ایها الناس بشنوید ...
چند وقتیه میخواهم یه مطلبی راجع به وضعیت NGO ها بنویسم اما چون به موضوع وبلاگ بطور مشخص ربط نداره مردد بودم.
شک ندارم اکثر دوستانی که در زمینه محیط زیست و مسائل فرهنگی ، اجتماعی و از این قبیل فعالیت می کنند یا از یک NGO شروع کردن و یا در یک NGO ای فعالیت دارند . من خودم اینطوری هستم و به جرات میتونم بگم تاثیری که این فضا بر من داشته از تمام سالهایی که درس خوندم برام آموزنده تر و هدفمندتر بوده.
اما متاسفانه فضا برای فعالیت این گروههای مردمی در یکی دو سال گذشته هر روز تنگ و تنگتر شده . انواع و اقسام فشارهای آشکار و پنهانی که بر این گروهها وارد میشه باعث خستگی و تعطیلی NGO ها شده . باطل کردن مجوز ها ، تعطیل کردن خانه های تشکلها ، ندادن مجوز برگزاری برنامه ، دخالت در شبکه ها و صدها مورد دیگه .
واقعاً نمیدونم این گروههای جوان چه گناهی کردن که اینطوری با اونها برخورد میشه . در همین شهر اصفهان در اثر پیگیریهای همین دوستان NGO ای جهان نما تعدیل شد و میدان نقش جهان از خطر خارج شدن از فهرست آثار جهانی نجات پیدا کرد و یا تغییر مسیر مترو نتیجه تلاش همین دوستان بود. در زمینه محیط زیست تنها گروههایی که دلسوزانه و عاشقانه فعالیت می کنند همین داوطلبان سازمانهای غیر دولتی هستند و یا در بحث آسیبهای اجتماعی ، زنان ، خیریه ها و .....
جوونهایی که بچه های همین انقلاب هستن و در این سیستم و نظام رشد پیدا کردن امروز برای انجام یک فعالیت مردمی و داوطلبانه باید هزار جور فشار و مشکل رو تحمل کنن.
حتماً دو هفته پیش دیدید که خانم جوادی رئیس سازمان محیط زیست در جواب مجری گفتگوی خبری در مورد NGO ها ، چقدر براحتی از این موضوع رد شد و چند ثانیه بیشتر حرف نزد. واقعاً سازمان محیط زیست در سالهای گذشته جز تخریب و حمایت از صنایع آلاینده مگه کار دیگه ای هم کرده ؟! اگر کاری هم انجام شده در اثر تذکرات و فشارهای همین سازمانهای زیست محیطی بوده و اگر مسئولی هم کارشو بخوبی انجام داده بخاطر این بوده که از بدنه همین سازمانها بوده و عاشقانه به کار و فعالیتش اعتقاد داشته ....
والا به خدا این گروهها نه جاسوسن ، نه خرابکار و نه چیزی دیگه ..! گفتنی و درددل در این زمینه خیلی زیاده ... ولی حیف که گوش شنوایی نیست!






