
وقتی این عکس را دیدم نخستین چیزی که توجهم را جلب کرد دهان های باز و سرهای رو به آسمان این ماهی ها بود . البته خوب می دانم این شکل طبیعی ماهی ها در این موقعیت است اما یقین دارم این ماهی ها این بار برای استفاده از اکسیژن سطح آب و ثانیه ای بیشتر زنده ماندن به این شکل در نیامده اند ! آنها دارند حرف می زنند ، دارند با پروردگارشان صحبت می کنند . شاید دارند برای ما انسانها دعا می کنند . شاید دارند می گویند : پروردگارا ما که رفتیم و مردیم اما خودت به داد این انسانها برس . حتماً دارند می گویند: خدایا به این اشرف مخلوقاتت بفهمان که حیات موجودات زنده همانند یک زنجیره است ، اگر امروز زاینده رود خشک شد و ما مردیم فردا یا پس فردا نوبت حلقه های دیگر می رسد و دیر یا زود گریبان آنها را خواهد گرفت ...
می دانم ، یقین دارم این ماهی ها دارند چیزی می گویند ، یک بار دیگر به عکس نگاه کنید ، این ها دارند حرف می زنند ، حتی اگر چیزی هم نگویند سکوتشان پر از فریاد است .
نمی دانم چه می گویند . اما ای کاش ما موجودات دو پا را نفرین نکنند ، ای کاش از پروردگارمان نخواهند آنچه که ما بر سر آنها آوردیم ، بر سر ما بیاید ، که اگر اینطور باشد وای بر حال ما ...
پی نوشت :
- عکس های آرشیده شاهنگی از مرگ ماهی ها در زنده رود را اینجا ببینید .
- این عکس ها مرا به یاد این نوشته انداخت : دلفین های با غیرت ، آدم های بی غیرت






