شعری کم نظیر از «یغما گلرویی» در نکوهش حیوان آزاری و شکار


بگین وحشی ترین حیوون کدومه؟ جواب ِ این سوال ُ کی می دونه؟
بگین گـُرگه؟ یا شیر ِ؟ یا پلنگه؟ یا ببری که حریص بوی خون؟
ولی من این سوال بی جواب ُ می پرسم از یه موش آزمایشگاه!
نگاهم می کنه، هیچی نمی گه، جوابش خیلی کوتاهه، مث آ...ه!
تو رگ هاش جای خون ویروسه چون که ما آدم ها نباید زود بمیریم!
باید درمون دردا ر ُ بفهمیم، واسه این کار مُجازیم جون بگیریم!
می پرسم از یه اسب پیر ابلق، که عمری ر ُ به گاری بسته بوده!
جوابش خیلی تلخه آخه پُشتش، هنوز از ضربه ی شلاق کبوده!
یه فیل گنده تو میدون سیرکه، که می رقصه با سوت رام کننده!
ازش می پرسم اما می گه: ول کن! برو بابا! دل خوش سیری چند؟
برای کشفِ اون حیوون وحشی، کجای دنیا ر ُ باید بگردم؟
سوالم ساده س اما بی جوابه، جوابش ر‌و چرا پیدا نکردم؟
می رم پیش گوزنی که سر اون آویزونه به دیوار یه تالار!
می گم وحشی ترین حیوون کدومه؟ سکوتش رو سر من شه آوار!
یه روباه طلایی ر ُ می بینم، ولی اصلاً جوابم ر ُ نمی ده!
آخه اون خیلی وقته پالتو پوسته، دیگه مرده! به آرامش رسیده!
تموم ِ عمرش ُ در رفته بوده، از آدم، از سگُ دامُ گلوله!
حالا پالتو شده، پایین پالتو، هنوزم جای تیر یه دولوله!
سوال ُ از قناری ها می پرسم، قناری ها جوابش رُ می دونن!
جواب ُ از صداشون می شه فهمید، مث زندونیا آواز می خونن!
می رَم تا باغ وحش، اون جا که شیرا، دارن از بی غذایی نفله می شن؟
سوالم ر ُ نگفته پس می گیرم، جواب این سوالم می شه روشن!
دیگه دنبال اون حیوون نگردین، من اون ُ توی آینه پیدا کردم!
شماها ر ُ نمی دونم ولی من حالا دارم پِی آدم می گردم!

شعر: یغما گلرویی
طراحی و کولاژِ عکس: مـــرتضــا قربانـــی

/ 0 نظر / 161 بازدید