برنامه‌ی پنجم‌، ۴ ماده‌ی زیست‌محیطی ‌و ده‌ها انتقاد

 

گفتگوی دویچه وله با مهندس محمد درویش در خصوص نقش کمرنگ محیط زیست در برنامه پنجم را می توانید در اینجا بخوانید و از آنجائیکه این سایت فی  لتر است . متن این گفتگو در ادامه آمده :

یک برنامه ‌و ده‌ها انتقاد

تا کنون انتقادهای زیادی از سوی کارشناسان محیط زیست نسبت به این برنامه‌ابراز شده است. کارشناسان می‌گویند برنامه‌ی پنجم توسعه نه تنها مواد کمتری را به حوزه‌ی محیط زیست اختصاص داده بلکه به لحاظ کیفی نیز این مواد با برنامه‌های پیشین و به خصوص برنامه‌ی چهارم تفاوت دارد.

آنها می‌گویند، مادامی که مشکلات مربوط به محیط زیست و راه‌حل‌های اجرایی آن در برنامه‌های کشور نگنجد نمی‌توان به بهبود حفاظت از محیط زیست ایران دل بست.

با محمد درویش، یکی از کارشناسان زیست‌محیطی منتقد این برنامه، در این زمینه گفت‌وگو کرده‌ایم.

آقای درویش، در لایحه‌ی پنجم توسعه از نظر زیست‌محیطی چه نقاط ضعف و قوتی می‌بینید؟

این لایحه به دلیل اینکه چند بند از مواد ۲۰۱‌گانه‌ی خود را به محیط زیست اختصاص داده نسبت به برنامه‌های اول و دوم مثبت‌تر است، ولی نسبت به برنامه‌های سوم و چهارم نه تنها گامی به جلو نیست بلکه چند گام عقب‌تر است. بخصوص با توجه به اینکه ما در برنامه‌ی پنج‌ساله‌ی چهارم یک فصل مجزا و اختصاصی را به محیط زیست اختصاص داده بودیم و در بسیاری از فصول دیگر به صورت غیر مستقیم ملاحظات زیست‌محیطی را تلاش کردیم، رعایت کنیم به نطر می‌رسد که این برنامه‌ی پنجم توجه کمتری را به محیط زیست کرده. از نظر کمی هم فقط ۴ماده از مجموع ۲۰۱ماده یعنی کمتر از دودهم درصد از مواد این برنامه به محیط زیست اختصاص داده شده که اصلا سزاوار یک چنین مقوله‌ی مهمی نیست. از یاد نبریم که یکی از اصول قانون اساسی به محیط زیست اختصاص داده شده و در سند چشم‌انداز ۲۰ساله شرط رفاه ملی را برخورداری از محیط زیست مطلوب عنوان کردیم.

چه نواقصی در این برنامه می‌بینید؟

مهم‌ترین ضعف این برنامه در حوزه‌ی محیط زیست، جزیره‌نگری آن است. من فکر می‌کنم هر کدام از نویسندگان این برنامه از ظن خویش یار این برنامه شدند. یعنی ما یک تعامل فرارشته‌ای را در برنامه‌ی محیط زیستی نداشتیم. نمی‌شود اینگونه به محیط زیست نگاه کرد که وظایف جدایی را در حد ۴بند برای سازمان محیط زیست ببینیم، بعد وزارت نیرو کار خودش را بکند، وزارت کشاورزی کار خودش را بکند و بقیه‌ی وزارت‌خانه‌ها هم کار خودشان را بکنند. اگر قرار است که ما از این وضعیت نگران‌کننده‌ای که الان درگیر آن هستیم در بیاییم که الان در دنیا از نطر پایداری محیط زیستی در رتبه‌ی ۱۳۵هستیم، اگر قرار است که از نظر انتشار گازهای گلخانه‌ای از این وضعیت در بیاییم و به قول رئیس سازمان محیط زیست، در شمار ۱۰کشور تخریب‌کنند‌ه‌ی محیط زیست نباشیم به یک عزم فراسازمانی نیاز داریم و با گنجاندن فقط ۴بند نمی‌توانیم مشکل بیابان‌زایی را حل کنیم، مشکل فرونشست زمین‌ وافت سطح آب زیرزمینی را حل کنیم، مشکل افت حاصل‌خیزی خاک را حل کنیم، مشکل تغییر کاربری روزافزون زمین و تصرفات غیر قانونی عرصه‌های منابع طبیعی را حل کنیم و برخی مشکلات ریزتری که در این قانون هم به آن اشاره شده مثل تجاوز به سواحل یا معضل افزایش بی‌رویه‌ی زباله‌ها و عدم بازیافت جدی آنها.

آیا در تدوین برنامه‌ی پنجم به تجارب برنامه‌ی چهارم دقت شده یا این برنامه آزمون و خطایی جدید است؟

شاید تلاش‌های کوچکی شده و ما از برخی کلی‌گویی‌ها و شعارهای خیلی بزرگ غیر قابل اجرا به سمت واقعیت تمایل پیدا کرده‌ایم، بخصوص در اشاره به اینکه دولت باید هر نوع دخل و تصرف غیر قانونی را در سواحل از بین ببرد و ضرب‌العجل‌هایی را برای آن قرار داده و یا اینکه شهرداری‌ها را موظف کرده که سالانه ۱۰درصد از پسماندهای خود را بازیافت کنند، ولی ما در برنامه‌ی پنج‌ساله‌ی چهارم ماده‌ی خیلی پیشرویی داشتیم به نام ماده‌ی ۵۹که دولت را موظف کرده بود برود به سمت ارزش‌گذاری اقتصادی مواهب طبیعی سرزمین.

اگر این اتفاق می‌افتاد و همه‌ی عرصه‌های منابع طبیعی، اعم از درخت و خاک و تنوع زیستی ارزش‌گذاری دقیق می‌شد شاید بسیاری از این تخریب‌ها و هجمه‌هایی که الان علیه محیط زیست اتفاق می‌افتد و بسیاری از این جاده‌هایی که الان راحت می‌کشیم، ‌حتی به قیمت از دست رفتن رویش‌گاه‌های کم‌نظیری مثل جنگل ابر یا منطقه‌ی حفاطت‌شده‌ی دنا، دیگر محلی از اعراب نداشت. ولی ما این کار را نکردیم و حتی در برنامه‌ی پنجم اشاره‌ای هم به پیگیری این بند مهم نداشتیم.

آیا اهداف برنامه‌ی چهارم تحقق پیدا کرد؟

نه. به نطر من و خیلی از کارشناسان تحقق پیدا نکرد و جالب این است که یکی از منتقدان برنامه‌ی پنج‌ساله‌ی چهارم خود دولت نهم و دهم بودند که بسیاری از کارگزاران آن صراحتا اعلام کردند که برنامه‌ی پنج ساله‌ی چهارم را اصولا قبول هم ندارند که بخواهند پیاده‌اش بکنند.

به چه دلیل تحقق پیدا نکرد؟

آنها اعتقادشان این بود که برنامه‌ی چهارم در دولتی تدوین شده که خواست‌ها و استراتژی‌هایش با دولت نهم در تضاد بوده، یعنی همین مشکل مهمی که ما در کشورمان داریم که با تغییر آدم‌ها، سیاست‌ها و برنامه‌ها هم تغییر می‌کند. به جای اینکه برنامه‌ها همواره اصل باشند و آدم‌ها مجری اجرای برنامه‌ها باشند، این آدم‌ها هستند که تعیین می‌کنند چه برنامه‌ای اجرا شود یا نشود.

پیش‌بینی شما از نتایج برنامه‌ی پنجم چیست؟

برنامه‌ی پنج‌ساله‌ی پنجم اولا خیلی محدود نوشته شده و دوما دست دولت را باز گذاشته است. یعنی در بسیاری از موارد هیچ هدف مشخص و کمی را تعیین نکرده که بعدا بشود دولت را مورد بازخواست قرار داد که چرا به این اهداف نرسیدی. شاید تنها درسی که از چهار برنامه‌ی قبلی گرفتند این است که دولت‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که برای اینکه خودشان زیر سئوال نروند بیخود برای خودشان اهدافی را تعیین نکنند که بعدا نتوانند پاسخگو باشند.

 

/ 0 نظر / 6 بازدید