سپهر سلیمی
خانه اینترنتی سپهر سلیمی
نویسنده وبلاگ سپهر سلیمی
آرشیو وبلاگ
      دوستداران حیوانات و محیط زیست (حیوانات، محیط زیست و میراث فرهنگی)
در باغ قلهک محیط زیستی ها به کدام دروازه گل می زنند؟! نویسنده: سپهر سلیمی - پنجشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٠

ماجرای باغ قلهک و شکایت شهرداری تهران از سفارت انگلستان برای قطع 310 اصله درخت، این روزها به چالشی زیست محیطی بین سیاستمداران ایران و انگلستان تبدیل شده است. با توجه به سابقه اختلافات سیاسی کشورمان با انگلستان در سالهای گذشته، شاید در نگاه اول این شکایت را جدالی سیاسی بدانیم و به همین دلیل مشاهده شده است که برخی از حامیان محیط زیست در ایران با تصور سیاسی بودن در برابر این پرونده سکوت کرده اند و حتی عده ای دیگر در موضعی مقابل شهرداری تهران قرار گرفته اند و سیاسی بودن این پرونده را به رخ شاکیان کشانده اند.


ادامه مطلب ...

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

تهدید به بستن مسجد امام اصفهان روی گردشگران و چند پرسش ساده نویسنده: سپهر سلیمی - دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٠

در خبرها خواندم که مدیر کل محترم اوقاف اصفهان تهدید کرده اند که چون گردشگران مسجد امام اصفهان بدحجابند، مسجد اما را روی گردشگران می بندند.
نمی دانم این تهدید تا چه حد عملی شود ولی به عنوان یک شهروند ایرانی این سوال برایم پیش می آید که چطور می شود با این همه گشت ارشاد و کارهای مختلف فرهنگی که از مهدکودک تا دانشگاه انجام می شود هنوز هم بدحجاب داریم؟ و دیگر آنکه آیا محلی مثل مسجد امام اصفهان ( با نام قدیمی مسجد شاه عباس صفوی) صرفاً محلی مذهبی است و یا محلی با جاذبه های تاریخی و هنری است که میراثی بشری است و متعلق به همه مردم جهان از هر نژاد و آئینی است؟
و دیگر آنکه اصولاً مگر چند نفر گردشگر به اصفهان می آیند و مگر نه آنکه پس از خشک شدن زاینده رود تعداد گردشگران 50 درصد کاهش یافته است و از هر شهروند اصفهانی که سوال کنید با قاطعیت به شما می گوید که دیگر خبری از گردشگر و بویژه گردشگر خارجی نیست. نکند آب زاینده رود را هم به خاطر حضور افراد بد حجاب و بی حجاب در کنار زاینده رود به روی مردم بستند؟!
همینطوری اش در بسیاری از روزهای سال بلیط آنتالیا و تایلند به سختی گیر می آید و کشور همسایه مان ترکیه با داشتن آثار تاریخی به مراتب کمتر از ایران ، رقمی برابر 18 میلیارد دلار یعنی 26 برابر ما از محل صنعت گردشگری عایدی دارد!
ببینید در کشورهای دنیا، چطور پیروان ادیان دیگر سعی می کنند به شیوه های مختلف گردشگران را به کلیسا، معابد و زیارتگاههای خود جذب کنند تا هم تبلیغ دین و فرهنگ خود را بکنند و هم از این رهگذر در آمدی کسب کنند. آنوقت ما تهدید به تعطیلی یکی از مراکزی می کنیم که نماد هنر ملی و مذهبی کشورمان است !!
باور کنیم با این کارها فقط آنتالیا و تایلند و امثالهم شلوغ تر می شود! اینطور نیست؟!

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

از واقعیت ترک تحصیل بیش از 7 میلیون دانش آموز تا رویای ایران 150 میلیون نفری نویسنده: سپهر سلیمی - دوشنبه ٤ مهر ۱۳٩٠

سایت خبری آفتاب: با توجه به گزارش‌های مرکز آمار ایران و جمعیت 19 میلیون و 435 هزار نفری در سنین 7 تا 19 سال که باید آموزش خود را در مدارس ادامه دهند، بیش از 7 میلیون و 135 هزار نفر به دلایل مختلف قادر به ادامه تحصیل نیستند و در حقیقت بیش از 37 درصد دانش‌آموزان ایرانی مجبور به ترک تحصیل شد‌ه‌اند.

توضیح: بدون شرح

پی نوشت: بدون شرح

پس نوشت: بدون شرح

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

فیل ها به جرم « آب بازی » باید از ایران اخراج شوند ! نویسنده: سپهر سلیمی - پنجشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٠

دیدم بحث آب و « آب بازی » داغ است ، گفتم بهترین فرصت است که من هم از آب گل آلود بیشترین استفاده را بکنم و یک مطلبی برای خالی نبودن عریضه این وبلاگ بنویسم .
از آنجا که موضوع وبلاگم حیوانات و محیط زیست است لذا این ماجرای آب بازی را از این زاویه دنبال کردم و در گام نخست تحقیقات جرم شناسانه متوجه شدم که فیل ها در میان همه موجودات آب باز ترین حیوانات جهان هستند . خدا رو شکر که در ایران فیل نداریم و نداشته ایم تا این لکه ننگ در میان جامعه حیوانات ما وجود نداشته باشد .


ادامه مطلب ...

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

قاضی سابق پرونده متروی اصفهان: مسئولین به دستور توقف مترو بی توجهی کردند نویسنده: سپهر سلیمی - پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠

بازپرس پرونده متروی اصفهان در اولین پرونده شکایت از این پروژه گفت: در جریان این پرونده دستور توقف حفاری تونل متروی اصفهان صادر شد ولی کسی به آن توجه نکرد.
محمد رضا محمدی جرقویه دوشنبه شب در نشست متروی اصفهان و ابعاد گسترده آن که در دانشگاه اصفهان برگزار شد افزود: در آن زمان شکایتی در خصوص متروی اصفهان شده بود که در آن شکایت کنندگان نگران وضعیت آثار تاریخی واقع در چهارباغ بودند.


ادامه مطلب ...

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

آیا مرگ « بن لادن » به سود محیط زیست خواهد بود ؟! نویسنده: سپهر سلیمی - دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠

ساعاتی پس از شنیدن خبر مرگ « بن لادن »  ، در اینترنت به دنبال مطلبی با موضوع تاثیر مرگ بن لادن بر حفظ محیط زیست بودم و در کمال تعجب به این مقاله برخوردم  که در آن با اشاره به صحبت های بن لادن در خصوص تاثیرات سیاستهای ایالات متحده امریکا بر آلوده کردن محیط زیست و تغییرات اقلیمی در فیلمی که ژانویه 2010 منتشر شده بود ، سوال کرده بود که آیا مرگ بن لادن به سود محیط زیست خواهد بود ؟


ادامه مطلب ...

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

از ماموریت وزارت بهداشت برای طرح مبارزه با سگ تا رها کردن بیمار در کنار خیابان نویسنده: سپهر سلیمی - یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠

گاهی بعد از خواندن و شنیدن بعضی از خبرها نمی دانی باید بخندی ؟ گریه کنی ؟ داد بزنی ؟ جیغ بزنی ؟ خوشحال بشی ؟ عصبانی بشی ؟ فحش بدی ؟ لگد به دیوار بزنی ؟ آرام باشی ؟ یا سر به کوه و بیابان بگذاری ...؟؟!


این خبر از جمله این خبرهاست :
« به دلیل نداشتن پول درمان؛ رها کردن 2 بیمار در کنار خیابان توسط عوامل بیمارستان »


ادامه مطلب ...

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

ژاپن ، مشکل آلودگی آب ، تشویش اذهان عمومی و ... نویسنده: سپهر سلیمی - جمعه ٥ فروردین ۱۳٩٠

یعنی تو ژاپن به این گندگی یک مقام آگاه و معتبر دولتی پیدا نمیشه تا آلوده بودن آب کشور را شدیداً تکذیب کنه و وسط این همه بدبختی  ، مردم را از نگرانی در بیاره ، باعث از بین رفتن تشویش اذهان عمومی بشه و دست رسانه های بیگانه را از خبرسازی بر علیه ملت ژاپن کوتاه کنه؟!

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

یک پیشنهاد ؛ جشن نوروز را به جای تخت جمشید کنار سی و سه پل برگزار کنید ! نویسنده: سپهر سلیمی - شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٩



ظاهراً قرار است امسال جشن نوروز با حضور سران 12 کشور منطقه در کنار تخت جمشید برگزار شود و این مساله بازتابهای مختلفی در کشور داشته است . عده ای موافق هستند و عده ای مخالف . ( + )
برای اینکه نه سیخ بسوزد و نه کباب بنده پیشنهاد متفاوتی دارم و آن هم برگزاری جشن نوروز در کنار سی و سه پل است . برای این طرح دلایلی هم دارم که عرض می کنم :
اول آنکه ؛  یک عمر است که به تخت جمشید بی توجهی شده است و در این سالها خراب تر از قبل هم شده است ، سد سیوند را بیخ گوش دشت پاسارگاد راه انداختیم و به قول سایتهای اینترنتی این بار به جای اعراب ، لشکر گل سنگ ها به تخت جمشید حمله کرده اند و این حمله همچنان ادامه دارد ( + )  و بطور کلی در این سالها توجه لازم به تخت جمشید را نداشته ایم . گازهای سمی حاصل آتش کشیدن ساقه محصولات کشاورزی اطراف تخت جمشید سنگ های این اثر بی نظیر را تهدید می کند ( + )  یا مثلاً چندی پیش یک گروه فیلمبرداری به راحتی آب خوردن سر یکی از سربازان هخامنشی را جدا کرد ( + ) و یا دیدیم که سنگ های باستانی اش را به عنوان سکو مورد استفاده قرار گرفت و ....... از این موارد کم نیستند .
بنابراین فکر می کنم آبرو ریزیه جلوی در و همسایه ( منظور کشورهای همسایه) نشان دهیم که میراث جد و آبادیمان خراب تر از قبل شده است ، مخصوصاً که یکی از مهمانانمان کشور ترکیه است که با آثاری بسیار کمتر از ایران ، درآمدی بیش از 18 میلیارد دلار یعنی 26 برابر در آمد 700 میلیون دلاری ما از راه توریسم کسب می کند ( + ). تازه دهان نخست وزیرش هم چفت و بست درست حسابی ندارد و یک وقت وسط مهمونی یه چیزی می گوید که خوشمان نمی آید !
دوم آنکه ؛ برگزار کنندگان مراسم از دست ایرادگیری برخی از گروههای داخلی خلاص می شوند و دیگر نه کسی می گوید این مراسم در راستای مکتب ایرانی است و نه کسی آن را با جشن های 2500 ساله مقایسه می کند. ( + ) دولت هم به جای گرفتاری و دردسر به بقیه کارهایش در سطح ملی و جهانی می رسد.
سوم آنکه ؛ اینطور که بویش می آید سی و سه پل اوضاع و احوال درستی ندارد ، سه بار ریزش در کمتر از دو هفته در نزدیکی سی و سه پل ، انحراف عجیب و غریب تونل مترو در کنار سی و سه پل و خبرهای ضد و نقیضی که در این مورد به گوش می رسد این تصور را به وجود می آورد که معلوم نیست سی و سه پل تا کی به شکل فعلی وجود داشته باشد و وقتی مدیر کل سابق سازمان میراث فرهنگی اصفهان  با بیان دلایل تخصصی از احتمال نشست سی و سه پل خبر می دهد پس باید این مساله را خیلی جدی گرفت. ( + )
بنابراین از آنجائیکه اصفهان نوروز زیبایی دارد و از طرفی خرابی های صورت گرفته نسبت به سی و سه پل زیر زمین است و مهمانان خبردار نمی شوند بهتر است نوروز امسال را در کنار سی و سه پل برگزار کرد ، شاید سال دیگر سی و سه پلی وجود نداشته باشد ! نترسید برای برگزاری مراسم در کنار تخت جمشید دیر نمی شود ، فعلاً عربها همه درگیر مشکلات داخلی هستند و نمی توانند یک بار دیگر حمله کنند تا همین بنای باقی مانده را از بین ببرند و اصولاً زورشان هم در خراب کردن بیشتر از این نیست ، مگر اینکه خودمان آستین بالا بزنیم و یکی دو تا سد دیگر آن نزدیکی ها بسازیم و یا هوس کنیم از زیر تخت جمشید مترو رد کنیم و یا مثلا در چند صد متری اش پالایشگاه و کارخانه فولاد بسازیم که البته آنها هم زمان می برد و حداقل چند سالی زمان هست که مراسم های نوروز بعدی را کنارش جشن بگیریم.

پی نوشت :
چرا این روزها طنزهایمان هم انقدر تلخ می شود ؟!

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

تذکر نمایندگان مجلس در خصوص شهادت محیط بانها و لزوم توجه به وضعیت آنها نویسنده: سپهر سلیمی - پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩

محیط بان

'امیدوار رضایی' عضو هیات رییسه مجلس شورای اسلامی در جلسه روز سه شنبه مجلس تذکر کتبی 51 تن از نمایندگان به وزیران اطلاعات و کشور را قرائت کرد.
این نمایندگان با تسلیت شهادت چهار نفر از محیط‌ بانان محیط زیست استان کردستان طی روزهای اخیر از حجت الاسلام'حیدر مصلحی' وزیر اطلاعات و 'مصطفی محمدنجار' وزیر کشور تقاضا کردند به این موضوع رسیدگی فوری شود و عاملان این جنایت تاسف آور شناسایی و مجازات شوند.


ادامه مطلب ...

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

آقای پادشاه عربستان خفه شو ! نویسنده: سپهر سلیمی - چهارشنبه ٩ تیر ۱۳۸٩


چند وقتی است که حسابی گرفتار هستم و فرصتی برای وبلاگ نویسی ندارم ، هر چند که این دوری موقتی است ولی صحبتهای احمقانه و توهین آمیز پادشاه عربستان بهانه ای بود برای اینکه تا از این فضای مجازی و این تریبون که شاید مخاطبانی اندک داشته باشد به سهم خودم اعلام کنم که آقای ملک عبداله ، پادشاه عربستان شما یکی لطفاً خفه شوید.

ظاهراً پول نفت از هر مخدر و روانگردانی بدتر است و از آنجا که در سرزمین عربستان بیش از هر جای دیگری نفت است ، زیادی حالت خراب شده است. اگر می خواهی با اظهارنظرهای احمقانه جلب توجه کنی باید بدانی شوخی با سرزمین آریایی ایران در حد و شان تو و مردکانی همچون تو نیست ! اگر از سیاست خسته شده ای بهتر است همچنان به حرمسرایت برسی و بر زنان پر شما حرمسرایت بیفزایی زیرا که لیاقتت بیش از این نیست.

اگر سیاست خارجه مان ضعیف شده ، اگر در ایران گاهی صداهایی می شنوی که نشان از بی توجهی به خلیج تا ابد فارس و یا دریای خزر دارد ، اگر اوضاع اقتصادی مان بسامان نیست و یا اگر هر مشکل دیگری در کشور ما وجود دارد مبادا گول بخوری و فکر کنی خبری است . خودت خوب می دانی که اوضاع حقوق بشر در کشور عربستان در وضعیت اسفباری وجود دارد و حقوق زنان و اقلیت های دینی در چه شرایطی وجود دارد و تنها دلارهای بی شمار نفتی چشم برخی از مدعیان جهانی حقوق بشر را کور کرده است.

ختم کلام آنکه آقای پادشاه عربستان خفه شو !

 

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

دلخوشی ! نویسنده: سپهر سلیمی - شنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٩


در وبگردی روزانه خبری را در خبرگزاری مهر دیدم که گفته بود: 400 نفر از فرزندان مسئولان کشور در انگلستان تحصیل می کنند ! نمی دانم از نادانی ام بود یا سادگی ، که از خواندن این خبر تعجب کردم و با خودم گفتم 400 نفر خیلی است ، آن هم برای کشوری که جزو گرانترین کشورهای جهان برای تحصیل است و تازه از همه ی اینها گذشته ، انگلستان را جزو بزرگترین دشمنان ایران می دانند و شعار مرگ بر انگلیس در همه جا شنیده می شود . اگر در انگلیس 400 نفر از فرزندان مسئولان کشور حضور داشته باشند پس بنابراین در سوئد ، نروژ ، سوئیس ، فرانسه ، آلمان ، ایتالیا ، اسپانیا ، ژاپن ، استرالیا و آمریکا این رقم چندین برابر خواهد بود .

میشه امیدوار بود وقتی که این فرزندان برگشتن از اوضاع محیط زیست و لزوم توجه به حفظ محیط زیست برای پدرانشون تعریف کنند تا با این کار خدمتی به محیط زیست ایران شده باشه . درست مثل کاری که کودکان همیار پلیس انجام میدن .

تو دوران قحطی دلخوشی اینم یه جور دلخوشیه دیگه ! مگه نه ؟

 

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

بری که بر نگردی ! نویسنده: سپهر سلیمی - پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٩


این چند روزه حرفهای جالبی آقای احمدی نژاد گفته اند: نخست آنکه گفته اند تهران 5 میلیون نفر جمعیت مازاد دارد و همچنین گفته اند : در تهران گسلهای فراوانی وجود دارد که به لطف مردم فعال نیست اما معلوم نیست کی فعال شود . +

ایشان در جای دیگری گفته اند: شعار دوبچه کافی است ، شعار غربی ها است که به شکست خورده. همچنین در همین سخنرانی گفته اند که باید به سرعت به سمت حمایت از نخبگان حرکت کنیم . +  و البته در جای دیگری وعده داده بودند که از سال 89 به هر نوزاد ایرانی یک میلیون تومان هدیه داده می شود و گفته بودند ایران ظرفیت 150 میلیون نفر را دارد . +

 


ادامه مطلب ...

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

چه کسی باید به هشدارها در مورد "اثرات خطرناک پارازیت ها " توجه کند ؟ نویسنده: سپهر سلیمی - یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸۸


معصومه ابتکار در آخرین مطلبش از هشدار چندین باره اش درباره اثرات بسیار خطر آفرین پارازیت ها که باعث اختلالات جدی در وضع روحی و جسمی (بویژه در کودکان) می شود نوشته و گفته که این مساله را بارها در جلسات شورای شهر مطرح کرده و خواستار پاسخگویی مسئولان شده است ولی تا کنون پاسخی دریافت نکرده !

 


ادامه مطلب ...

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

ظاهراً هنوز نفت داریم ! نویسنده: سپهر سلیمی - یکشنبه ٤ بهمن ۱۳۸۸

 

این روزها خبرهای عجیب و غریب زیاد شنیده می شود. برخی از خبرها را اگر بار اول در وبلاگ و یا سایتهای نا معتبر بخوانم به هیچ وجه باور نمی کنم تا به منبع اصلی خبر برسم . یکی از خبرهایی که امروز خواندم و باورم نشد این است:

 « مهرداد بذرپاش ، رئیس سازمان ملی جوانان در جمع اعضای سازمانهای مردم نهاد گفت : با کمک رییس‌جمهور 100 میلیارد ریال به فعالیت‌هایی اختصاص می‌دهیم که سرخوردگی جوانان آمریکایی از اوباما را نشان دهند و این خدمات را در فضای سایبر ارایه کنند و این ناامیدی را نشان دهند. »

اصل خبر اینجاست . باور کنید واقعیت دارد !!

خدا برکت بده به پول نفت . درست است پول نفت سر سفره هایمان نیامد ، اما خواندن این خبرها این حسن را دارد که خبردار می شویم هنوز نفت داریم .

 

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

چاوز: زلزله هائیتی کار آمریکایی‌ها بود ! نویسنده: سپهر سلیمی - پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸

 

«هوگو چاوز»، رئیس‌جمهوری ونزوئلا آمریکا را متهم کرد که باعث وقوع زمین‌لزه قوی در هائیتی شده است.به گزارش ایلنا به نقل از خبرگزاری ریانووستی، روزنامه «کامسامولسکایا پراودا» گزارش داد که «هوگو چاوز»، رئیس‌جمهوری ونزوئلا مدعی شد که آمریکایی‌ها باعث بروز زمین‌لرزه قوی اخیر در هائیتی شده‌اند که در اثر آن ده‌ها هزار تن جان خود را از دست داده‌اند.

خبر را در اینجا بخوانید.

 

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

برنامه‌ی پنجم‌، ۴ ماده‌ی زیست‌محیطی ‌و ده‌ها انتقاد نویسنده: سپهر سلیمی - شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸

 

گفتگوی دویچه وله با مهندس محمد درویش در خصوص نقش کمرنگ محیط زیست در برنامه پنجم را می توانید در اینجا بخوانید و از آنجائیکه این سایت فی  لتر است . متن این گفتگو در ادامه آمده :

یک برنامه ‌و ده‌ها انتقاد

تا کنون انتقادهای زیادی از سوی کارشناسان محیط زیست نسبت به این برنامه‌ابراز شده است. کارشناسان می‌گویند برنامه‌ی پنجم توسعه نه تنها مواد کمتری را به حوزه‌ی محیط زیست اختصاص داده بلکه به لحاظ کیفی نیز این مواد با برنامه‌های پیشین و به خصوص برنامه‌ی چهارم تفاوت دارد.

آنها می‌گویند، مادامی که مشکلات مربوط به محیط زیست و راه‌حل‌های اجرایی آن در برنامه‌های کشور نگنجد نمی‌توان به بهبود حفاظت از محیط زیست ایران دل بست.

با محمد درویش، یکی از کارشناسان زیست‌محیطی منتقد این برنامه، در این زمینه گفت‌وگو کرده‌ایم.

آقای درویش، در لایحه‌ی پنجم توسعه از نظر زیست‌محیطی چه نقاط ضعف و قوتی می‌بینید؟

این لایحه به دلیل اینکه چند بند از مواد ۲۰۱‌گانه‌ی خود را به محیط زیست اختصاص داده نسبت به برنامه‌های اول و دوم مثبت‌تر است، ولی نسبت به برنامه‌های سوم و چهارم نه تنها گامی به جلو نیست بلکه چند گام عقب‌تر است. بخصوص با توجه به اینکه ما در برنامه‌ی پنج‌ساله‌ی چهارم یک فصل مجزا و اختصاصی را به محیط زیست اختصاص داده بودیم و در بسیاری از فصول دیگر به صورت غیر مستقیم ملاحظات زیست‌محیطی را تلاش کردیم، رعایت کنیم به نطر می‌رسد که این برنامه‌ی پنجم توجه کمتری را به محیط زیست کرده. از نظر کمی هم فقط ۴ ماده از مجموع ۲۰۱ ماده یعنی کمتر از دودهم درصد از مواد این برنامه به محیط زیست اختصاص داده شده که اصلا سزاوار یک چنین مقوله‌ی مهمی نیست. از یاد نبریم که یکی از اصول قانون اساسی به محیط زیست اختصاص داده شده و در سند چشم‌انداز ۲۰ ساله شرط رفاه ملی را برخورداری از محیط زیست مطلوب عنوان کردیم.

چه نواقصی در این برنامه می‌بینید؟

مهم‌ترین ضعف این برنامه در حوزه‌ی محیط زیست، جزیره‌نگری آن است. من فکر می‌کنم هر کدام از نویسندگان این برنامه از ظن خویش یار این برنامه شدند. یعنی ما یک تعامل فرارشته‌ای را در برنامه‌ی محیط زیستی نداشتیم. نمی‌شود اینگونه به محیط زیست نگاه کرد که وظایف جدایی را در حد ۴ بند برای سازمان محیط زیست ببینیم، بعد وزارت نیرو کار خودش را بکند، وزارت کشاورزی کار خودش را بکند و بقیه‌ی وزارت‌خانه‌ها هم کار خودشان را بکنند. اگر قرار است که ما از این وضعیت نگران‌کننده‌ای که الان درگیر آن هستیم در بیاییم که الان در دنیا از نطر پایداری محیط زیستی در رتبه‌ی ۱۳۵ هستیم، اگر قرار است که از نظر انتشار گازهای گلخانه‌ای از این وضعیت در بیاییم و به قول رئیس سازمان محیط زیست، در شمار ۱۰ کشور تخریب‌کنند‌ه‌ی محیط زیست نباشیم به یک عزم فراسازمانی نیاز داریم و با گنجاندن فقط ۴ بند نمی‌توانیم مشکل بیابان‌زایی را حل کنیم، مشکل فرونشست زمین‌ وافت سطح آب زیرزمینی را حل کنیم، مشکل افت حاصل‌خیزی خاک را حل کنیم، مشکل تغییر کاربری روزافزون زمین و تصرفات غیر قانونی عرصه‌های منابع طبیعی را حل کنیم و برخی مشکلات ریزتری که در این قانون هم به آن اشاره شده مثل تجاوز به سواحل یا معضل افزایش بی‌رویه‌ی زباله‌ها و عدم بازیافت جدی آنها.

آیا در تدوین برنامه‌ی پنجم به تجارب برنامه‌ی چهارم دقت شده یا این برنامه آزمون و خطایی جدید است؟

شاید تلاش‌های کوچکی شده و ما از برخی کلی‌گویی‌ها و شعارهای خیلی بزرگ غیر قابل اجرا به سمت واقعیت تمایل پیدا کرده‌ایم، بخصوص در اشاره به اینکه دولت باید هر نوع دخل و تصرف غیر قانونی را در سواحل از بین ببرد و ضرب‌العجل‌هایی را برای آن قرار داده و یا اینکه شهرداری‌ها را موظف کرده که سالانه ۱۰ درصد از پسماندهای خود را بازیافت کنند، ولی ما در برنامه‌ی پنج‌ساله‌ی چهارم ماده‌ی خیلی پیشرویی داشتیم به نام ماده‌ی ۵۹ که دولت را موظف کرده بود برود به سمت ارزش‌گذاری اقتصادی مواهب طبیعی سرزمین.

اگر این اتفاق می‌افتاد و همه‌ی عرصه‌های منابع طبیعی، اعم از درخت و خاک و تنوع زیستی ارزش‌گذاری دقیق می‌شد شاید بسیاری از این تخریب‌ها و هجمه‌هایی که الان علیه محیط زیست اتفاق می‌افتد و بسیاری از این جاده‌هایی که الان راحت می‌کشیم، ‌حتی به قیمت از دست رفتن رویش‌گاه‌های کم‌نظیری مثل جنگل ابر یا منطقه‌ی حفاطت‌شده‌ی دنا، دیگر محلی از اعراب نداشت. ولی ما این کار را نکردیم و حتی در برنامه‌ی پنجم اشاره‌ای هم به پیگیری این بند مهم نداشتیم.

آیا اهداف برنامه‌ی چهارم تحقق پیدا کرد؟

نه. به نطر من و خیلی از کارشناسان تحقق پیدا نکرد و جالب این است که یکی از منتقدان برنامه‌ی پنج‌ساله‌ی چهارم خود دولت نهم و دهم بودند که بسیاری از کارگزاران آن صراحتا اعلام کردند که برنامه‌ی پنج ساله‌ی چهارم را اصولا قبول هم ندارند که بخواهند پیاده‌اش بکنند.

به چه دلیل تحقق پیدا نکرد؟

آنها اعتقادشان این بود که برنامه‌ی چهارم در دولتی تدوین شده که خواست‌ها و استراتژی‌هایش با دولت نهم در تضاد بوده، یعنی همین مشکل مهمی که ما در کشورمان داریم که با تغییر آدم‌ها، سیاست‌ها و برنامه‌ها هم تغییر می‌کند. به جای اینکه برنامه‌ها همواره اصل باشند و آدم‌ها مجری اجرای برنامه‌ها باشند، این آدم‌ها هستند که تعیین می‌کنند چه برنامه‌ای اجرا شود یا نشود.

پیش‌بینی شما از نتایج برنامه‌ی پنجم چیست؟

برنامه‌ی پنج‌ساله‌ی پنجم اولا خیلی محدود نوشته شده و دوما دست دولت را باز گذاشته است. یعنی در بسیاری از موارد هیچ هدف مشخص و کمی را تعیین نکرده که بعدا بشود دولت را مورد بازخواست قرار داد که چرا به این اهداف نرسیدی. شاید تنها درسی که از چهار برنامه‌ی قبلی گرفتند این است که دولت‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که برای اینکه خودشان زیر سئوال نروند بیخود برای خودشان اهدافی را تعیین نکنند که بعدا نتوانند پاسخگو باشند.

 

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

اصفهان ، پایتخت فرهنگی ایران ؛ عنوانی که نداده پس گرفتند ! نویسنده: سپهر سلیمی - چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۸

 

چندی پیش و در سومین دور از سیر و سفرهای استانی محمود احمدی نژاد و هیئت همراه به استان اصفهان ، در خبرها عنوان شد که شهر اصفهان به عنوان " پایتخت فرهنگی ایران " انتخاب شده است . این خبر باعث ذوق زدگی مدیران شهری اصفهان شد بطوریکه ساعتی پس از اعلام این خبر بنرهای بی شمار تبریک این عنوان از سوی شهرداری و شورای شهر در سطح شهر اصفهان نصب شد و این انتخاب فرخنده را به اصفهانیان تبریک گفتند .

اصفهان پیش از این تجربه کسب عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام برای یک سال را داشت و البته در آن سال هیچ اتفاق خاصی نیفتاد جز چند همایش بی خاصیت و چندین سمیناهار ! اما این بار و در سومین مرحله سیر و سفرهای استانی ، انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی ایران از سوی رسانه های دولتی بسیار مورد توجه قرار گرفت و بسیاری از رسانه ها آن را در صدر دستاوردهای! سفر استانی مطرح کردند ، گویی قرار است این عنوان برای اصفهان کار خاصی انجام دهد و زاینده رود، سی و سه پل ، چهارباغ و دیگر میراث در حال ویرانی اصفهان را نجات دهد .

در حالیکه رسانه های حکومتی به بهانه های مختلف حاتم بخشی دولت را در اخبار منعکس می کردند و استاندار اصفهان خبر از تاسیس دبیرخانه دائمی پایتخت فرهنگی در اصفهان داده بود ، احمدی نژاد در سفر به استان فارس انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی ایران را تکذیب کرد و گفت : هیچ شهری را به عنوان پایتخت فرهنگی انتخاب نکرده ایم !!

بی شک اعطای عناوین و حتی مصوبات کیلویی اگر بدون پشتوانه مدیریتی ، مالی ، فرهنگی و علمی باشد هیچ فایده ای برای هیچ شهری ندارد اما برخوردهای اینچنین با شهروندان به دور از ادب است. آباد کردن اصفهان پیشکش ، لطف کنید میراث گذشتگان را نابود نکنید و به شعور مردم احترام بگذارید .

پی نوشت :

وبلاگ " دوستداران حیوانات و طبیعت " به تازگی به جمع وبلاگهای سبز پیوسته است. برای این همشهری گرامی آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم در آینده ای نزدیک بتوانیم اخبار زیست محیطی اهواز را در وبلاگ ایشان بخوانیم.

پی نوشت 2:

وبلاگم برای نمایش در اینترنت اکسپلور مشکل پیدا کرده ولی با موزیلا و اپرا مشکلی ندارد. هر چه کردم تا کنون مشکلش حل نشده برای همین از این به بعد می توانید مطالب این وبلاگ را همزمان در وبلاگ دیگرم در بلاگفا بخوانید .

 

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

پارازیتهای ماهواره ای قربانی می گیرند نویسنده: سپهر سلیمی - سه‌شنبه ۱٥ دی ۱۳۸۸

 


ساعتی پیش دوستی زنگ زد و خبری برایم گفت ، خبر کوتاه بود اما چون تیری بر قلبم نشست . او گفت دختر جوان یکی از آشنایانشان پس از آنکه دچار مشکلی شده به پزشک زنان مراجعه کرده و پزشک متخصص گفته آن دختر باید تخمدان هایش را در بیاورد ! پزشک گفته مشکل بوجود آمده برای آن دختر جوان بخاطر پارازیتهای اخیر است و گفته که در ماههای گذشته این صدمین موردی است که با چنین مشکلی مواجه شده است .

در مورد پارازیتهای ماهواره ای در این ماهها متخصصان بارها هشدار داده اند ولی متاسفانه در فضای سیاسی ، امنیتی جامعه محو شده است. گیرم که آن پزشک غلو کرده باشد و ده درصد ، بیست درصد ، سی درصد ، اصلاً حتی اگر شصت و سه درصد دروغ گفته باشد باز هم عده ای با مشکل مواجه شده اند. البته متاسفانه شاید هیچ پزشک یا نهادی این آمار را تائید نکند و به عبارتی جرات تائید ندارد.

خطر پارازیتهای ماهواره ای جدیست اما متاسفانه گوش شنوایی وجود ندارد . خدا کند دست اندرکاران شبکه های تلویزیونی خارج از کشور برای حفظ جان هموطنانمان پخش برنامه هایشان را متوقف کنند ، اصلاً تقصیر مردم خودمان است که پای برنامه های سیاسی می نشینند ، باید صبح تا شب پای شبکه هایی مثل "فارسی وان " و سریالهایی مثل "ویکتوریا" بنشینند و اصلاً هم برایشان مهم نباشد که چطور شبکه هایی که بدترین فساد خانوادگی و اجتماعی را ترویج می کنند براحتی و بدون هیچ پارازیتی قابل دریافت هستند !!!

 

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

آقای احمدی نژاد کپنهاک خوش گذشت ؟! نویسنده: سپهر سلیمی - جمعه ٢٧ آذر ۱۳۸۸

 

آقای احمدی نژاد ، وقتی صحبتهای شما در اجلاس جهانی مبارزه با تغییرات آب و هوایی را خواندم تعجب نکردم ، اصولاً دیر زمانی است که به شنیدن حرفهای قشنگ از شما در مجامع جهانی عادت کرده ایم .

یادتان هست که دو سال پیش معاون اول شما ، طرفداران محیط زیست را عوامل استکبار جهانی نامیده بود و آقای کردان در زمان تصدی وزارت کشور تعبیری مشابه این برای گروههای زیست محیطی کشور بکار برده بوده اند. اصلاً ای کاش هیچ وقت هیچ رسانه ای وجود نداشت تا هیچوقت سخنرانی شما به گوش دوستداران محیط زیست در ایران نمی رسید و همچنین اعتقادات زیست محیطی دولتمردان شما به گوش خارجی ها نمی رسید ! اصلاً ای کاش می شد همه رسانه های داخلی و خارجی را از داخل ایران لغو امتیاز، تعطیل و توقیف کرد.

آقای احمدی نژاد در اجلاس کپنهاک خواستار تشکیل گروهی متشکل از اندیشمندان دلسوز از کشورهای داوطلب برای کمک به محیط زیست شده اید ! اما ای کاش می گفتید که چه بر سر داوطلبان دلسوز دوستدار محیط زیست در ایران آمده ؟ ای کاش می گفتید که NGO های فعال زیست محیطی کشور ، شبکه بزرگ زیست محیطی کشور به چه حال و روزی افتاده اند؟! ای کاش می گفتید چه بلایی سرشان آورده اند؟!!

آقای احمدی نژاد نمی دانم اینکه ایران این روزها گرفتاریهای فراوان سیاسی و اقتصادی دارد از شانس شماست یا بد شانسی ؟ شاید اگر این مسائل نبود خبرنگاران داخلی و خارجی بیشتر به بعد زیست محیطی سخنانتان توجه می کردند و سوالاتی در این حوزه از شما می پرسیدند . اصلاً شاید خبرنگاری پیدا می شد و از شما می پرسید زاینده رود ، بزرگترین رودخانه دائمی مرکز ایران چرا خشک شده است ؟! شاید از شانس شما آن شخص خبرنگار مطلعی می بود و از شما می پرسید که یکی از دلایل خشک شدن زاینده رود مصوبات سیر و سفرهای استانی کدام دولتمرد ایرانی بوده؟!

آقای احمدی نژاد مطابق معمول از انرژی هسته ای صحبت کرده اید و گفته اید که انرژی هسته ای پاک است و آنرا برای همه جهان خواسته اید ! اما ای کاش می گفتید کشورهایی نظیر ما که حتی برای دفع زباله های خانگی مشکل دارند و زباله های بیمارستانی شان به بحران تبدیل شده چه بلایی قرار است سر زباله های هسته ای بیاورند؟!!

آقای احمدی نژاد از صرف بودجه های کلان آمریکایی ها در جنگ گفته اید و خواسته اید بخشی از این بودجه ها صرف کمک به محیط زیست شود ! حرفتان درست است ، اما ما را چه به آمریکایی ها ؟ آنها که به حرف ما توجه نمی کنند ، آنها که به قول خودتان دشمن ما هستند . در حال حاضر شما به عنوان رئیس دولتتان ! می توانید برای ایران بهترین تصمیم ها را بگیرید و بر این اساس بهتر نیست بخشی از پولهای کلانی که شما به بولیوی ، ونزوئلا و برخی کشورهای دیگر می دهید صرف بهبود وضعیت محیط زیست کشورمان شود ؟!

پی نوشت:

پیش از من مژگان جمشیدی گرامی و مهندس درویش عزیز  در این باره نوشته اند و من از تکرار گفته شده ها پرهیز کردم .

 

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

زاینده رود ما کو ؟! ( یا) زاینده رود ما را پس بده ! نویسنده: سپهر سلیمی - چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸

 

زاینده رود ،  زاینده نصف جهان است و نصف جهان با همه زیباییهای طبیعی و شاهکارهای فرهنگی و هنری اش خود را مدیون  زنده رود می داند. زندگی و زیبایی همراه با آب زاینده رود به اصفهان آمده است و بی آبی زنده رود ، زندگی اصفهان را با خطرات جدی مواجه خواهد کرد.

بستر زاینده رود ایران در ماههای گذشته در خشکی کامل به سر برده است و جریان زندگی ساز آب در آن قطع شده است . خشکی زاینده رود در کوتاه مدت و بلند مدت اثرات جبران ناپذیر فراوانی خواهد داشت. تخریب محیط زیست منطقه ، نابودی تالاب بین المللی گاوخونی ، نابودی و آسیب جدی به کشاورزی و صنعت دامپروری ، کاهش جذب گردشگران خارجی و داخلی و آسیب دیدن بنای پل های تاریخی تنها بخشی از اثرات مستقیم خشکی زاینده رود است که می تواند زاینده آسیبهای فرهنگی ، زیست محیطی ، اقتصادی و اجتماعی دیگری باشد.

در توجیه خشکی زاینده رود آسانترین جواب آنست که آن را به خشکسالی پیوند دهیم و آن را بلایی آسمانی بدانیم ولی در عصر علم و تکنولوژی دیگر این توجیهات عوامفریبانه خریداری ندارد . راست آنست که در سالهای گذشته زاینده رود مورد کم توجهی و بی مهری قرار گرفته است و مدیران زمینی بیش از بلاهای آسمانی ، خاطر زنده رود را پریشان کرده اند. یادمان نرفته در روزهای پر آبی زاینده رود شاهد ورود پساب صنایع و فاضلاب به رودخانه بوده ایم و زاینده رود به یکی از آلوده ترین رودخانه های کشور تبدیل شده بود . حریم طبیعی زاینده رود مورد تجاوز غیر قانونی بسازبفروشان و بلندمرتبه سازان قرار گرفته است و پل های تاریخی آن در اثر مرمت غیر اصولی و یا عبور مترو در معرض آسیب هستند .

بی مهری اصفهانی ها با زاینده رود این بار مدیران چهار محال بختیاری را به هوس انداخته که در جهت رونق اقتصادی منطقه خود از آب زاینده رود بیش از حد معمول استفاده کنند . واگذاری  350 پمپ بزرگ توسط شرکت آب استان چهار محال بختیاری جهت پمپاژ آب زاینده رود به ارتفاعات و مناطق صخره ای جهت احداث باغات یکی از عواملی است که در خشکی زاینده رود موثر است . تخمین زده می شود میزان آب برداشت شده توسط این پمپ ها معادل نصف آبدهی سد زاینده رود است و با محاسبه ای ساده می توان متوجه شد که ادامه این روند می تواند به خشک شدن دائمی زنده رود بیانجامد . همچنین عزم مدیران استان چهار محال بختیاری بر احداث شهرکهای گردشگری در حاشیه سد زاینده رود ، زندگی زاینده رود را با چالش های جدی مواجه کرده است.

بی شک بخشی نگری و عدم توجه به هویت طبیعی ، فرهنگی  و اجتماعی زاینده رود از سرچشمه تا پایاب باعث پدید آمدن این مشکلات شده است و خشکی زاینده رود می تواند این فرصت را بوجود بیاورد تا نگاه ژرف تری به مدیریت این رود زندگی بخش داشته باشیم . شواهد حاکی از آنست که پس از دومین سفر استانی به استان چهار محال بختیاری شاهد برداشت آب از زاینده رود و پمپاژ آن به ارتفاعات بوده ایم و این در حالیست که زاینده رود بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاه کارشناسانه و جامع نگر است.

عدم برخورد مناسب از سوی مدیران استان چهار محال بختیاری و ندادن حقابه زاینده رود نمی تواند توجیه مناسبی برای خشکی زاینده رود باشد و مدیران عالی استان اصفهان باید مسئولانه تر از گذشته پیگیر بازگشت حیات به زنده رود ایران باشند. آمار نگران کننده ای که این روزها از بیکاری کشاورزان اصفهانی و از بین رفتن واحدهای دامپروری در شرق اصفهان به گوش می رسد حکایت از تلخی عواقب سومدیریت در  این حوزه است.

اصفهان و اصفهانی ها نباید تاوان سومدیریت یا کم توانی مدیران را در تامین آب زاینده رود و بازگشت زندگی به شهرشان را بپردازند و بر همه مسئولان واجب است فارغ از تعارفات سیاسی ، در جهت حل مشکل اقدام کنند و زندگی را به زنده رود نصف جهان بازگردانند.

جای مردان سیاست بنشانیم درخت تا هوا تازه شود ...

پی نوشت :

-          بر خلاف تصور عموم ، خشکی زاینده رود ریشه در بی مسئولیتی و اشتباهات مدیران استانهای چهارمحال بختیاری و اصفهان دارد. در این مورد باز هم خواهم نوشت.

-          این مطلب در شماره شهریور ماهنامه زندگی سالم منتشر شده است. همچنین در این شماره ماهنامه زندگی سالم می خوانید:

-          "جهان نما" احیای یک یادگار قدیمی یا زخمی بر چهره معماری اصفهان

-          تخریب گسترده پل خواجوی اصفهان به بهانه مرمت!   


اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

اعترافات تلویزیونی یک جنایتکار زیست محیطی نویسنده: سپهر سلیمی - جمعه ٥ تیر ۱۳۸۸


پیش مصاحبه : تصور کنید روزی روزگاری محیط زیست به یکی از دلمشغولی های اصلی مردم کشورمان تبدیل شود و مردم متوجه شوند که اوضاع محیط زیست ایران از چه قرار است و چه بلاهایی بر سرش آمده و می آید. در چنین شرایطی باید به کنجکاوی مردم پاسخ داد و شرایط را برایشان تشریح کرد. از آنجائیکه بر خلاف کشورهای عقب مانده ای نظیر ژاپن ، امریکا، آلمان ، فرانسه ، ایتالیا ، کانادا و ... در کشورمان هیچوقت مدیران و مسئولان مقصر نیستند باید در کوچه و بازار به دنبال خاطیان گشت.

به یکباره چند جنایتکار زیست محیطی کشف می شوند و در رسانه ملی مصاحبه آنها پخش می شود. مصاحبه یکی از جنایتکاران زیست محیطی را که یکی از عوامل بدبختی و نابودی محیط زیست کشور بوده را در ادامه می خوانید :

مجری: خودتان را معرفی کنید ؟

جنایتکار زیست محیطی : من آلکس هستم ، 16 سال سن دارم ، پدرم امریکایی و مادرم انگلیسی است.

م : چه کارهایی انجام داده اید که باعث تخریب محیط زیست شده ؟

ج: من به همراه دوستانم در 40 سال گذشته در مجموع 36527 پستاندار و پرنده را شکار کرده ایم و 50 هزار هکتار از جنگلهای را نابود کرده ایم و تبدیل به شهرک و ویلا کردیم.

م : چطور شد که وارد عرصه تخریب محیط زیست شدید و آیا از جایی حمایت می شدید؟

ج : من یک روز داشتم ماهواره نگاه می کردم که دیدم یک نفر رفته تو جنگل داره حیوان شکار می کنه و درخت آتش می زنه و این انگیزه من شد. بعد از آن هم از خارج با من تماس می گرفتند و هی می گفتند برو یوزپلنگ شکار کن ، برو هوبره شکار کن . حتی چند سال پیش از خارج برای من و دوستانم 100 تا تبر فرستادند تا برویم و درخت ها را قطع کنیم.

م: به عنوان یک جنایتکار زیست محیطی نظرتان در مورد آلودگی هوا چیست؟

ج: ما که در کشور خودمان هوا نداریم ، همه ی هوای کشورمان بوسیله باد از خارج وارد ایران می شود . کشورهای خارجی هوا را آلوده می کنند و به داخل ایران می فرستند . هیچکس در مورد آلودگی هوا در ایران مقصر نیست .

م : نظرتان در مورد عملکرد سازمان محیط زیست چیست ؟

ج: من به عنوان یک آدم بی طرف میگویم که عملکرد سازمان در مورد حفظ گونه های جانوری و گیاهی بی نظیر بوده است ، مثلن شما نگاه کنید قبل از اینکه این سازمان بوجود بیاید گونه هایی نظیر انواع دایناسورهای به آن گندگی منقرض شدند و یا نسل ماموت ها که آنها هم گنده بودند از بین رفت ، حتی شیر ایرانی که سلطان جنگل بود قبل از بوجود آمدن این سازمان از بین رفت ولی خوشبختانه بعد از بوجود آمدن این سازمان دیگر شاهد این اتفاقات نبودیم . ضمن اینکه اسناد تاریخی نشان داده سالها قبل از بوجود آمدن این سازمان در بخش های زیادی از فلات ایران آب وجود داشته و همه از بین رفته اما در سالهای گذشته تنها چند رودخانه و چند تالاب و چند دریاچه نابود شده اند که در مقایسه با آن سالها خیلی موفق تر بوده ایم.

م: قطعن پس از بازداشت شما تمام مشکلات محیط زیست کشور حل خواهد شد. در پایان برای حفظ محیط زیست کشور چه توصیه ای به مردم دارید؟

ج : من از جوانان خواهش می کنم که ماهواره و بخصوص کانالهایی که حیوان شکار می کنن نبینند همچنین مراقب سایتهای اینترنتی باشند . به نظر من هوای پاک خوب است . آب پاک خوب است . ما نباید درخت را قطع کنیم . ما نباید محیط زیست را آلوده کنیم . ما نباید گل بچینیم . محیط زیست یک حس است ، باید مراقب باشیم احساساتمان پاک بماند. من و دوستانم تمام گرفتاریهای محیط زیست ایران در 40 سال گذشته را گردن می گیریم و امیدواریم مردم ما را ببخشند و دیگر دنبال مقصر نگردند .

 

توضیح : این مطلب یک طنز تلخ است.

 

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

دولت نهم با اجازه عبور مترو از چهار باغ در حق ایرانیان خیانت کرد نویسنده: سپهر سلیمی - شنبه ٢ خرداد ۱۳۸۸

محمد علی دادخواه در گفتگو با یاری، حضور مجدد احمدی‌نژاد در ریاست‌جمهوری را از منظرهای مختلف قابل بررسی دانست و افزود:«یکی از مهمترین حوزه‌هایی که تداوم ریاست جمهوری احمدی‌نژاد در آن قابل ارزیابی است حوزه حقوقی است».

وی گفت:«ایران از سال 54 با پذیرش کنوانسیون‌های اعلامیه حقوق بشر خود را متعهد به اجرای آن دانست و قاعدتا رییس جمهور ایران نیز باید بایدها و نبایدهای این کنوانسیون را رعایت کند که متاسفانه وضعیت فعلی کشور حاکی از عدم تعهد پذیری احمدی‌نژاد در رابطه با این موضوع  است».

این حقوقدان تصریح کرد:«علاوه براین رییس دولت نهم هیچ مسوولیتی برای حفظ میراث‌فرهنگی کشور که براساس قوانین بین‌المللی متعلق به تمامی مردم جهان است،ندارد».

وی اظهار داشت:«هنگامی که 4350نفر از مردم ایران اقدام به طرح شکایتی برای حفظ آرامگاه کورش که حتی در قرآن نیز به ویژگی‌هایی این فرد اشاره‌ای شده است،می‌کنند دولت نهم هیچ توجهی به این دغدغه مردمی نمی‌کند».

وی متذکر شد:«در پروژه دیگری دولت نهم با اجازه عبور مترو از بنای تاریخی چهار باغ خیانت غیر قابل جبرانی را در حق ایرانیان و نسل های آینده این کشور مرتکب شده است این در حالی است که احمدی نژاد در گزارشات خود ادعایی بر خلاف حقایق این موضوع را  بیان کرد».

این استاد دانشگاه تاکید کرد:«نباید  انتظار داشت که با تداوم ریاست جمهوری احمدی‌نژاد اقدامات غیرعقلانی دولت نهم پایان پیدا کند».وی گفت:«این دولت نسبت به آیین‌های دینی و مذهبی کشور در اعتلای دانش و فرهنگ نیز بی‌توجه بود به طوری‌که عملکرد دولت نهم در مواجه با دانشجویان و اساتید دانشگاه در تمام تاریخ نظام جمهوری اسلامی بی‌سابقه بوده است».

دادخواه افزود:«خانه‌نشینی فرهیختگان کشور و جلوگیری از ادامه تحصیل دانشجویان ایرانی ماحصل تلاش های دولت احمدی‌نژاد در حوزه علم به شمار می‌رود ».وی با اشاره به احکام طویل مدتی که برای دانشجویان دانشگاه های کشور در زمان فعالیت دولت نهم صادر شده است،اظهار داشت:«این دانشجویان بدون دلیلی جدی و قانع کننده محکوم به زندان شده‌اند».

دادخواه گفت:«دولت احمدی‌نژاد مانند گلیم نخ‌نمایی است که تداوم دوره ریاست جمهوری‌اش تنها به فرسوده‌تر شدن و از هم پاشیدن تار و پود این دولت منجر خواهد شد»

 

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

آرزوی انتخاباتی زاینده رود خشک ... نویسنده: سپهر سلیمی - شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸۸


زنده رود نصف جهان این روزها خشک است . خشک بودن زاینده رود در فصل بهار و در حالیکه بارشهای بهاری مناسبی را شاهد بوده ایم کمی عجیب می نماید.

برای بررسی دلایل خشکی زاینده رود باید با مطالعه و پژوهش های مختلف صحبت کرد اما آنچه که مسلم اینست که در سرچشمه زنده رود اصفهان خبرهایی هست . نمی توان منکر خشکسالیهای اخیر شد اما باید اذعان کرد استفاده از آب زاینده رود برای صنایع بزرگ و البته آلوده کننده استان اصفهان در بی جان کردن زاینده رود بی اثر نبوده اند. از همه ی این مسائل مهمتر شاید بتوان بحث انتقال آب زاینده رود به استانهای کرمان و یزد را از دلایل اصلی کم آبی زنده رود مطرح کرد.

خشکی زنده رود علاوه بر ایجاد خسارات فراوان به اکوسیستم منطقه می تواند باعث نابودی پل های تاریخی بی نظیر شهر اصفهان شود و تالاب گاوخونی را به کام مرگ بکشاند ، ضمن اینکه اصفهان بی زاینده رود ، نصف جهان نیست .

این روزها و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری هر صنف و گروهی در دل آرزویی دارند و امید دارند رئیس جمهور بعدی آنها را به آرزوهایشان نزدیک کند . شاید اگر زاینده رود حق رای داشت به کسی رای می داد که آب زاینده رود را به زادگاهش نکشاند و قول آبش را به جایی ندهد .

 

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

تبلیغات فراوان شهری در سفر استانی آقای احمدی نژاد به اصفهان نویسنده: سپهر سلیمی - جمعه ٢۱ فروردین ۱۳۸۸

 

از دو روز گذشته اصفهان شاهد حضور آقای احمدی نژاد و هیئت همراه در استان اصفهان  است . انتظار می رفت با توجه به شعار های دولت در مورد ساده زیستی و مسائلی نظیر این ، تبلیغات شهری سفر ایشان در حد معمول و حتی کمتر از آن باشد. ولی در کمال تعجب تبلیغات صورت گرفته در سطح شهر اصفهان بسیار زیاد است و حتی می توان گفت میزان این تبلیغات از تبلیغات انجام گرفته در دوران انتخابات ریاست جمهوری ایشان بیشتر است ضمن اینکه تبلیغات به شکلی است که بجای بیان دستاوردهای دولت ، بیشتر جنبه شعاری دارد.

در برخی از میدانهای شهر بیش از 7-8 پارچه و بنر نصب شده است . با توجه به نزدیک بودن انتخابات ریاست جمهوری جا دارد مدیران عالیرتبه دولت نسبت به تبلیغات زیاد انجام شده توسط دستگاههای دولتی استان واکنش نشان دهند و اجازه ندهند به شعارهای دولت در مورد ساده زیستی و صرفه جویی خدشه ای وارد شود. گمان می کنم برخی مدیران شهری قصد دارند شعار ساده زیستی دولت را زیر سوال ببرند و با تبلیغات فراوان ، متنوع و پرخرج طوری وانمود کنند که این سفر برای تبلیغات بوده است .

ضمن اینکه برای جبران مافات و جلوگیری از اسراف می توان پیشنهاد داد که ستاد خودجوش و مردمی رایحه خوش خدمت بنرها و پارچه های تبلیغاتی موجود در شهر را خریداری کند و آنها را در انتخابات آینده مورد استفاده قرار دهد ، بی شک کیفیت و کمیت تبلیغات موجود در شهر برای انتخابات آینده کفایت می کند.

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

سال سیب زمینی در ایران ! نویسنده: سپهر سلیمی - سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸

 

با آنکه سال گذشته (2008) از سوی سازمان ملل سال سیب زمینی اعلام شده بود ولی در کشور ما طی ماههای گذشته سیب زمینی بیش از هر وقت دیگر در خبرها و رسانه ها بوده است .

سیب زمینی ها ارزان و بعضاً توزیع سیب زمینی های رایگان حسابی خبرساز شده و حتی کار به جایی رسیده که "سیب زمینی" تیتر اول برخی سخنرانی های سیاسیون شده است ! خبرهای سیب زمینی را می توان در دیگر سایتهای سیاسی به وفور مشاهده کرد.

ورود سیب زمینی به سیاست می تواند باعث خوشمزگی سیاست شود !

مطلب دیگری از سیب زمینی در این وبلاگ : سیب زمینی ها ارزان بودار !

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

برای آن « بنده خدایی » که جلوی مجلس سوخت نویسنده: سپهر سلیمی - سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧

خبر خود سوزی یکی از هموطنانمان جلوی مجلس شورای اسلامی طی چند روز گذشته بازتاب فراوانی داشته است . ابتدا گفته شد که آن فرد جانباز بوده است و در اعتراض به عدم دیدار با نماینده اش خودسوزی کرده و روز بعد از آن جمعی از نمایندگان مجلس و در راس آنها رئیس مجلس گفتند که آن فرد جانباز نبوده و معتاد بوده است.

خودسوزی و خودکشی را هیچ عقل سالمی تائید نمی کند ، نمی دانم آن بنده خدا برای چه خودش را آتش زده ولی باید اعتراف کنم از شنیدن این حرف که " آن مرد جانباز نبوده و معتاد بوده " و بی اهمیت جلوه دادن مرگ آن انسان از این طریق ، وجدان هر انسانی را به درد می آورد.

مگر نه اینست که همه جا می گوییم و می شنویم که : معتاد بیمار است ؟ مگر آن فرد ، مادرزاد معتاد بوده ؟ مگر معتادان بی شمار و رو به فزونی کشورمان از کره مریخ آمده اند؟ مگر نه اینست که شرایط بد اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی در بروز و گسترش اعتیاد موثر است ؟ مگر اعتیاد محدود به گروهی خاصی است و افراد مختلفی در جایگاههای متفاوت معتاد نیستند؟! مگر فراموش کرده اید در سالهای گذشته برخی از نمایندگان مجلس و بعضاً وزرا به جرم اعتیاد رد صلاحیت شده اند؟! مگر خداوند ملاک برتری بندگانش را در تقوی نمی داند و به بندگان نادانش توصیه نمی کند بر اساس ظاهر آنها قضاوت نکنند ؟

چطور روی بندگان خدا ارزش می گذاریم و برای زندگی آنها نرخ تعیین می کنیم ؟ آن کسی که خود سوزی کرد ، یک بنده خدا بوده است . بنده ای که از بد روزگار بیمار شده بود . و آخر آنکه حتمن آقای لاریجانی خوب می دانند که تعداد معتادان کشور بیش از 4 تا 7 برابر تعداد افرادی است که به ایشان برای حضور مجلس رای داده اند ... (+) و (+)

پی نوشت :

اصلن قصد ندارم از اعتیاد و خودکشی دفاع کنم ، امیدوارم اینگونه برداشت نشود .

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

خاتمی برای چه آمد ؟! نویسنده: سپهر سلیمی - دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧

 

بازگشت به 4 سال پیش یا بازگشت به 12 سال پیش . کدام یک ؟!

 

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

کفش تو سر چه کسی می خورد؟ مسئله اینست ! نویسنده: سپهر سلیمی - چهارشنبه ٤ دی ۱۳۸٧

 

داستان خبرنگار عراقی که هفته گذشته به طرف جرج بوش لنگه کفشی پرتاب کرد طی روزهای گذشته به داغترین خبر برخی رسانه های داخلی تبدیل شده و از هر طرفی خبری در این مورد منتشر می شود . برگزاری مسابقه پرتاب کفش به  سوی تصاویر جرج بوش در صدا و سیما و مدارس و دانشگاهها از جمله خبرهای جالبی است که شنیده می شود .

جالب است ! متاسفانه برخی رسانه ها و گروههای داخلی انقدر که به خبر این لنگه کفش توجه نشان دادند به خبر شهادت 16 نفر از سربازان وطن که 3 هفته پیش مظلومانه توسط گروهک تروریستی ریگی و در اسارت به شهادت رسیدند توجه نکردند .

البته امیدوارم این خبرنگار عراقی پس از آزاد شدن از زندان آبروداری کند و حرفهایی نزند که باعث پشیمانی برگزار کنندگان مسابقات کفش اندازی و کسانی که بر روی او تبلیغ کرده اند ، شود .

دیروز بطور اتفاقی با یکی از دوستانم که کفش فروش است در مورد بازار کفش صحبت می کردیم و از بازار خراب این صنف می گفت (+) . این مسئله بهانه ای شد که سری به موتورهای جستجوی اینترنتی بزنم تا متوجه شوم که چینی ها با کفش هایشان اشک امریکایی ها و اروپایی ها را درآورده اند . (+) (+)

 

از 8/14 میلیارد جفت کفش تولید شده در سال 2006 ، 5/13 میلیارد جفت آنرا چینی ها تولید کرده اند و ارزش صادرات آن 36/18 میلیارد دلار است .( +)

چینی ها صنعت کفش دنیا را در دست گرفته اند و درآمدهای میلیاردی از این راه کسب می کنند . در ابتدای هزاره سوم چینی ها به تنهایی بیش از 70% کفش دنیا را بسوی امریکا و اروپا پرتاب کردند ! کفش خبرنگار عراقی به سر جرج بوش نخورد اما کفشهای چینی بر سر و کله اقتصاد امریکا ، اروپا ، آسیا و افریقا نشسته .

 

اگر سری به فروشگاههای بالا شهر بزنیم می بینیم برخی کفش های امریکایی و اروپایی نیز بی آنکه به سر آدم بخورد باعث سر درد شدید می شود ! برای خریدن آنها باید حقوق چند ماه یک کارمند ایرانی را پس انداز کرد . (+)

اشتراک این مطلب در :

لینک      نظرات ()      

ما کجا ، آنها کجا ! نویسنده: سپهر سلیمی - پنجشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٧

دیشب مطلبی با عنوان " ایالات متحده با زباله های هسته ای چه می کند؟ " که در مجله "شهروند امروز" این هفته چاپ شده خواندم . یک بخشی از آن بسیار برایم جالب بود و به معنای واقعی پس از خواندن آن سرم سوت کشید