دوستداران حیوانات و محیط زیست
(حیوانات، محیط زیست و میراث فرهنگی)
فاجعه ای برای میراث فرهنگی ، احتمال برخورد دستگاه حفار تونل مترو با سی و سه پل
نویسنده: سپهر سلیمی - دوشنبه ٩ شهریور ۱۳۸۸
می شود و می توانیم ! آری با این مدیران و مهندسان کاربلد و وطن دوست هر کاری می شود و می توانیم. مگر مترو از زیر چهار باغ عباسی رد نشد؟ مگر پل خواجو توسط عده ای کارنابلد به بهانه مرمت ، تخریب نشد؟ مگر زاینده رود خشک نشد؟ خراب کردن سی و سی پل پیر که دیگر کاری ندارد ...
گزارش جبهه همبستگی خلیج فارس را از آخرین فاجعه در حوزه میراث فرهنگی ایران بخوانید :
جبهه همبستگی خلیج فارس: خبرگزاری ایلنا ساعاتی قبل با انتشار خبری از ایجاد انحراف ۴۰ متری در تونل مترو اصفهان خبر داد که البته آن خبر به دلایل این انحراف اشاره ای نشده است. جبهه همبستگی خلیج فارس به صورت کامل و تفصیلی به بررسی دلایل این اتفاق می پردازد.
۶ متر انحراف به سمت راست در ۴۰ متر حفاری
تونل غربی خط شمال-جنوب متروی اصفهان، بر اساس خط پروژه، بر رویDTA خود حرکت کرده اما مسیر تونل شرقی در هنگام عبور از زیر رودخانه زاینده رود در کنار سی و سه پل، در حدود ۳۰ رینگ ( طولی معادل ۴۰ متر ) به اشتباه حفاری شده است . این حفاری اشتباه باعث شده است که دهانه تونل از موقعیت تعیین شده کنونی، به میزان بیش از ۶ متر به سمت راست(غرب) جابه جا و از مسیر اصلی منحرف شود و از ان زمان حفاری متوقف شده است.
دستگاه TBM قادر به پیچش با شعاع کمتر از ۲۲۵ متر نیست در حالی که با توجه به انحراف ایجاد شده اگر بخواهیم تونل را به مسیر اصلی خود برگردانیم و به ایستگاه تعبیه شده در خیابان چهارباغ بالا برسانیم، باید دستگاه با شعاع ۱۲۵ متر بچرخد که غیر ممکن است. اگر دستگاه مسیر خود را ادامه دهد و با کمترین شعاع یعنی ۲۲۵ بپیچد، از زیر فونداسیون هتل سوئیت و مغازه های اطراف آن عبور می کند و با این مشکل مواجه میشویم که تونل به ایستگاه تعبیه شده نمی رسد.
در واگن های حفاری مصالح غیر عادی دیده شده است
احتمال برخورد دستگاه حفار تونل متروی اصفهان با پی سی و سه پل
دستگاه TBM مورد استفاده در پروژه مترو شهر اصفهان از نوع EPB بوده که برای حفاری خاک های شهری و نرم ساخته شده است. دستگاه TMB در هر بار عملیات حفاری به طول یک و نیم متر، متوقف می شود و کار رینگ گذاری انجام می شود و سپس حفاری دوباره آغاز می شود.
کمترین زمان حفاری که در پروژه مترو اصفهان داشته ایم، ۱۵ دقیقه بوده و بیشترین زمان به ۳ ساعت نیز می رسد ولی تاکنون حفاری های طولانی نزدیک به یک شبانه روز نداشته ایم و وقتی یک حفاری توسط دستگاه EPB، ۲۴ ساعت به طول می انجامد به این معنی است که دستگاه با مصالح غیرعادی مواجه است.
در واگن های حمل خاک های حفاری شده، مصالح غیر عادی بتون مانند که به قسمتی از پی یک سازه شباهت داشته دیده شده است که احتمال این قضیه وجود دارد که دستگاه در زمان انحراف با رمپ جنوبی سی و سه پل برخورد کرده و این مصالح، قسمتی از پی سی و سه پل باشد که در صورت صحت داشتن این قضیه و آسیب دیدن پی سی و سه پل، احتمال نشست کردن پل در زمان جاری شدن آب در رودخانه وجود دارد که پی بردن به درستی این احتمال، نیازمند بررسی های بیشتر است.
آسیب دیدن سر برنده دستگاه TBM در حفاری غیرعادی
وقتی حفاری طولانی مدت شود، بدون تردید سر حفار دستگاه (Cutter Head) در حال حفاری مصالحی غیر عادی است که این حفاری ها باعث شده است، یکی از بازوهای کاتر هدر دستگاه در تونل شرقی، کاملاً منحنی و بیضی شکل شود، به شکلی که تعمیر آن به شکل عادی از طریق حضور غواصان در محفظه man lock دستگاه که بدین منظور طراحی شده است، امکان پذیر نیست، زیرا در شرایطی می توان از طریق عادی کاتر هد را تعمیر کرد که فقط قطعاتی بر روی بازو نیاز به عوض داشته باشد، ولی اکنون کل بازو کج شده و تنها راهی که وجود دارد این است که با احداث شفت(چاه عمودی) روبروی دستگاه، این بازو تعمیر یا تعویض شود.
چه شد که ۳۰ رینگ منحرف شدیم؟
VMT در بخش دیگری از نامه خود، ایراداتی که پیمانکار در زمان انجام پروژه داشته و باعث انحراف از خط پروژه شده است را بیان کرده و در این راستا به ۴ ایراد اصلی عملیات حفاری اشاره می کند.
۱)DTA یا خط پروژه، برنامه ای است که معمولاً شرکت سازنده سیستم نقشه برداری که در این پروژه VMT است طراحی و وارد سیستم نقشه برداری می کند. این برنامه حفاری را در مسیر خط پروژه به پیش می برد که برنامه خط پروژه تونل شرقی در قسمتی منحرف شده اشتباه داده شده است. این در حالی است شرکت VMT در نامه خود آورده است که DTA مترو اصفهان تا نقطه مشخصی از پروژه توسط این شرکت داده شده و وقتی شرکت VMT برای مذاکره برای واگذاری بقیه DTA نامه نگاری می کند، با این جواب مواجه میشود که نیازی به DTA شرکت VMT نبوده و خط پروژه از آن زمان به بعد توسط پیمانکار داخلی یا شرکت دیگر داده می شود. در نامه VMT آمده است که DTA مسیر منحرف شده توسط VMT تعیین نشده و در نتیجه VMT در این زمینه پاسخگو نیست و مسئولیتی ندارد.
۲-شرکت VMT در نامه خود آورده است که مانیتور نقشه برداری که در کارگاه تونل شرقی مورد استفاده قرار می گرفته است، معیوب بوده و این عیب مدت زیادی در این مانیتور وجود داشته و پیمانکار اقدامی برای حل این مشکل انجام نداده است.
۳-دستگاه نقشه برداری یک دوربین یا SLS-T دارد که در جزوه دستورالعمل آن قید شده که SLS-T پس از ۱۱ هزار ساعت کار باید سرویس شود. این در حالی است که SLS-T یا دوربین TBM در تونل شرقی مترو اصفهان بیش از ۲۲ هزار ساعت کار کرده و سرویس نشده است. این مساله در نامه VMT آمده است.
۴-در مانیتور نقشه برداری بخشی به نام Laser Intensity وجود دارد که شدت لیزر دستگاه نقشه برداری را مشخص می کند. این لیزر وظیفه مشخص کردن موقعیت دستگاه را بر عهده دارد. VMT معتقد است درجه لیزر در این پروژه دستکاری شده و به بیشترین شدت افزایش یافته است. در حالی که این درجه لیزر باید در حد متوسط باشد و اگر پایین تر یا بالاتر برود، دستگاه دچار اشتباه می شود.
پیشنهاد شفت زدن جدی تر می شود
تونل شرقی مترو اصفهان هم اکنون با دو گزینه مواجه است. اول اینکه محل ایستگاه ابتدای چهارباغ بالا را ۱۷۰ متر به سمت جنوب ببریم که در این صورت فاصله آن با ایستگاه بعدی(ایستگاه چهار راه نظر) به شدت کم می شود و این پیشنهاد تقریباً رد میشود.
راه دوم این است که به دو دلیل روبروی دستگاه TBM شفت(چاله عمودی) بزنیم که این چاله برای ما دو کاربرد متفاوت دارد. اول اینکه از این چاله می توان برای تعمیر بازوی کاتر هدر که اکنون آسیب دیده است و نیاز به تعمیر اساسی دارد، استفاده کنیم و کاربرد دیگر آن این است که به وسیله شفت، می توانیم دستگاه را از مسیر منحرف شده به مسیر اصلی بازگردانده و به شعاعی برسانیم که از این مرحله حفاری، به مسیر اصلی برگردیم.
در حال حاضر دستگاه TBM در نزدیکی رمپ جنوبی سی و سه پل متوقف است و احتمالاً شفت پیش بینی شده بین سی و سه پل و هتل سوئیت زده میشود که البته ممکن است با ایراداتی از سوی سازمان میراث فرهنگی مواجه شود.
دستگاه TBM مترو اصفهان یکی از ارزان ترین دستگاه حفاری است که وجود دارد
در حالی که حساسیت های حفر تونل مترو در شهر تاریخی اصفهان از سایر شهرهای کشور بسیار بیشتر است، دستگاه TBM اصفهان کیفیت بسیار پایینی دارد.
به عنوان مثال دستگاه TBM مترو اصفهان مشکلات زیادی برای گروت کار دستگاه ایجاد میکند و کار گروت کاری در تونل به سختی و با کیفیت پایین صورت می گیرد، چون هزینه صحیح انجام نشده است.
مدیران بی لیاقت شهری پاسخگو باشند
مشخص نیست مردم اصفهان تا چه زمانی باید تاوان ضعف و بی لیاقتی مدیران شهری را پرداخت کنند. در حال حاضر بحران مدیریت در شهر اصفهان جدی است و هر روز بخشی از هویت شهر اصفهان در اثر بی لیاقتی این مدیران به تاراج می رود.
این خبر را اینجا نیز بخوانید ( البته با کمی سانسور) :
تونل مترو اصفهان 40متر از مسیر خود منحرف شده است
احتمال برخورد دستگاه حفار تونل متروی اصفهان با پی سی و سه پل
اشتراک این مطلب در :
گزارش زیستا از قطع صد ها نخل کهنسال در کویر مرکزی و تلاش برای قطع 7000 نخل
نویسنده: سپهر سلیمی - شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٧

پایگاه آگاهی رسانی محیط زیست ایران (زیستا): چهارشنبه گذشته سیزدهم آذر بود که جهاد کشاورزی شهرستان اردکان با همکاری بخشداری و دهیاری وابسته به فرمانداری این شهر طرح قطع هفت هزار درخت در منطقه کویر مرکزی ایران را آغاز کرد. جهاد کشاورزی شهرستان اردکان نام این طرح را طرح از رده خارج کردن درختان فرسوده گذاشت .
به گزارش خبرنگار زیستا ، با توجه به پیش بینی هایی که در خصوص مخالفت احتمالی مردم با این طرح صورت گرفته بود فراهم کردن مقدمات اجرای آن در نهایت مخفی کاری صورت گرفت بگونه ای که حتی شورای اسلامی روستا نیز از آن بی خبر و حتی مخالف اجرای آن بوده است .بیل مکانیکی به بهانه اجرای طرح راه سازی به روستا آورده شد اما صبح چهارشنبه سیزدهم آذر این بیل مکانیکی روانه نخلستان روستا گردید. عملیات قطع درختان از سرسبزترین مکان نخلستان آغاز شد جایی که محمل درختان سر به فلک کشیده که گاهی ارتفاع آنها تا حدود بیست متر می رسید . برای خاموش کردن هر گونه اعتراض مجریان مدعی شدند این تصمیم از جانب تهران و مقامات بالای نظام اتخاذ شده است و مردم روستا چاره ای جز تن دادن به آن ندارند. از آنجاییکه بیشتر مردان روستا در معدنی در 20 کیلومتری روستا مشغول کار بوده اند چند پیرمرد کهنسال و زنان روستا توانی برای جلوگیری از فعالیت بیل مکانیکی غول پیکر را نداشته اند.بیل مکانیکی جهاد کشاورزی پس از آنکه صدها درخت کهنسال را سرنگون کرد سرانجام عصر همان روز با همت برخی از جوانان روستا که برخی از آنها در شهرهای دیگر سکونت داشتند ازفعالیت بازایستاد .
به گزارش خبرنگار زیستا ، نگاهی مختصر به نقشه جغرافیا و مشاهده منطقه حاجی آباد زرین در کویر مرکزی ایران که تا صدها کیلومتر از سمت جنوب شرق و غرب نشانی از درخت و حیات را نمی توان مشاهده کرد از اهمیت این درختان کهنسال حکایت دارد. زیبایی و اهمیت این درختان بگونه ای بود که حتی دولت این منطقه را به عنوان مرکز گردشگری معرفی کرده و مسئولان را موظف کرده بود برای جذب گردشگر سرمایه گذاری کنند. مدیر جهاد کشاورزی علت قطع این درختان را غیر اقتصادی بودن این درختان دانسته بود.اما این سئوال در ذهنش هیچگاه خطور نکرده بود اقتصادی بودن یک درخت لزوما برداشت سیب و گلابی از آن نیست . اگر هدف کاشتن درخت جدیدی است هزاران کیلومتر مربع زمین بایر در اطراف روستا می توانست محلی برای کاشت نهالهای جدید باشد. به عنوان نمونه در 400 متری شمال شرقی منطقه نخلستان چشمه ای با قدرت ابدهی بالا قرار داشت ولی حتی مسئولان جهاد کشاورزی حتی حاضر به مشاهده این چشمه و مناطق اطراف آن نشدند. نکته مهمتر دیگر اینکه احتمال رشد نهال جدید خرما در این منطقه بسیار ضعیف است .تجربه سالیان گذشته نشان داده است از حدود ده هزار نهال خرمای کاشته شده در این منطقه فقط شاید صد نهال توانسته است کمتراز 50 سانتیمتر رشد کند و که عده ای علت این مسئله را کم شدن رطوبت هوای منطقه کویر مربوط می دانند .
بنابراین آیا معقول است که ما درخت یکصد ساله را به امید کاشت نهال جدیدی که بنا به تجربه های گذشته امکان رشد آن سه تا چهار درصد بیشتر نیست قطع نماییم . نکته دیگر اینکه قطع کنندگان درختان 150 ساله باید به تفاوت ماهوی درخت خرما با درختان دیگر اندکی توجه مبذول می داشتند. درخت خرما ( در این منطقه) پس از 50 سال عمر با شرایط فعلی آنهم اگر خشک نشود فقط شاید بتوانند دو تا سه متر رشد کند و مانند درخت پسته گردو یا امثال آن نیست که در مدت کوتاهی می توانند به رشد کافی خود دست یابند .جهاد کشاورزی اردکان قطع درختان کهنسال این منطقه را به اقدام کارشناسی مربوط می داند اما نکته حائز اهمیت این است که کارشناس این طرح برای اولین بار در عمر خود شش ساعت پس از آغاز قطع درختان وارد منطقه شده است . این کارشناس که باید فعالیتهایش صرف کارهای کارشناسی شود شش ساعت پس از اجرای طرح وارد منطقه شده است و پس از مشاهده مخالفتهای مردمی (بنابر اظهار برخی از اهالی) به آنها وعده سود مالی از قبال بودجه حدود سیصد میلیون تومانی طرح را داده است .
جدا از مشکلات زیست محیطی که ضربه غیر قابل جبرانی را به منطقه کویر مرکزی ایران وارد کرده است قطع درختان بدون اطلاع و در کمال نارضایتی بیشتر صاحبان آنها و حتی شورای اسلامی روستا صورت گرفته است . هم اکنون مجریان طرح عده ای را در روستا بسیج کرده اند که وظیفه اشان این است که اگر خبرنگار یا مسئولی برای بررسی ابعاد قضیه به منطقه امد ضمن محاصره او خود را صاحب درخت معرفی کرده و برای منحرف کردن قضیه به تعریف و تمجید از جهاد کشاورزی یا دستگاههای اجرایی دیگر که دخیل در این اقدام بوده اند بپردازند این در حالیست که نود درصد صاحبان این درختان در شهرهای دیگر کشور حضور دارند وحتی اگر فرض بر رضایت صاحبان درختان باشد آیا عقلانیت اقتضا می کند که یک نهاد مجری طرحی باشد که شایستگی نامی جز نابودی سرمایه بی بدیل کویر را نداشته باشد .نکته تاسف بار تر اینکه به شهادت اهالی به یمن سرازیر شدن بودجه های سرگردان و بدون برنامه ریزی شده که تمام تلاش ها فقط بر خرج کردن آن متمرکز شده صدها درخت کهنسال دیگر در دو سال گذشته قطع شده است . ضربه زیست محیطی وارده به این منطقه قطعا و بدون هیچ احتمالی قابل جبران نیست اما چرا عاملان این اقدام همچنان نابخردیهای خود را توجیه می کنند .اظهارات آنها حکایت از آن دارد که همچنان تمایل دارند برای برگشت نخوردن صدها میلیون تومان بودجه در هر فرصت ممکن به قطع درختان باقیمانده اقدام کنند . آیا از وزارت جهاد کشاورزی انتظاری جز توسعه آبادانی و سرسبزی کشور می رود. جهاد کشاورزی در کمال ناباوری همگان معتقد است یک درخت باید فقط از منظر اقتصادی نگریسته شود .
قطع درخت کهنسال بویژه درخت خرما آنهم در منطقه ای کویری نه منطقه خرماخیز مانند جیرفت و بم آنچنان اهمیتی دارد که انکار این اهمیت از سوی مسئولانی که خود باید متصدی حفاظت از آن باشند بسیار عجیب می نمایاند.
اخبار تکمیلی به همراه گزارش تصویری بزودی ارسال خواهد شد .
پایان پیام/.
خبر مرتبط :
قطع بیش از 300 درخت کهنسال در منطقه کویر مرکزی ایران به بهانه جایگزینی با درختان ثمردار
اشتراک این مطلب در :
هرکس مجوز بهره برداری از کوه سیاه تالاب گاوخونی را صادر کرده غلط کرده
نویسنده: سپهر سلیمی - یکشنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸٧

حجه الاسلام رهبر نماینده مردم اصفهان در مجلس طی سخنانی در نماز جمعه این هفته شهرستان ورزنه ضمن انتقاد از تخریب کوه سیاه تالاب گاوخونی گفت: هرکس مجوز بهره برداری از کوه سیاه تالاب گاوخونی را صادر کرده غلط کرده است .
در یک ماه گذشته تعدادی از اهالی و شهروندان ورزنه در اعتراض به بهره برداری از تنها کوه تالاب بین المللی گاوخونی تجمع عظیمی در محل دستگاههای بهره بردار انجام دادند و بیانیه ای 15 ماده ای در اعتراض به تخریب محیط زیست تالاب صادر کردند که در رسانه های جمعی انعکاس وسیعی یافت و در پی آن استعلامهایی از ادارات میراث فرهنگی ، محیط زیست ، منابع طبیعی ، دفتر فنی استانداری ، فرمانداری اصفهان و تشکل های زیست محیطی اصفهان صورت گرفت که بالاتفاق مخالفت خود را با بهره برداری و تخریب کوه سیاه اعلام کردند ولی با بی توجهی پیمانکار و ادامه تخریب کوه سیاه موجب افزایش خشمی عمومی بر علیه تخریب کننده کوه شده است و مسئله در حال حاضر از طریق نمایندگان مردم اصفهان در مجلس در دست پیگیری قرار دارد .
کوه سیاه تنها کوه مجاور تالاب بین المللی گاوخونی است و جزو اکوسیستم تالاب محسوب می شود و تخریب آن علاوه بر آنکه به منظره تالاب گاوخونی لطمات شدیدی وارد می کند می تواند باعث ایجاد تغییرات جبران ناپذیری در اکوسیستم تالاب بین المللی گاوخونی شود و حیات آنرا بطور جدی مورد مخاطره قرار دهد.
مطالب مرتبط :
+ لاشخورها در گاوخونی !
+ تجمع بی نظیر دوستداران محیط زیست در حمایت از اکوسیستم تالاب گاوخونی
+ کوه بازالتی تالاب گاوخونی ویران میشود
+ بیانیه سازمانهای غیر دولتی زیست محیطی اصفهان در حمایت از اکوسیستم تالاب گاوخونی
+ اداره کل محیط زیست اصفهان تخریب کوه سیاه گاوخونی را منتفی دانست
اشتراک این مطلب در :
مافیا اینجاست. لای این جنگل ها ، پای آن سد بلند
نویسنده: سپهر سلیمی - دوشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٧
این دو سه ساله هر وقت هر کجا مشکلی پیش آمده برخی مسئولان صحبت از وجود مافیا کرده اند و مژده داده اند که بزودی افشاگری می کنند و در یک اقدام انقلابی همه ی مشکلات را حل خواهند کرد.
صحبت از مافیای نفت تا مافیای مسکن و شکر هر کدام مقاطعی ورد زبانها بوده ولی همچنان از افشاگری یا اقدام انقلابی یک هفته ای خبری نیست که نیست.
اینکه اصولاً مافیایی وجود دارد یا صحبت از مافیا برای انداختن تقصیرات بر گردن دیگران و فرار از مسئولیت است داستانی طولانی دارد که خارج از سواد من و موضوع این نوشتار است ولی تعجب من از اینست که چرا برای هر مشکلی یک مافیایی می سازند ولی برای گرفتاریها و بدبختی های محیط زیست مافیایی ساخته نشده است؟!
اینکه سدهایی بدون توجه به مصالح هفتاد میلیون نفر ساخته شود و سود حاصل از آن نصیب پیمانکار و عوامل آن می شود ،اینکه اکوسیستم تالابی بین المللی از بین می رود تا پیمانکاری کیسه خود را پر کند ، اینکه جنگل بان شجاعی را تکه تکه می کنند یا محیط بانی را از فاصله یک متری با تفنگ شکاری مورد حمله قرار می دهند ، اینکه جنگلی نابود می شود تا عده ای صاحب ویلاهای چند میلیاردی شوند و آب از آب تکان نمی خورد چه معنایی می تواند داشته باشد ؟!
برای یافتن مافیا لازم نیست راه دوری برویم کافیست یک هفته اخبار محیط زیست را دنبال کنید . مافیا اینجاست ؛ لای این جنگل ها ، پای آن سد بلند ...
یکبار دیگر به این عکس و عکس هایی نظیر آن نگاه کنید . مافیا آنجاست
پی نوشت:
* هفته نامه شهروند امروز در شماره 48 خود پرونده ای با موضوع مافیا داشت . فرصت کردید بخوانید.
* چپاول محیط زیست یکی از سودآورترین صنایع گروههای مافیایی ایتالیا است
اشتراک این مطلب در :
لاشخورها در گاوخونی !
نویسنده: سپهر سلیمی - سهشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٧


عکسهایی را که در بالا می بینید ، عکس بیابان نیست ، عکس کوه یا تپه ای معمولی هم نیست ، حتی عکس منطقه ای شکار ممنوع هم نیست . قرار نیست در اینجا برای مردم مسکن مهر بسازند ،از ساخت سالن برای برگزاری ازدواج آسان هم خبری نیست ، نیازی هم به اتوبان ندارد ، لوله گازی هم در کار نیست.
اینجا تالاب بین المللی گاوخونی است . در عکس پائین اگر دقت کنید پرنده های مهاجر قابل مشاهده هستند. تمام خرابکاریهایی را که مشاهده می کنید فقط نتیجه تلاش چند ساعته این ماشین های وحشی در "کوه سیاه" تالاب بین المللی گاوخونی است. "کوه سیاه" جزئی از اکوسیستم تالاب گاوخونی است که به ثبت کنوانسیون رامسر نیز رسیده است و اکنون برای استخراج خاک آن مورد دستبرد قرار گرفته و در آستانه نابودی قرار دارد.
تالاب گاو خونی بر اثر کم آبی و نیز طرحهای آبی غیر اصولی اجرا شده در مسیر زاینده رود طی سالهای گذشته با مخاطرات فراوانی روبرو بوده است ولی علیرغم همه ی مشکلات همچنان زنده است ولی ظاهراً عده ای تصور کرده اند که گاوخونی زودتر از آنچه که باید بمیرد ، مرده است و اینگونه است که همچون لاشخور خود را بر پیکر کم جان گاوخونی رسانده اند . معلوم نیست کدام نادانی با تخریب این منطقه موافقت کرده است و از کیسه طبیعت ایران به جیب پیمانکار آن زر بخشیده است.
لاشخور هم لاشخورهای قدیم ! حداقل می گذاشتید گاو خونی بطور کامل بمیرد بعد بر سر سفره آن می نشستید.
پی نوشت:
این عکسها را صبح امروز دوستی برایم فرستاده . طاقت نیاوردم درباره آن چیزی ننویسم . قطعاً این قضیه را به همراه دوستانم پیگیری خواهیم کرد تا انشا ا... به نتیجه ای مطلوب برسد.
اشتراک این مطلب در :
دلفین های با غیرت ، آدمهای بی غیرت
نویسنده: سپهر سلیمی - شنبه ٥ آبان ۱۳۸٦
1) هفتاد و دو دلفین دیگر در سواحل جاسک خود کشی کردند. ماه قبل نیز هفتاد و نه دلفین خودکشی کرده بودند. در خبرها آمده بود که وقتی چند دلفین را به آب برگشت داده بودند باز هم آنها به ساحل آمده اند و خودکشی کرده اند!!
2) دلفین ها از باهوش ترین حیوانات هستند و نسبت به آلودگی آب به خوبی از خود واکنش نشان می دهند.
3) حیوانات از توانایی های خارق العاده ای برخوردار هستند ، مثلاً بسیاری از آنها می توانند پدیده زمین لرزه را دقایقی قبل از آن پیش بینی کنند.
دلفین ها با کشتن خود چه می خواهند به ما بگویند؟!!
شک ندارم که این دلفین های با هوش با کشتن خود برای ما پیامی دارند ؛ آنها خود را می کشند تا به ما هشدار بدهند خلیج فارس آلوده است.
اگر ریزعلی خواجوی با به آتش کشیدن پیراهن خود توانست جان مسافران قطاری را نجات بدهد ، این دلفین ها با کشتن خود به ما هشدار می دهند. آفرین بر غیرت این دلفین های با غیرت و فداکار و وای بر انسانهای بی غیرتی که برای نجات زمین هیچ کاری انجام نمی دهند...
ای کاش غیرت این دلفین ها در وجود ما انسانها بود ، بی شک اگر زمین ما 152 فدایی داشت ، وضعمان خیلی بهتر بود.
ایمان داشته باشیم به طبیعت و پیام این دلفین ها را بشنویم.
اشتراک این مطلب در :
باغ همسایه غازه !
نویسنده: سپهر سلیمی - سهشنبه ٢ امرداد ۱۳۸٦
خجیر ، گلستان ، سرخه حصار و... سرمایه ملی نیستند ولی باغ قلهک هست
در خبر ها آمده که امروز قرار است همایش بررسی مسائل فقهی و حقوقی باغ قلهک برگزار شود. داستان باغ قلهک را همه می دانید و اصلاً نمی خواهم در مورد پس گرفتن یا پس نگرفتن آن از انگلیسیها نظری بدهم فقط برایم جالب است که در کشور ما سازمانهای دولتی براحتی هزاران هزار هکتار از سرمایه های ملی و طبیعی از قبیل پارک ملی خجیر ، سرخه حصار ، گلستان و ... که متعلق به همه ی مردم و همه ی نسلهاست را براحتی از بین می برند و هیچکس از دولتمردان اعتراضی نمی کند ، حتی سازمان حفاظت از محیط زیست که یعنی ! مسئول حفظ این سرمایه هاست صدایش در نمی آید ولی یکمرتبه یک باغ 2 هکتاری سرمایه ملی می شود و عده ای به خیابانها می ریزند و همایش برگزار می کنند و ...
بیچاره محیط زیست یتیم سیاست زده ما
بر اثر تخلیه لجنهای نفتینیروگاه برق بندرعباس؛
هشت کیلومتر از آبهای ساحلی خلیج فارس دچار آلودگی شدیدشد
موج سوم ایدزبارفتارهای پرخطرجنسی درراه است
کارشناسانهشداردادند:
اطمینان کاذب بهحرکت کندموج سوم بهغافلگیری منجرمیشود!
اشتراک این مطلب در :
15 سال دیگر درچنین روزی ...
نویسنده: سپهر سلیمی - شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٦

اگر روند تخریب زیست بوم و کاهش تنوع زیستی اینگونه پیدا کند
15 سال دیگر درچنین روزی ...
وقتی پای صحبتهای مسئولان و مدیران کشور می نشینیم آینده ایران عزیزمان را بسیار خوب و مترقی در کلیه زمینه های علمی ، فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی و ... توصیف می کنند .
چند سالیست که منتظر "آینده"هستم ! و نمی دانم این "آینده" کی و چه وقت از راه خواهد رسید؟ ولی این نکته را خوب می دانم که امروز ، فردای ما را می سازد و هر آنچه امروز بکاریم ، فردا درو خواهیم کرد .
در روزهای پایانی سال گذشته که تیترهای زیست محیطی سال را جمع می کردم با خود می اندیشیدم که از آنچه در سال 1385 کاشته ایم در آینده چه برداشت خواهیم کرد ؟! و برای همین بود که پرسیدم : محیط زیست ما تا کی توان تحمل این سختی ها را دارد ؟
از این پس قصد دارم با توجه به روند کنونی تخریب زیست بوم و کاهش تنوع زیستی در مطالبی کوتاه فردای محیط زیست کشور را در قالب مطالبی با عنوان " 15 سال دیگر در چنین روزی ..." پیش بینی کنم . در این مطالب بیشتر بعد هشدار دهنده آن مد نظرم است و مسلماً از دید علمی و کارشناسانه دارای نواقص زیادی خواهد بود.
18 فروردین 1401 ، همزمان با روز سلامتی عنوان شد :
بیش از 20% جمعیت کشور سرطان دارند
وزیر بهداشت و درمان در مصاحبه با خبرنگاران اعلام کرد که متاسفانه بیش از 20% از جمعیت کشور مبتلا به انواع سرطان هستند و ایران دومین کشور جهان از این نظر می باشد .
وی از بین رفتن جنگلها و فضای سبز ، آلودگی شدید آب ، خاک و هوای کشور به عناصر شیمیایی مضر و سنگین تولید شده توسط صنایع آلاینده در سالهای گذشته را از مهمترین دلایل افزایش میزان مبتلایان به سرطان عنوان کرد و گفت که : متاسفانه در گذشته نگاه درستی به بحث توسعه نشده است و امروز شاهد اثرات توسعه ناپایدار در کشور هستیم . وی گفت: برای مثال در سال گذشته میزان هزینه هایی که مبتلایان به سرطان در استان اصفهان بر دولت وارد کرده اند برابر با سود 3 ساله ی کارخانه های ذوب آهن و سیمان سپاهان در این استان بوده است.
اشتراک این مطلب در :
نتایج آخرین اندازهگیری سموم آلی پایدار در بافت ماهیان خزر
نویسنده: سپهر سلیمی - یکشنبه ۱٧ دی ۱۳۸٥

نتایج آخرین اندازهگیری سموم آلی پایدار در بافت ماهیان خزر
معاون دفتر محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به نتایج جدیدترین اندازهگیریها در خصوص آلودگی سموم آلی پایدار در بافت ماهیان خزر گفت: نتایج این اندازهگیریها نشان میدهد میزان سم «هپتاکلر» در منطقه تالش بیش از حد مجاز بوده است.
مهندس صدیقی در گفتوگو با خبرنگار «محیط زیست» ایسنا، با اشاره به پروژه اندازهگیری سموم آلی پایدار در بافت ماهیان دریای خزر افزود: بر این اساس 7 سم بسیار مهم و خطرناک آلدرین، هپتاکلر، د.د.ت و ... در 6 گونه ماهی همچون سفید، کفال، اوزن برون، کپور و ... در 12 منطقه از آستارا در غرب تا شرق دریای خزر اندازهگیری شده است.
وی تصریح کرد: نتایج این بررسیها که با دقت بالایی در آزمایشگاه دفع آفات و نباتات، اندازهگیری شده است، نشان میدهد میزان تمامی این سموم در بافت ماهیان خزر به جز سم هپتاکلر آن هم در هشتپر (تالش) در حد مجاز بوده و در این منطقه نیز میزان سم یاد شده تنها اندکی فراتر از حد استاندارد بوده است.
به گفته معاون دفتر محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست سموم اندازهگیری شده از سمیت بالایی برخوردار بوده و به شدت تهدید کننده سلامت انسانها هستند.
وی تاکید کرد: دفتر محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست قصد دارد با همکاری وزارت جهاد کشاورزی برنامه گستردهای را برای کاهش بار سموم کشاورزی بخصوص سموم خطرناک و غیرمجاز ورودی به دریای خزر بزودی در سواحل شمالی کشور آغاز کند.
معاون دفتر محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به اندازهگیری فلزات سنگین در جنوب کشور به ایسنا گفت: نتایج اندازهگیریها در هرمزگان نشان میدهد که میزان فلزات سنگین در حد مجاز بوده است.
وی با اشاره به این که مشکل مطرح شده در جنوب و شمال کشور هماکنون آلودگیهای جیوه است، تاکید کرد: گفته میشود که آلودگی جیوه در برخی از مناطق ساحلی خلیجفارس و دریای خزر بیش از حد استاندارد است که بدین منظور پروژهای طراحی شده تا میزان جیوه را در رسوب، آب و بافت ماهیان به صورت دائمی و از طریق ایستگاههای ثابت اندازهگیری کنیم.
معاون دفتر محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به اندازهگیری فلزات سنگین در جریزه خارک گفت: میزان اکثر این فلزات در حد مجاز بوده اما مشکل اصلی در جزیره خارک به دلیل وجود ترمینالهای نفتی، بارگیری و انتقال نفت استخراج شده از میادین نفتی به جزیره، عملیات پالایش اولیه، وجود مجتمع متانول خارک، قرار داشتن پوندهای نفتی و محلهای ذخیره نفت موجب ایجاد آلودگیهای نفتی و شیمیایی در این جزیره شده است به شکلی که اندازهگیریها نشان میدهد میزان آلودگیهای نفتی در این جزیره بالاست.
وی به اندازهگیری فلزات سنگین در رودخانه مند بوشهر اشاره کرد و یادآور شد: نتایج این بررسیها نیز نشان میدهد که میزان فلزات سنگین در این رودخانه در حد مجاز بوده است.
اشتراک این مطلب در :
حمایت جمعی از اعضای شبکه سازمانهای غیردولتی زیست محیطی استان اصفهان از نامه نخبگ
نویسنده: سپهر سلیمی - پنجشنبه ۱٤ دی ۱۳۸٥
حمایت جمعی از اعضای شبکه سازمانهای غیردولتی زیست محیطی استان اصفهان از نامه نخبگان منابع طبیعی و محیط زیست کشوربه رییس جمهور در مورد ابطال مصوبه احداث جاده « بلده نور» به « گرمابدر لواسان» از داخل پارک ملی لار
پنجشنبه 14/10/1385
امضاء کنندگان عبارتند از :
خوشه عظیم پور – نماینده زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست اصفهان
مجید شمس – دبیر جمعیت دوستداران محیط زیست لنجان
حمید فروغی – دبیر جمعیت نوید آوران طبیعت
شکوه شاه نظر – نماینده انجمن دوستداران طبیعت نجف آباد
حسنعلی خانبانزاده – نماینده جمعیت کویر سبز کاشان
غزاله حیدریان – نماینده انجمن ملی زیست جوان
حسن سلیمانپور- نماینده جمعیت پیام سبز
شهرزاد ضرغام- نماینده زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست اصفهان
مهرناز جعفری- نماینده زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست اصفهان
زهرا شاهی- نماینده جمعیت دوستداران محیط زیست لنجان
سپهر سلیمی – دبیر انجمن حمایت از حیوانات اصفهان
دکتر شاهین سپنتا – دبیر کانون گسترش فرهنگ ایران بزرگ
اشتراک این مطلب در :
نگذارید شاهد مرگ خاموش اسطوره استوار «البرز» باشیم
نویسنده: سپهر سلیمی - چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٥

دلخراش ترین حادثه زیست محیطی
نگذارید شاهد مرگ خاموش اسطوره استوار «البرز» باشیم
144تن از اساتید، اعضای هیأت علمی و نخبگان منابع طبیعی و محیط زیست کشور در نامهای سرگشاده به رییسجمهوری، خواستار ابطال مصوبه احداث جاده «بلده نور» به «گرمابدر لواسان» از داخل پارک ملی لار، مصوب در بیست و دومین سفر استانی دولت در مازندران، شده و از دکتر محمود احمدینژاد خواستند اجازه ندهد تا به بهانه احداث این جاده، عملاً آخرین شریانهای حیات «البرز» قطع شده و شاهد مرگ خاموش این اسطوره همیشه استوار ایرانزمین باشیم.
به گزارش خبرنگار «محیط زیست» خبرگزاری دانشجویان ایران، در فهرست امضاکننندگان این نامه که نسخهای آن برای ایسنا نمابر شده، نام دکتر محمدحسن عصاره، رییس مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، مهندس انوشیروان نجفی، معاون سابق محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست، مهندس ناصر مقدسی، معاون سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور در مناطق خشک و نیمه خشک، دکتر تقی شامخی، عضو هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران، رییس انجمن جنگلبانی ایران و رییس اسبق موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، دکتر خسرو ثاقبطالبی، رییس بخش تحقیقات جنگل موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور و استاد دانشگاه تهران، دکتر حسن مداح عارفی، رئیس بانک ژن مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، دکتر مجید مخدوم، استاد دانشگاه تهران و پدر دانش محیط زیست نوین در ایران و ... به چشم میخورد.
در این نامه تاکید شده است: احداث جاده از داخل پارک ملی لار که با عبور از مناطق شدیداً شکننده و لغزان حوضه آبخیز لتیان، پارک ملی لار را نیز به دو نیم خواهد کرد، با ایجاد پدیده «قطعه قطعه شدن» و جدایی زیستگاهها، منجر به انقراض نسل بسیاری از گونههای گیاهی و جانوری میشود.
به گزارش ایسنا، در این نامه خطاب به دکتر محمود احمدینژاد آمده است: همان طور که حضرت عالی استحضار دارید، مهرماه گذشته 153 نفر از دانشگاهیان و متخصصان محیط زیست کشور ـ طی نامهای سرگشاده ـ نگرانی عمیق خود را در خصوص تعریض جاده پارک ملی گلستان به اطلاع رساندند.
متأسفانه تا این تاریخ نه تنها به درخواست متخصصان امر در خصوص انتقال جاده مزبور، موضوعی که مصوبه هیأت وزیران نیز بوده و بودجه آن نیز تخصیص یافته است، پاسخ مثبتی داده نشد؛ بلکه شاهد مصوبات دیگری در سفرهای استانی دولت بودیم که نگرانی دوچندان در میان متخصصان، اساتید و نخبگان منابع طبیعی و محیط زیست کشور ایجاد کرد که از آن جمله باید به اجازه احداث جاده گرمابدر ـ بلده از میان منطقه حفاظت شده البرز مرکزی و ادامه آن در پارک ملّی لار اشاره کرد.
در ادامه این نامه آمده است: از 250 هزار گونه گیاهان آوندی شناخته شده در جهان، حدود 7 هزار و 300 گونه گیاهی در ایران رویش دارند که طبق تحقیقات انجام شده 25 درصد آنها انحصاری (اندمیک) این مرز و بوم هستند. با توجه به آنکه دو سوم ایران از آب و هوای خشک و بسیارخشک برخوردار است، بخش عمده این تنوع در دو رشته کوه البرز و زاگرس و شمال خراسان متمرکز شده است.
یکی از بزرگترین افتخارات تمدن ما این است که ایرانیان ارزش این ذخایر ژنتیکی را به خوبی دانسته و در چندین هزار سال پیش، گیاهان مهمی مانند گندم، جو، پسته، انار، انگور، اسفناج، پیاز و گونههای متعدد دیگر را اهلی کردهاند؛ گیاهانی که امروزه بدون آنها، تصور سیر کردن جمعیت بالغ بر 6 میلیاردی جهان ناممکن مینمود.
امضاکنندگان این نامه آوردهاند: حایز اهمیتتر آنکه بخش عمدهای از گیاهان بومی ایران، واجد ارزشهای دارویی نیز هستند که شکوفایی و بقای طب سنتی و اسلامی مدیون بقا و حفظ این اندوختههای ارزشمند و بیجایگزین است. از طرفی چون گیاهان ایران در منطقهای خشک و نیمه خشک تکامل یافتهاند، اغلب ژنهای مهم مقاوم به خشکی، شوری، سرما و مقاوم به آفات در این گیاهان نهفته است؛ ژنهایی که در شمار بزرگترین سرمایههای خدادادی برای توسعه دانش فناوری زیستی و تأمین نیازهای غذایی بشر محسوب میشوند.
در این میان، کوهستان البرز از مهمترین رویشگاههای کشور، با تنوع زیستی بالا بوده و یک منبع طبیعی ارزشمند و انکارناپذیر محسوب میشود؛ کوهستانی که متاسفانه باید اعتراف کنیم: به دلیل فشارهای انسانی، ساخت و سازهای متعدد و غلظت بینظیر عملیات تخریبی در آن، اینک در شمار شکنندهترین و آسیبپذیرترین مناطق ایران جای گرفته و به تلخی باید اعتراف کرد: «سیمای طبیعی البرز شدیداً تخریب یافته و گونههای زیادی از گیاهان و جانوران در معرض خطر انقراض قرار گرفته یا نابود شدهاند.»
در ادامه این نامه آمده است: با این وجود، بخشهایی از مناطق کوهستانی و مرتفع به دلیل تمهیدات حفاظتی اعمال شده از سوی سازمان حفاظت محیط زیست و در راستای حراست از اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در امان مانده و کماکان میتوان امیدوار بود که فرزندان ما نیز از نعمت تنوع زیستی ناهمتای کوهستان کمنظیر البرز برخوردار باشند.
اما با تأسف و ناباوری شاهدیم که یکی از مصوبههای اخیر دولت محترم در بیست و دومین سفر استانی به مازندران، در تقابلی آشکار با راهبردیترین ملاحظات زیستمحیطی قرار گرفته و از همین رو، دلنگرانی جدی میان اساتید، پژوهشگران و دیگر فعالان عرصه محیط زیست کشور ایجاد کرده است.
در حقیقت، به باور ما امضاءکنندگان این نامه، احداث جاده گرمابدر ـ بلده، آن هم از میان منطقه حفاظتشده البرز مرکزی و پارک ملّی لار، خطری جدی برای تداوم حیات و شادابی این منطقه و زیستمندان ارزشمند و غیرقابل جانشینش محسوب میشود.
به گزارش ایسنا، در این نامه همچنین آمده است: احداث این جاده که با عبور از مناطق شدیداً شکننده و لغزان حوضه آبخیز لتیان، پارک ملی لار را نیز به دو نیم خواهد کرد، با ایجاد پدیده «قطعه قطعه شدن» و جدایی زیستگاهها، منجر به انقراض نسل بسیاری از گونههای گیاهی و جانوری میشود. پدیدهای که باعث انقراض شیر ایرانی و ببر مازندران شد و در حال حاضر بقای یوزپلنگ ایرانی را تهدید میکند.
همه میدانیم انقراض این دو گونه تنها به دلیل شکار نبوده، بلکه نابودی زیستگاه، عامل اصلی انقراض آنها بوده است. در حقیقت ما انسانها برای گسترش خانه خویش، خانه آنها را ویران کردیم! یعنی همان بلایی که بر سر بسیاری دیگر از رویشگاههای گیاهی و زیستگاههای حیات وحش مهم کشور به خصوص جنگلها، تالابها، دریاچهها، رودخانه به بهانه ظاهرا مقبول توسعه شهری و صنعتی و سدسازی آوردهایم.
از سوی دیگر، برخی از جوامع گیاهی دارای حساسیتهای ویژهای هستند که به محض دسترسی و دخالت انسان به سرعت تخریب و تجزیه شده و پایایی بومسازگانهای(اکوسیستمهای) خود را از دست میدهند. از آن جمله میتوان از گونههای شقایق و زنبق منحصر به فرد البرز مرکزی یاد کرد.
متخصصان محیط زیست و منابع طبیعی کشور در این نامه آوردهاند: هر چند میپذیریم «فرآیند توسعه» اجتنابناپذیر و برای پیشرفت و آبادانی کشور ضروری است، اما در کنار این توسعه، نخبگان امر از دیرباز و همراه و همگام با آموزهای جهانی ـ برای پاسداری و حمایت از زیستگاههای ناهمتایی که سرنوشت آنها آشکارا بر روند آتی انقراض و کیفیت تنوّع زیستی نه تنها در ایران که در جهان تأثیرگذار خواهد بود ـ اعمالِ مراقبتی ویژه به همراه تمهیداتی هوشمندانه را در پارههایی از زیستبوم ضروری دانسته و آنها را مناطق تحت حفاظت و مدیریت (مناطق چهارگانه) نامیدند تا از هرگونه تغییر و فشار پسروندهای با منشأ انسانی محفوظ داشته و عمیقاً درجه پایبندی خود را به این اصل خردمندانه نشان دهند که «آنچه هماکنون در اختیارِ ماست، سرمایهای نیست که از پدرانمان به ارث بردهایم، بلکه امانتی است که باید به فرزاندانمان پس دهیم».
نویسندگان نامه در ادامه تاکید کردهاند : باید دانست که تنوع زیستی این سرزمین مقدس ـ که برای حراست و بقایش در طول تاریخ با خون بهترین فرزندانش آبیاری شده است ـ چشم جهانیان را خیره کرده و میکند. برای همین است که هنوز هم میتوان گونههای گیاهی و جانوری نادر و منحصر به فردی را در این آب و خاک سراغ گرفت که نظیری در جهان ندارند. انقراض آنها میتواند آیندگان را از سودهای این منابع خدادادی محروم کند. چنین است که اگر توسعه بر مبنای ملاحظات زیست محیطی نباشد، پایدار نبوده و زیان آن بیش از سود آن است.
به گزارش ایسنا، در ادامه این نامه آمده است: بر اساس ستادههای حاصل از پژوهشهای گروهی از محققین برجسته کشور و جهان، مناطقی همچون البرز مرکزی، پارکهای ملی لار، گلستان، خجیر، بمو، دنا، خلیج نایبند و ... در شمار ارزشمندترین مناطق بیجایگزین کشور قرار دارند؛ امانتهای گرانسنگی که باید به نیکوترین شکل ممکن به فرزندان پاکنهاد این بوم و بر پس دهیم. از این رو، شایسته است در کنار توسعه و آبادانی همهجانبه کشور عزیزمان ـ که حضرتعالی با جدیت پرچمدار این مهم هستید ـ مناطق چهارگانه محیط زیست را، عرصهای بدون دخالت انسانی، برای زندگی آرام و متعادل گیاه و حیوان قرار دهیم؛ موجودات مفیدی که باید بپذیریم آنان نیز از ساکنان این مرز و بوم بوده و بر گردن همهی ما حق دارند.
پرواضح است که کسی قصد مخالفت با «احداث جاده» که از زیرساختهای توسعه هر کشوری محسوب میشود، ندارد. اما مسأله و پرسش اصلی این است که با وجود اجرای طرح پرخرج آزادراه تهران ـ شمال، طرح تعریض جاده هراز و طرح جاده قزوین به تنکابن در کنار محورهای ارتباطی کنونی (جاده چالوس، جاده هراز، جاده فیروزکوه، آزادراه قزوین ـ رشت و مسیرهای خط آهن و کریدورهای هوایی موجود)، آیا باز هم لزومی دارد که مسیر دیگری، آن هم درست از میان منطقه حفاظتشده البرز مرکزی احداث شود؟! آیا هماکنون که این جادههای جدید هم به بهرهبرداری نرسیدهاند، تورم شدید جمعیت در شمال کشور، بخصوص در ایام تعطیل همه را کلافه نکرده و نمیکند؟ آیا کسی به ظرفیت پذیرش (برد بومشناختی، روانی و فیزیکی) نوار ساحلی ارزشمند شمال کشور اندیشیده که مدتهاست به آستانه اشباع خود رسیده است؟ آیا تجمع این همه زباله در جنگلهای شمال کم است که بار دیگر با احداث جادهای دیگر این خطه زیبا را به زبالهدانی تهران نشینان تبدیل کنیم؟ آیا وجود صدها پرونده مفتوح زمینخواری و تجاوز به اراضی ملی در منطقه البرز مرکزی، خود شاهدی گویا بر عمق سوء استفاده سودجویان و فرصتطلبان زمینخوار نیست؟ به راستی سود و منفعت اصلی حاصل از گشایش منطقه البرز مرکزی و اتصال اراضی کوهستانی گرانقیمت و جنگلهای ارزشمند منطقه به پایتخت، متوجه چه کسانی خواهد بود؟
از سوی دیگر آیا بهتر نیست با گسترش ناوگان حمل و نقل عمومی و راهآهن نیاز به احداث جاده را کاهش داد تا بیش از این سرمایههای ملی با مصرف بنزین نابود نشود؟ و آیا خسارت ناشی از جابجایی خاک، تخریب پوشش گیاهی، افزایش سیلخیزی و نزول دیگر کارکردهای غیرقابل تبادل منابع طبیعی ناشی از آن دسته از عملیات راهسازی ـ که فاقد ارزیابی زیستمحیطی است ـ سنجیده شده یا میشود؟ به سخنی دیگر، آیا اصولاً آن چیزی که از ساخت این جاده عاید کشور میشود، در برابر از دسترفتن ارزشهای محاسبهناشدنی زیستمحیطی ، قابل توجیه است؟ بنابراین شایسته است نسبت به انجام بررسی همه جانبه از نظر آمایش منطقه و اهمیت مبانی بومشناختی، تصمیم متناسب اتخاذ شود.
متخصصان منابع طبیعی و محیط زیست در ادامه نامه خود خطاب به رییسجمهوری آوردهاند: باور ما این است که با وجود دستکم پنج جاده که در عرض حدود 200 کیلومتر و به موازات هم، البرز را قطع کردهاند، نیاز به احداث جادهای جدید و قطعهقطعه شدن بیشتر منطقه حفاظتشده البرز مرکزی نیست.
چنین است که ما امضاء کنندگان این طومار سبز، صمیمانه و مجدانه از شما میخواهیم نسبت به ابطال یکی از مصوبههای اخیر دولت مهرورزی در بیست و دومین سفر استانی جنابعالی به مازندران، اقدام بایسته معمول فرمایید و اجازه ندهید تا به بهانه احداث جاده بلده نور به گرمابدر لواسان، عملاً آخرین شریانهای حیات البرز را قطع کرده و شاهد مرگ خاموش این اسطوره همیشه استوار ایرانزمین باشیم.
باشد تا با نگهداری و اعمال مهرورزی بر بخشهایی بکر از طبیعت این سرزمین و تقدیم آن به نسلهای آینده، ایشان را در بهرهگیری از مواهب الهی که امروز بر ما پوشیده و ناشناخته است، یاری دهیم.
دلخراش ترین حادثه زیست محیطی سال در پارک ملی لار کلید خورد!!!
وبلاگ مهاربیابان زایی http://darvish100.blogfa.com

برای مخالفت با احداث جاده بلده نور به گرمابدر لواسان اینجا را امضا کنید.
اشتراک این مطلب در :
فاجعه قطع 800 اصله درخت جنگلهای لویزان
نویسنده: سپهر سلیمی - دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٤

فاجعه قطع 800 اصله درخت جنگلهای لویزان
مقدمه : با اینکه این نام وبلاگ دوستداران حیوانات است و تا بحال کلیه مطالب در مورد حیوانات بوده ولی شنیدن خبر فاجعه قطع 8000 درخت در جنگلهای لویزان آنهم در روزی که به دعوت اداره کل منابع طبیعی برای همکاری در برنامه های هفته منابع طبیعی به آن اداره رفته بودم ، برایم بسیار دردناک و تاسف آور بود ... شاید گذاشتن این مطلب در وبلاگ و با خبر شدن چند نفر دیگر از هموطنان عزیز کمی مرا تسکین دهد........
فاجعه قطع نزدیک به 8 هزار اصله درخت جنگلهای لویزان تهران، اگرچه جبرانی ندارد، اما به نظر میرسد که با نگاهی به حقوق شهروندی، شاید حقوق ازدسترفته شهری مورد توجه سران عدالت قرار گیرد، اما معاون دادستان از عدم مداخله دادستان شهر تهران در این مورد خبر داد و آن را در حیطه وظایف شهرداری تهران دانست.
رضا جعفری معاون قضایی دادستانی تهران در گفتوگو با خبرنگار اعتماد ملی گفت: علیالاصول قطع درختان در شهرها با اجازه شهرداریها انجام میشود و در این شرایط اگر درختان با اجازه شهرداری قطع شده باشد، نیازی به پیگیری دادستانی وجود ندارد.
او شکایت دادستانی را در شرایطی که بدون مجوز قانونی و بر اثر تبانی با قاچاقچیان چوب صورت گرفته باشد، مجاز دانست و ادامه داد: ساخت بزرگراه و کمک به ترافیک شهر تهران، ضرورت حذف قسمتی از این جنگل خوانده شده است، بنابراین جای شکایتی باقی نیست، ضرورت ملی ایجاب میکند که بزرگراه جدیدی در شهر تهران احداث شود، پس ناگزیر درختان از تهران حذف میشوند.
معاون دادستان، شهرداری را مرجع صالح صادرکننده اجازه قطع درختان میداند و میگوید: براساس قانون سازمانهای دولتی درحدود صلاحیت خود مجوز صادر میکنند و نیازی به نظارت مراجع بالاتر ندارند.
در همین حال مهندس مهدی چمران رئیس شورای اسلامی شهر تهران در حاشیه دویستویازدهمین جلسه غیرعلنی شورای شهر با خونسردی درباره ریشهکن شدن 8 هزار اصله درخت در پارک جنگلی تاکید کرد: قطع این درختان با مصوبه شورای شهر انجام شده و شهرداری نیز در جریان این موضوع بوده و اکنون باید به جای این درختان، درختان دیگری در جای دیگری غرس شوند.
رئیس شورای شهر تهران قطع دسته جمعی درختان را کاملا قانونی و درجهت فعالیتهای عمرانی شهرداری دانست و شهرداری تهران نیز اعلام کرد پیمانکار پروژه بزرگراه «شهید زینالدین» در قطع درختان این پارک تخلف کرده و شهردار تهران دستور توقف عملیات را صادر کرده است.
اما کامبیز نوروزی حقوقدان با اشاره به قانون حفظ و گسترش فضای سبز در شهرها موضوع مطرحشده ازسوی جعفری را تکرار میکند.
به گفته او قانون حفظ و گسترش فضای سبز در شهرها، قطع درختان در محدوده شهری را ممنوع دانسته، مگر با اجازه و صلاحدید شهرداریها.
البته نوروزی با اینکه به اجازه شهرداریها برای قطع درختان اشاره میکند اما قانون جبران خسارت را نیز یادآوری میکند. وی میگوید: زمانی که شهرداری به دلایل خاص موجه، مجوز قطع درخت برای اهداف مشخص را صادر میکند، باید تعداد درخت جایگزین در مکان مشخصی را نیز درنظر بگیرد.
این حقوقدان با یادآوری نظریه شهرداری در تخریب درختان جنگل لویزان میگوید: اگر بنا به تشخیص شهرداری برای گسترش بزرگراه شهری باید تعداد مشخصی درخت قطع شود، پس کارشناسان شهرداری نیز در همان زمان باید میزان خسارت واردشده به محیطزیست را اندازهگیری کرده و تعداد جایگزین ]تا دوبرابر تعداد قطعشده[ را پس از شناسایی محل، مشخص و اعلام میکردند.
نوروزی با اشاره به قانون حفظ و گسترش فضاهای سبز، شکایت دادستانی را در این موضوع اصل نمیداند اما طرح شکایت از سوی تشکلهای غیردولتی محیطزیست و یا ساکنان منطقه را تکلیف دادستان تهران برای بررسی پرونده میداند. اگر تشکلهای غیردولتی و یا ساکنان منطقه، متنی را به مراجع قضایی ارائه کنند، شکایت محسوب نمیشود، بلکه اعلام جرم است و دادستان مکلف به شروع تعقیب میشود.
این حقوقدان انتشار خبر از سوی روزنامهها و نشریات در این موضوع را تکلیف دادستان در تعقیب جرم نمیداند.
با اینکه قانون با صراحت، شهرداری را موظف کرده است که به جای درختان قطع شده، تا دو برابر جایگزین در نظر بگیرد، اما شهرداری تهران، تاکنون مکان مناسبی را برای تعداد جایگزین درختان قطعشده جنگلهای لویزان در نظر نگرفته است. شاید بیدقتی قانونگذار در تعیین محدوده زمانی برای تعیین جایگزین فاجعه زیستمحیطی، مهمترین دلیل کوتاهی مسوولان شهر تهران باشد.
این همان موضوعی است که نوروزی هم به آن اشاره میکند و میگوید: شاید قوانین کافی برای تعیین زمان مقرر برای جبران خسارت وجود ندارد.
البته او معتقد است که قانون مدیریت شهری اگر در نگاه جامع مدیریت استراتژیک اصولی و دقیق اجرا شود، بهترین قوانین اداره شهری است.
نوروزی فراتر از نگاه خشک کیفری به موضوع نگاه میکند. وی میگوید: «حقوق شهری در کشور وضعیت متوازن ندارد و اگر از بنیاد و ساختار به این موضوع نگاه شود، وضعیت حقوق شهری در تهران، وضعیت مدیریت استراتژیک شهری را از بین برده و مدیریت شهری را در حد گذران نیازهای روزمره شهری تنزل داده است.»
او بار دیگر تاکید میکند: «قوانین شهری خوب و کامل است اما متأسفانه عدم توجه به اصول آن و تداخل وظایف شهرداری و شورای شهر با دستگاههای دولتی، کارایی قوانین شهری را کاهش داده است.»
دادستان مکلف به شکایت است
تصریح قانون مجازات اسلامی به حفظ درختان و برخورد سریع با متخلفان و تعیین مجازات ششماه تا 3 سال حبس تعزیری و یا جزای نقدی از سه میلیون تا 18 میلیون ریال تاکیدی است بر حفظ حیثیت عمومی در این جرم.
بهمن کشاورز حقوقدان نیز با توجه به صراحت قانون در ماده 686 قانون مجازات اسلامی میافزاید: جبران خسارت پیشآمده و نظریه مشورتی مصوب 25 آبانماه سال 72 قطع درختان جرمی عمومی است و بدون شکایت، شاکیخصوصی قابل تعقیب است.
به گفته او از این صراحت قانون میتوان نتیجه گرفت که دادستان تهران از هر طریقی مطلع شود، مکلف به اقدام است و باید مجوز قطع درختان و صلاحیت و حدود اختیارات صادرکننده مجوز بررسی شود و درصورتیکه خلافی صورت گرفته باشد، مباشرین و آمران، مجازات شوند.
او بار دیگر تاکید میکند: «این جرم از جرایم قابل گذشت نیست و نیازی به شکایت شاکی خصوصی ندارد و اعلام جرم برای پیگیری آن کافی است و انتشار مطلب در روزنامه اعلام جرم و نقطه آغاز تعقیب است.»
فاجعه قطع درختان جنگل لویزان که به گفته مسوولان، ضرورتی ملی است موضوعی است که پس از چند روز در غبار فراموشی گرفتار میشود و وظایف دادستان و یا تاکید قانونگذار بر جبران خسارت از یاد میرود. همان غباری که تپههای سرسبز عباسآباد را نیز در خود فرو برد و امروز کسی از جبران فضای سبز از بین رفته شده، حرفی نمیزند.
فراموش نکنیم ورزشگاه انقلاب در برنامههای گسترش بزرگراههای شهر تهران گنجانده شده است. طرحی که قرار است زمین جایگزین آن هم پیشبینی شود!
درصورت ادامه تخلفات زیستمحیطی شهرداری تهران
مجلس طرح دوفوریتی میدهد
در پی شبیخون به آخرین روزنههای تنفسی کلانشهر بینفس تهران و ریشهکن شدن 8هزار اصله درخت کهنسال که ریشه در سکوت اعماق خاک داشتند و سر بر آسمان گرفته و خاکستری پایتخت میساییدند، حمیدرضا کاتوزیان، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اظهار تأسف از این فاجعه توجیهناپذیر زیستمحیطی، گفت: شهرداری با مجوز شورای اسلامی شهر تهران این کار را انجام داده و برای ادامه دادن پروژه اتوبان زینالدین مجبور به انجام چنین عملی بوده است چراکه در غیر این صورت بزرگراه زینالدین به بنبست میرسید و ابتر باقی میماند.» در همین حال حیدرزاده، کارشناس محیطزیست ضمن جدی دانستن مشکل ترافیک تهران و توجه به نقش مهم بزرگراهها در حل این گروه ناگشودنی گفت: حتی ضروری بودن توسعه و ادامه بزرگراه نیز نمیتواند توجیه زیستمحیطی مناسبی برای تخریب اندک فضای سبز باقیمانده در شهر تهران بخصوص جنگل لویزان که تلاش زیادی برای ایجاد و نگهداری آن صورت گرفته، باشد.
از سوی دیگر حمیدرضا کاتوزیان که خود نیز از شنیدن خبر قطع وسیع درختان متاثر بود گفت: «ظاهرا برای توسعه اتوبان مجبور بودند یا درختها را از بین ببرند و یا خانههای شهروندان را خریداری کرده از بین ببرند که راه حل دوم مستلزم هزینههای بسیار سنگینی بوده است.»
اما این نماینده مجلس در عین حال از بین بردن وسیع فضای سبز را نقض قانون و مغایر با برنامههای چهارم توسعه و مصوبات گذشته دانسته و تصریح کرد که شهرداری تهران تنها در صورتی عمل خلاف قانون انجام نداده است که در اسرع وقت فضای سبزی با وسعت دو برابر آنچه که ضایع شده است را در نواحی نزدیک منطقه پارک جنگلی لویزان ایجاد کند.
کاتوزیان گفت: در کمال تاسف تاکنون شاهد فعالیتهای غیرقانونی بسیار زیادی در مجموعه شهرداری تهران بوده و هستیم که عمدهترین آنها هم فروش تراکم یعنی فروش هوا به شهروندان است! و شورای شهر نباید اجازه دهد که چنین تخلفاتی ادامه پیدا کند.
نماینده مردم تهران تصریح کرد: اگر چنین اقداماتی ادامه پیدا کند به گمانم بهتر باشد که نمایندههای تهران یک طرح دو فوریتی را به مجلس ببرند تا جلوی قانونشکنی و تجاوز به حریم فضای سبز تهران که ما صددرصد با آن مخالف هستیم گرفته شود.
رئیس سازمان جنگلها و مراتع در گفتوگو با اعتماد ملی درباره تخریب جنگل لویزان:
از شهرداری تهران شکایت میکنیم
در حالی که رئیس سازمان جنگلها و مراتع کشور از شکوائیه اداره کل منابع طبیعی استان تهران علیه شهرداری مبنی بر تخریب پارک جنگلی لویزان به دادگاه خبر میدهد، دبیر شبکه تشکلهای زیستمحیطی تهران نیز با مقصر قلمدادکردن سازمان جنگلها در قضیه اخیرگفت: NGOهای زیستمحیطی تهران با توجه به برخورد غیرمسوولانه متولیان جنگل، شرکت در مراسم درختکاری در هفته منابع طبیعی را تحریم میکند.
دکتر حمیده توسلی، در گفتوگو با اعتماد ملی گفت: 8 ماه قبل با اعتراضهای مکرر و صدور بیانیه و تحصن فریاد زدیم که جلوی تخریب احتمالی را بگیرید اما همه ایستادند تا جنگل تخریب شود و اکنون نه فقط شهرداری بلکه سازمان جنگلها هم مقصر است از این رو اعلام میکنیم که نه تنها از مسببان این قضیه به دادگاه شکایت خواهیم کرد بلکه بعد از این دیگر در هیچ یک از برنامههای درختکاری شرکت نخواهیم کرد تا مسببان قتل عام درختان در دادگاه محاکمه شوند.
در عین حال خداکرم جلالی رئیس سازمان جنگلها و مراتع کشور در گفتوگو با خبرنگار ما در پاسخ به این پرسش که گفته میشود هماهنگی لازم بین معاونان شهرداری با یکی از معاونان وزارت جهاد کشاورزی برای از میان برداشتن درختان صورت گرفته است گفت: هیچ هماهنگیای وجود نداشته است.
وی درباره خسارات وارده به جنگل گفت: طبق برآوردهای اولیه شهرداری، چنانچه اتوبان از داخل پارک عبور میکرد میبایست 12000 درخت قطع میشد که تا به الان هم حدود 70 درصد( معادل 8400 اصله درخت ) مسیر مورد نظر را تخریب کردهاند.
وی در ادامه درباره اینکه چرا این سازمان جلوی تخریب را نگرفته است گفت: حفاظت از پارکهای جنگلی در داخل شهرها بر عهده شهرداری است و ما لویزان را به شهرداری واگذار کردهایم ضمن اینکه قبلا هم گفته بودیم که راههای دیگری وجود داشت که میتوانستند اتوبان را از مسیر جنگلی عبور ندهند اما احتمالا برای شهرداری هم هزینههای سنگینی داشته است از طرف دیگر اداره منابع طبیعی تهران هم وقتی متوجه موضوع شد که قسمت اعظم کار در شب عاشورا انجام شده بود.
وی افزود: من حتی خودم هم با مدیر عامل سازمان پارکها و حتی آقای دنیامالی صحبت کردم که متوقف شود اما آنها هم اظهار بیاطلاعی کردند و گفتند که با مجوز آنها نبوده است.
جلالی در پاسخ به این سوال که موضع شفاف این سازمان در قبال احداث اتوبان در جنگلهای لویزان و تخریب مابقی درختان چیست گفت: ما قطعا مخالف هستیم و خسارات وارده به راحتی قابل جبران نیست و مسیر تخریب شده دیگر به راحتی به جنگل تبدیل نخواهد شد و حالا مراجع قضایی باید تشخیص بدهند که چه چیزی بهصلاح تهران و شهروندان است.
موضع منفعلانه سازمان جنگلها و مراتع کشور نسبت به تخریب جنگلهای لویزان در حالی صورت میگیرد که بیش از یک سال است که از پیشنهاد شهرداری تهران مبنی بر عبور اتوبان شهید زینالدین از داخل جنگلهای لویزان میگذرد. با این حال تا زمانی که نخستین گزارش خبری این موضوع در تاریخ 30 فروردین در یکی از جراید به چاپ رسید هنوز منابع طبیعی مخالفت خود را با این پروژه اعلام نکرده بود.
این در حالی است که تا آن زمان تنها کمیسیون ماده 7 شهرداری (متشکل از مدیرعامل سازمان پارکها و فضای سبز، معاون خدمات شهری شهرداری تهران و حسن زیاری از شورای شهر تهران) با این طرح مخالف بود.
اما شنیدهها از داخل شهرداری حاکی از این بود که با وجود مخالفت کمیسیون ماده 7 و عدم اعلام نظر کمیسیون ماده 5 و عدم انطباق این طرح با پوسته طرح تفصیلی تهران کماکان سازمان مهندسی و عمران شهرداری و شهرداری منطقه 4 درصدد اجرای پروژه هستند.
بعد از این در تاریخ 2/3/84 مدیر کل منابع طبیعی تهران نیز در پاسخ به درخواست شهردار منطقه 4 مخالفت خود را با قطع درختان اعلام کرد.
اما به واقع گچریزی در مسیر محدوده مورد نظر در جنگل آغاز و بارها هشدار داده شد که لویزان هم مانند پارک جنگلی خرگوشدره شبانه تخریب خواهد شد با این حال رئیس سازمان جنگلها چندی قبل در یک نشست مطبوعاتی در پاسخ به پرسشهای متعدد در این باره گفت: باید بررسی شود که اگر به واقع راه چارهای وجود نداشته باشد به شکل دیگری موضوع جبران شود کما اینکه شهرداری در این چند ساله اقدامات خوبی برای درختکاری و توسعه فضای سبز در تهران داشته است و...
اظهارنظرهای مسوولان سازمان جنگلها و بعضا دفاعیات آنها از اقدامات شهرداری و تاکیدهای مکرر بر این نکته که راههای دیگر هزینهبردار است یا چارهای جز این شاید نباشد و یا لویزان در اختیار شهرداری است آن هم برای طرحی که با طرح تفصیلی تهران در تناقض است و کمسیون ماده 5 هم آن را تایید نکرده است خود گویای این امر است که متولیان جنگل بیش از آنکه دل نگران حفظ لویزان باشند نگران کاهش بودجه شهرداری بودند و حتی در مواردی بدنه کارشناسی شهرداری و حتی سازمان پارکها بیش از دیگران نگران تخریب جنگل بودند.
با این حال تاکید بر این نکته ضروری است که طبق ماده 2 لایحه واگذاری اراضی، جنگلهای دست کاشت غیر قابل واگذاری است و طبق تبصره ماده 2 قانون حفاظت از جنگلها، حفظ و احیا و توسعه جنگلهای دست کاشت هم مانند سایر اراضی بر عهده سازمان جنگلهاست.
از این رو صرفنظر از اینکه لویزان برای استفادههای تفرجی (آن هم با حفظ حقوق مالکیت دولت بر عرصه مورد نظر،) در اختیار شهرداری قرار گرفته باز هم سازمان جنگلها مسوولیت اصلی حفظ جنگلها را بر عهده دارد و چنانچه حتی اگر شهرداری به تعهدات خود پایبند نبوده مسوولان این سازمان باید پاسخ دهند که چرا علی رغم دخل و تصرفهای عدیدهای که همواره عنوان می کنند به طور غیرقانونی در سنوات گذشته در لویزان صورت گرفته و حتی بعد از گذشت 15 سال هنوز شهرداری طرح خود را برای مدیریت بر جنگل لویزان ارائه نداده است، باز هم این سازمان اقدامی جهت بازپسگیری جنگل انجام نمیدهد.
به هر حال آنچه مسلم است این که بخشی از جنگل لویزان با تعداد انبوهی درخت نابود شد بدون آنکه شهرداری تهران، سازمان پارکها و فضای سبز، نیروی انتظامی و سازمان جنگلها اقدامی صورت دهند و در این میان بدون شک آنهایی مورد سوال و پرسش قرار میگیرند که کوچکترین نقشی در تخریب نداشتهاند و حتی با عاملان تخریب رو در رو هم شدهاند و یا در غیاب دیگر مدیران که حاضر به مصاحبه نشدند با رسانهها مصاحبه کردند!
www.roozna.com سایت اعتماد ملی
اشتراک این مطلب در :