطن با شرف و نیکو سرشتمان آقای رضا مورد درمان قرار گرفت . (دردنامه یک عقاب )
رضای عزیز ، هموطن اهوازی ما یک بار دیگر 10 ماه بعد از آن روز باز هم در ایمیلی از سلامتی آن حیوان برایم نوشت و گفته بود که این عقاب بی بال را در تراس خانه نگه می دارد و هر از گاهی برای گردش به پارک می برد. (خبری از عقاب بی بال )
دیروز باز هم ایمیلی داشتم و این بار رضا برایم نوشته بود :
" دوست گرامی یادتان هست سه سال پیش ایمیلی برایتان فرستادم که یه عقاب طلایی رو پیدا کردم که هردو بالش قطع شده بود ؟ حالا بعد از سه سال خبر بدی برایتان دارم اون عقاب طلایی دیگه نیست دیگه نفس نمیکشه دیگه تو این دنیای پر از ستم نفس نمیکشه عقاب طلایی ما که بخاطر ستم یک انسان بی وجدان از نعمت پرواز محروم شده بود بخاطر ستم یه انسان دیگری برای همیشه از نعمت زندگی کردن محروم شد امروز یه قمری که توسط یه شکارچی صید شده بود خریدیم که بعنوان غذا بهش بدیم که ایکاش نمی دادیم چون پرنده مسموم بود و باعث شد در عرض سه ساعت عقاب قشنگ ما دیگه نفس نکشه آری به همین سادگی رفت .... عقاب طلایی من آروم گرفت در دل خاک باغچه ما تا برای همیشه یاد و خاطرش در دل و ذهن ما باقی بمونه عقاب طلایی من رفت تا دیگه همسایه ما شاکی نشه که وقتی تراس خونه مون رو می شوریم پرهای عقابتون باعث گرفتگی راه آب تراس ما میشه . عقاب من از امشب آروم خوابیده تا دیگه صداش باعث برهم خوردن خوابشان نشه عقاب طلایی من رفت تا دیگه کسی بهش ظلم نکنه رفت تا دیگه کسی آزارش نده عقاب قشنگ ما از امشب توی باغچه آروم میخابه و دیگه از ترس حمله کسی بیدار نمیشه دیگه غذا نمیخاد آب نمیخاد دیگه هیچی نمیخاد از امشب دیگه راحت میخابه به امید اینکه خدا حق مظلومیتشو از اونایی که در حقش ظلم کردن بگیره عقاب ما دیگه نیازی به ترحم کسی نداره عقاب تیز پرواز ما رفت تا با رفتنش برای همیشه داغ بزرگی بر دل من باقی بذاره سه سال بود که اون پرنده جزیی از خانواده ما شده بود و حالا با رفتنش دیگه صداش از توی تراس نمیاد دیگه واسه همیشه تراس ما تمیز می مونه عقاب من رفت تا دیگه قصاب محله که همیشه واسش جیگر سفید کنار میذاشت دیگه اینکارو نکنه عقاب مظلوم ما رفت تا با رفتنش فریاد مظلومیت همه حیوانات ایران رو سر بده امروز یکساعت و نیم توی شهر دنبال یه شربت ضد مسمومیت گشتم گیرم نیومد آخر سر وقتی ناامیدانه یه کلینیک حیوانات پیدا کردیم عقاب طلایی قشنگ ما توی دستامون آخرین نفساشو کشید و دیگه تکون نخورد ... خوابید برای همیشه "
رضا گفتنی ها به خوبی گفته. نوشته اش متنی ساده اما بسیار تاثیر برانگیز دارد ، با خط خط این نوشته کوتاه می شود به حال زار حیوانات این سرزمین گریست...
یک بار دیگر درود می فرستم به این هموطن عزیز و مهربان که در این سه سال جانی دوباره به این حیوانات بی پناه بخشیدند.






