تعداد محیط بان های کشته شده توسط شکارچیان بیش از یوزپلنگ های کشته شده است

هر وقت صحبت از شکار و شکارچی به میان می آید عده ای از طرفداران شکار برای گمراه کردن اذهان عمومی و فرار از واقعیت، شکارچیان را به دو بخش شکارچیان مجاز و غیر مجاز تقسیم بندی می کنند و از راه قصد دارند همه مشکلات اعم از آدم کشی ها تا حیوان کشی ها را گردن شکارچیان غیرمجاز بیندازند! حال آنکه هر دو یک کار را انجام می دهند. حیوان کشی، حیوان کشی است، چه با مجوز و چه بی مجوز. این 113 محیط بان به دست گروهی با نام و عنوان  شکارچی کشته شده اند.
در این میان حقیقت ساده و تلخی وجود دارد که تا به حال به آن توجه نشده است. اگر یوزپلنگ یا گور ایرانی را به عنوان شاخصی از حیوانات در حال انقراض ایران در نظر بگیریم آنگاه با نگاهی به آمار و خبرهای منتشر شده در سالهای گذشته در می یابیم که تعداد محیط بانهای کشته شده توسط شکارچی ها بیش از یوزپلنگ و یا گور های کشته شده است! تنها در دو و نیم سال گذشته 8 محیط بان توسط شکارچی ها کشته اند.
این به این معنی است که شکارچی ها بیش از آنکه حیوان کش باشند در نقش آدم کش ظاهر شده اند و شکار آدم را به شکار حیواناتی نظیر یوزپلنگ یا گور ایرانی ترجیح داده اند! این در حالیست که شکار گونه های نظیر یوزپلنگ و گور ایرانی، جذابیت های فراوانی برای هر شکارچی می تواند داشته باشد.
وقت آن رسیده که یک بازنگری اصولی در تعریف عباراتی نظیر شکار و شکارچی انجام شود و با برخوردی قاطعانه و همه جانبه دستان خون آلود آدم کش ها را از دامان محیط زیست ایران قطع کرد.

/ 5 نظر / 176 بازدید
رسول چراغی

اینا وحشیا به آدمها رحم نمیکنند. دیگه با حیوان ها چکار میکنند... آدمی که خدا بهش قوه عقل و هزارتا چیز دیگه داده و این کارها را میکنه از حیوان ها هم درنده تر هست.

بیداد(گیله زن)

درود بر شما ... به نکته خیلی ظریفی اشاره فرمودید نمیدانم تا کی باید شاهد این پر پر شدن ها باشیم؟[ناراحت]

دستان علوی

با سلام و درود مطلب جالبی بود . به قول یکی از دوستان ، شکار مانند اعتیاد است . بعید است کسی که معتاد آن شد دست از آن بردارد و اگر بردارند ، پاک مانده ها خیلی کمند . مثل مصرف کنندگان مواد مخدر که گاهی اوقات حاضرند سر ببرند تا کمی مواد به دستشان برسد ، شکارچیان هم اینگونه اند . البته قصد توهین نداشتم . مثال زدم .... با سپاس حامی گرگ های ایران

رضا هانتر

با سلام چرا در زمان شاه که مدیریت حیاط وحش کشور که اتفاقا توسط همین جماعت شکارچی اداره میشد(تاسیس کانون شکار،اداره شکاربانی و نهایتا سازمان محیط زیست کنونی) زیستگاهها رو به بهبود کمی و کیفی میرفت،جمعیت وحوش کشور در اکثر مناطق در حال ازدیاد بود و شکارچی و شکاربان با هم درگیری نداشتن و.....که مدارک زیادی جهت تایید سخنانم هنوز وجود دارد.پس مهمترین مسئله که بهش سهوا یا عمدا اشاره ننمودین "مدیریت " حیات وحش یا در کل مدیریت منابع طبیعی است که بجز موارد استثنایی که مدیران مناطق خود دلسوز و هنرمندانه و انصافا فداکارانه تلاش کردن در این 34 سال در جایی بچشم نمی خورد و معلوم است که پاسخ خونهای ریخته شده این عزیزان و هموطنان(چه شکاربان و چه متخلفان کشته شده) به گردن مدیران بی کفایت و نالایق است. با عرض پوزش چنانچه تند گفتم یا جسارتی به دوستان دلسوز نمودم. به هر حال سینه مالامال درد است و دریغ....

فرهاد

ببخشید شما که این همه سنگ حیوونای وحشی رو به سینه می زنید وشکارچی ها رو محکوم به وحشیت ،تابحال موقع خوردن وعده های غذایی به فکر چیزایی که تناول می کنید هستید؟کمی هم کلاه خودتونو قاضی کنید.