وبلاگستان فارسی سبز می شود

 


دوستان سبز اندیش و همراهان وبلاگ نویس حتماً در جریاناقدامات انجام شده به منظور زیست محیطی تر کردن فضای وبلاگستان فارسی هستید، ولی بطور خلاصه عرض می کنم که پس از اعلام همکاری دوستان در این طرح ، مهدی اشراقی عزیز پیشنهاد داد که مانند روز حرکت وبلاگها سایتی اختصاصی به این منظور طراحی کند و خوشبختانه شبکه سازمانهای غیر دولتی زیست محیطی اصفهان هزینه خرید نام و فضا برای این سایت را پرداخت کرد و کار طراحی سایت از حدود دو هفته پیش آغاز شد.

طی چند روز گذشته پایه سایت آماده شده و قرار است لوگوهای فراخوان این حرکت نیز تا امشب آماده شود . همچنین یکی دو نفر دیگر از دوستان قول داده اند که مطالبی اختصاصی برای سایت بنویسند.

اینکه این سایت حاصل همفکری و همکاری عده ای زیادی از دوستان سبز اندیش وبلاگ نویس است بسیار لذت بخش است و امیدوارم طی یکی دو روز آینده  دوستان عزیز در طراحی سایت گرین دی همفکری ( مطلب همفکری برای سبز کردن وبلاگستان را لطفاً بخوانید) داشته باشند تا سایت بطور کامل آماده شود و مرحله نهایی دعوت از وبلاگ نویسان فارسی برای نوشتن مطلبی مرتبط با محیط زیست در روز جهانی محیط زیست انجام شود.

پی نوشت:

در 24 ساعت گذشته دو خبر زیست محیطی خنده دار  شنیده ام . خبر اول از این جهت که خوشحال کننده است خنده دارد و دومی بخاطر اینکه مسخره است همراه خود خنده ای تلخ دارد !

منتظرم تا قطعی شود و خبرها را اعلام کنم...

/ 13 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تا حدودی سبز

وبلاگهایی که در گرین بلاگ هستند - بجز یکیشون که البته فعالیت چندانی هم نداره و غالبا مطالب این و آن را کپی می کند- زرد نیستند و مشکلشان هم زرد نویسی نیست. مشکل بچه هایی که در گرین بلاگ هستند "بی مطلبی " هست که خود به خود منجر به " بی مخاطبی " آنها شده است. تاکید وبلاگها و وبسایتهایی که در یک موضوع مشخص (مانند محیط زیست) می نویسند - و در میان مدت می توانند برای افراد معمولی خسته کننده شوند -باید روی کیفیت و متنوع کردن مطالبشان و طبیعتا جذب علاقمندان بیشتر باشد و نه تکثیر و افزایش تعداد خود. اگر ارجاعات گوگل را در نظر نگیریم - تعداد مراجعین وبلاگهای سبز بطور میانگین در روز ده نفر است. از این تعداد هم حداقل نصفشان همان وبلاگهای مجاور و مقیم گرین بلاگ خودمان هستند! اگر وبلاگنویسهای حاضر در گرین بلاگ مقاله و مطلبی برای عرضه داشتند قاعدتا با آن وبلاگهای خودشان را رونق می دادند. در چنین شرایطی ساخت و راه انداختن بیشتر وبلاگها و وبسایتهایی سبز ولی بی خواننده چه فایده ای می تواند داشته باشد؟

ژاله

سپهر عزیز.. منتظر خواندن 2 خبر خوب و بد تو هستیم.. کامنت تو روی این مطلب خاص جاش خالیه و ممکنه باعث بشه باز آنتونی بیاد سراغت [چشمک] درضمن کامنت قبلی را پاک کن بدلیل غلط املائی [گل]

ژاله

راستی این 2 دوستی که ایراد گرفتند چرا آدرس خودشان را نگذاشته اند تا ما مطالبشان را مطالعه کنیم...[ناراحت]

سپهر سلیمی

برای تا حدودی سبز: اگه این کار به قول شما فایده نداشته باشه . ضرر که نداره. داره ؟!

فربد

با آرزوی موفقیت برای شما و دوستان سبزتان همتتان عالی

تا حدودی سبز

به سپهر عزیز گاهی شما تصمیم می گیرید که برای رسیدن به هدفی خاص دست به کاری خاص بزنید. مثلا برای خرید یک نسخه روزنامه بروید سر کوچه و از کیوسک محل آن روزنامه را بخرید. بعد متوجه می شوید که آن کیوسک روزنامه فروشی امروز تعطیل است. خب در چنین صورتی عقل سلیم حکم می کند آدم برای تهیه روزنامه فکر دیگری بکند. در چنین صورتی اگر شما به سر کوچه بروید البته ضرری نمی کنید اما به هدفتان - که تهیه روزنامه بوده است - هم نرسیده اید .شما با علم به اینکه می دانید مشکل اصلی بچه های وبلاگنویس سبز " بی مطلبی " آنها و طبیعتا " بی خوانندگی " آنهاست بازهم اصرار دارید که با افزایش کمی و تعداد این وبلاگها و وبسایتها " کسی ضرری نمی کند " و باید ادامه اش داد. کاسبهای قدیمی بازار اصفهان مثال جالبی داشتند که می گفت " معامله ای که سود نداشته باشد ضرر خالص است! " . شما یک نگاه مختصر به مطالب ده دوازده وبلاگی که در گرین بلاگ " فعال" هستند بیندازید.انصافا جذابیت و طراوت و موضوعی که بتواند یک وبلاگ نویس یا ولاگخوان معمولی را جذب طبیعت و محیط زیست کند می بینید؟ جز مقداری حرفهای معمولی و گاه ملا

تا حدودی سبز

..جز مقداری حرفهای معمولی و گاه ملال آور دانشگاهی و البته هر از چندی نوشته هایی اعتراضی از قبیل اعتراض به ساختن سد - پل - جاده - کارخانه - ساختمان و غیره چیز دیگری هم بوده است؟ با این قبیل مطالب کسی جذب موضوعات محیط زیستی نمی شود. حتی اگر هزار وبسایت دیگر هم درست کنیم. به ژاله : اگر اسم و آدرسم را بنویسم دلخوری درست می شود. ما فرهنگ انتقاد نداریم. نوشته های انتقادی در ذهن بعضی ها باعث کدورت می شود.

م خ

به تا حدودی سبز : درود دوست گرامی از اینکه فضا را نقد میکنید بسیار خوشحالم و امیدوار به اینکه بتوان با شنیدن عقاید مخالف و انتقادی تصمیم بهتری گرفت. البته شخصا به این بخش از صحبتتان مبنی بر اینکه " مقداری حرف های معمولی و گاه ملال آور" در وبلاگ های زیست محیطی نوشته میشود باید بگویم اصولا "محیط زیست" مثل صفحه حوادث روزنامه ها نیست که توصیف اتفاقات گاه دردناک مندرج در آن همگان را از هر سن و صنف تحت تاثیر قرار دهد. معمولا "محیط زیست " و وقایع مربوط به آن برای کسانی که دغدغه ی زیست محیطی داشته باشند پیگیری میشود و نه به منظور سرگرمی افرادی که این دغدغه را ندارند. (هدف ما هم در این طرح این است که دیگران را درگیر اخبار محیط زیست کنیم )

م خ

ضمن اینکه اگر مدت ها فضای وبلاگستان زیست محیطی آرام باشد و سوژه ی جدیدی برای انتقاد نباشد جای بسی خوشحالی است چون این به آن معناست که فعلا نه جاده ای قرا است از منطقه ای حفاظت شده عبور کند و نه ... . یا به عبارت دیگر باید بگویم هدف هیچ یک از ما از نوشتن در مورد مسائل زیست محیطی یا فعالیت در این زمینه برای بالا بردن بازدید وبلاگمان یا سرگرمی خوانندگان نیست . از طرف دیگر هر اتفاق ناگوار زیست محیطی به خودی خود یک فاجعه است و هر اتفاق به اندازه خودش ارزش پیگیری دارد . اتفاقات زیست محیطی مثل یک سریال تلوزیونی ایرانی که همه ی قسمت های آن مثل هم هستند، نیست. حال پیشنهاد شما برای جذب مخاطب چیست ؟

تا حدودی سبز

به م خ دو بار تاکید کرده اید که هدفتان " سرگرم کردن " کسی نیست. شما اساسا "جذاب کردن" را با "سرگرم کردن" معادل گرفته اید و جوابی که به من داده اید هم بر همین مبنای همین تعبیر بوده است. خاموشی و رکود وبلاگنویسان سبز (یا بقول خودتان آرام بودن محیط آنها) را هم به فال نیک گرفته اید و خلاص! جذب کردن یعنی اشتیاق کسی را به موضوعی برانگیختن و او را به تدریج در مقابل آن مسئله حساس و مسئول نمودن.این که یک علاقمند به محیط زیست خظاب به سایر علاقمندان به محیط زیست مطلبی را بنویسد کار چندان مهمی نکرده است . مهم این است که شما اکثریت مطلق مردم که دغدغه نابودی محیط زیست ندارند را متوجه لزوم حفظ محیط زیست شهری و طبیعی و جانوری کنید. ار اینها گذشته اگر قرار باشد شما در گوشه ای ساکت و آرام بنشینید تا یک " اتفاق ناگوار " رخ بدهد و بعد درباره اش اظهار نظر و پیگیری کنید باز هم کار بزرگی نکرده اید. حفظ محیط زیست یعنی اینکه کاری کنید تا این اتفاقات رخ ندهند. اگر دیدگاه سایرین هم مانند شما باشد بنده دیگر هیچ عرضی ندارم چه رسد به پیشنهاد![خداحافظ][گل]