چهارمین جایزه ملی حمایت از حیوانات برای خانم ژاله فتوره چی
نویسنده: سپهر سلیمی - جمعه ٢ بهمن ۱۳۸۸
امسال نیز به رسم سه سال گذشته به مناسبت جشن بهمنگان و روز ملی حمایت از حیوانات ، پس از فراخوانی که از برخی فعالان محیط زیست و دوستداران حیوانات انجام شد ، « نشان خروس سپید » چهارمین جایزه ملی حمایت از حیوانات به سرکار خانم ژاله فتوره چی تعلق گرفت.
در روزهایی که بسیاری از سازمانهای غیردولتی بنا به دلایل مختلف کم کار و یا تعطیل شده اند ، حضور شهروندان مسئولیت شناس برای کمک به حیوانات بی پناه بسیار موثر و سازنده است. به راستی اگر هر شهروند نسبت به سرنوشت حیوانات محیط زندگی خود حساس باشد آنوقت شاید دیگر نیازی به هیچ سازمان دولتی و غیر دولتی نباشد .

در واقع سرکار خانم فتوره چی ، نماد شهروندان مسئولیت شناس و مهربانیست که داوطلبانه و عاشقانه برای حیوانات و محیط زیست دل می سوزانند و تلاش می کنند. شهروندانی که بیشتر از چندین انجمن و یا ده ها کارشناس به دیگر آفرینندگان خدا خدمت می کنند.
گفت و گوی نگارنده با خبرگزاری ایسنا در این خصوص را در اینجا می توانید بخوانید . همچنین سرکار خانم فتوره چی نیز گفت و گوی کوتاهی ( در اینجا) با ایسنا داشته اند. خبر خبرگزاری ایلنا نیز در اینجا قابل دسترسی است . گفت و گوی دکتر سپنتا با سرکار خانم صابری نیز در اینجا بخوانید و بشنوید.
پی نوشت :
در خبرهای ایسنا و ایلنا ، یکی دو غلط املایی و مفهومی وجود دارد که البته قابل تشخیص است !
اشتراک این مطلب در :
برنامهی پنجم، ۴ مادهی زیستمحیطی و دهها انتقاد
نویسنده: سپهر سلیمی - شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۸

گفتگوی دویچه وله با مهندس محمد درویش در خصوص نقش کمرنگ محیط زیست در برنامه پنجم را می توانید در اینجا بخوانید و از آنجائیکه این سایت فی لتر است . متن این گفتگو در ادامه آمده :
یک برنامه و دهها انتقاد
تا کنون انتقادهای زیادی از سوی کارشناسان محیط زیست نسبت به این برنامهابراز شده است. کارشناسان میگویند برنامهی پنجم توسعه نه تنها مواد کمتری را به حوزهی محیط زیست اختصاص داده بلکه به لحاظ کیفی نیز این مواد با برنامههای پیشین و به خصوص برنامهی چهارم تفاوت دارد.
آنها میگویند، مادامی که مشکلات مربوط به محیط زیست و راهحلهای اجرایی آن در برنامههای کشور نگنجد نمیتوان به بهبود حفاظت از محیط زیست ایران دل بست.
با محمد درویش، یکی از کارشناسان زیستمحیطی منتقد این برنامه، در این زمینه گفتوگو کردهایم.
آقای درویش، در لایحهی پنجم توسعه از نظر زیستمحیطی چه نقاط ضعف و قوتی میبینید؟
این لایحه به دلیل اینکه چند بند از مواد ۲۰۱گانهی خود را به محیط زیست اختصاص داده نسبت به برنامههای اول و دوم مثبتتر است، ولی نسبت به برنامههای سوم و چهارم نه تنها گامی به جلو نیست بلکه چند گام عقبتر است. بخصوص با توجه به اینکه ما در برنامهی پنجسالهی چهارم یک فصل مجزا و اختصاصی را به محیط زیست اختصاص داده بودیم و در بسیاری از فصول دیگر به صورت غیر مستقیم ملاحظات زیستمحیطی را تلاش کردیم، رعایت کنیم به نطر میرسد که این برنامهی پنجم توجه کمتری را به محیط زیست کرده. از نظر کمی هم فقط ۴ ماده از مجموع ۲۰۱ ماده یعنی کمتر از دودهم درصد از مواد این برنامه به محیط زیست اختصاص داده شده که اصلا سزاوار یک چنین مقولهی مهمی نیست. از یاد نبریم که یکی از اصول قانون اساسی به محیط زیست اختصاص داده شده و در سند چشمانداز ۲۰ ساله شرط رفاه ملی را برخورداری از محیط زیست مطلوب عنوان کردیم.
چه نواقصی در این برنامه میبینید؟
مهمترین ضعف این برنامه در حوزهی محیط زیست، جزیرهنگری آن است. من فکر میکنم هر کدام از نویسندگان این برنامه از ظن خویش یار این برنامه شدند. یعنی ما یک تعامل فرارشتهای را در برنامهی محیط زیستی نداشتیم. نمیشود اینگونه به محیط زیست نگاه کرد که وظایف جدایی را در حد ۴ بند برای سازمان محیط زیست ببینیم، بعد وزارت نیرو کار خودش را بکند، وزارت کشاورزی کار خودش را بکند و بقیهی وزارتخانهها هم کار خودشان را بکنند. اگر قرار است که ما از این وضعیت نگرانکنندهای که الان درگیر آن هستیم در بیاییم که الان در دنیا از نطر پایداری محیط زیستی در رتبهی ۱۳۵ هستیم، اگر قرار است که از نظر انتشار گازهای گلخانهای از این وضعیت در بیاییم و به قول رئیس سازمان محیط زیست، در شمار ۱۰ کشور تخریبکنندهی محیط زیست نباشیم به یک عزم فراسازمانی نیاز داریم و با گنجاندن فقط ۴ بند نمیتوانیم مشکل بیابانزایی را حل کنیم، مشکل فرونشست زمین وافت سطح آب زیرزمینی را حل کنیم، مشکل افت حاصلخیزی خاک را حل کنیم، مشکل تغییر کاربری روزافزون زمین و تصرفات غیر قانونی عرصههای منابع طبیعی را حل کنیم و برخی مشکلات ریزتری که در این قانون هم به آن اشاره شده مثل تجاوز به سواحل یا معضل افزایش بیرویهی زبالهها و عدم بازیافت جدی آنها.
آیا در تدوین برنامهی پنجم به تجارب برنامهی چهارم دقت شده یا این برنامه آزمون و خطایی جدید است؟
شاید تلاشهای کوچکی شده و ما از برخی کلیگوییها و شعارهای خیلی بزرگ غیر قابل اجرا به سمت واقعیت تمایل پیدا کردهایم، بخصوص در اشاره به اینکه دولت باید هر نوع دخل و تصرف غیر قانونی را در سواحل از بین ببرد و ضربالعجلهایی را برای آن قرار داده و یا اینکه شهرداریها را موظف کرده که سالانه ۱۰ درصد از پسماندهای خود را بازیافت کنند، ولی ما در برنامهی پنجسالهی چهارم مادهی خیلی پیشرویی داشتیم به نام مادهی ۵۹ که دولت را موظف کرده بود برود به سمت ارزشگذاری اقتصادی مواهب طبیعی سرزمین.
اگر این اتفاق میافتاد و همهی عرصههای منابع طبیعی، اعم از درخت و خاک و تنوع زیستی ارزشگذاری دقیق میشد شاید بسیاری از این تخریبها و هجمههایی که الان علیه محیط زیست اتفاق میافتد و بسیاری از این جادههایی که الان راحت میکشیم، حتی به قیمت از دست رفتن رویشگاههای کمنظیری مثل جنگل ابر یا منطقهی حفاطتشدهی دنا، دیگر محلی از اعراب نداشت. ولی ما این کار را نکردیم و حتی در برنامهی پنجم اشارهای هم به پیگیری این بند مهم نداشتیم.
آیا اهداف برنامهی چهارم تحقق پیدا کرد؟
نه. به نطر من و خیلی از کارشناسان تحقق پیدا نکرد و جالب این است که یکی از منتقدان برنامهی پنجسالهی چهارم خود دولت نهم و دهم بودند که بسیاری از کارگزاران آن صراحتا اعلام کردند که برنامهی پنج سالهی چهارم را اصولا قبول هم ندارند که بخواهند پیادهاش بکنند.
به چه دلیل تحقق پیدا نکرد؟
آنها اعتقادشان این بود که برنامهی چهارم در دولتی تدوین شده که خواستها و استراتژیهایش با دولت نهم در تضاد بوده، یعنی همین مشکل مهمی که ما در کشورمان داریم که با تغییر آدمها، سیاستها و برنامهها هم تغییر میکند. به جای اینکه برنامهها همواره اصل باشند و آدمها مجری اجرای برنامهها باشند، این آدمها هستند که تعیین میکنند چه برنامهای اجرا شود یا نشود.
پیشبینی شما از نتایج برنامهی پنجم چیست؟
برنامهی پنجسالهی پنجم اولا خیلی محدود نوشته شده و دوما دست دولت را باز گذاشته است. یعنی در بسیاری از موارد هیچ هدف مشخص و کمی را تعیین نکرده که بعدا بشود دولت را مورد بازخواست قرار داد که چرا به این اهداف نرسیدی. شاید تنها درسی که از چهار برنامهی قبلی گرفتند این است که دولتها به این نتیجه رسیدهاند که برای اینکه خودشان زیر سئوال نروند بیخود برای خودشان اهدافی را تعیین نکنند که بعدا نتوانند پاسخگو باشند.
اشتراک این مطلب در :
مدیر کل محیط زیست اصفهان ؛ بی خبر از همه جا
نویسنده: سپهر سلیمی - شنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٦

مدیر کل محیط زیست اصفهان ؛ بی خبر از همه جا
در مطلب قبلی گفته بودم که آقای احمدی نژاد در اولین دیدار مردمی خود در شهر اصفهان وعده ایجاد 40 شهرک صنعتی ، گسترش جاده های کنار گذر غرب و شرق و نیز احداث 5 سد و تونل را داده اند . تجربه مصوبات کارشناسی نشده و شتابزده در سفرهای قبلی که معروفترین آن احداث جاده گرمابدر به بلده نور از البرز مرکزی بود این نگرانی را بوجود می آورد که این مصوبات زخمی دیگر بر محیط زیست استان اصفهان وارد کند.
امروز فرصتی دست داد که به همراه دوست عزیزم آقای محمدرضا محبوب فر ( صاحب امتیاز و مدیر مسئول مجله زندگی سالم ) چند دقیقه ای به دیدن آقای لاهیجان زاده مدیر کل جدید محیط زیست اصفهان برویم. متن کامل این گفتگوی کوتاه در شماره آینده مجله چاپ خواهد شد ، اما در اینجا می خواهم به گوشه ای از پاسخهای ایشان در جواب سوال من در مورد وعده های سفر استانی هیئت دولت اشاره کنم :
مدیر کل محیط زیست استان اصفهان در مورد وعده ایجاد 40 شهرک صنعتی در استان اصفهان در حالیکه اطلاع درستی از این مسئله نداشت گفت که : احتمالاً برای اینکه بودجه ای برای ایجاد این شهرکها تخصیص یابد همچین صحبتی مطرح شده و ما با ایجاد 6-5 شهرک بطور کلی مخالفت کرده ایم و تعداد زیادی از اینها ناحیه صنعتی هستند و کوچکتر از آن هستند که به آن شهرک صنعتی اطلاق شود.
لاهیجان زاده ضمن بیان اینکه کنار گذر شرق از جاده قدیم اصفهان – شیراز عبور می کند ، اصرار داشت که این جاده در داخل پارک ملی کلاه قاضی نیست ! این در حالیست که هر کسی که تا بحال یکبار سری به پارک ملی کلاه قاضی زده باشد می داند که این جاده حداقل 4-3 کیلومتر با مرز پارک ملی کلاه قاضی فاصله دارد . ضمن اینکه در فصل زمستان بسیاری از حیوانات وحشی تا نزدیکی مرز پارک می آیند و بعضاً در برخورد با وسایل نقلیه از بین می روند.
همچنین آقای مدیر کل هیچ اطلاعی از 5 سد و تونل وعده داده شده نداشتند ! و تنها گفتند که در استان اصفهان منبع آبی در این حد وجود ندارد و احتمالاً این سدها در حد بند هستند !
قضاوت با شما ...
مهندس لاهیجان زاده مدیر کل سابق محیط زیست بوشهر بوده اند که اسفند ماه سال گذشته جانشین دکتر وهابی مدیر دلسوز ولی کم توان شده اند. همچنین از نکات جالب این گفتگو آن بود که آقای لاهیجان زاده بعضاً اسم بعضی از مناطق را اشتباه تلفظ می فرمودند .
بیچاره محیط زیست ما ...
======================

گربه مهربان
عکس و شرح آن در فتوبلاگ درانتظار باران http://www.kaseh.blogfa.com/
اشتراک این مطلب در :