تاملی بر فجایع زیست محیطی و عوامل آن

8etiyp1.jpg

در ماههای گذشته شاهد اتفاقات ناگوار زیادی برای محیط زیست یتیم کشورمان بوده ایم و تقریباً هفته ای نبوده که در آن فاجعه ای زیست محیطی رخ ندهد ! متاسفانه حجم مصائب گریبانگیر محیط زیست کشورمان آنقدر زیاد است که بسیاری از دوستداران محیط زیست به شنیدن خبرهایی از قبیل تعرض به مناطق حفاظت شده ، آلوده سازی صنایع بزرگ ، بیماریهای ناشی از توسعه ناپایدار و امثالهم عادت کرده اند ! نگاهی گذرا به وبلاگهای زیست محیطی شاهدی بر این ادعاست ؛ تا یکی دو سال پیش بسیاری از فجایع این روزهای محیط زیست بهانه ای می شد برای اعتراض و نوشتن ولی در حال حاضر از کنار بسیاری از اخبار عبور می کنیم و حتی یک لینک ساده هم داده نمی شود.

هر کدام از اتفاقاتی که امروزه برایمان تکراری شده و از کنار آنها می گذریم ، اگر در بسیاری از دیگر کشورهای جهان  رخ دهد می تواند مدیران و وزرای بسیاری را اخراج یا مجبور به استعفا کند و روزهای زیادی در صدر خبرهای آن کشور بماند .

اگر به تاثیرات مشکلات محیط زیست ما بر سرنوشت آدمیان نگاهی بیندازیم و آنرا در مقیاسی جهانی بنگریم به نظر من محیط زیست ما بسیار خبرسازتر از اخبار سیاسی ، فوتبال و یا هالیوود می تواند باشد !

متاسفانه اخبار ناگوار محیط زیستی آنقدر بزرگ و تکاندهنده است  که ناخودآگاه پس از شنیدن آنها اعصابی خرد و روانی پریشان برایمان می ماند و کمتر به دنبال عوامل ایجاد آنها می گردیم .عواملی که معمولاً به چشم نمی آیند و مسبب همیشگی بلاهای زیست محیطی هستند . به زبان ریاضی آنکه ؛ فجایعی که بسیار بزرگ و حل ناپذیر نشان می دهد در حکم معادلاتی چند مجهولی هستند که از توابعی بسیار ساده و آسان تشکیل شده اند  و برای بدست آوردن « ریشه ها » باید آنها را ساده کرد.

نگاهی دوباره به فاجعه بختگان ، مصاحبه خانم جوادی در سیما، سیرک پردیسان و دیگر اخبار زیست محیطی بیندازید ، «ریشه های » بسیار خوبی برایمان آشکار می کند که عبارتند از :

* بعضی از مدیران محیط زیست اعتقادی به حفظ محیط زیست ندارند و بعبارت ساده تر دلشان برای محیط زیست نمی سوزد!

* بعضی از مدیران محیط زیست دانشی درباره محیط زیست ندارند!

* بعضی از مدیران محیط زیست تصور می کنند سطح اطلاعات زیست محیطی مردم بسیار پائین است و |ببخشید| آنها را ا ح م ق تصور می کنند!

* بعضی از مدیران محیط زیست از سوی مدیران قویتر تحت فشار هستند!

* مردم اهمیتی به محیط زیست نمی دهند و بالطبع مدیران هم توجهی به این مسئله ندارند!

* مردم اهمیت می دهند ولی مدیران توجهی به مردم ندارند!

* عدم پاسخگویی مدیران سابق و فرافکنی مدیران شاغل در حوزه محیط زیست!

* اوضاع محیط زیست بسیار خوب است و محیط زیستی ها بیخودی شلوغ می کنند!

 *بعضی از مدیران کشور، محیط زیست را پدیده ای فانتزی می دانند و طرفداران محیط زیست را آدمهایی بیکار و بعضاً اجنبی می دانند که به دنبال حفظ چند درخت و گربه هستند!

* بعضی از مدیران کشور معتقدند نیرویی وجود دارد که مردم و کشور را در برابر بلاهای ناشی از تخریب محیط زیست حفظ خواهد کرد!

* بعضی از مدیران کشور معتقدند فعلاً باید مشکلات جهان را حل کرد و مجالی برای پرداختن به محیط زیست نیست!

* بعضی از مدیران نگاهی تک بعدی به توسعه دارند و به فکر حفظ میز خود در دوران کوتاه مدیریت هستند!

* اتفاقات پیش آمده عادی است و با توجه به رشد جمعیت چاره ای جز این نیست!

* این اتفاقات بدلیل ضعف فعالان محیط زیست ، سازمانهای غیر دولتی ، رسانه ها و ... در رویارویی و مقابله با مشکلات ایجاد شده!

از دل این «ریشه ها» کودکانی ناقص الخلقه زاده می شوند، سرطان گسترش می یابد، میراث طبیعی ما نابود می شود، مخلوقات الهی شکار و شکنجه می شوند و ...

طی دهه های گذشته بسیاری از دلایل بیان شده کم و بیش وجود داشته و چگونگی جمع شدن این عوامل در پدیده ای و تفکرات متولیان در بزرگی حادثه های ایجاد شده تاثیر گذار بوده ! بعبارتی هر معادله ای فرمول خاص خود را دارد و بستگی دارد که از چه « ریشه » هایی تشکیل شده باشد.

/ 1 نظر / 22 بازدید
یکی دیگه..

سپهر جان بیانیه اعتراضی رو امروز در اعتماد ملی دیدم حال کردم الان هم لینکیدم...