خداحافظ آقای مدنی

روزی که کاوه مدنی آمد #امیدوار شدم. #امید, چون دیدم یک جوان تحصیلکرده متخصص که فرصتهای بسیار خوبی در خارج از کشور دارد به وطن برگشته تا آنچه را آموخته در اختیار سرزمینی بگذارد که سالانه صد تا صدوپنجاه هزار کارشناس و تحصیلکرده اش ترک وطن می کنند.

خوشحال و امیدوار شدم از اینکه دیدم یک #دهه_شصتی که از رانت سیاسی و ژنی برخوردار نیست به مدیریت رسیده.


وقتی در یک ماه اول از طریق نوشته ها, مطالب و عملکردش, بیشتر با مشی فکری و مدیریتی اش آشنا شدم به دوستانم گفتم مدنی ماندنی نیست, چون به ما نمی خورد! مدنی صریح حرف می زد, اصرار داشت مستند و علمی صحبت کند, بیش از آنکه غُر بزند سعی در اصلاح داشت و به دنبال جلب توجه و کسب محبوبیت نبود. همه اینها نکاتی بودند که فضای فعالیتهای اجتماعی محیط زیست سالها با آن غریبه است.


کاوه مدنی قرار نبود معجزه کند, در سازمانی با این بودجه نازل و پرسنلی که عموما حضور در سازمان را راهی برای امرار معاش می بینند و مردمانی که همچنان حفظ محیط زیست را کاری عبث و توسعه ستیزانه می پندارند هیچکس نمی تواند کار خاصی بکند.

کاوه مدنی صرفا یک #دلخوشی بود, دلخوشی به اینکه هنوز می شود کاری برای محیط زیست بی پناه وطن کرد, دلخوشی به آنکه راه برگشت سرمایه های انسانی خارج نشین باز است. دلخوشی برای بقای امید در محیط زیستی ها. مدنی حتی برای عیسی کلانتری هم دلخوشی بود, کلانتری امید داشت همه تصمیمات اشتباهش را پشت انتخاب مدنی پنهان کند.


متاسفانه پیش بینی ام زودتر از آنچه فکر می کردم به واقعیت پیوست. مدنی نماند! خیلی از کسانی که امروز برای رفتنش ابراز تاسف می کنند در روزهایی که بود بر سرش فریاد می کشیدند. همکارانش حتی به درستی از پسِ حذف بطری آب در سازمان متولی حفاظت از محیط زیست بر نیامدند!


مدنی نماند و ما این بار دلخوش به آنیم که محیط زیست مرز ندارد. گفته بود بودجه ای که خارج از کشور در اختیارش بوده از کل بودجه ای که برای آموزش محیط زیست در کل ایران دارد بیشتر است.


خداحافظ آقای مدنی. شاید زود آمده بودی. اینجا هنوز عکسهای مهمانی ها از تصاویر رودها و تالابهای خشک, دشتهای فرونشسته, مردمان آسیب دیده از ویرانی محیط زیست و جنگلهای رو به ویرانی بیشتر آزارمان می دهد.

/ 0 نظر / 38 بازدید