شعری در سوگ زاینده رود

ای خلق اصفهان و محبان زنده رود

زاری کندی در غم  زنده رود

از زنده رود شد به شهره اصفهان

بی زنده رود نیست دگر نیمی از جهان

هر شاخه اش هزار ده آباد کرده است

صحرا و باغ و دشت و دمن شاد کرده است

هر خرمی و سبزه و گل شد از آن پدید

هر جا گذشت شد برکاتش بسی مزید

بر بستر کویر تو باید گریستن

بر ساحل تو نیست دگر جای زیستن

این شاهرگ که قطع شد از قلب اصفهان

خونی نمانده بر تن این جسم ناتوان

یا رب روا مدار تو بر کام دیگران

آبی که داده است طبیعت به اصفهان

کوشیم ما خلایق این شهر شهرافراز

شاید که آب رفته به جوی آوریم باز

بر بانی و مسبب این طرح ننگ و عار

نفرین و لعنت ابدی صد هزار بار

پی نوشت :

تعداد شاکیان پرونده خشک کنندگان زاینده رود از 3300 نفر گذشت

پرونده خشکی زاینده رود در این وبلاگ

/ 2 نظر / 39 بازدید
platypus

واقعا هم که بر مسبب و بانی این ننگ و عار لعنت باد .

مرضیه پورجواد

خداوندا! کینه ام را به دشمنان میهنم عمیق تر کن و زخم روحم را چرکین تر خداوندا! خوف از ظالم را در من بمیران... نادر ابراهیمی (کتاب یک عاشقانه آرام)