داستان غم انگیز محیط زیست ایران در گفت و گو با بیژن فرهنگ دره شوری


* روزی که ما سازمان محیط زیست داشتیم  هیچ کشوری در منطقه نداشت
* در سال 56برای هر گونه در خطر انقراض چندین زیستگاه مطمئن داشتیم
* در حال حاضر محیط زیست یک هزارم ارزش واقعی اش را در بین مدیران ندارد


در سال 1350 که سازمان حفاظت از محیط زیست تاسیس شد از همان زمان مناطق حفاظت شده و پارکهای ملی محیط زیست بوجود آمد. من هم از همان سال به عنوان کارشناس استخدام شدم ، در آن موقع  هم کارشناسان خوب و هم مشاوران خیلی خوبی داخلی و خارجی داشتیم . در سازمان مرکزی تحقیقاتی با نام مرکز بررسی و توسعه داشتیم و سراسر ایران را می گشتیم و زیستگاهها را انتخاب و ارزیابی می کردیم و بصورت پارک ملی و حفاظت شده اعلام می کردیم . در همان زمان محیط بانهای خیلی خوبی استخدام شدند.
ما در طی 6 سال  9 میلیون هکتار پارک ملی و حفاظت شده تاسیس کرده بودیم . در آن زمان در منطقه خاورمیانه تنها کشوری بودیم که سازمان حفاظت از محیط زیست داشت و غیر از ما در منطقه فقط هند جلوتر از ما بود که آن هم به خاطر تسلط انگلیسی ها بود . در آن زمان کشورهای عربی مطلقاً نمی دانستند محیط زیست چیست ، پاکستان هیچ فعالیتی نداشت و شوروی با ما قابل مقایسه نبود. در آن سالها آموزشگاه محیط زیست تاسیس کرده بودیم و محیط بانها دوره های یک ماهه و شش ماهه می دیدند و بهترین اساتید را برای آموزش داشتیم و به تدریج پرسنل آموزش می دیدند .
در سال 56 هیچ گونه در خطر انقراضی نداشتیم ، برای یوزپلنگ چندین زیستگاه مطمئن و عالی داشتیم ، خوش ییلاق حفاظت شده بود ، 14 هزار میش و قوچ و آهو و پازن در خوش ییلاق وجود داشت. من در خوش ییلاق یکبار در یک روز 7 یوز دیدم ،  جان باکستون فیلمبردار معروف حیات وحش همراهم بود و هنوز فیلمش موجود است .
پارک ملی کویر یکی از بهترین زیستگاههای یوز بود ، توران را مخصوصاً برای یوز و گور با مساحت 300 هزار هکتار حفاظت شده اعلام کردیم و موته را برای آهو ایجاد کرده بودیم. بهرام گور را  برای گورخر ایرانی ایجاد کرده بودیم  که البته آنجا هم یوز داشت و بطور کلی هیچگونه در خطر انقراضی نبود که دو سه زیستگاه مطمئن نداشته باشد.
الان اوضاع غم انگیز است ، آن موقع در خاورمیانه رقیب نداشتیم و از همه جلوتر بودیم ولی الان اوضاع عوض شده .الان باید متناسب با شرایط جهانی کارکنیم. ببنید الان عربها چه می کنند ، ما آن موقع خودمان را با شرایط جهانی می سنجیدیم ، کنفرانس رامسر را ما آن موقع برگزار کردیم. نخستین  کنفرانس پارکهای ملی دریایی را برگزار کردیم ولی متاسفانه در حال حاضر یک پارک ملی آبی نداریم . شما ببنید کشورهای افریقایی که اسمشون همراه گرستگی و قطحی است پارک ملی دریایی دارند ولی ما با این همه خور ، حرا و ساحل از خرمشهر تا گواتر یک پارک ملی نداریم و البته در کنار اینها  بیش از 40 جزیره هم داریم.
فارو را آن موقع حفاظت شده اعلام کردیم الان متاسفانه شنیده ام بر اساس مصوبه مجلس شورای اسلامی به منطقه آزاد کیش برای تفرجگاه واگذار شده است . من مطمئنم یکی از نمایندگانی که به این طرح رای داده اند نرفته اند و ببیند آنجا دریایش و جزایر مرجانی اش چه بهشتی است.
متاسفانه در حال حاضر در بین مدیران کشور ، محیط زیست ارزش واقعی خودش را ندارد و نه تنها ارزش واقعی اش را ندارد ، بلکه یک هزارم اهمیت واقعی آن درک نمی شود. برای همین گلستان اینطوری است . پارک ملی بمو را ببینید به چه روزی افتاده و بقیه مناطق به همین شکل.  داستان امروز محیط زیست ، داستان غم انگیزی است.


* من می دانم در این کشور چه ثروتی از نظر طبیعی داشتیم و از بین رفته
* تا پیش از این نگران گونه های جانوری بودیم ولی در حال حاضر  گونه ها را با زیستگاهش از بین می برند
* افزایش جمعیت و انحلال سازمان برنامه بودجه وضعیت را بدتر از قبل کرده


 من قبل از سال 50 در ایل قشقایی به دنیا آمدم . 15 سال در کوههای زاگرس کوچ کردم و از سال 50 به این طرف همه مناطق کشور را گشته ام و دیده ام. ما در آن زمان در سازمان محیط زیست سالانه گاهی 250 تا 300 روز برای بررسی زیستگاهها ماموریت داشتیم . من چندین دهه این سرزمین را گشته ام و  من میدانم این سرزمین از نظر طبیعی چه ثروتی داشته. کارشناسان جوان امروز خبر ندارند و نمی دانند این سرزمین چه بوده.
ببینید چشمه ها چه بلایی سرشان آمده ، آبهایی زیر زمینی چه شده. چاههایی که در عمق 10 متر به آب می رسید حالا در عمق 250 تا 300 متر به آب می رسد و متاسفانه در بسیاری از  مناطق منابع آب زیر زمینی تمام شده. چشمه های بزرگ خشکیده اند. دریاچه ها از هامون در  بلوچستان تا ارژن در فارس و بختگان  و مریوان و گاوخونی و ارومیه در بدترین وضعیت به سر می برند و در آستانه نابودی کامل هستند.
سه تا تونل زدیم و هنوز نتوانستیم آب کارون را به زاینده رود و گاوخونی برسانیم. گاوخونی  روزی محل زندگی هزاران فلامینگو بود ، وقتی فلامینگوها از رودخانه بلند می شدند به نظر می رسید این رودخانه آتش گرفته ولی ببیند امروز چه وضعیتی دارد. وضعیت مراتع و رودخانه ها و دیگر مناطق هم به همین شکل است.
من امسال ، کردستان ، لرستان ، چهار محال بختیاری ، کهگیلویه و بویر احمد ، فارس ، گیلان ، گلستان و کرمان را دیده ام  .هیچ جایی نیست که جنگل لطمه ندیده باشه و در حال نابودی نباشد، در کهگیلویه و لرستان درخت بلوط هنوز هست ولی من میدانم زاداوری این جنگل از بین رفته. وقتی ظرفیت دام چندین برابر مرتع باشه دیگر مرتعی باقی نمی ماند . تازه در کنار همه این تخریب ها کارخانه سازی ، واگذاری ها ، جاده سازی های عجیب و غریب، شخم زدن های و درخت بری های شبانه  را هم داریم. تا پیش از این نگران گونه های جانوری بودیم ولی در حال حاضر ، گونه ها را با زیستگاهش از بین می برند.
جمیعت دو برابر شده ، منابع آب کاهش پیدا کرده. وضعیت تصفیه فاضلاب مناسب نیست و اکثراً تصفیه نمی شوند و داستان زباله ها  و نخاله ها هم از همه اینها بدتر است . در سالهای گذشته ، مهمترین ، مفیدترین و موثر ترین سازمان در کشور سازمان برنامه و بودجه بود . این سازمان 40-50 سال آرشیو تحقیقات و برنامه ریزی داشت و مرکز تمرکز کارشناسان با تجربه و با  خرد بود ولی الان این سازمان منحل شده و طبیعی است که باید انتظار داشته باشیم وضعیت بد محیط زیست بدتر از قبل شود.


* در محترمانه ترین  حالت باید گفت پروژه احیا شیر و ببر  به این شکل ، تبلیغات بیهوده است


مگر می شود یک نفر تصمیم بگیرد و بگوید میخواهیم ببر مازندران را احیا کنیم ؟! ما چنین تجربیاتی در گذشته داشتیم ، ما گوزن زرد را نجات دادیم ولی برای نجات گوزن زرد اول زیستگاه را آماده کردیم. اول باید زیستگاه آماده بشود و امنیت ، محل تغذیه و محل زاد آوری برای حیوان تهیه بشود و بعد ادعای احیا گونه را داشته باشیم. شیر و ببر سلطان جنگل هستند و شیر و ببر در بهترین شرایط محیط طبیعی می توانند زندگی کنند نه با این شرایط فعلی زیستگاهها در ایران . باید عرض کنم اینها کارهای تبلیغاتی است و در محترمانه ترین لحن باید گفت این حرف ها تبلیغات بیهوده است.


* علیرغم همه مشکلات و ویرانی ها در صنعت اکوتوریسم می توانیم با تمام دنیا رقابت کنیم


علیرغم همه مشکلات بنده اعتقاد دارم هنوز این سرزمین برای اکوتوریسم عالی است . اکوتوریسم احتیاج به ساخت و ساز لوکس ندارد و شخصی که برای دیدن طبیعت به سفر می آید امکانات مختصر وعادی  را به هتل 5 ستارهه ترجیح میده . ایران از نظر تنوع زیستی و اقوام مختلف سرشار از تنوع است. من قشقایی هستم ، ایل من ، خوراک من لباس من و  موسیقی من جالب است در کنار ما بختیاری ها هستند با فرهنگ ، صنایع دستی ، لباس و موسیقی متفاوت ، شما بروید تا آذربایجان ... هر گوشه سرزمین جاذبه خودش را دارد ، از مردم کویر و جاذبه های کویر هر کدام جاذبه های خودش را دارد.
من 6 سال  در قشم کار کرده ام ، قشم در نگاه اول جزیره ای است که شاید هیچ جذابیتی نداشته باشد ولی می بینید دریایی زیبا دارد ، لاک پشت هایش، ماهیگیری و صید در دریا ، خوراک و فرهنگ مردم ، صنایع دستی و  مهربونی همه جاذبه هستند .
در بسیاری از صنایعی که طی 40-50 سال گذشته سرمایه گذاری کرده ایم در سطح جهانی موفق نبوده ایم و نمی توانیم با آنها رقابت کنیم ولی در اکوتوریسم هیچ کشوری به پای ما نمی رسد. ما یک پنجم اروپا و شاید کمتر از آن وسعت داریم ولی تنوع زیستی ما به اندازه کل قاره اروپا است. ولی مساله اینجاست که برای بحث محیط زیست و اکوتوریسم کار را باید کسی انجام بدهد که این سرزمین را بشناسد و عاشقش باشد و عاشقانه کار کند.
باید به جای این صنایع آلوده کننده که هزار درد ایجاد می کند و با نفت مفت می سوزانیم و چند برابر قیمت جهانی محصول تولید می کنیم روی توریسم و اکوتوریسم کار کنیم . تجربه به من می گوید درآمد منافع اکوتوریسم برای ذی حق ترین مردم کشور است و از زنان خانه دار و چادرنشین تا روستائیان را منتفع می سازد.


* هیچ کس حق ندارد مشکلات محیط زیست را تقصیر مردم بیندازد ، مردم چیزی را می دانند که آموخته اند
* در کجای دنیا با منابع ، خاک و آب کشوری این کار را می کنند که ما می کنیم؟


مردم چیزی را می دانند که آموخته اند . وقتی شما در شرایطی باشید که از مدرسه تا دبیرستان و دانشگاه و رادیو و تلویزیون هیچ چیزی در مورد محیط زیست گفته نمی شود از کجا باید انتظار داشت مردم دانش محیط زیست را دریافت کنند.
این دانش باید از طریق صدا و سیما ، آموزشگاهها ، دانشگاهها ، باشگاه ، انجمن ها ، سخنرانی روزنامه های محلی گسترش داد بشه. سازمان محیط زیست کدام یک از این امکانات را دارد؟
هیچ کس حق ندارد مشکلات محیط زیست را تقصیر مردم بیندازد . آن کسی که بوته می کنه و کلبه اش گرم می کنه و نانی می پزد به دلیل فقر هست و به ناچار همه هست و نیستش را برای امروز فدا می کند. این را نباید تقصیر مردم انداخت. مشکل اینجاست که ما ثروت بی کرانی داریم ،  باید از این ثروت برای اشتغال و افزایش ثروت مردم استفاده کنیم ولی ما فقط نفت را میفروشیم و میخوریم و گرنه در کجا با منابع و خاک و آب کشوری این کار را می کنند که ما می کنیم؟


 * اخطار بحران محیط زیست را 20 سال پیش دریافت کردم
* مسجد سلیمان امروز را ببینم و عبرت بگیریم . اگر به وضعیت محیط زیست توجه نکنیم ایران پس از تمام شدن نفت به سرنوشت مسجد سلیمان دچار می شود


بحران در پیش است ، من  به عنوان کارشناس محیط زیست این اخطار را 20 سال پیش دریافت کردم ولی ظاهراً باید این اخطار خیلی قوی تر باشد تا به گوش همه برسد . من امسال بعد از سالها سفری به مسجد سلیمان داشتم. این سفر بسیار غم انگیز بود ، مسجد سلیمان جایی بوده که اولین چاه نفت خاورمیانه را داشته. در نزدیکی شهر مسجد سلیمان پوشش گیاهی از بین رفته ، چند درخت کنار می بینی البته نه کنارهایی مثل کنارهای شوشتر، درخت هایی ضعیف با چند برگ . یک پرنده در مسیر مسجد سلیمان نمی بینی. روستاهای اطراف شهر متروکه شده است ، همه رفته اند. تقریباً آب زیر زمینی تمام شده است. قبل از اینکه به شهر برسی به زباله می رسی .همه جا  پر از نخاله و زباله است. در شهر فاضلاب از همه جا جاری ، معماری به هم ریخته . خانه  های سابق شرکت نفت که با پرچین شمشاد پوشیده شده بود با دیوارها  و بلوک سیمانی سیمانی پوشیده شده.
نفت مسجد سلیمان تمام شد و شهر به این فلاکت افتاد و این شهر هیچ راه نجاتی ندارد. چشمه ها خشکیده ، جنگل ها از بین رفته و محیط زیست داغون شده است . اگر با همین وضعیت ادامه دهیم و نسبت به حفظ محیط زیست بی توجه باشیم ، اگر همچنان برای افزایش جمعیت تبلیغ کنیم و برای جنگل و رودخانه و آب و خاک ایران برنامه و مدیریت نداشته باشیم دیر یا زود کشور ایران به سرنوشت مسجد سلیمان دچار می شود باید مسجد سلیمان را بیبنیم و عبرت بگیرم .

پی نوشت :

+ این گفتگو نخستین بار در سایت کمیته نجات پاسارگاد منتشر شده است .

+ به دلیل اینکه می خواستم بیان دوست داشتنی استاد دره شوری در گفت و گو ، به این نوشته  نیز منتقل شود برای همین ویرایش کمی انجام دادم و بسیاری از افعال و جملات بصورت  عامیانه و همانند مصاحبه شفاهی آمده است.

/ 4 نظر / 38 بازدید
پورجواد

دیگه هیچ حرفی نمیشه زد. همه ناگفته ها را گفتید و قلب ها را از حسرت و اندوه آکندید.

کوشان مهران

دادا سپهر اصفهانی! بین خودمون باشه ولی چه خوابی برای بیژن خان دیدی دادا! بدت نیاد ، قصد توهین ندارم ولی اصفهانی جماعت وقتی نفس می کشه برای بازدم اول فکر می کنه اگر به صرفش نباشه آنقدر نفسش رو حبس می کنه تا خفه بشه! باز هم معذرت می خواهم ولی من نوعی هرچه از کهنه اوریال های محیط زیست رو دیدم و برخورد کاری با اون ها داشتم یکی از یکی پاچه ورمالیده تر بودند. باید به مدیریت فیروز میرزا آفرین گفت که مانند شبانی سخت کوش این دمه چموش را هدایت می کرد. نظر من بد بینانه است ولی بر اساس مشاهدات خودم دیگر هیچ دید خوبی نسبت به هیچکدام از بزرگان محیط زیست ایران ندارم.آقای دره شوری را تنها یک بار در یک جلسه دیدم ولی هنگامی که از ایشان درباره چینکارا که در کتاب پستانداران ایران مننشر شده در سال 1350 پرسشی کردن جلوی جمع برخورد بسیار بی ادبانه ای با من کردند.

سیمین

از مسجدسلیمان گفتی و کردی کبابم! شیره اش کشیده شده است و مانند تفاله ای دور انداخته شده است! ولی این شهر هنوز خیلی حرف ها برای گفتن دارد. ای کاش روی گردشگری اش کار می شد اونوقت هیچ بیکاری دیگه در این شهر نبود و شهر رونق دوباره می یافت و جان دوباره می گرفت!

سیمین

پس همشهری هستیم موفق باشید