شکار نه

شکار نه

در وبلاگ شکار وطبیعت مطلبی خواندم که در آن نویسنده ضمن انتقاد از حامیان حیوانات ، به حمایت از شکار پرداخته بودند. من هم تصمیم گرفتم  با اجازه شما وبه نمایندگی از طرف همه دوستداران محیط زیست وحیوانات چند خطی را در جواب ایشان بنویسم هر چند که حرفهای نا گفته زیادی باقی مانده است.

  

**********

  هنوز

از سوگ آن پرنده نیاسوده بودم

که مرگ

با جان دیگری می آویخت

دنبال دستی خون آلود می گشتم

که لقمه را خونابه کرد و

دانه را دام

از سرگذشت خونین آن پرنده

تا مسلخی که تیغ بر حلقوم حیوانی می نهاد

دستی نیافتم، جز

ته مانده های خون

وزخمی

که تاوان لقمه بود

دوست عزیز خوش ذوق من در ابتدای مطلب از زیبایی آسمان کویر در شب، صفای مهتاب در کنار دریاچه ،ابهت مار، قشنگی کبک وجوجه هایش و..........گفته اند .خوشحالم که ایشان هم مثل من از دیدن اینگونه صحنه های بدیع و زیبا به وجد می آیند ولی به ایشان توصیه می کنم تا می توانند از این مناظر عکس وفیلم تهیه کنندچه بسا 5-4 سال آینده نه دریاچه ای باشد،نه کبکی ونه آسمان کویر از دست آلاینده های هوا در امان مانده باشد. شما اگر اندکی به آمار وارقام ذیل توجه کنید مطمئنا با من هم عقیده خواهید شد :

- تالاب هامون که هفتمین تالاب بین المللی جهان محسوب می شدو زیستگاه بسیاری از حیوانات  ومیزبان سالیانه 200000 قطعه پرنده بود بطود کلی نابود شده است.

- عمق تالاب انزلی از 11متر به 3متر کاهش یافته است.

 -کاهش جنگل های کشور از 18 میلیون هکتار به 7 میلیون هکتارو نابودی75%جنگل های شمال

- قربانی شدن سالانه 4000 نفر در اثر ذرات معلق هوا در تهران

و..................... از این دست آمار ها متاسفانه کم نیست

دوست شکارچی در ادامه نمونه هایی از تخریب مزارع وباغات توسط حیوانات را ذکر کرده اند . بنده از ایشان سوالی دارم که آیا  با توجه به آمارهای ذکر شده وقتی ما 75% مساحت جنگل های شمال را از بین می بریم(که در واقع جنگل زیستگاه این حیوان است)  باید انتظار داشته باشیم که گراز ها با هماهنگی شهرداری جنگل وخرید تراکم ( تازه اگر فروشی باشد) ، آپارتمانهای 30-20طبقه ساخته واز این طریق در 25% مکان قبلی خود به راحتی زندگی کنند و طرف مزارعی که روزگاری جنگل بوده وما با قطع درختان آنجا محل زندگی خود کرده ایم نیایند.یا وقتی ما دردل مناطق به اصطلاح حفاظت شده  گاوداری مرغداری و... راه می اندازیم ، نباید از حیواناتی مثل گرگ انتظار رافت ومهربانی داشته باشیم .

ایشان همچنین به افزایش حیوانات اشاره کرده اند که فکرمی کنم  در جواب ایشان ذکر چند نمونه از آمارهای موجود بد نباشد.

 

-          در 20سال گذشته گونه های جانوری کشور 90% کاهش داشته است.

 

-         نسل شیر ایرانی وببر مازندران و خرس سیاه منقرض شده است.

 

-          در 25 سال گذشته گونه های شهری پرندگان از 85 گونه به 35 گونه کاهش داشته است.

 

-          در 25 سال گذشته تعداد قوچ ،میش ،کل وبزوآهوموجود در مناطق جنوبی استان فارس از 20000 راس به 100 راس کاهش یافته.

 

-          از 165000 راس بز،کل ومیش در منطقه بختگان فقط 54 راس باقیمانده

.

-          از 15000 راس دام موجود در پارک گلستان فقط 1500 راس باقیمانده است.

 

-          نابودی کامل 10000 راس کل در منطقه بیستون

 

-          طبق آخرین آمار فقط 8 راس گورخر در کشور موجود می باشد

 

-          همچنین فقط 32 قلاده یوزپلنگ در کشور باقیمانده(جالب است بدانید در 8 ماه گذشته 8 قلاده یوزپلنگ کشته شده اند)

 

نسل بسیاری از پرندگان مثل عقاب طلایی، انواع درنا،هوبره و........به شدت در معرض انقراض می باشد.

همچنین خشکسالیهای  چند سال گذشته علاوه براز بین بردن حیوانات بطور مستقیم باعث شده که برای رفع گرسنگی  به گیاهان سمی رو بیاورند ومثلا یکی از محیط بانان کلاه قاضی تعریف می کرد که در سال گذشته  بیش از 20 راس کل وبز در اثر خوردن گیاهان سمی مرده اند.

اگر از بین رفتن مزرعه یک کشاورز مساوی است با هدر رفتن یک سال از عمر وسرمایه کشاورز  ، انقراض یک گونه جانوری برابراست با اتلاف زمانی به اندازه کل تاریخ زمین و همچنین از بین رفتن سرمایه عظیمی از ذخیره ژنتیکی       

در قسمت پایانی توجیهات دوست شکارچی ایشا ن می فرمایند :اگر یکی از شما را زنبور نیش بزند ،می خواهید نسل زنبور رامنقرض کنید ویا اگر گرگ با شما چکار بکند ، شما چکار می کنید و......

در جواب ایشان باید بگویم  در روزگاری که بخاطر بی اهمیت ترین مسایل انسانها  دستشان به خون یکدیگر آلوده می شود  ، چطور از یک حیوان توقع داریم که در مقابل تجاوز ما نسبت  به حریم زندگیش  ودر خطر قرار دادن نسل آن حیوان  آرام بنشیند.

یادمان باشد این ما هستیم که آنها را مورد تجاوز وتعدی قرار داده ایم وکار آنها عکس العملی است به عمل ما

در بخش دیگر ایشان کشتن مگس وسوسک وملخ  و.... را با کشتن  حیوانات نایاب ودر حال انقراض مقایسه کرده اند که با عرض پوزش باید عرض کنم که این مقایسه کاملا بچه گانه است  ومطمئنا  همه خوانندگان عزیز خود به این مطلب پی خواهند برد وبه همین خاطر بنده توضیحی نمی دهم.

در پایان دوست دارم چند خطی را راجع به شکار و شکارچی  ویا به قول دوستمان فرهنگ شکار بنویسم:

همانطور که همه می دانیم شکار وشکار گری در کشور ما سابقه دیرینه دارد و همیشه خوانین وسران  برای خوشگذرانی وتفریح به این کار می پرداخته اند  اما ذکر چند نکته مهم است:

-در قدیم هر کدام از خوانین برای خود منطقه ویژهای داشته اند که این منطقه بخوبی توسط نگهبانان  مراقبت می شده و فقط وفقط صاحبان آن مناطق حق شکار داشتند،در واقع بجز از مواقعی از سال بقیه اوقات

آن مناطق ایمن بود وحیوانات به زاد وولد می پرداختند اما متاسفانه در حال حاضر هیچگونه نظارتی بر روی مناطق چها ر گانه به اصطلاح پارکملی ، شکار ممنوع ،و  ... نمی شود  ودر واقع سازمان محیط زیست از این کار ناتوان وعاجز است واین مناطق همه روزه  مورد دستبرد  قرار می گیرند.

-          ورود ماشین وموتور سیکلت های تندرو لطمات زیادی را به حیات وحش کشور وارد کرده است ودر واقع هیچ جانداری از شر این وسایل در امان نیست ومتاسفانه شکار چیان با تعقیب کردن شکار خود ،حیوان را ازنفس انداخته و براحتی شکار می کنند.

-          وجود 500000  اسلحه شکاری دارای مجوز وهمین تعداد اسلحه بدون مجوز و نیز افزایش سهمیه گلوله از 300 به 500   باعث شده حیات وحش کشور با سرعت خیره کننده ای  به ممات وحش تبدیل شود.

-          متاسفانه در حال حاضر مرام وخوی مردانگی شکارچیان ما کم شده ویا بطور کلی از بین رفته است و مشاهده می شود شکارچیان هیچ تفاوتی بین حیوان باردار، فصل زادوولد ، حیوانات  کم سن وسال و... قائل نمی شوند و فقط وفقط می خواهند  حیوانی را بکشند واز بین ببرند ، مثلا همین دوماه پیش 3توله یوز پلنگ توسط فردی وبرای ارضای خوی  X به آتش کشیده شدند. در حالیکه در گذشته شکار چیان اغلب حیوانات  پیر را شکار می کردند ودر واقع شکار به منظور کسب رکورد بوده و هر شکاری که شاخ بلند تر ویا سن بیشتری داشت ، ارزش بیشتری داشت.

صحبت در این باب بسیارو بسیار  است ، دوست عزیز اگر تعداد حیوانی درنقطه ای افزایش یافت   باعث کم شدن منابع غذایی آن حیوانات می شود و پس از مدتی باکم شدن منابع غذایی ،تعداد آن حیوان هم کم خواهد شد  واین چرخه همین طور ادامه خواهد داشت وهیچ احتیاجی به دخالت ما انسانها نیست ، پس بهتر است بیشتر از برای ارضای نفس خود از طبیعت مایه نگذاریم ، یادش بخیر دوستی می گفت: ما  زمین  را از پدرانمان  به ارث نگرفته ایم بلکه آنرا از فرزندانمان به امانت گرفته ایم.

با توجه به آمار و ارقام ارائه شده که در واقع گوشه ای از واقعیت  وضعیت فعلی حیات وحش کشور را نشان می دهد  ،کارشناسان اعتقاددارند  که  باید برای حداقل 3 سال شکار بطور کلی ممنوع  گردد.

بحث را با چند تا سوال پایان می برم:

تاحالا بره آهویی که تو تله شکار چیها گیر کرده باشه واستخوان پاش شکسته  باشه دیدین؟ آیا می دونین چه زجری می کشه ؟ تاحالا  سه تا توله یوز پلنگ دیدین که شکارچی ها همین طوری آتیششون زده باشن؟ تا حالا آهوی آبستن دیدین که شکارچی ها با تیر زده باشندش و بعد از رسیدن محیط بانها فرار کرده باشند؟ ووووو..........................................................................................

 

 

چه خوش گفت فردوسی پاکزاد                 که رحمت بر آن تربت پاک باد 

میازار موری که دانه کش است                 که جان دارد جان شیرین خوش است 

سیاه اندرون باشد وسنگدل                        که خواهد که موری شود تنگدل 

مکن با سگ پیر آواره جنگ                     مبندش به زنجیر وقلاده تنگ 

/ 9 نظر / 44 بازدید
natureman

امیدوارم شکارچی یادداشت شما را بخواند . موفق باشید .

شكارچي

ما تو اين چند سالي كه ابتكار رييس بود خيلي ضربه خورديم.من تمام اين دردها رو حس كردم و لحظه احظه شو ميفهمم.اگه وبلاگ هم زدم براي اينه كه فرهنگ نسل جديد رو بالا ببرم كه اگر در آينده علاقه مند شدن بدونن كه روحيه شكار چيه و فرهنگش.بعدا بيشتر برات مينويسم.از مطلبت يه دنيا ممنون.هميشه موفق باشي.

شكارچي

خودم هم گفتم كه باعث تمام اين بدبختي ها انسان بوده . ما بخودمون اين اجازه رو داديم كه به حريم خصوصي حيوانات تجاوز كنيم.جنگلها رو بسوزونيم و ... حالا هم داريم جواب پس ميديم.من صميمي ترين دوست پدرم رو به خاطر اينكه گوزن زرد شكار كرده بود لو دادم و تفنگش رو ازش گرفتن و يه جريمه سنگين براش نوشتن.خيلي از دست ما ناراحت شد ولي حقش بود.من اين جريان آتش زدن يوز پلنگ رو توي وبلاگم نوشتم و مدتي روش با بقيه بلاگرها بحث كرديم. من اصلا شكار بي قانون و غير مجاز رو نميپسندم.دو سال پيش پروانه شكار پرنده ندادند من هم تفنگ رو روغن زدم و در جلدش گذاشتم ولي طبيعت رو رفتم و و لذت بردم.الان هم دو سال است كه پروانه شكار كوه نداده اند و امسال هم شايد ندن.من البته اصلا به شكار چهارپايان علاقه اي ندارم.من حتي در مورد ماهي گيران غير مجاز نامه اي رو به سازمان رد كردم.البته سازماني كه رييسش اين آدم ليسانسيه حسابداري باشه از اين بهتر نميشه.

شكارچي

دوست عزيز و خوبم تمام مطلبت را خواندم و با اكثر آن موافقم .من هم مثل تو با شكار توسط دام تله و حتي با تفنگ بدون پروانه مخالفم.صحنه گير افتادن روباه و خرگوش رو توي اين دامها ديدم و تاسف خوردم. من به هيچ وجه قصد ترقيب ندارم توي مطلب جديدم در اين باره نوشتم.

شكارچي

چون مطلب بيشتر از ۱۰۲۴ قبول نميكرد سه تيكه ش كردم

شكارچي

من زنده نباشم اگر كه بخوام شكار رو ترويج بدم يا تبليغ كنم.و در مطلبم گفتم كه بزودي مطلبي در ارتباط با اينكه جوامع پيشرفته با اين مسئله چه برخوردي كردند خواهم نوشت.البته جوامع پيشرفته قطعا در اولين گام يه كسي مثه اين ابتكار نداشتن.

طناز دختر شاه پریون و ملکه قصر مهر و محبت

سلام دوست جون منم می خوام عضو انجمن شما بشم آخه من عاشق حيوانات هستم / دوست عزيز ما ۱۳ شهريور يه قرار وبلاگی داريم خوشحال می شم شما را هم زيارت کنم برای اطلاعات بيشتر به وبلاگم يه سری بزن

محسن نیازکار

به نام خدا سلام به همه محافظان طبیعت و حیوانات من مدیر سازمان طبیعت وحیوانات هستم و از هر کدام یک از شما عزیزان که مایلید به جمع ما ملحق شوید خواهش میکنم به ادرس e-mail بنده تماس بگیرید با تشکر از شما محسن نیازکار

سیامک

من خیلی به شکار علاقه دارم اسلحه هم دارم فقط میخواستم بگم این شکار نیست که نسل حیوانات را از بین میبره این زیاده رویه که باعث این امر میشه.من و اکیپی که با هم شکار میریم اسلحه هامون عزیز ترین چیزای زندگیمون هستن و وقتی رو دوشمون میزاریم و میرم شکار گاهآ انقدر قافل میشیم که یادمون میره واسه چی اومدیم.اصل روحیه شکار هم به نظر من همینه.