
بقیه عکس ها را اینجا ببینید

بقیه عکس ها را اینجا ببینید

روز گذشته همزمان با روز جهانی تالابها ، گردهمایی حامیان تالاب گاوخونی در حاشیه این تالاب برگزار شد. گاوخونی در شرایط بسیار بحرانی قرار دارد و ندادن حقابه از سوی وزارت نیرو در کنار خکسالیهای اخیر باعث بوجود آمدن این شرایط شده است . این در حالیست که وزارت راه در حال ساخت عبور جاده ای در نزدیکی این تالاب است که اگر ساخت آن ادامه پیدا کند ضمن ایجاد خسارت فراوان ، زمینه خروج آنرا از کنوانسیون رامسر ایجاد خواهد کرد.
بانی اصلی برگزاری مراسم انجمن میراث فرهنگی ورزنه بود البته شبکه سازمانهای غیر دولتی زیست محیطی اصفهان ، اداره کل محیط زیست اصفهان وشهرداری و شورای شهر نیز کمک هایی به برگزاری این مراسم کرده بودند.

حضور بیش از 3000 نفر از مردم که تقریبن نیمی از آنها از شهر ورزنه آمده بودند جالب بود . ورزنه تنها شهریست که زنان چادر سپید به تن می کنند ، البته متاسفانه این سنت هم در حال از بین رفتن است و چادرهای سپید جای خود را به چادرهای مشکی می دهند.

مهندس لاهیجان زاده ، مدیر کل محیط زیست اصفهان در این مراسم ضمن اشاره به اهمیت تالاب گاوخونی گفت ارزش اقتصادی این تالاب در کمترین حالت سالانه معادل 250 میلیارد تومان است و خبر از گرفتن حقابه گاوخونی داد . انصافاً لاهیجان زاده از مدیران کاربلد است و خدمات خوبی به محیط زیست اصفهان کرده ، هر چند که گرفتاریها و بدبختی ها زیاد است و صنایع قوی همیشه محیط زیست را تحت فشار قرار داده اند ضمن اینکه خوب می دانیم از تهران هم حمایتی صورت نمی گیرد. لاهیجان زاده همچنین خبر از توقف احداث جاده در حاشیه تالاب داد و گفت این جاده از حاشیه تالاب دور خواهد شد.
گاوخونی شرایط بی نظیری دارد ، در چند کیلومتری این تالاب تپه های ماسه ای قرار گرفته که در صورت سرمایه گذاری می تواند در آمد بسیاری را عاید کشورمان کند .

نیمه های اردیبهشت امسال بود که از طریق ایمیل خبردار شدم در کوه سیاه ، تنها کوه مجاور تالاب گاوخونی قرار است معدنی ایجاد شود و پیمانکار آن چند روزی است که تخریب کوه را آغاز کرده . تصاویر دردناکی در آن ایمیل بود و با توجه به وضعیت بحرانی گاوخونی و موارد مشابه قبلی پیش بینی می شد که کار کوه سیاه و گاوخونی تمام است .
اما وقتی با تلفن همراه فرستنده ایمیل تماس گرفتم ناخودآگاه کمی امیدوار شدم . رضا خلیلی مسئول انجمن میراث ورزنه به همراه دوستانش و مردم دانای شهر ورزنه کاری کردند کارستان ، تجمع چند هزار نفری مردم شهر ورزنه و پافشاری آنها بر نجات تالاب و مقاومت در برابر تهدید ها و تطمیع ها باعث شد در مدت زمان کوتاهی کارگاه معدن تعطیل شود و کوه سیاه آزاد شود.
رضا خلیلی امروز قهرمان تالاب های ایران شد . این آموزگار ورزنه ای حتی اگر این عنوان را بدست نمی آورد باز هم قهرمان تالاب بود ، امیدوارم او و دوستانش همچنان برای نجات گاوخونی تلاش کنند.
پی نوشت:
- توصیه می کنم گفتگوی شنیدنی خانم مینو صابری با « مهندس بیژن دره شوری » را حتمن بشنوید.

حدود یک ماه می شود که در وبلاگ مطلبی ننوشته ام البته به غیر از آن عکس و مطلبی که از زیستا گذاشتم . شاید بی حوصلگی و یا چیزی بدتر از آن دلیل این غیبت من بوده. گاهی وقت ها اتفاقاتی پیش می آید که تصورش را هم نمی توانی بکنی و سونامی این اتفاق بسیاری از بخش های زندگیت را تحت تاثیر قرار می دهد ... خاطرات کمرنگی که از جنگ در حافظه ام مانده به من آموخته که باید صبر کرد ، روزی صلح خواهد آمد و دادگاه تاریخ قاضی ما خواهد بود و دادگاه تاریخ سخت ترین دادگاه است چونکه دیگر زمانی برای جبران نمانده ... بگذریم .
در این روزها بیشتر از هر وقت به وب گردی و وب خوانی مشغول بودم . شاید تغییراتی در ظاهر این وبلاگ ایجاد کنم و آنرا کمی مجهز تر کنم . خوشحالم که جنگ در باریکه غزه تمام شد هر چند که جنگ سیاسیون قربانی های فراوانی داشت . ادامه جنگ در باریکه غزه دو ضرر داشت ؛ نخست آنکه مردمانی در آن سرزمین بی خانمان و کشته می شدند و دیگر آنکه رسانه های داخلی عمداً یا سهواً حواسشان از این ملت 70 میلیونی پرت شده بود . در این روزهای گل و بلبل اقتصادی ، اجتماعی حواس پرتی همین رسانه های نیم بند هم می تواند خطرناک باشد.
همیشه خورشید پشت ابر نمی ماند تا باران بیاید و هوا پاک شود ! آلودگی هوای تهران ، عملن این شهر را به منطقه جنگی تبدیل کرده . آمارهایی که این روزها در خصوص مرگ و میر تهرانی ها می شنویم واقعن دردناک است و البته این داستان در بسیاری از شهرهای بزرگ همین طور است .
کم کم بوی انتخابات ریاست جمهوری را می شود استشمام کرد و افسوس که دولت تصور نمی کرد نفت 150 دلاری به 35 دلار می رسد . اگر نفت هم قیمت پارسال بود بی شک در ماههای آخر دولت ، ملت کمی می توانستند نفت را در سفره هایشان احساس کنند ولی ظاهراً قرار است آرزو به دل بمانند . برخی اصلاح طلبان نیز به انتظار مردی با اسب سفید نشسته اند تا بیاید و رویاهایشان را به واقعیت تبدیل کند ! فرصت سوزی و منتظر قهرمان ماندن عادت برخی از این دوستان است !
از مطلب قبلیم تا الان دنیا دو تغییر دیگر نیز داشته ؛ بی بی سی فارسی و ریاست جمهوری باراک حسین اوباما .
سومین خروس سپید « نشان حمایت از حیوانات» نیز به مهندس بیژن فرهنگ دره شوری اهدا خواهد شد . عجب مرد نازنینی هستند و افسوس از این همه بی مهری نسبت به سرمایه هایی همچون ایشان .
در روزهای آینده دو رخداد زیست محیطی را در اصفهان شاهد خواهیم بود ؛ گردهمایی دوستداران محیط زیست همزمان با روز جهانی تالاب ها در حاشیه گاوخونی که همچون همیشه آقای خلیلی عزیز برای آن زحمت بسیار کشیده اند و همچنین برگزاری نخستین همایش ملی اشتغال سبز که فکر می کنم همایش خوب و مایه داری بشود. گزارش هر دو را در اینجا یا زیستا خواهید خواند. برای ماهی های عید هم انجمن حمایت از حیوانات اصفهان طرح تازه ای دارد که در روزهای آینده اعلام خواهد شد.
چند خبر دیگر هم دارم که به وقتش خواهم گفت !



با مقاومت مردم و یاری مسئولین پس از 2 ماه دستور توقف عملیات تخریب کوه سیاه تالاب بین المللی گاوخونی صادر شد.
همزمان با میلاد مسعود مولود کعبه و ایام البیض آزاد شدن کوه سیاه و بازگشت آن به دامان طبیعت را مردم ورزنه جشن گرفتند و از سوی جوانان کارناول شادی راه انداختند این مراسم که در روز چهارشنبه همزمان با میلاد مولی الموحدین انجام شد مردم به صورت خود جوش با دادن شرینی و شربت این دو عید را جشن گرفتند و با نوشتن پرچم وپلاکارد و شعارهای زیست محیطی از حضور مردم ، نمایندگان محترم مردم شهرستان اصفهان ، سازمان محیط زیست استان اصفهان، مسئولین استان ، بخش و شهر ورزنه تقدیر و تشکر کردند .
لازم به ذکر است در نخستین روزهای سال 1378 جمعی از دوستداران محیط زیست ورزنه با شنیدن خبر واگذاری امتیاز بهره برداری از تنها کوه منفرد جنب تالاب گاوخونی به مخالفت پرداختند و ابتدا مخالفت خود را از طریق مقامات رسمی و جراید و مطبوعات و مسئولین محلی به گوش صادر کنندگان مجوز رساندند ولی با مقاومت زیاد آنها مواجه شدند که این امر موجب افزایش حساسیت مردم گردید و با حضور جمعیت 1000 نفری در 27 اردیبهشت ماه درمحل تالاب گاوخونی خواستار توقف سریع تخریب کوه شدند و با قرائت بیانیه 15 ماده ای خواسته های خود را مطرح کردند ولی همچنان عملیات متوقف نگردید و مواردی درگیری هایی بین افراد و وسایل نقلیه حمل کننده سنگ کوه صورت گرفته و روز به روز بر نارضایتی مردم افزوده شده که بالاخره با گزارشات مکرر بر ایجاد ناامنی در شهر ورزنه و درگیری بین مردم بر اثر توجه نکردن به خواسته های مردم و پیگیری های نمایندگان از سوی ریاست محترم سازمان صنایع و معادن استان دستور توقف عملیات بهره برداری از کوه سیاه بازالتی در کنار تالاب صادر گردید .
قابل توجه است که این کوه در کنار تالاب بین المللی گاوخونی واقع گردیده از جنس بازالت می باشد و در اثر فوران آتشفشان در زیر دریای عصر سوم زمین شناسی حاصل شده است و تنها چشم انداز کنار تالاب است که از فراز ارتفاع حدود 1700 متر آن ( از سطح دریا) می توان فواید زیادی در نظر گرفت از جمله :چشم انداز زیبای تالاب ، آب نمای تالاب ، مشاهده نیزار و گزستان واقع در مصب رودخانه زاینده رود، غروب دل انگیز تالاب ، کوه نوردی در کنار کویر نوردی ، دیدن سنگ فرش بیابان و آتشفشان خاموش ، جلوگیری از فرسایش بادهایی که از شمال شرقی به سمت شهر ورزنه می ورزند و در صورت نابودی کوه گرد و غبار ناشی از آن شهر ورزنه را فرا می گیرد و موجب بیماریهای تنفسی می گردد، محل امنی برای لانه گذاری بعضی از انوع غاز محسوب می شود و فواید بیشماردیگری را برای این کوه می توان در نظر گرفت از جمله مطالعه دانشجویان رشته های زمین شناسی، خاک شناسی ، مرتعداری، منابع طبیعی ، نجوم و اکوتوریسم و غیره را می توان نام برد.

این خبر خوش زیست محیطی را آقای رضا خلیلی ورزنه رئیس انجمن دوستداران میراث فرهنگی ورزنه امروز برایم فرستادند. خبر آزادی کوه سیاه تالاب گاوخونی از دو جنبه می تواند مسرت بخش و شادی آفرین باشد ، نخست آنکه عرصه ای از منابع طبیعی این سرزمین از شر توسعه ناپایدار در امان مانده و دیگر و مهمتر آنکه نشان داد اگر مردم محلی اراده کنند می توانند در برابر هجوم تخریب گران محیط زیست مقاومت کنند.
آزادی کوه سیاه را به مردم با فرهنگ و دانای ورزنه تبریک می گویم همچنین بی شک نقش رسانه ها و بویژه خبرنگاران زیست محیطی در این اتفاق خوشایند بسیار اثرگذار و تعیین کننده بوده است.
لینک مرتبط:
+ پرونده "گاوخونی " در این وبلاگ
خوشبختانه موج سبز حمایت از محیط زیست هر روز بیش از گذشته در حال گسترش است و به لطف خدا و همت دوستان سبز اندیش در آینده ای نزدیک به سنتی مبارک در وبلاگستان فارسی تبدیل خواهد شد.
و این بار موج وبلاگی در حمایت از تالابهای ایران . مصاحبه من با رادیو آلمان در خصوص "تالاب گاوخونی" را اینجا بخوانید و متن کامل تر آن را اینجا گوش دهید.

کشاورزان منطقه ورزنه در اقدامی نوآورانه در حالیکه قیمت بعضی از سموم علف کش تا لیتری 30000 تومان افزایش داشته است از آب زهکش سگزی که از شهر ورزنه می گذرد و به گاوخونی می ریزد برای از بین بردن علف های هرز مزارع پنبه خود استفاده می کنند که نتیجه این اقدام بسیار مثبت بوده است و علف های هرز به بهترین نحو ممکن از بین رفته اند.
تصور کنید آبی که به این راحتی علف های هرز را از بین می برد و قوی تر از هر سم کشی عمل می کند چه بر سر تالاب گاوخونی و موجودات زنده آن می آورد ؟!
لینک های مرتبط و غیر مرتبط :
- گزارش حرکت وبلاگی موج سبز (16 تا 22 خرداد)
- موج سبز دوم و هفته تالاب نویسی
- یخچال گنبدی میبد سازه ای سازگار با زیست بوم
- درخواست انجمن حمایت از حیوانات اصفهان از رئیس قوه قضائیه برای نجات پارک ملی گلستان
- پرشین بلاگ از موج سبز دوم برای نجات تالاب های کشور حمایت میکند
دوستان سبز اندیش با توجه به وضعیت بحرانی تالابهای کشور بیائید هفته آینده(15 تا 22 تیر) یکی از نوشته های خود را به موضوع " تالاب های کشور در سراشیبی نابودی " اختصاص دهیم . سرکار خانم پولادزاده مدیر محترم روابط عمومی پرشین بلاگ نیز وعده داده اند که پرشین بلاگ همچون گذشته از این موج سبز اندیشی حمایت خواهد کرد.

تالاب های کشور در سراشیبی نابودی
تالابها در زمره غنی ترین اکوسیستمهایی قرار دارند که در حفاظت از تنوع زیستی و رفاه جامعه بشری اهمیت فوقالعاده ای دارند اما عدم توجه به اهمیت بالای این منابع طبیعی در کشور باعث شده تا از 22 تالاب ثبت شده در کنواسیون رامسر 7 تالاب در وضعیت قرمز قرار گیرند.
شاید شنیدن نام تالاب، نیزاری که اطراف آن را آب کمی فراگرفته است به ذهن خطور می کند. جایی که هیچ خاصیتی ندارد و حتی می تواند ترسناک و خطرآفرین هم باشد اما باید دانست که وجود تالاب ها در زندگی انسانی از اهمیت بسیاری برخوردار است، شاخص با اهمیتی که با از بین رفتن آن بافت انسانی منطقه ای نیز دچار دگرگونی می شد .
آیا باور کردن این موضوع سخت نیست که به خاطر نابودی یک تالاب، دولت متحمل ضرر چندین میلیارد تومانی می شود و آیا می توان پذیرفت که نبودن یک تالاب موجب شده بخش کشاورزی یک منطقه ضرر بسیاری ببیند؟
ارزش اکولوژیک تالاب ها ۱۰ برابر جنگل ها و۲۰۰ برابر زمین های زراعی است اما متاسفانه علیرغم اهمیت بالا کمتر مورد توجه قرار گرفته اند.
مرکز نظارت محیط زیست جهانی میزان تالاب های جهان را ۵۷۰ میلیون هکتار برآورد کرده که یک میلیون و ۴۸۱ هزار و ۱۴۷ هکتار از آن در ایران قرار دارد در واقع در کشور ما ۸۴ تالاب مهم بین المللی شناسایی شده که از میان آنها تاکنون ۳۳ تالاب در چارچوب ۲۲ عنوان به ثبت رسیده است.
تولید و ذخیره سازی آب، حفظ و توسعه تنوع زیستی گیاهی و جانوری، مهار سیل و فرسایش، پالایش آب، کانون های گردشگری، تثبیت آب وهوای محلی بویژه تعدیل درجه حرارت، تامین غذا و تولید فرآورده های شیلاتی و پرندگان، از ارزش های اکولوژیک و اقتصادی تالاب ما به حساب می آید.
به لحاظ اهمیت بالای تالاب ها ، کنوانسیون رامسر یا کنوانسیون تالابها در دوم ماه فوریه ۱۹۷۱ بهمن ماه ۱۳۴۹ در رامسر به امضاء رسید.این کنوانسیون اولین پیمان بین الدولی جهانی است که نگاهی تازه به حفاظت و بهرهبرداری پایدار از منابع طبیعی داشته، اما با این وجود در مقایسه با پیمانهای مشابه بعدی، مقرراتی کلی و ساده دارد و بر حفاظت و بهره برداری معقول از تالاب ها به خصوص در جهت فراهم ساختن زیستگاهی برای پرندگان آبزی تاکید میکند.
این کنوانسیون طی گذشت سالها گستره دید خود را چنان افزایش داده که تمام ابعاد حفاظت و بهره برداری معقول از تالابها را در بر میگیرد و تالابها را در زمره اکوسیستمهایی می داند که در حفاظت از تنوع زیستی و رفاه جامعه بشری اهمیت فوقالعاده ای دارد اما این اهمیت در ارتباط با تالاب های ایران تا کنون وجود نداشته است .
کنوانسیون رامسر در سال ۱۹۷۵جنبه قانونی یافت و هم اکنون ۱۴۷ کشور عضو رسمی دارد و یکهزار و ۴۵۹ تالاب با اهمیت بینالمللی با مجموع مساحت حدود ۱۲۵میلیون هکتار را در سطح جهان به ثبت رسانده است.
متاسفانه با وجود اینکه کشور ما با ثبت 22 تالاب بین المللی دربین 140کشور درمقام و رتبه 25 کشورهای عضو کنوانسیون رامسر قرار دارد و با توجه به آن که ایران زادگاه این معاهده بسیار مهم است و همین نکته می تواند انگیزة بزرگی برای حفظ و ارتقاء جایگاه خود در بین کشور های جهان باشد ولی تا کنون دولتمردان ایرانی آن گونه که باید و شاید نتوانسته اند در حفظ همین تالاب ها موفق باشند.
هامون یکی از تالاب هایی است که سالها بی توجهی به اهمیت آن منتهی به حرکت آن به سمت نابودی شده است به گونه ای که در سال ۱۳۴۲ ای تالاب به علت خشکسالی از بین رفت. و این امر باعث شد تا برخی از مردم زابل، شهرستان گرگان را برای ادامه زندگی انتخاب کردند چرا که زندگی در اطراف تالاب هامون غیرممکن شده بود و مردم با بیل از خانه خود، شن خارج می کردند.همین امر موجب شد بسیاری از مردم به شهرستان گرگان کوچ کنند و بافت این شهر را تا درصد بسیاری تحت تأثیر قرار دهند.
تالاب هامون در سال ۱۳۷۹ نیز برای چندمین بار دچار خشکسالی شد و از بین رفت. دولت ایران نیز برای این که بار دیگر تغییری در بافت انسانی رخ ندهد، بودجه فراوانی را برای این کار در نظر گرفت البته در این شهرستان باز هم مردم برای خارج کردن شن از خانه شان مجبور شدند که متحمل زحمات فراوانی شوند در حالی که اگر تالاب هامون دچار خشکسالی نمی شد، این اتفاق رخ نمی داد.
دریاچه ارومیه نیز متاسفانه به همین وضعیت دچار شده است ، چندین هکتار از دریاچه ارومیه دچار خشکسالی شده و با خشک شدن این دریاچه به علت شور بودن، نمک های اطراف آن به وسیله باد به سوی محصولات کشاورزی روانه می شد و آنها را از بین می برد .
تالاب انزلی یکی از همان تالاب های مهم و در آستانه نابودی محسوب می شود تالابی که زیستگاه مناسب برای پرندگان مهاجر است ، از این رو دارای اهمیت بین المللی است و در سال 1354 در سایت رامسر به ثبت رسید اما طی سال های گذشته به دلایل متعددی از جمله ورود فاضلاب و زباله جامد از مناطق اطراف و آلودگی حاصل از فعالیت ها ی کشاورزی ، کیفیت آب آن کاهش یافته است.
زباله های جامد حوزه آبخیز در تالاب انباشته می شود و ورود رسوبات حاصل از فرسایش در تالاب سبب کم شدن عمق تالاب می گردد .و این در حالی است که جذر و مد دریای خزر نیز این مشکل را بغرنج تر می کند
ماکروفیت هایی چون سرخص آبی (آزولا) در تالاب به صورت غیر قابل کنترل در حال گسترش هستند و اخیراحدود 25 درصد از کل منطقه را پوشانده است و این امر زیستگاه پرندگان آبی را در معرض خطر قرار داده است .
از سوی دیگر فقط مناطق حفاظت شده به طور قانونی حفاظت می شوند. در حالی که سایر مناطق تالاب تحت حفاظت نیستند و باید گفت تا زمانی که محدوده قانونی تالاب مشخص نباشد، مشکلاتی از قبیل تصرف اراضی جهت فعالیت های کشاورزی و سایر موارد مشابه وجود دارد.
همچنین استفاده از تورهای غیر قانونی ماهیگیری ، شکار در منطقه شکار ممنوع و دیگر فعالیت های غیر قانونی نیز به روند نابودی تالاب انزلی سرعت بخشیده است.
تالاب بین المللی شادگان نیزبه دلیل برهم خوردن سلامت اکوسیستم آن به دلیل ورود دهها میلیون متر معکب فاضلاب شهری و صنعتی و ضایعات کارخانجات کشت نیشکر در این لیست سیاه قرار گرفته است .
در حالی که خطر خشک شدن بخش های وسیعی از تالاب نی ریز و کمجان نیز وجود دارد که تالاب خور خوران نیز به دلیل آلودگی های نفتی و تخریب جنگل های حرا در حال نابودی است .
در حالی با خطر نابودی تالاب ها و دریاچه ها مواجه هستیم که سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان متولی اصلی در نظارت و حفظ این منابع طبیعی تا کنون در اجرای تکلیف فانونی بدرستی وارد عمل نشده و این امر روند نابودی را تشدید کرده است .
از سوی دیگر بودجه هایی که تا کنون به امر رسیدگی به تالاب های کشور تخصیص داده می شود فقط محدود به امور پژوهشی درارتباط با تالاب ها شده است.
به گفته کار شناسان محیط زیست ، از ۲۲ عنوان تالاب ثبت شده در کنوانسیون تالاب های ایران، ۷ تالاب در وضع قرمز قرار دارند و این در حالی است که اگر به این تالاب ها توجه نکنیم باید منتظر تغییرات اساسی در محیط زیست کشورمان باشیم که می تواند در زندگی ما نیز نقش اساسی ایفا کند.
طی چند سال گذشته زیان های سنگینی بر تالاب های کشور تحمیل شده است و به طور حتم با روندی که در حال حاضر در ارتباط با حفظ منابع طبیعی و محیط زیست در پیش گرفته شده خروج تالاب ها از وضعیت قرمز امری بعید به نظر می رسد.
اعمال سیاست های غلط آبرسانی ، پروژه های نفتی، احداث سدهای متعدد ، جاده سازی ، هدایت فاضلاب ها و پسماند های شهری و صنعتی و معرفی گونه های غیر بومی تقریبا تمام تالاب های بین المللی ایران را در آستانه نابودی قرار داده است.
بررسی های کارشناسان محیط زیست نشان می دهد که بخش زیادی از تالاب های بین المللی ایران به واسطه سوء مدیریت در آستانه نابودی قرار گرفته اند.
عدم وجود برنامه آمایش سرزمین و پیاده کردن برنامه های بخشی ، سد سازی بدون توجه به اثرات مخرب آنها بر تالاب ها؛ توسعه برنامه های نفت محور در حساس ترین و شکننده ترین مناطق ساحلی – دریایی ؛ خطر نابودی پرندگان نادر و در معرض انقراض به دلیل صدور مجوز های قانوی شکار که در تناقض آشکار معیار های لازم وجودی یک تالاب بین المللی است و اجرای سیاست های آبرسانی از مناطق پرآب به کم آب کشور بدون توجه به اثرات سوء زیست محیطی بر روی تالاب ها عواملی محسوب می شوند به روند افزایش تخریب تالاب های کشور سرعت بخشیده است.