
فردا روز ولنتاین است ، نزدیکی ولنتاین و روز سپندار مذگان باعث شده که عده ای بگویند چون ما در فرهنگ باستانی کشور عزیزمان روزی برای عشاق داریم دیگر نیاید ولنتاین را که متعلق به فرهنگ ما نیست جشن بگیریم . خود من هم تا چندی پیش بر همین اعتقاد بودم ولی با اینکه شاید حس وطن دوستی ام بیشتر از گذشته شده باشد در حال حاضر معتقدم که باید این روز را جشن گرفت .
برای جوانان سرزمین من ، برای همنسلان من که افسردگی و بیماریهای روانی همدم و همراهشان است ، برای جوانانی که خاطرات کودکیشان با جنگ آغاز می شود و در جوانی مزه تلخ کنکور ، بیکاری ، بی احترامی و تبعیض را چشیده اند و رویای بسیاری از آنها مهاجرت برای رسیدن به "احترام و انسانیت" است ، برای مردمانی که عشق را نیاموخته اند و مرگ بر اینجا و آنجا ، مرگ بر این و آن شعار روزانه و شاید ملی شان شده داشتن بهانه ای برای شادمانی در ولنتاین و روزهایی مثل ولنتاین از نان شب هم واجب تر است . هم برای ولنتاین باید ذوق کرد هم سپندارمذگان را باید پاس داشت حتی اگر هر دو یکی باشند. اصلن باید در میان رسوم و فرهنگ های دیگر جستجو کرد و روزهایی اینچنینی را پیدا کرد و گرامی داشت حتی اگر این رسم متعلق به قبیله ای آدمخوار در قلب بیابانهای افریقا باشد.
ولنتاین مبارک 






