خبر کشتن پلنگ در لرستان در وبلاگ استاد درویش و نیز عکسهای شکارچیان ناجوانمرد و شیطان صفت در وبلاگ خانم جمشیدی بسیار تکان دهنده و تاسف آور است . ننگ باد همه ی شکارچیان را.
امیدوارم در آینده ای نزدیک و پس از امتحانات بتوانم مطلب خوبی درباره شکار و شکارچیان بنویسم تا حداقل اعصابم کمی راحت شود ...
شعر زیر که سروده دکتر شاهین سپنتا عزیز است را به همه دوستداران حیوانات تقدیم می کنم :
چه خوش گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد
میازار موری که دانه کش است که جان دارد جان شیرین خوش است
سیاه اندرون باشد وسنگدل که خواهد که موری شود تنگدل
مکن با سگ پیر آواره جنگ مبندش به زنجیر وقلاده تنگ
مکن بیش از اندازه از باره کار مکن روز حیوان بیچاره تار
مزن لانه مرغکان را به سنگ مشو پشتوان خردسان به جنگ
مکن صید ماهی به وقت خوشی مکن پیشه ات کار ماهی کشی
منه بار بر اسب بیمار ولنگ مکش در پی اش چوب الوار وسنگ
چنان بسته ای تنگ راه نفس که بلبل دهد جا ن به کنج قفس
چرا می کنی دشمنی با ددان ؟ چرا می کنی کار با نا بخردان ؟
ز نا بخردی های بهرام گور تهی شد همه دشت ایران زگور
کنون پند گیر از سر انجام او نشد جز دل خاک انجام او
گرایران ستائی مزن تیر کین به قرقاول و کبک ایران زمین
تو برشیر ایران ستم کرده ای دل مام میهن دژم کرده ای
چو خالی شده بیشه ازنره شیر شده این وطن ملک گفتار پیر
نباشد جز این پند وپیغام دین ز پیغام دین پند نیکو گزین
همه دام ودد را ز ریز ودرشت نباید شکار و نباید بکشت
همه جیره خوارند از مور وشیر بر این خوان گسترده ی بی نظیر
نخواهند چنین خوار و خرد و نزار سر انجام مخلوق پروردگار
حما یت ز حیوان کسی پیشه کرد که در زندگی سبز اندیشه کرد
این مطلب را سال 82 در جواب یکی از وبلاگنویسان طرفدار شکار نوشتم






