پشت دیوار پناهگاه ها؛ نگاهی متفاوت به پناهگاه های سگ ها

پناهگاه چیست؟
پناهگاه حیوانات مکانی است موقت برای نگهداری حیوانات بی جا، گمشده و یا رها شده. همانطور که در تعریف پناهگاه آمده است از آن بعنوان مکانی موقت نام برده شده است، اما سوال احتمالی که ممکن است در ذهن خیلی ها شکل بگیرد این است که اگر پناهگاه ها بصورت موقت قادر به نگهداری حیوانات هستند پس سرنوشت آن تعداد از حیوانات که به پناهگاه راه پیدا کردند در نهایت چه می شود؟

تنها دانستن نوع پناهگاه ها پاسخ مناسبی برای این سوال است، بر این اساس پناهگاه ها به دو دسته اصلی تقسیم می شود: 1- پناهگاه های با معدوم سازی  2- پناهگاه های بدون معدوم سازی

اکثر پناهگاه هایی که در کشور هایی نظیر انگلیس، آلمان، اتریش و نظیر اینها وجود دارد سیاستی مبنی بر معدوم سازی دارند، بدین صورت که عضو جدیدی که توسط حامیان یا سازمان های مردم نهاد به پناهگاه آورده می شود پس از طی یک دوره ی قرنطینه برای اطمینان از سلامت مهمان جدید آن را به جایی که محل اصلی نگهداری است منتقل می کنند. این مکان از سالنی بزرگ پر از قفس های متعدد که غالبا با کفپوش های سنگی پوشیده شده ، تشکیل شده است.

حیوانات پناهگاه ها بسته به زمانی که توسط پناهگاه تعیین شده است مجبور است روزها و شب های زیادی را روی زمینی سنگی که به شدت مفاصل اندام های حرکتیش را آزار می دهد بگذراند. در مورد آنهایی که بصورت انفرادی نگهداری می شوند وضع بدتر می شود چون مجبورند در این سلول هایی که کوچکترین شباهتی با محل واقعی زندگیشان ندارد، ساعت های متوالی به دیوارها و یا میله های جلوی قفس چشم بدوزند و منتظر وقایعی باشند که هرگز علتش را نمی دانند. علتی که گاها توجیه دیگری جز خودخواهی نامحدود انسان ها را نمی توان برایش تعریف کرد.

اما همه چیز به یک فضای نامناسب یا یک وعده غذایی کم و افسردگی احتمالی این پناهنده های اجباری ختم نمی شود، این وضعیت زمانی به اوج بی رحمی خودش میرسد که برای ماندن در چنین مکان اسفناکی هم فرصت تعریف شده ای دارند. بسته به نوع قوانین پناهگاه های همراه با معدوم سازی حیوانات می توانند از چند هفته تا چند ماه در این قفس ها بمانند و اگر هیچ کس برای نگهداری از آنها داوطلب نشود سرنوشتی جز مرگ آرام در انتظارشان نخواهد بود در این بین فاکتور هایی مثل ساختار بدنی ، وضعیت ظاهری ، نوع نژاد یا میزان یادگیری شانس زنده بودن آنها را مرتبا تحت تاثیر قرار می دهد.

طبق آمارها تعداد زیادی از حیواناتی که به پناهگاه برده می شوند یا گمشده اند و یا توسط صاحبانشان رها شده اند. برای جلوگیری از این مشکلات در کشوری مانند آلمان هر فردی که حیوانی می خرد یا از پناهگاه می گیرد متعهد است که ابتدا آنرا عقیم کند و علاوه بر آنکه باید شرایط مطلوبی برای آن فراهم کند هرگز نباید آن حیوان را رها کند و یا بدون دلایل موجه از نگهداریش سرباز زند در غیر این صورت باید جریمه های تعیین شده را پرداخت کند که البته این خود باعث کاهش تقاضا و به تبع آن کاهش تمایل افراد برای وادار کردن حیوانات به زاد و ولد اجباری و دائمی برای فروش می شود. البته این دولت ها قوانین سختی برای پرورش دهندگان پت ها قائل می شوند که داشتن مجوز و تخصص لازم برای این کار از معمولترین اصول این قوانین است.

پناهگاه سگ ها در ایران
برخلاف پیشینه طولانی که پناهگاه ها خارج از ایران دارند، قدیمی ترین پناهگاه ایران که تنها پناهگاه مجوزدار هم هست در سال 82 تاسیس شده است که اکنون حدود 300 قلاده سگ در آن نگهداری می شود که بنا به گفته مسئولینش تنها 6% از حیوانات به خانواده های متقاضی سپرده می شوند.

بدلیل آنکه اکثر پناهگاه ها در ایران نو بنیاد هستند حیوانات در فضاهایی باز و بر روی زمین های خاکی و یا شن ریزی شده که توسط فنس ها یا دیوار هایی محدوده بندی شده اند، نگهداری می شوند. علیرغم خوبی هایی که این روش نگهداری دارد بدلیل آنکه گاهاً ساده ترین امکانات هم در آنها وجود ندارد شرایط را برای حیوانات این مجموعه ها سخت می کند.

متاسفانه در کشوری مثل ایران بدلیل آنکه هیچ اقدام موثر و درستی برای کنترل جمعیت حیواناتی مثل سگ و گربه جز کشتار گسترده صورت نمی گیرد، پناهگاه ها مجبورند مرتبا ظرفیت نگهداری را افزایش دهند و یا به نوعی با حفظ همان ظرفیت حیوانات بیشتری را پذیرش کنند که این مشکلات عدیده ای مثل کافی نبودن نیروی متخصص ، عدم توانایی در تامین غذای مناسب و کافی بصورت مستمرو ددیگر مشکلات حاصل از تراکم بالا مثل بیماری هایی که عامل اصلیش استرس حاصل از تراکم زیاد است را ایجاد می کند.

درآمد پناهگاه ها و شفاف سازی مالی
 بیشترین بخش درآمد پناهگاه ها از کمک های مردمی تامین می شود. اما نقاط ابهام فراوانی در خصوص عملکرد مالی پناهگاه ها وجود دارد. با اینکه در صفحات پناهگاه های ایرانی پس از نام پناهگاه نخستین چیزی که دیده می شود شماره حساب بانکی داخل و خارج از ایران است اما هیچگاه شاهد ارایه گزارش مالی شفاف از سوی پناهگاه ها نبوده ایم، ضمن اینکه بسیاری از حساب ها به نام اشخاص حقیقی است.

لیدا اثنی عشری، مدیر سابق پناهگاه وفا در این زمینه می گوید:" تمام هزینه پناهگاه ها با کمک های مردمی تامین می شود، اما مساله این است که این کمک ها بطور صحیح در بین پناهگاه ها تقسیم نمی شود و یا اصلاً این کمک ها به درستی در پناهگاه ها خرج نمی شود. خیلی از پناهگاه ها هستند که با وجود اسپانسر های قوی کارهایی را که باید انجام بدهند، انجام نمی دهند.

در گذشته همه در پناهگاه ها خالصانه کار می کردند این در حالی که در حال حاضر این خلوص وجود ندارد و هر کسی یک حیوان گرفته و نام حامی حیوانات رو روی خودش گذاشته و با دادن شماره حساب و تلفن حمایت خودش را ابراز می کند! برای مثال یک پناهگاه اعلام میکند 1000 عدد سفتریاکسون (یک داروی گرون قیمت)نیاز دارند، اما وقتی بررسی میشود اغلب دیده می شود که تنها تعداد کمی از سگ ها به این دارو نیاز داشته اند و باقی دارو در بازار آزاد فروخته می شود!"

اثنی عشری می گوید: "خیلی ها معتقدند که پناهگاه داری یک شغل پردرآمد است و باید برای تامین هزینه هایشان دست به تاسیس پناهگاه بزنند! بعضی از پناهگاه ها اسپانسر های زیادی داشته و حتی پول های زیادی هم دریافت می کنند  درحالیکه معمولترین احتیاجات یک پناهگاه را ندارند و برای سگ ها هیچ نوع امکاناتی را اعم از تعذیه تا نیاز های سلامتشان را فراهم نمی کنند و اگر به آنجا مراجعه شود بیماری های مختلف و عدم بهداشت محیط را می توان مشاهده کرد تا جاییکه خیلی از سگ ها در چنین شرایطی بیمار شده و حتی می میرند."

شیوا، مدیر یکی دیگر از پناهگاه ها معتقد است" پول هایی که به بعضی از پناهگاه ها وارد می شود بسیار هنگفت است اما آنها تنها بخش ناچیزی از آن را برای سگ ها خرج می کنند!"

عقیم سازی؛ هدفمند یا بی هدف؟!
عقیم کردن حیوانات یکی دیگر از مسائلی است که مورد اختلاف برخی از حامیان حقوق حیوانات است. برخی گروه ها معتقدند عقیم سازی اگر بدون اتکا به برنامه ریزی و مدیریت علمی، مدیریت دفع پسماند و فرهنگ سازی باشد ثمربخش نخواهد بود. ضمن اینکه آمار مشخصی از ثمر بخش بودن عقیم سازی در ایران وجود ندارد.
مدیر سابق پناهگاه وفا در این خصوص می گوید: "پیمانکارانی که از طرف شهرداری مامور به کشتن سگ ها می شوند آگاهانه از کشتن سگ های مولد صرف نظر می کنند! تا به این طریق امکان افزایش جمعیت مجدد را به آنها داده باشند و به نوعی به این روش برای خود درامد زایی می کنند. در حقیقت پیمانکاران شهرداری تنها سگ های جوان و توله ها را از بین می برند!"

اثنی عشری می گوید: "هیچگونه مطالعه و بررسی علمی درباره ی نتیجه عقیم سازی های انجام شده در ایران وجود ندارد.  ولی با این حال همچنان طرفدار عقیم سازی است و حتی به صراحت خبر از عقیم کردن 36 سگ مولد در یک روز توسط دکتر عابدی می دهد. لیدا اثنی عشری در اظهار قابل تاملی می گوید: گاهاً سگ های باردار را که بعضی از آنها نزدیک زایمانشان بوده را هم عقیم می کنیم و نتیجه آن جز خوشحالی و نشاط سگ نیست در واقع این سگ بدین طریق از مشکلات و عواقب بعد از زایمان هم نجات می یابد!"

شیما*  نیز با آنکه آمار مشخصی از اثرات عقیم سازی بر کاهش جمعیت سگ ها در ایران در دست ندارد از این کار دفاع می کند و معتقد است این کار به کاهش جمعیت سگ ها کمک می کند.

پرسنل پناهگاه ها
یکی دیگر از موضوعاتی که در خصوص پناهگاه ها قابل توجه است میزان صلاحیت علمی و اخلاقی پرسنل آنهاست.
لیدا اثنی عشری در این خصوص می گوید: "نه تنها افرادی که در پناهگاه به عنوان کارگر کار می کنند بلکه حتی برخی از آنهایی که ادعای حیوان دوستی هم  می کنند صلاحیت لازم را ندارند. در خیلی از پناهگاه ها متاسفانه چه پرسنل و چه کارگر ها هیچگونه صلاحیتی در اجرای امور آنجا ندارند که در این مورد هم هیچ نظارتی صورت نمی گیرد!"

مدیر سابق پناهگاه وفا می گوید: "متاسفانه پناهگاه حیوانات به منبع درآمدی برای خیلی از افراد تبدیل شده است و اگر نظارتی صورت نگیرد جامعه حمایتی به یک سمت بسیار کثیفی سوق میابد. بسیاری از مسئولین هم ازشماره حساب های متعدد که در شبکه های اجتماعی اشتراک گذاری می شود انتقاد کرده اند و  از سوءاستفاده های مالی بسیاری که به دلیل عدم نظارت و پیگیری در این بخش صورت گرفته ابراز نگرانی کرده اند."

شیما نیز ضمن اعتراف به عدم صلاحیت بسیاری از پرسنل پناهگاه ها می گوید: "دستمزد یک کارگر پناهگاه یک میلیون تومان در ماه است که البته در مورد کارگرهایی که کارهای دشوارتری انجام می دهند این مبلغ بیشتر می شود." وی می گوید:" اکثر کارگرها هیچ نوع تخصصی در مورد کار پناهگاه ندارند و هرچه یاد می گیرند بصورت تجربی هنگام کار در آنجا است ایشان این نکته را هم اضافه کردند که با تمام سخت گیری هایی که در این باره صورت می گیرد باز هم رفتار بعضی از کارگرها با سگ ها ابداً مناسب نیست. "

بهراد*، دانشجوی دامپزشکی است که بصورت داوطلبانه در یکی از پناهگاه ها فعالیت می کند. وی می گوید: "بعضی از پناهگاه ها با دانشجو های داوطلب برای درمان و عقیم سازی در پناهگاه همکاری می کنند که این همکاری کاملا داوطلبانه و بدون پرداخت کوچکترین هزینه است، البته این دامپزشکان داوطلب بیشتر سگ های معمولی و  شهری را مداوا و عقیم می کنند و در مورد سگ هایی که نژاد دار و گران قیمت هستند از دامپزشکان با تجربه استفاده می شود که معمولا این دسته از دامپزشکان مبالغ زیادی برای درمان حیوانات می گیرند."

توله کشی در پناهگاه ها
لیدا اثنی عشری در خصوص ابهاماتی که در خصوص پرورش سگ های صاحب نژاد در پناهگاه ها وجود دارد می گوید: "شنیده هایی وجود دارد اما اسناد واقعی در دست نیست اما نباید این مساله را نادیده گرفت که گاهاً بعضی از سگ های نژاد دار در پناهگاه ها واگذار نمی شوند! "

حال سگ ها خوب نیست!
مدیر سابق پناهگاه وفا می گوید:" نباید فراموش کنیم که خیلی ازسگ ها درون پناهگاه ها فقط برای یک نمایش نگهداری می شوند حتی گاهی بعضی از متولیان پناهگاه ها سگ های بیمار و معلول را خریداری کرده و از آن برای عوام فریبی و جلب ترحم و حمایت مالی استفاده می کنند، این در حالیست که بسیاری از سگ ها در این پناهگاه ها نه تنها زندگی خوبی ندارند بلکه با تنبیه های مختلف و شرایط بد آنجا به تلخی زندگیشان افزوده می شود."

شیما نیز معتقد است که شرایط سگ ها در بعضی از پناهگاه ها اصلاً مساعد نیست اما به از ارائه جزئیات بیشتر در این خصوص اجتناب می کند.
بهراد، دانشجوی دامپزشک داوطلب در یکی از پناهگاه ها نیز معتقد است اکثر پناهگاه ها در ایران وضعیت نا مناسبی دارند.

هیچ نظارتی بر عملکرد پناهگاه ها نیست
بر اساس آنچه که در این نوشتار آمده، عدم نظارت قانونی بر پناهگاه ها چالش بزرگی است که می تواند مشکلات جدی برای حیوانات شهری و آسیب دیده به وجود آورد. در موارد بسیاری دیده شده که پناهگاه های فاقد مجوز خود را به دروغ سمن (سازمان مردم نهاد) معرفی می کنند تا بتوانند اعتماد عمومی را جلب  نمایند. این در حالیست که ایجاد سمن تابع با ایجاد شرکت خصوصی متفاوت است. نکته جالب اینجاست که برخی از پناهگاه ها که حتی فاقد نیروی متخصص برای امور داخلی خود هستند در مسائل مربوط به حیات وحش، محیط زیست و حقوق حیوانات نیز اظهار نظر می کنند.

در شرایطی که بسیاری از شهروندان ایرانی تفاوت میان سازمانهای غیردولتی زیست محیطی را با پناهگاه های حیوانات نمی دانند عدم نظارت کافی بر پناهگاه ها می تواند سبب ایجاد لطمه به اعتماد عمومی شود.

شرایط در پناهگاه های انسانی نسبت به پناهگاه های حیوانات فرسنگ ها با هم فاصله دارد. آیا ممکن است روزی انسان هایی که خانه ای برای زندگی کردن پیدا نکرده اند  مجبور به ساعت ها زل زدن به دیوارهای بلند و نرده های آهنی سرد شوند یا با وجود میل زیادی که به بقا دارند و برای آن می جنگند تنها بر اساس مصلحت صاحبان پناهگاه به مرگی دردناک محکوم شوند؟
زندگی برای حیوانات حتی در پناهگاه ها هم ناعادلانه است... .

*بدلیل اینکه مایل نبودند اسم حقیقی آنها در گزارش بیاید اسامی تغییر یافته اند.

/ 0 نظر / 90 بازدید