برگی از تاریخ؛ روزی که حامیان محیط زیست، کوه سیاه را آزاد کردند

ماجرا از آن جا شروع شد که مجوز استخراج و بهره برداری از کوه سیاه در اختیار پیمانکاری خصوصی قرار گرفت و مردم محلی پس از کسب اطلاع از این قضیه اعتراضات خود را آغاز کردند. تجمع در محل کوه سیاه، تماس با رسانه های محلی و کشوری و رایزنی با مدیران و نمایندگان استان از جمله تلاشهای مردمان شهر ورزنه برای نجات کوه سیاه بود. این چنین بود که خبر تعرض به کوه سیاه که در اردیبهشت 87 در این وبلاگ منتشر شد موجی گسترده را به وجود آورد و در تیرماه 87 به آزادی کوه سیاه از دست طبیعت ستیزان منجر شد.
در این میان رسانه های محلی و کشوری نقش بسیار پررنگی در بازتاب اعتراضات مردم منطقه داشتند، همچنین اداره کل محیط زیست استان اصفهان و بویژه مهندس لاهیجان زاده (مدیرکل وقت) حمایت بسیار خوبی از این مساله داشت. البته در کنار همه ی این مسائل باید به نقش پر رنگ معلمی اشاره کرد که جانانه برای نجات کوه سیاه تلاش کرد. رضا خلیلی مسئول انجمن میراث ورزنه نقش بزرگی در نجات کوه سیاه داشت، بعد ها به پاس این تلاش ها او به «قهرمان تالاب های ایران» شد.
نجات کوه سیاه یکی از تجربه های موفق دوستداران محیط زیست برای نجات محیط زیست بود، تجربه ای که پس از گذشت 4 سال همچنان می تواند شورآفرین و امید بخش باشد و چراغی باشد برای فعالیت های مدنی زیست محیطی.

/ 6 نظر / 33 بازدید
mohseni

سلام وبلاگ خوبي داري . يه سري به وبلاگ من بزن . اگه دوست داري درآمد واقعي از اينترنت داشته باشي از مطالبم استفاده کن www.mohseni777.roomfa.com ---------------------------------------- ايميل پشتيباني: hanmudo_rm@yahoo.com

بیداد(گیله زن)

چه عالی که در چنین وضعیت نابسامانی که بر محیط زیست کشور دامن گسترده یادآور چنین روزی شدید این موضوع ثابت می کند که اگر مردم اراده کنند و بخواهند هیچ یک از تخریب ها و حرمت شکنی ها نسبت به میراث طبیعی مان نمی تواند صورت بگیرد البته که در آن روزها باید قدردانه پیگیری و اطلاع رسانی به جای شما نیز بود [لبخند]

مهران

سلام. مطلبی راجع به ورود فاضلاب در محدوده شهر اصفهان (پل های بزرگمهر و غدیر) در قسمت نظرات مطلب «شنا ممنوع! خطر ضربه مغزی شدن» نوشته ام. خوشحال می شوم اگر نظر شما را بدانم.

زکریامیرزائی

سلام مردم و رسانههای محلی می توانند با فرهنگسازی مفید و بجایی که انجام میدهند بهترین یاوران محیط زیست باشند

مهران

سپهرجان، متأسفانه فعلاً وبلاگ فعالی ندارم. پس از جستجو در اینترنت برای «زاینده رود»، وبلاگ شما را به عنوان بهترین جا برای طرح مسائل فعلی این رودخانه مظلوم پیدا کرده ام.

کریم ادیب

من غرق حیرتم که چرا این سان،این خسته بی رمق افتاده؟ تاکی چرا نگفتن و ماندن؟ در بی خودی نشستن و مردن؟ باید به قله ها برد . . . ها سراسر.تا زندگی بجوشد از بیخودی نشستن. ادیب