دوستداران حیوانات و محیط زیست
(حیوانات، محیط زیست و میراث فرهنگی)
برنامهی پنجم، ۴ مادهی زیستمحیطی و دهها انتقاد
نویسنده: سپهر سلیمی - شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸

گفتگوی دویچه وله با مهندس محمد درویش در خصوص نقش کمرنگ محیط زیست در برنامه پنجم را می توانید در اینجا بخوانید و از آنجائیکه این سایت فی لتر است . متن این گفتگو در ادامه آمده :
یک برنامه و دهها انتقاد
تا کنون انتقادهای زیادی از سوی کارشناسان محیط زیست نسبت به این برنامهابراز شده است. کارشناسان میگویند برنامهی پنجم توسعه نه تنها مواد کمتری را به حوزهی محیط زیست اختصاص داده بلکه به لحاظ کیفی نیز این مواد با برنامههای پیشین و به خصوص برنامهی چهارم تفاوت دارد.
آنها میگویند، مادامی که مشکلات مربوط به محیط زیست و راهحلهای اجرایی آن در برنامههای کشور نگنجد نمیتوان به بهبود حفاظت از محیط زیست ایران دل بست.
با محمد درویش، یکی از کارشناسان زیستمحیطی منتقد این برنامه، در این زمینه گفتوگو کردهایم.
آقای درویش، در لایحهی پنجم توسعه از نظر زیستمحیطی چه نقاط ضعف و قوتی میبینید؟
این لایحه به دلیل اینکه چند بند از مواد ۲۰۱گانهی خود را به محیط زیست اختصاص داده نسبت به برنامههای اول و دوم مثبتتر است، ولی نسبت به برنامههای سوم و چهارم نه تنها گامی به جلو نیست بلکه چند گام عقبتر است. بخصوص با توجه به اینکه ما در برنامهی پنجسالهی چهارم یک فصل مجزا و اختصاصی را به محیط زیست اختصاص داده بودیم و در بسیاری از فصول دیگر به صورت غیر مستقیم ملاحظات زیستمحیطی را تلاش کردیم، رعایت کنیم به نطر میرسد که این برنامهی پنجم توجه کمتری را به محیط زیست کرده. از نظر کمی هم فقط ۴ ماده از مجموع ۲۰۱ ماده یعنی کمتر از دودهم درصد از مواد این برنامه به محیط زیست اختصاص داده شده که اصلا سزاوار یک چنین مقولهی مهمی نیست. از یاد نبریم که یکی از اصول قانون اساسی به محیط زیست اختصاص داده شده و در سند چشمانداز ۲۰ ساله شرط رفاه ملی را برخورداری از محیط زیست مطلوب عنوان کردیم.
چه نواقصی در این برنامه میبینید؟
مهمترین ضعف این برنامه در حوزهی محیط زیست، جزیرهنگری آن است. من فکر میکنم هر کدام از نویسندگان این برنامه از ظن خویش یار این برنامه شدند. یعنی ما یک تعامل فرارشتهای را در برنامهی محیط زیستی نداشتیم. نمیشود اینگونه به محیط زیست نگاه کرد که وظایف جدایی را در حد ۴ بند برای سازمان محیط زیست ببینیم، بعد وزارت نیرو کار خودش را بکند، وزارت کشاورزی کار خودش را بکند و بقیهی وزارتخانهها هم کار خودشان را بکنند. اگر قرار است که ما از این وضعیت نگرانکنندهای که الان درگیر آن هستیم در بیاییم که الان در دنیا از نطر پایداری محیط زیستی در رتبهی ۱۳۵ هستیم، اگر قرار است که از نظر انتشار گازهای گلخانهای از این وضعیت در بیاییم و به قول رئیس سازمان محیط زیست، در شمار ۱۰ کشور تخریبکنندهی محیط زیست نباشیم به یک عزم فراسازمانی نیاز داریم و با گنجاندن فقط ۴ بند نمیتوانیم مشکل بیابانزایی را حل کنیم، مشکل فرونشست زمین وافت سطح آب زیرزمینی را حل کنیم، مشکل افت حاصلخیزی خاک را حل کنیم، مشکل تغییر کاربری روزافزون زمین و تصرفات غیر قانونی عرصههای منابع طبیعی را حل کنیم و برخی مشکلات ریزتری که در این قانون هم به آن اشاره شده مثل تجاوز به سواحل یا معضل افزایش بیرویهی زبالهها و عدم بازیافت جدی آنها.
آیا در تدوین برنامهی پنجم به تجارب برنامهی چهارم دقت شده یا این برنامه آزمون و خطایی جدید است؟
شاید تلاشهای کوچکی شده و ما از برخی کلیگوییها و شعارهای خیلی بزرگ غیر قابل اجرا به سمت واقعیت تمایل پیدا کردهایم، بخصوص در اشاره به اینکه دولت باید هر نوع دخل و تصرف غیر قانونی را در سواحل از بین ببرد و ضربالعجلهایی را برای آن قرار داده و یا اینکه شهرداریها را موظف کرده که سالانه ۱۰ درصد از پسماندهای خود را بازیافت کنند، ولی ما در برنامهی پنجسالهی چهارم مادهی خیلی پیشرویی داشتیم به نام مادهی ۵۹ که دولت را موظف کرده بود برود به سمت ارزشگذاری اقتصادی مواهب طبیعی سرزمین.
اگر این اتفاق میافتاد و همهی عرصههای منابع طبیعی، اعم از درخت و خاک و تنوع زیستی ارزشگذاری دقیق میشد شاید بسیاری از این تخریبها و هجمههایی که الان علیه محیط زیست اتفاق میافتد و بسیاری از این جادههایی که الان راحت میکشیم، حتی به قیمت از دست رفتن رویشگاههای کمنظیری مثل جنگل ابر یا منطقهی حفاطتشدهی دنا، دیگر محلی از اعراب نداشت. ولی ما این کار را نکردیم و حتی در برنامهی پنجم اشارهای هم به پیگیری این بند مهم نداشتیم.
آیا اهداف برنامهی چهارم تحقق پیدا کرد؟
نه. به نطر من و خیلی از کارشناسان تحقق پیدا نکرد و جالب این است که یکی از منتقدان برنامهی پنجسالهی چهارم خود دولت نهم و دهم بودند که بسیاری از کارگزاران آن صراحتا اعلام کردند که برنامهی پنج سالهی چهارم را اصولا قبول هم ندارند که بخواهند پیادهاش بکنند.
به چه دلیل تحقق پیدا نکرد؟
آنها اعتقادشان این بود که برنامهی چهارم در دولتی تدوین شده که خواستها و استراتژیهایش با دولت نهم در تضاد بوده، یعنی همین مشکل مهمی که ما در کشورمان داریم که با تغییر آدمها، سیاستها و برنامهها هم تغییر میکند. به جای اینکه برنامهها همواره اصل باشند و آدمها مجری اجرای برنامهها باشند، این آدمها هستند که تعیین میکنند چه برنامهای اجرا شود یا نشود.
پیشبینی شما از نتایج برنامهی پنجم چیست؟
برنامهی پنجسالهی پنجم اولا خیلی محدود نوشته شده و دوما دست دولت را باز گذاشته است. یعنی در بسیاری از موارد هیچ هدف مشخص و کمی را تعیین نکرده که بعدا بشود دولت را مورد بازخواست قرار داد که چرا به این اهداف نرسیدی. شاید تنها درسی که از چهار برنامهی قبلی گرفتند این است که دولتها به این نتیجه رسیدهاند که برای اینکه خودشان زیر سئوال نروند بیخود برای خودشان اهدافی را تعیین نکنند که بعدا نتوانند پاسخگو باشند.
اشتراک این مطلب در :
اصفهان ، پایتخت فرهنگی ایران ؛ عنوانی که نداده پس گرفتند !
نویسنده: سپهر سلیمی - چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۸
چندی پیش و در سومین دور از سیر و سفرهای استانی محمود احمدی نژاد و هیئت همراه به استان اصفهان ، در خبرها عنوان شد که شهر اصفهان به عنوان " پایتخت فرهنگی ایران " انتخاب شده است . این خبر باعث ذوق زدگی مدیران شهری اصفهان شد بطوریکه ساعتی پس از اعلام این خبر بنرهای بی شمار تبریک این عنوان از سوی شهرداری و شورای شهر در سطح شهر اصفهان نصب شد و این انتخاب فرخنده را به اصفهانیان تبریک گفتند .
اصفهان پیش از این تجربه کسب عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام برای یک سال را داشت و البته در آن سال هیچ اتفاق خاصی نیفتاد جز چند همایش بی خاصیت و چندین سمیناهار ! اما این بار و در سومین مرحله سیر و سفرهای استانی ، انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی ایران از سوی رسانه های دولتی بسیار مورد توجه قرار گرفت و بسیاری از رسانه ها آن را در صدر دستاوردهای! سفر استانی مطرح کردند ، گویی قرار است این عنوان برای اصفهان کار خاصی انجام دهد و زاینده رود، سی و سه پل ، چهارباغ و دیگر میراث در حال ویرانی اصفهان را نجات دهد .
در حالیکه رسانه های حکومتی به بهانه های مختلف حاتم بخشی دولت را در اخبار منعکس می کردند و استاندار اصفهان خبر از تاسیس دبیرخانه دائمی پایتخت فرهنگی در اصفهان داده بود ، احمدی نژاد در سفر به استان فارس انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی ایران را تکذیب کرد و گفت : هیچ شهری را به عنوان پایتخت فرهنگی انتخاب نکرده ایم !!
بی شک اعطای عناوین و حتی مصوبات کیلویی اگر بدون پشتوانه مدیریتی ، مالی ، فرهنگی و علمی باشد هیچ فایده ای برای هیچ شهری ندارد اما برخوردهای اینچنین با شهروندان به دور از ادب است. آباد کردن اصفهان پیشکش ، لطف کنید میراث گذشتگان را نابود نکنید و به شعور مردم احترام بگذارید .
پی نوشت :
وبلاگ " دوستداران حیوانات و طبیعت " به تازگی به جمع وبلاگهای سبز پیوسته است. برای این همشهری گرامی آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم در آینده ای نزدیک بتوانیم اخبار زیست محیطی اهواز را در وبلاگ ایشان بخوانیم.
پی نوشت 2:
وبلاگم برای نمایش در اینترنت اکسپلور مشکل پیدا کرده ولی با موزیلا و اپرا مشکلی ندارد. هر چه کردم تا کنون مشکلش حل نشده برای همین از این به بعد می توانید مطالب این وبلاگ را همزمان در وبلاگ دیگرم در بلاگفا بخوانید .
اشتراک این مطلب در :
آقای احمدی نژاد کپنهاک خوش گذشت ؟!
نویسنده: سپهر سلیمی - جمعه ٢٧ آذر ۱۳۸۸

آقای احمدی نژاد ، وقتی صحبتهای شما در اجلاس جهانی مبارزه با تغییرات آب و هوایی را خواندم تعجب نکردم ، اصولاً دیر زمانی است که به شنیدن حرفهای قشنگ از شما در مجامع جهانی عادت کرده ایم .
یادتان هست که دو سال پیش معاون اول شما ، طرفداران محیط زیست را عوامل استکبار جهانی نامیده بود و آقای کردان در زمان تصدی وزارت کشور تعبیری مشابه این برای گروههای زیست محیطی کشور بکار برده بوده اند. اصلاً ای کاش هیچ وقت هیچ رسانه ای وجود نداشت تا هیچوقت سخنرانی شما به گوش دوستداران محیط زیست در ایران نمی رسید و همچنین اعتقادات زیست محیطی دولتمردان شما به گوش خارجی ها نمی رسید ! اصلاً ای کاش می شد همه رسانه های داخلی و خارجی را از داخل ایران لغو امتیاز، تعطیل و توقیف کرد.
آقای احمدی نژاد در اجلاس کپنهاک خواستار تشکیل گروهی متشکل از اندیشمندان دلسوز از کشورهای داوطلب برای کمک به محیط زیست شده اید ! اما ای کاش می گفتید که چه بر سر داوطلبان دلسوز دوستدار محیط زیست در ایران آمده ؟ ای کاش می گفتید که NGO های فعال زیست محیطی کشور ، شبکه بزرگ زیست محیطی کشور به چه حال و روزی افتاده اند؟! ای کاش می گفتید چه بلایی سرشان آورده اند؟!!
آقای احمدی نژاد نمی دانم اینکه ایران این روزها گرفتاریهای فراوان سیاسی و اقتصادی دارد از شانس شماست یا بد شانسی ؟ شاید اگر این مسائل نبود خبرنگاران داخلی و خارجی بیشتر به بعد زیست محیطی سخنانتان توجه می کردند و سوالاتی در این حوزه از شما می پرسیدند . اصلاً شاید خبرنگاری پیدا می شد و از شما می پرسید زاینده رود ، بزرگترین رودخانه دائمی مرکز ایران چرا خشک شده است ؟! شاید از شانس شما آن شخص خبرنگار مطلعی می بود و از شما می پرسید که یکی از دلایل خشک شدن زاینده رود مصوبات سیر و سفرهای استانی کدام دولتمرد ایرانی بوده؟!
آقای احمدی نژاد مطابق معمول از انرژی هسته ای صحبت کرده اید و گفته اید که انرژی هسته ای پاک است و آنرا برای همه جهان خواسته اید ! اما ای کاش می گفتید کشورهایی نظیر ما که حتی برای دفع زباله های خانگی مشکل دارند و زباله های بیمارستانی شان به بحران تبدیل شده چه بلایی قرار است سر زباله های هسته ای بیاورند؟!!
آقای احمدی نژاد از صرف بودجه های کلان آمریکایی ها در جنگ گفته اید و خواسته اید بخشی از این بودجه ها صرف کمک به محیط زیست شود ! حرفتان درست است ، اما ما را چه به آمریکایی ها ؟ آنها که به حرف ما توجه نمی کنند ، آنها که به قول خودتان دشمن ما هستند . در حال حاضر شما به عنوان رئیس دولتتان ! می توانید برای ایران بهترین تصمیم ها را بگیرید و بر این اساس بهتر نیست بخشی از پولهای کلانی که شما به بولیوی ، ونزوئلا و برخی کشورهای دیگر می دهید صرف بهبود وضعیت محیط زیست کشورمان شود ؟!
پی نوشت:
پیش از من مژگان جمشیدی گرامی و مهندس درویش عزیز در این باره نوشته اند و من از تکرار گفته شده ها پرهیز کردم .
اشتراک این مطلب در :
زاینده رود ما کو ؟! ( یا) زاینده رود ما را پس بده !
نویسنده: سپهر سلیمی - چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸


زاینده رود ، زاینده نصف جهان است و نصف جهان با همه زیباییهای طبیعی و شاهکارهای فرهنگی و هنری اش خود را مدیون زنده رود می داند. زندگی و زیبایی همراه با آب زاینده رود به اصفهان آمده است و بی آبی زنده رود ، زندگی اصفهان را با خطرات جدی مواجه خواهد کرد.
بستر زاینده رود ایران در ماههای گذشته در خشکی کامل به سر برده است و جریان زندگی ساز آب در آن قطع شده است . خشکی زاینده رود در کوتاه مدت و بلند مدت اثرات جبران ناپذیر فراوانی خواهد داشت. تخریب محیط زیست منطقه ، نابودی تالاب بین المللی گاوخونی ، نابودی و آسیب جدی به کشاورزی و صنعت دامپروری ، کاهش جذب گردشگران خارجی و داخلی و آسیب دیدن بنای پل های تاریخی تنها بخشی از اثرات مستقیم خشکی زاینده رود است که می تواند زاینده آسیبهای فرهنگی ، زیست محیطی ، اقتصادی و اجتماعی دیگری باشد.
در توجیه خشکی زاینده رود آسانترین جواب آنست که آن را به خشکسالی پیوند دهیم و آن را بلایی آسمانی بدانیم ولی در عصر علم و تکنولوژی دیگر این توجیهات عوامفریبانه خریداری ندارد . راست آنست که در سالهای گذشته زاینده رود مورد کم توجهی و بی مهری قرار گرفته است و مدیران زمینی بیش از بلاهای آسمانی ، خاطر زنده رود را پریشان کرده اند. یادمان نرفته در روزهای پر آبی زاینده رود شاهد ورود پساب صنایع و فاضلاب به رودخانه بوده ایم و زاینده رود به یکی از آلوده ترین رودخانه های کشور تبدیل شده بود . حریم طبیعی زاینده رود مورد تجاوز غیر قانونی بسازبفروشان و بلندمرتبه سازان قرار گرفته است و پل های تاریخی آن در اثر مرمت غیر اصولی و یا عبور مترو در معرض آسیب هستند .
بی مهری اصفهانی ها با زاینده رود این بار مدیران چهار محال بختیاری را به هوس انداخته که در جهت رونق اقتصادی منطقه خود از آب زاینده رود بیش از حد معمول استفاده کنند . واگذاری 350 پمپ بزرگ توسط شرکت آب استان چهار محال بختیاری جهت پمپاژ آب زاینده رود به ارتفاعات و مناطق صخره ای جهت احداث باغات یکی از عواملی است که در خشکی زاینده رود موثر است . تخمین زده می شود میزان آب برداشت شده توسط این پمپ ها معادل نصف آبدهی سد زاینده رود است و با محاسبه ای ساده می توان متوجه شد که ادامه این روند می تواند به خشک شدن دائمی زنده رود بیانجامد . همچنین عزم مدیران استان چهار محال بختیاری بر احداث شهرکهای گردشگری در حاشیه سد زاینده رود ، زندگی زاینده رود را با چالش های جدی مواجه کرده است.
بی شک بخشی نگری و عدم توجه به هویت طبیعی ، فرهنگی و اجتماعی زاینده رود از سرچشمه تا پایاب باعث پدید آمدن این مشکلات شده است و خشکی زاینده رود می تواند این فرصت را بوجود بیاورد تا نگاه ژرف تری به مدیریت این رود زندگی بخش داشته باشیم . شواهد حاکی از آنست که پس از دومین سفر استانی به استان چهار محال بختیاری شاهد برداشت آب از زاینده رود و پمپاژ آن به ارتفاعات بوده ایم و این در حالیست که زاینده رود بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاه کارشناسانه و جامع نگر است.
عدم برخورد مناسب از سوی مدیران استان چهار محال بختیاری و ندادن حقابه زاینده رود نمی تواند توجیه مناسبی برای خشکی زاینده رود باشد و مدیران عالی استان اصفهان باید مسئولانه تر از گذشته پیگیر بازگشت حیات به زنده رود ایران باشند. آمار نگران کننده ای که این روزها از بیکاری کشاورزان اصفهانی و از بین رفتن واحدهای دامپروری در شرق اصفهان به گوش می رسد حکایت از تلخی عواقب سومدیریت در این حوزه است.
اصفهان و اصفهانی ها نباید تاوان سومدیریت یا کم توانی مدیران را در تامین آب زاینده رود و بازگشت زندگی به شهرشان را بپردازند و بر همه مسئولان واجب است فارغ از تعارفات سیاسی ، در جهت حل مشکل اقدام کنند و زندگی را به زنده رود نصف جهان بازگردانند.
جای مردان سیاست بنشانیم درخت تا هوا تازه شود ...
پی نوشت :
- بر خلاف تصور عموم ، خشکی زاینده رود ریشه در بی مسئولیتی و اشتباهات مدیران استانهای چهارمحال بختیاری و اصفهان دارد. در این مورد باز هم خواهم نوشت.
- این مطلب در شماره شهریور ماهنامه زندگی سالم منتشر شده است. همچنین در این شماره ماهنامه زندگی سالم می خوانید:
- "جهان نما" احیای یک یادگار قدیمی یا زخمی بر چهره معماری اصفهان
- تخریب گسترده پل خواجوی اصفهان به بهانه مرمت!
اشتراک این مطلب در :
اعترافات تلویزیونی یک جنایتکار زیست محیطی
نویسنده: سپهر سلیمی - جمعه ٥ تیر ۱۳۸۸
پیش مصاحبه : تصور کنید روزی روزگاری محیط زیست به یکی از دلمشغولی های اصلی مردم کشورمان تبدیل شود و مردم متوجه شوند که اوضاع محیط زیست ایران از چه قرار است و چه بلاهایی بر سرش آمده و می آید. در چنین شرایطی باید به کنجکاوی مردم پاسخ داد و شرایط را برایشان تشریح کرد. از آنجائیکه بر خلاف کشورهای عقب مانده ای نظیر ژاپن ، امریکا، آلمان ، فرانسه ، ایتالیا ، کانادا و ... در کشورمان هیچوقت مدیران و مسئولان مقصر نیستند باید در کوچه و بازار به دنبال خاطیان گشت.
به یکباره چند جنایتکار زیست محیطی کشف می شوند و در رسانه ملی مصاحبه آنها پخش می شود. مصاحبه یکی از جنایتکاران زیست محیطی را که یکی از عوامل بدبختی و نابودی محیط زیست کشور بوده را در ادامه می خوانید :
مجری: خودتان را معرفی کنید ؟
جنایتکار زیست محیطی : من آلکس هستم ، 16 سال سن دارم ، پدرم امریکایی و مادرم انگلیسی است.
م : چه کارهایی انجام داده اید که باعث تخریب محیط زیست شده ؟
ج: من به همراه دوستانم در 40 سال گذشته در مجموع 36527 پستاندار و پرنده را شکار کرده ایم و 50 هزار هکتار از جنگلهای را نابود کرده ایم و تبدیل به شهرک و ویلا کردیم.
م : چطور شد که وارد عرصه تخریب محیط زیست شدید و آیا از جایی حمایت می شدید؟
ج : من یک روز داشتم ماهواره نگاه می کردم که دیدم یک نفر رفته تو جنگل داره حیوان شکار می کنه و درخت آتش می زنه و این انگیزه من شد. بعد از آن هم از خارج با من تماس می گرفتند و هی می گفتند برو یوزپلنگ شکار کن ، برو هوبره شکار کن . حتی چند سال پیش از خارج برای من و دوستانم 100 تا تبر فرستادند تا برویم و درخت ها را قطع کنیم.
م: به عنوان یک جنایتکار زیست محیطی نظرتان در مورد آلودگی هوا چیست؟
ج: ما که در کشور خودمان هوا نداریم ، همه ی هوای کشورمان بوسیله باد از خارج وارد ایران می شود . کشورهای خارجی هوا را آلوده می کنند و به داخل ایران می فرستند . هیچکس در مورد آلودگی هوا در ایران مقصر نیست .
م : نظرتان در مورد عملکرد سازمان محیط زیست چیست ؟
ج: من به عنوان یک آدم بی طرف میگویم که عملکرد سازمان در مورد حفظ گونه های جانوری و گیاهی بی نظیر بوده است ، مثلن شما نگاه کنید قبل از اینکه این سازمان بوجود بیاید گونه هایی نظیر انواع دایناسورهای به آن گندگی منقرض شدند و یا نسل ماموت ها که آنها هم گنده بودند از بین رفت ، حتی شیر ایرانی که سلطان جنگل بود قبل از بوجود آمدن این سازمان از بین رفت ولی خوشبختانه بعد از بوجود آمدن این سازمان دیگر شاهد این اتفاقات نبودیم . ضمن اینکه اسناد تاریخی نشان داده سالها قبل از بوجود آمدن این سازمان در بخش های زیادی از فلات ایران آب وجود داشته و همه از بین رفته اما در سالهای گذشته تنها چند رودخانه و چند تالاب و چند دریاچه نابود شده اند که در مقایسه با آن سالها خیلی موفق تر بوده ایم.
م: قطعن پس از بازداشت شما تمام مشکلات محیط زیست کشور حل خواهد شد. در پایان برای حفظ محیط زیست کشور چه توصیه ای به مردم دارید؟
ج : من از جوانان خواهش می کنم که ماهواره و بخصوص کانالهایی که حیوان شکار می کنن نبینند همچنین مراقب سایتهای اینترنتی باشند . به نظر من هوای پاک خوب است . آب پاک خوب است . ما نباید درخت را قطع کنیم . ما نباید محیط زیست را آلوده کنیم . ما نباید گل بچینیم . محیط زیست یک حس است ، باید مراقب باشیم احساساتمان پاک بماند. من و دوستانم تمام گرفتاریهای محیط زیست ایران در 40 سال گذشته را گردن می گیریم و امیدواریم مردم ما را ببخشند و دیگر دنبال مقصر نگردند .
توضیح : این مطلب یک طنز تلخ است.
اشتراک این مطلب در :
دولت نهم با اجازه عبور مترو از چهار باغ در حق ایرانیان خیانت کرد
نویسنده: سپهر سلیمی - شنبه ٢ خرداد ۱۳۸۸

محمد علی دادخواه در گفتگو با یاری، حضور مجدد احمدینژاد در ریاستجمهوری را از منظرهای مختلف قابل بررسی دانست و افزود:«یکی از مهمترین حوزههایی که تداوم ریاست جمهوری احمدینژاد در آن قابل ارزیابی است حوزه حقوقی است».
وی گفت:«ایران از سال 54 با پذیرش کنوانسیونهای اعلامیه حقوق بشر خود را متعهد به اجرای آن دانست و قاعدتا رییس جمهور ایران نیز باید بایدها و نبایدهای این کنوانسیون را رعایت کند که متاسفانه وضعیت فعلی کشور حاکی از عدم تعهد پذیری احمدینژاد در رابطه با این موضوع است».
این حقوقدان تصریح کرد:«علاوه براین رییس دولت نهم هیچ مسوولیتی برای حفظ میراثفرهنگی کشور که براساس قوانین بینالمللی متعلق به تمامی مردم جهان است،ندارد».
وی اظهار داشت:«هنگامی که 4350نفر از مردم ایران اقدام به طرح شکایتی برای حفظ آرامگاه کورش که حتی در قرآن نیز به ویژگیهایی این فرد اشارهای شده است،میکنند دولت نهم هیچ توجهی به این دغدغه مردمی نمیکند».
وی متذکر شد:«در پروژه دیگری دولت نهم با اجازه عبور مترو از بنای تاریخی چهار باغ خیانت غیر قابل جبرانی را در حق ایرانیان و نسل های آینده این کشور مرتکب شده است این در حالی است که احمدی نژاد در گزارشات خود ادعایی بر خلاف حقایق این موضوع را بیان کرد».
این استاد دانشگاه تاکید کرد:«نباید انتظار داشت که با تداوم ریاست جمهوری احمدینژاد اقدامات غیرعقلانی دولت نهم پایان پیدا کند».وی گفت:«این دولت نسبت به آیینهای دینی و مذهبی کشور در اعتلای دانش و فرهنگ نیز بیتوجه بود به طوریکه عملکرد دولت نهم در مواجه با دانشجویان و اساتید دانشگاه در تمام تاریخ نظام جمهوری اسلامی بیسابقه بوده است».
دادخواه افزود:«خانهنشینی فرهیختگان کشور و جلوگیری از ادامه تحصیل دانشجویان ایرانی ماحصل تلاش های دولت احمدینژاد در حوزه علم به شمار میرود ».وی با اشاره به احکام طویل مدتی که برای دانشجویان دانشگاه های کشور در زمان فعالیت دولت نهم صادر شده است،اظهار داشت:«این دانشجویان بدون دلیلی جدی و قانع کننده محکوم به زندان شدهاند».
دادخواه گفت:«دولت احمدینژاد مانند گلیم نخنمایی است که تداوم دوره ریاست جمهوریاش تنها به فرسودهتر شدن و از هم پاشیدن تار و پود این دولت منجر خواهد شد»
اشتراک این مطلب در :
آرزوی انتخاباتی زاینده رود خشک ...
نویسنده: سپهر سلیمی - شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸۸
زنده رود نصف جهان این روزها خشک است . خشک بودن زاینده رود در فصل بهار و در حالیکه بارشهای بهاری مناسبی را شاهد بوده ایم کمی عجیب می نماید.
برای بررسی دلایل خشکی زاینده رود باید با مطالعه و پژوهش های مختلف صحبت کرد اما آنچه که مسلم اینست که در سرچشمه زنده رود اصفهان خبرهایی هست . نمی توان منکر خشکسالیهای اخیر شد اما باید اذعان کرد استفاده از آب زاینده رود برای صنایع بزرگ و البته آلوده کننده استان اصفهان در بی جان کردن زاینده رود بی اثر نبوده اند. از همه ی این مسائل مهمتر شاید بتوان بحث انتقال آب زاینده رود به استانهای کرمان و یزد را از دلایل اصلی کم آبی زنده رود مطرح کرد.
خشکی زنده رود علاوه بر ایجاد خسارات فراوان به اکوسیستم منطقه می تواند باعث نابودی پل های تاریخی بی نظیر شهر اصفهان شود و تالاب گاوخونی را به کام مرگ بکشاند ، ضمن اینکه اصفهان بی زاینده رود ، نصف جهان نیست .
این روزها و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری هر صنف و گروهی در دل آرزویی دارند و امید دارند رئیس جمهور بعدی آنها را به آرزوهایشان نزدیک کند . شاید اگر زاینده رود حق رای داشت به کسی رای می داد که آب زاینده رود را به زادگاهش نکشاند و قول آبش را به جایی ندهد .
اشتراک این مطلب در :
برای آن « بنده خدایی » که جلوی مجلس سوخت
نویسنده: سپهر سلیمی - سهشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧
خبر خود سوزی یکی از هموطنانمان جلوی مجلس شورای اسلامی طی چند روز گذشته بازتاب فراوانی داشته است . ابتدا گفته شد که آن فرد جانباز بوده است و در اعتراض به عدم دیدار با نماینده اش خودسوزی کرده و روز بعد از آن جمعی از نمایندگان مجلس و در راس آنها رئیس مجلس گفتند که آن فرد جانباز نبوده و معتاد بوده است.
خودسوزی و خودکشی را هیچ عقل سالمی تائید نمی کند ، نمی دانم آن بنده خدا برای چه خودش را آتش زده ولی باید اعتراف کنم از شنیدن این حرف که " آن مرد جانباز نبوده و معتاد بوده " و بی اهمیت جلوه دادن مرگ آن انسان از این طریق ، وجدان هر انسانی را به درد می آورد.
مگر نه اینست که همه جا می گوییم و می شنویم که : معتاد بیمار است ؟ مگر آن فرد ، مادرزاد معتاد بوده ؟ مگر معتادان بی شمار و رو به فزونی کشورمان از کره مریخ آمده اند؟ مگر نه اینست که شرایط بد اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی در بروز و گسترش اعتیاد موثر است ؟ مگر اعتیاد محدود به گروهی خاصی است و افراد مختلفی در جایگاههای متفاوت معتاد نیستند؟! مگر فراموش کرده اید در سالهای گذشته برخی از نمایندگان مجلس و بعضاً وزرا به جرم اعتیاد رد صلاحیت شده اند؟! مگر خداوند ملاک برتری بندگانش را در تقوی نمی داند و به بندگان نادانش توصیه نمی کند بر اساس ظاهر آنها قضاوت نکنند ؟
چطور روی بندگان خدا ارزش می گذاریم و برای زندگی آنها نرخ تعیین می کنیم ؟ آن کسی که خود سوزی کرد ، یک بنده خدا بوده است . بنده ای که از بد روزگار بیمار شده بود . و آخر آنکه حتمن آقای لاریجانی خوب می دانند که تعداد معتادان کشور بیش از 4 تا 7 برابر تعداد افرادی است که به ایشان برای حضور مجلس رای داده اند ... (+) و (+)
پی نوشت :
اصلن قصد ندارم از اعتیاد و خودکشی دفاع کنم ، امیدوارم اینگونه برداشت نشود .
اشتراک این مطلب در :
کفش تو سر چه کسی می خورد؟ مسئله اینست !
نویسنده: سپهر سلیمی - چهارشنبه ٤ دی ۱۳۸٧

داستان خبرنگار عراقی که هفته گذشته به طرف جرج بوش لنگه کفشی پرتاب کرد طی روزهای گذشته به داغترین خبر برخی رسانه های داخلی تبدیل شده و از هر طرفی خبری در این مورد منتشر می شود . برگزاری مسابقه پرتاب کفش به سوی تصاویر جرج بوش در صدا و سیما و مدارس و دانشگاهها از جمله خبرهای جالبی است که شنیده می شود .
جالب است ! متاسفانه برخی رسانه ها و گروههای داخلی انقدر که به خبر این لنگه کفش توجه نشان دادند به خبر شهادت 16 نفر از سربازان وطن که 3 هفته پیش مظلومانه توسط گروهک تروریستی ریگی و در اسارت به شهادت رسیدند توجه نکردند .
البته امیدوارم این خبرنگار عراقی پس از آزاد شدن از زندان آبروداری کند و حرفهایی نزند که باعث پشیمانی برگزار کنندگان مسابقات کفش اندازی و کسانی که بر روی او تبلیغ کرده اند ، شود .
دیروز بطور اتفاقی با یکی از دوستانم که کفش فروش است در مورد بازار کفش صحبت می کردیم و از بازار خراب این صنف می گفت (+) . این مسئله بهانه ای شد که سری به موتورهای جستجوی اینترنتی بزنم تا متوجه شوم که چینی ها با کفش هایشان اشک امریکایی ها و اروپایی ها را درآورده اند . (+) (+)

از 8/14 میلیارد جفت کفش تولید شده در سال 2006 ، 5/13 میلیارد جفت آنرا چینی ها تولید کرده اند و ارزش صادرات آن 36/18 میلیارد دلار است .( +)
چینی ها صنعت کفش دنیا را در دست گرفته اند و درآمدهای میلیاردی از این راه کسب می کنند . در ابتدای هزاره سوم چینی ها به تنهایی بیش از 70% کفش دنیا را بسوی امریکا و اروپا پرتاب کردند ! کفش خبرنگار عراقی به سر جرج بوش نخورد اما کفشهای چینی بر سر و کله اقتصاد امریکا ، اروپا ، آسیا و افریقا نشسته .

اگر سری به فروشگاههای بالا شهر بزنیم می بینیم برخی کفش های امریکایی و اروپایی نیز بی آنکه به سر آدم بخورد باعث سر درد شدید می شود ! برای خریدن آنها باید حقوق چند ماه یک کارمند ایرانی را پس انداز کرد . (+)
اشتراک این مطلب در :
ما کجا ، آنها کجا !
نویسنده: سپهر سلیمی - پنجشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٧

دیشب مطلبی با عنوان " ایالات متحده با زباله های هسته ای چه می کند؟ " که در مجله "شهروند امروز" این هفته چاپ شده خواندم . یک بخشی از آن بسیار برایم جالب بود و به معنای واقعی پس از خواندن آن سرم سوت کشید