بیماری آنفلوآنزای مرغی در دام تناقض‌ها

به دنبال تعریفی جدید از بیماری باشیم

بیماری آنفلوآنزای مرغی در دام تناقض‌ها

به دنبال تعریفی جدید از بیماری باشیم

 

در علم اپیدمیولوژی (همه‌گیری یک بیماری در گونه‌ای از موجودات زنده) بررسی دوموضوع از اهمیت خاصی برخوردار است:الف-‌ توان بیماریزایی عامل مهاجم (میکروب، ویروس، انگل، قارچ و...)ب-‌ استعداد ابتلاپذیری میزبان نسبت به بیماریزایی عوامل مهاجم.

با توجه به تحولات سریع جوامع انسانی در سده اخیر که تحت تاثیر هولناک روند مدرنیزاسیون، مراحل و چهره‌های بسیار متفاوتی از سر گذراند، این دو مولفه نیز تأثیرات متغیری در جوامع از خود بروز داده و خود نیز دستخوش دگرگونی‌های چشمگیری شدند.

در صد سال گذشته همزمان با همگانی شدن نسبی واکسیناسیون و گسترش فرهنگ شهرنشینی حتی در روستاها که به تبع آن بهداشت زندگی در بسیاری از جوامع به سطع نسبتا قابل قبولی ارتقا پیدا کرد از طرف دیگر انواع سویه‌های وحشی و حاد ویروس‌ها و باکتری‌ها، انگل‌ها و قارچ‌ها و... با مواد دترجنت (ضدعفونی کننده‌ها) مورد تهاجم قرار گرفتند. اینان در مقابل عوامل بیماری‌زا با جهش‌های متوالی و متنوع به جوامع انسانی هجوم آوردند اما با گسترش تکنولوژی و روند مصرف و مصرف‌گرایی و طبیعت‌زدایی، پیچیدگی روزافزون زندگی مدرن، شعور انسان‌ها را به مراحل نوینی پرت کرد. در نهایت هجوم مکرر و مجدد عوامل بیماری‌زای ویروسی و باکتریایی نتوانستند به مانند چهل یا شصت سال پیش از جوامع انسانی تلفات بگیرند. در حقیقت استعداد ابتلاپذیری ما انسان‌ها نسبت به ویروس‌ها و باکتری‌ها تغییر کرده بود.

به عنوان مثال میکروب سل با جهش‌های متوالی مقاوم‌تر شده ولی در بازگشت مجدد به جوامع بشری نتوانست قدرت تهاجمی و ویرانگری از خود بروز دهد چرا که انسان و جوامع مربوطه بدلیل روند مدرنیزاسیون دچار تحول عمیق در شعور ذهنی و روان گشته و استعداد ابتلاپذیری به ویروس‌ها و باکتری‌ها را در وجود خود به حداقل رسانده بود. ویروس آنفلوآنزای مسری طیور به انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست به عوض آن ناهنجاری‌های ذهنی روانی و بیماری‌های تنشی – عصبی به سرعت رشد یافته و تلفات ناشی از بیماری‌های میکروبی – ویروسی را به حداقل رساند.

امروزه علیرغم اینکه یک سوم ممالک دنیا سطح بهداشتی در حد پایین دارند (کشورهایی مانند سودان، عراق، افغانستان، برخی کشورها در آمریکای لاتین، آسیای شرقی، بنگلادش و بخش‌هایی از هندوستان و...) عوامل بیماری‌زای میکروبی و ویروسی نمی‌توانند تلفات میلیونی همانند اوایل قرن بیستم از جوامع انسانی بگیرند.

دلیل این مساله می‌تواند تغییر جهت استعداد ابتلاپذیری ما به سمت بیماری‌های ذهنی روانی رو به رشد در زیست جهان انسانی باشد. بیماری‌های رو به رشد همانند دیابت، آسم، افسردگی، استرس، ترس و هراس (مثلا امروزه هراس از شایعه بمب‌گذاری بیشتر از خود بمب تلفات و قربانی می‌گیرد) اضطراب، تصادفات و قتل‌های مدرن، میگرن (سردردهای مزمن)، خودکشی، سادیسم، مازوخیسم، اعتیاد به انواع مواد مخدر قدیم و جدید، سکته، سرطان، زخم معده، فشار خون مزمن، چربی خون و... که همگی در تشکیلات و تئوری بهداشت و درمان همگی بر اینکه درمان قاطعی ندارد بلکه بنام سندرم (بیماری با عوامل نامشخص) کدگذاری شده‌اند. اکثر این بیماران بدون درمان ولی با دستی پر از دارو جهت شروع اعتیاد دارویی روانه منزل می‌شوند و کسی نمی‌پرسد که مصرف دارو کی می‌تواند در یک فرد، سلامتی به بار بیاورد.

مورد دیگری از تشکیلات سازمان بهداشت جهانی که به اهداف سودجویانه آلوده شده است و نیز در تشکیلات بهداشت و درمان ایران نیز باید سراغ آن را گرفت این است که این همه اغراق در مورد اپیدمی آنفلوآنزای مسری طیور و جهش یافته به انسان چرا؟!

در حالی که کل تلفات ناشی از این بیماری تا به حال در این چندین سال از مجموع تقریبی شش میلیارد جمعیت انسانی دنیا به دویست نفر نرسیده است ولی مرگ و میر ناشی از سکته‌ها، سرطان‌ها و تصادفات روزانه و... سر به هزاران نفر می‌زند.

جای بحث دارد که در آمارهای ارائه‌شده از سوی سازمان بهداشت جهانی در سال‌های گذشته باید شک کرد و علامت سوال گذاشت. همانگونه که در اعلام شیوع بیماری آنفلوآنزای مسری طیور به انسان همیشه حاشیه امن اطراف کشورهای مورد نظر و حمایت خود یعنی غرب را رعایت می‌کند و هیاهوی ورشکست کننده صنعت طیور را برای ایران، ترکیه، افغانستان و آسیای شرقی... بجا می‌گذارد.

آنچه که مسلم است سویه‌های جهش‌یافته جدید این ویروس نیز در ذهن و روان و جسم عمیقا تحول یافته انسان‌های مدرن کمترین تاثیر را خواهد گذاشت.

مصداق این مورد بدون اینکه قصد توهین به کسی را داشته باشیم در یک فرد اسکیزوفرنیک (دیوانه) عیناً می‌توان مشاهده کرد که اگر در هوای چندین درجه زیر صفر این فرد دیوانه را آب‌پاشی کنیم در حدی که بدنش یخ بزند، باز هم ویروس سرماخوردگی در این شخص کارگر نیست و دچار سرماخوردگی نخواهد شد چرا که بیماری ذهنی – روانی این شخص عمیق‌تر از آن است که ویروس در وی کارگر باشد.

تشکیلات بهداشت و درمان باید تعریف جدیدی از بیماری و سلامتی را به جای تعریف کهنه‌شده پاستور (میکروب عامل بیماری است) جایگزین کند تا از این تناقض‌ها رهایی یابد.

بر تشکیلات دامپزشکی فرض است که به دنباله‌رویی از سازمان بهداشت جهانی خاتمه داده و مانع کشت و کشتار بی‌مورد زیباترین مخلوقات خداوندی (اردک – لک‌لک – درنا – حواصیل – خوتکا – پرستو – گنجشک و مرغ‌های اصیل بومی و...) شود. طبیعت بدون پرندگان هیچ لطف و صفایی ندارد.

دامپزشک باید بداند که فقط در یک مورد حق کشتن دارد فقط در موقع آموزش وگرنه در تمامی موارد دیگر شفابخشی و التیام‌بخشی به جسم و جان رنجور مخلوقات زبان‌بسته خداوندی اصلی‌ترین وظیفه دامپزشک است مگر ذبح حیوانات حلال گوشت که طبق دستور خداوند در قرآن کریم برای انسان سفارش شده است.

دکتر موسی شجاع قره‌باغ -دامپزشک بوکان- روزنامه اعتماى ملی 

/ 3 نظر / 8 بازدید
احمد صحاف

سلام وبلاگ ارزشمندی دارید من آماده هر گونه همکاری و نبادل لینک با شما هستم.

mm312

سلام دوست من. وبلاگتو اتفاقی پيدا کردم. به لحاظ رشته تحصيليم در مقطع ليسانس و نيز علاقه وافرم به محيط زيست و منابع طبيعی، به ليست علاقمندان بلاگت میپيوندم. موفق و شاد باشی.

مجتبی غفار

از این که در این سایت زحمت می کشید کمال تشکر را دارم. وبرای شما آرزوی موفقیت می کنم خدا نگهدار۰۹۱۲۵۸۴۸۰۵۶