اعترافات سبز من ؛ بازی وبلاگی

 

در این روزهای بهاری وبلاگستان فارسی بازی جدیدی را تجربه می کند که سبزتر از همه بازیهای وبلاگی است . « اعترافات سبز» بازی جدیدی است که به ابتکار نویسنده وبلاگ شهر سالم راه افتاده و مهندس درویش دوست داشتنی مرا به بازی دعوت کرده اند. آئین بازی این است که حداقل 5 کار بد و 5 کار خوبی را که در ارتباط با محیط زیست انجام داده ای باید بنویسی .

اعترافات سبز من :                                                               

-          از کودکی علاقه زیادی به حیوانات داشتم ، در عالم کودکی دوست داشتن حیوانات برایم کاملاً یکطرفه بود یعنی تنها لذتی که از بودن با حیوانات می بردم برایم مهم بود و سرنوشت آنها ارزشی برایم نداشت و این مساله باعث شده بود که نادانسته و ناخواسته کمی تا حدودی حیوانات زیادی را اذیت کرده باشم . تابستان برایم معنی خریدن جوجه رنگی می داد و عید ها ماهی قرمز ، چه بسیار حیواناتی که در این سالها مردند .

-          در تابستان سالهایی که دبستانی بودم صبح ها به کلاسهای تابستانی (شنا ، زبان ، خط و ...) می رفتم . این کلاسها در محل کار مادرم بود و بعد از کلاس ها تقریباً از ساعت 12 تا 30/2 بیکار بودم و در این ساعات بیکاری به همراه یکی از دوستانم برای گرفتن ماهی جویی ( جوبی) به جویی که در آن نزدیکی بود می رفتیم . هر بار بین 10 تا 20 ماهی و بچه ماهی و گاهی بچه قورباغه می گرفتیم . این ماهی ها حداکثر بعد از یکهفته می مردند ، حساب کنید در این سالها چند ماهی گرفتم  و مردند؟!

-          در دوران دبیرستان و زمانی که گرفتن ماهی جوبی سالها بود از سرم پریده بود همزمان با خواندن درس زیست شناسی رشته تجربی علاقه مندی جدیدی پیدا کردم و آن تشریح قورباغه و وزغ بود. البته آن موقع ها فکر می کردم دارم کار علمی ! می کنم و این کارم باعث خدمت به حیوانات می شود ! خدا شکر این آخرین برگ از پرونده حیوان آزاری من بود.

-          کلاً حمام هایم طولانی است . البته تازگی ها خوب شده ولی آب و آب گرم زیادی هدر می رود.

-          خیلی کم و شاید سالی چند بار سوار اتوبوس و مینی بوس می شوم . بیشتر سوار تاکسی می شوم که این اصلاً زیست محیطی نیست . با این وضعی که متروی اصفهان دارد اگر بعد از 1000 سال ساخته شود رسماً شخصاً آنرا تحریم خواهم نمود.

-          در این 28 سال تنها 3 خودکار را تا وقتی که جوهرش تمام شده  داشته ام !

-          این روزها ساعات زیادی را بی هدف و الکی به وبگردی می پردازم .

کارهای خوبی که برای محیط زیست کرده ام :

خوشبختانه کارهای خوبی که برای محیط زیست کرده ام را بسیار دوست دارم . یکجورایی فکر می کنم این کارها در زندگی شخصی و اجتماعی به من خیلی کمک کرده اند و این انگیزه مرا برای انجام کارهای بیشتر بالا می برد. این کارها شاید کوچک باشد ولی برای من خیلی ارزشمند است.

-          تقریباً از 9-8  سال پیش وارد فضای ان جی او های زیست محیطی شدم . فکر می کنم در این مدت توانسته ام کمی سبز باشم و در خدمت محیط زیست. همچنین در این سالها افرادی را نیز با خودم همراه کرده ام که امروز از دوستان سبز من هستند. بیشتر فعالیتهایم در انجمن حمایت از حیوانات اصفهان بوده ، امیدوارم با حیوانات بی حساب شده باشم !

-          سعی دارم در این وبلاگ تا آنجا که در توانم هست کمکی باشم برای محیط زیست شهر ، کشور و زمینم . وبلاگم که 5 ماه دیگر 6 سالش تمام می شود را بسیار دوست دارم.

-          از سالهای دور به روشن بودن لامپ های اضافی و چکه کردن شیر آب حساس بوده ام  و همیشه لامپ ها را خاموش و شیرها را سفت بسته ام.

-          خدا را شکر با سیگار و قلیان میانه ای ندارم و در این زمینه در طی سالهای گذشته تنها چند نخ هوا را آلوده کره ام !

-          عادت دارم از نیمه های مهر ماه تا نیمه های فروردین شلوار گرم زیر شلوار بیرونم بپوشم ، اینطوری کمتر به بخاری نیاز دارم. از دیگر عادات پوشاکی من اینست که در خانه هر چه لباسی کهنه تر شود برایم دوست داشتنی تر می شود ، اگر زیر شلواری ها و زیرپوش هایم را اهل منزل معدوم نکنند تا آخرین ذره تار و پود از دستشان نخواهم داد .

-          زیستا آخرین دسته گل سبزم است که به همراه جمعی از دوستان گل سبزم راه انداخته ایم ، خوابهای سبز زیادی برایش دیده ام ...

باید اعتراف کنم بازی سختی است ولی لذت بخش . این عزیزان سبز اندیش را به این بازی دعوت می کنم : شاهین سپنتا ، مژگان جمشیدی ، مریم خزائلی ، ژاله فتوره چی ، داریوش ، مجتبی کنعانی ، مهدی اشراقی ، فاطمه متین فر ، نگین کوتاه زاده و محسن تیزهوش .

 

/ 12 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد درویش

سلام بر سپهر عزیز : ممنون که اینگونه سزاوارانه و صمیمانه به دعوتم لبیک گفتی و اعتراف های سبزت را با دیگر کاربران مجازی به اشتراک نهادی. راستش اعتراف های تو مرا یاد چند خلاف دیگرم انداخت که فراموش کرده بودم! یکی همان ماجرای جوجه رنگی ها بود که فکر کنم حداقل 4 یا 5 جوجه رنگی به دست من به سرنوشتی مشابه بدل شده باشد! دوم ماجرای ماهیگیری بود... یادم هست یه روز به چادگان رفته بودیم (بهار سال 1355) و من در آنجا برای اولین بار لذت ماهیگیری با یک چوب نی و قلاب و چوب پنبه و اندکی خمیر نان را درک کردم. شاید بیش از 80 ماهی در آن روز گرفتم که البته اکثر آنها را کباب کرده و خوردیم. اما باید اعتراف کنم آن ماهی ها را نه برای تامین نیاز معیشتی که برای لذتش صید می کردم ... و البته خوشبختانه چنین لذتی دیگر هیچگاه دست نداد! درود بر تو که بی شک یکی از جوانان نامدار و پرافتخار وبلاگستان سبز هستی و می دانم که به بسیاری از کارهای نیکت اشاره نکردی. سالی پر از رخدادهای فرخنده برایت آرزو دارم مرد ... [گل]

محمد درویش

در ضمن در پاسخ به خانم کتایون ربیعی باید عرض کنم که من واقعاَ در زندگی ام تاکنون حتی یک نخ سیگار هم دود نکرده ام! دلیلش هم شاید این بود که پدرم به شدت سیگار می کشید و البته به خاطر این سیگار کشیدن افراطی 3 بار هم سکته کرده است (و خوشبختانه سیگار را هم اکنون کنار گذاشته است). البته دلایل دیگری هم دارد! به باور من انسان باید آنقدر توانمندی داشته باشد که بتواند بدون کمک از هر نوع ماده مخدر (چه از نوع دخانیات و چه از نوع نوشابه های الکلی و ...) برای خود "حال خوش" بیافریند. به دیگر سخن، پناه بردن به سیگار و مشروبات الکلی برای آفرینش حال خوش به این مفهوم است که فرد ناتوانی خود را رسما پذیرفته است.

لیلا

سلام. ابتکار بسیار جالبی بود[نیشخند] ممنون از اعترافات سبز شما پیروز باشید[گل]

کتایون ربیعی

سلام آقای درویش عزیز. با اطمینان نزدیک به 100 درصد می توانستم بگویم شما تاکنون دخانیات مصرف نکرده اید. و البته منظور من از مصرف مواد دخانی اعتیاد نبود. بسیاری از افراد(شاید بتوانم آمارش را بیابم و بگویم) حداقل یک بار در زندگی طعم مصرف سیگار را مزه کرده اند و از ان عجیب تر مصرف قلیان است که امروزه در ایران به شکل یک تفریح سالم درامده است. عدم اشاره دوستان به آن یا از فراموشی بوده است یا از ندانستن و یا از هراس از اعتراف. و البته باید بگویم حضور دوستداران محیط زیست در این بازی به شکل گرفتن درست بازی بسیار کمک کرد که این را مدیون شما هستم جناب درویش. با پوزش از سپهر سلیمی عزیز برای استفاده از کامنت دانی اش :))

نگین

خیلی ابتکار قشنگیه حتمآ شرکت میکنم ممنون که دعوت کردین

ژاله

چه بازی قشنگی.. حتما" شرکت میکنم امیدوارم تا فردا بتونم اینکار را انجام بدم.

سلول

سلام . سپهر گرامی از لطف شما بسیار ممنونم که بنده را نیز دعوت نموده اید . فقط یه سوال مهم دارم ! میشه تو این بازی جرزنی کرد یا دبه درآورد ؟؟!! خلاصه اینکه من نه دروغ خواهم نوشت نه غلو خواهم کرد و نه ... و دقیقا برای همین است که اجازه میخواهم در زمین حاضر نشده و باخت سه بر صفر را هم قبول دارم .) خلاصه رخصت می خواهیم که ما را معاف بفرمایید چون می ترسم هنوز به اعترافات سوم و چهارم نرسیده ، همین چند دوست عزیز وبلاگی را هم از دست بدهم !!!!!

سلول

تشکر از سپهر عزیز .) [گل]

شاهین سپنتا

درود سپهر جان. چندی پیش در صدای آمریکا دیدم که یک تشکل سبز در آمریکا مردم را دعوت کرده بود که به گناهان سبز خود اعتراف کنند. درست مثل همین پیشنهاد شما و هرکس گناهان خود را روی یک وایت برد می نوشت و بعد همراه وایت برد از او عکس می گرفتند و عکس را به او می دادند تا این سند غیر قابل انکار را همیشه پیش روی خود داشته باشد و از انجام آن کارها پرهیز کند همه ما در دوران کودکی تجربیاتی از بد رفتاری با حیوانات داشته ایم که شاید علت اصلی آن این باشد که پدر و مادر ها ما را برای عشق ورزیدن به طبیعت درست راهنمایی نمی کردند من هم جوجه های رنگی نگه داری می کردم . البته آن ها را نمی کشتم و بعد از بزرگ شدن می فروختم در حاشیه زاینده رود خرچنگ صید می کردم. البته بعد از بازی داخل زاینده رود می انداختم پروانه و دیگر حشرات را صید می کردم و خشک می کردم و در قاب می گذاشتم و نام های علمی و نام های آن ها را به زبان های دیگر پیدا می کردم و زیرش می نوشتم یک آلبوم بزرگ از برگ انواع گیاهان با نام علمی و نام محلی آن ها درست کرده بودم گاهی در چادگان به همراه پسر عمویم به ماهی گیری می رفتیم اما من اصلا استعداد ماهی گیری نداشتم و حتا ی

شاهین سپنتا

و حتا یکی هم صید نکردم در دانشکده دامپزشکی هم برای درس آناتومی یا کالبدگشایی یک بار یک مرغ و بار دیگر یک گربه را کالبد گشایی کردم البته این کارها را هیچگاه از روی نفرت از حیوانات انجام نمی دادم و بیشتر جنبه کنجکاوی و شیطنت کودکانه و یا اجبار استاد داشت ولی اگر پدر و مادر این انرژی ها را درست هدایت کنند خیلی بهتر است تا این که سرانجام در کنار شما و دیگر دوستان با راه اندازی انجمن حمایت از حیوانات کوشیدیم تا شیطنت های دوران کودکی را جبران کنیم